تبليغاتX
مشاوره و روانشناسی

مشاوره و روانشناسی

مشاوره خانوادگی،تحصيلي،مشاوره قبل و بعد از ازدواج

علت‌ لجبازي‌ کودکان‌ چيست‌؟

علت‌ لجبازي‌ کودکان‌ چيست‌؟

مهمترين‌ علت‌ لجبازي‌ کودکان‌ ، رفتارهاي ماست . ‌ با حذف‌ آن‌ رفتارها درصد زيادي‌ از لجبازي کودکان کاسته‌ مي‌شود. انتقام‌ مداوم‌ و گاه‌ بي‌رحمانه‌ و غيرمنصفانه‌ از کودک رفتاري‌ است‌ که کودک را به لجبازي مي کشاند.اين انتقام‌ با عدم‌ توجه‌ شما به‌ نکات‌ و وجوه‌ مثبت‌ شخصيت‌ و رفتار او همراه‌ مي‌گردد. اگر به‌ رفتار خود نيز دقت‌ کنيد مي‌بينيد که‌ کمي‌ نرمش‌ از سوي‌ ديگران‌ حالت‌ دفاعي‌ را در شما کاهش‌ مي‌دهد و شما حتي‌ ممکن‌ است‌ به‌ کاري‌ که‌ مايل‌ به‌ انجام‌ آن‌ نيستيد در يک‌ شرايط‌ مثبت‌ و بدون‌ امر و نهي‌ شديد اقدام‌ کنيد.

فرزندان‌ نيز چنين‌ هستند، يعني‌ اگر شما خواسته‌هاي‌ خود را منطقي‌ بيان‌ کنيد، اگر بيان‌ شما همراه‌ با محبت‌ و عشق‌ باشد، اگر انتقادهاي‌ شما با فاصله‌ زماني‌ باشد و او را مورد بمباران‌ انتقاد قرار ندهيد، اگر به‌ او زمان‌ و مکان‌ تجديد نظر بدهيد اگر به‌ نکات‌ مثبت‌ او تاکيد کنيد، مي‌توانيد ريشه‌هاي‌ لجبازي‌ و حالت‌ دفاعي‌ در او را از بين‌ ببريد و به‌ يک‌ رابطه‌ سالم‌ و مثبت‌ و سازنده‌ دست‌ يابيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:34  توسط حسن   | 

موسيقی درمانی

موسيقی درمانی

رشته موسيقي درماني در حقيقت يكي از شاخه هاي علوم درماني است كه در آن «موسيقي درمان گر» (music therapist) مانند پزشك كه از دارو يا وسايل جراحي استفاده مي كند از موسيقي و فعاليتهاي گوناگون همراه با موسيفي به عنوان ابزار درماني استفاده مي نمايد.

در دنياي پزشكي كنوني به طور كلي دو ديدگاه درباره روشهاي درماني وجود دارد : يكي «طب رايج» (conventional medicine) يا پزشكي غربي است كه امروزه در كشور ما اعمال مي شود و ديگري شيوه هاي مختلف درماني است كه مجموعه آنها را «طب جايگزين» (alternative mdicine) يا «طب مكمل» (complementary medicine) و يا «طب حاشيه اي » مي نامند.

ويژگي تمام رشته هاي طب جايگزين استفاده از «قابليتهاي خود درمان بدن» و كل نگر بودن اين رشته هاست. برخلاف پزشكي رايج كه بدن انسان را از ديدگاه ملكولي و سلولي مورد مطالعه قرار مي دهد و انسان را متشكل از اجزاي متفاوت مي داند و سعي در شكافتن هسته پاتو فيزيولوژي بيماري ها دارد طب جايگزين انسان را مجموعه اي واحد از جسم احساس و روان مي داند  و براي او شعوري قائل است كه در تمام نقاط بدن او- و هر موجود زنده- يافت مي شود و هماهنگ كننده ساختارهاي جسمي و رواني اوست. به عبارت ديگر شاخه هاي مختلف طب جايگزين بيماري هاي عضوي را نتيجه اختلال در اين شعور و ناشي از اشكال در عملكرد كل بدن و به هم خوردن تعادل بين جسم و روان و احساس مي دانند در نتيجه درمان فقط ناظر بر نتيظيم كاركرد جسم بيمار نيست بلكه به افكار، احساسات و روان او نيز توجه دارد.

طب جايگزين بيش از پنچاه شيوه درماني رايج را در بر مي گيرد كه طب سوزني (acupunctur)، آيورودا (ayurveda)، موسيقي درماني (music therapy)، هومئوپاتي (homogopathy)، هيپنوتيسم (hypnotism)، هنر درماني (art therapy)، درمان طبيعي (naturopathy) و يوگا درماني از مهم ترين و شناخته شده ترين شاخه هاي آن به شمار مي روند.برخي از اين شيوه ها مانند طب سوزني از قدمتي چند هزار ساله برخوردارند و برخي مانند هومئوپاتي و موسيقي درماني نسبتاٌ جديد تر هستند.

اگرچه بسياري از رشته هاي طب جايگزين هنوز در ايران ناشناخته مانده اند ولي در بيشتر كشورهاي پيشرفته از اين رشته ها نيز به موازات پزشكي رايج در امر درمان استفاده مي شود و در سالهاي اخير مردم و پزشكان گرايش بيشتري به آنها نشان داده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:33  توسط حسن   | 

اختلالات رايج در دوران کودکي

اختلالات رايج در دوران کودکي

 مکيدن شصت و مشابه آن نظير مکيدن انگشتان پا در شير خواري رايج است. شروع عادت مکيدن شصت در کودکان از 4 ــ 3 ماهگي است و بلافاصله پس از تولد چنين عادتي در وي شکل نمي گيرد.  

کودک در سنين شير خواري اغلب پس از غذا خوردن شصت خود را مک ميزند برخي از کودکان به

 محض اينکه پستانک يا سينه مادر را از دهانش بيرون بياورند به اين کار مبادرت مي ورزند .  

مکيدن شصت يکي از اعمال سازشي اوليه است که کودک به وسيله آن خود را خوشحال مي کند.

اگر مکيدن شصت در سنين بالا مخصوصاً در سالهاي قبل از مدرسه رفتن مشاهده شود نشانه اختلال است مکيدن شصت در سنين بالا معمولاً شبها قبل از خواب در موقع گرسنگي ، هنگام تماشاي تلويزيون ، بي خوابي و بيماري مشاهده مي شود . براي از بين بردن اين عادت بعد از دوره شير خواري  استفاده از تنبيه ، تلخ کردن يا بستن شصت ، بي حرکت کردن آرنج و... معمولاً شيوه هاي بي فايده اي  هستند و در بعضي از مواقع موجب تشديد اين عادت خواهند شد بلکه بهترين و موثر ترين شيوه آن است که کودک را بطور غير مستقيم به سمت اصلاح رفتار نامطلوب فوق هدايت کنيم و او را به کارهايي که مورد علاقه اش مي باشد وا داريم تا به تدريج اين عادت از سر وي بيفتد گاه احساس گرسنگي و نارضايتي هاي مختلف ديگر موجب مي شود که کودک با انگشت مکيدن آشنا شود ويا کودک ممکن است حتي بعد از شير خوردن به انگشت مکيدن مبادرت ورزد اگر کودک نتواندغريزه مکيدن را از طريق مکيدن شير از سينه مادر يا پستانک ارضاء کند به شيوه هايي مانند مکيدن شصت و غيره جبران مي کند.

کودک از 6 ماهگي به بعد استقلال داشتن را احساس مي کند و مکيدن انگشت باعث مي شود که او احساس امنيت بيشتري کند اگر محبت ها و توجه لازم شما موجب شود که کودک توجه به محيط اطراف خود داشته باشدو با امکانات تازه اي که او را با دنياي جديد پيوند مي دهدآشنا شود ، به تدريج کمتر به مکيدن شصت روي مي آورد و کم کم آن را ترک مي کند.

غريزه مکيدن پس از يک سالگي از بين مي رود و اگرکودکي هنوز انگشت مي مکد علل مختلفي مانند حسادت ، افسردگي، تغييرات جديد ناخوشايند ، تولد يک بچه جديد ،ترس از والدين ، رفتن به کودکستان و... مي تواند داشته باشد . گاهي ممکن است کودک بدون علت به مکيدن انگشت مبادرت کند ، در اين گونه مواقع بهترين راه حل اين است که توجه کودک را به اسباب بازي يا آنچه در اطرافش مي گذرد جلب کنيد و با او در فعاليتي شرکت کرده و بيشتر اوقات را با او بگذرانيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:32  توسط حسن   | 

اضطراب و راه هاي کاهش آن :

  اضطراب و راه هاي کاهش آن :

      اضطراب نوعي آشفتگي ، نگراني و فشار رواني مي باشد که باعث تضعيف روحيه ،کاهش مطالعه ،کاهش يادگيري و در نتيجه باعث عدم موفقيت و يا عدم نتيجه گيري مطلوب از آنها مي گردد.

      اضطراب علاوه بر اختلال در آرامش ذهني باعث کاهش نيروهاي انسان مي شود چون فرد در حالت اضطراب نمي تواند به خوبي از نيروها و استعدادهايش استفاده کند، انرژي بسياري را تلف مي کند.

      عوامل ايجاد اضطراب 

      1- ترس از عدم موفقيت .

      2- عدم مطالعه کافي.

      3- عدم علاقه به مطالعه.

      4- وسواس بيش از حد .

      5- عدم استفاده صحيح از فرصت ها و از دست دادن زمان.

      6- عدم بهره وري صحيح از امکانات و آشنا نبودن فرد با نقاط ضعف و توانايي هاي شخصي.

      7- عدم تلاش در جبران و برطرف کردن نقاط ضعف.

      8- خستگي ذهني و جسمي و غيره .

      بنا براين سعي کنيد با شناخت دقيق نسبت به خود و شناسايي دلايل اضطراب خويش و با استفاده از تکنيک هاي کاهش اضطراب ، وضعيت روحي خود را بهبود بخشيده و با خود تصميم بگيريد که هرگز اجازه ندهيد اضطراب و نگراني ها انرژيتان را تلف کرده و شما را مايوس کنند.

      اضطراب سازنده ( مثبت )

      اين نوع اضطراب در اکثر افراد وجود دارد و باعث کوشش و پشتکار افراد براي کسب  موفقيت مي شود .اين اضطراب ، نوعي اضطراب ملايم است که به فرد تاکيد مي کند از فرصت ها و توانايي هاي شخصي، خوب استفاده کن ، با انگيزه باش و به پشتکارت  بيفزا و .... 

      اضطراب سازنده چراغ هشدار دهندهاي است که شما را به فعاليت فرا مي خواند و شما را از نگراني ها و آشفتگي ها دور مي سازد.

      اضطراب مخرب (منفي )

      اگر به هشدار هاي اضطراب سازنده (مثبت) توجهي نشود پس از مدتي اين نگراني وآشفتگي ها افزايش يافته و به صورت يک عامل مخرب و آزار دهنده خود را نشان مي دهد.

      تکنيک هاي کاهش اضطراب

 الف) برگشت به حالت آرامش ذهني :که با

      1. نفس عميق  2. تصورات مثبت 3. تلقين روزانه، به دست مي آيد.

 ب) فعاليت و پشتکار همراه با جديت .

ج) تصوير سازي مثبت .

 د) شناخت  توانمندي ها و اعتماد بر خويشتن.

 ه) تلقين مثبت. به اين صورت که:

      1. من از آرامش فکري خوبي برخوردارم 2. من توانايي آن را دارم که در هر حال به حالت آرامش ذهني باز گردم  3. من با وجود آرامش مي توانم به خواسته ها و اهدافم دست يابم .

 و) ايمان و توکل به خداوند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:30  توسط حسن   | 

دندان‌ قروچه

دندان‌ قروچه

tooth grinding

شرح بیماری 

دندان‌ قروچه‌ عبارت‌ است‌ از عادت‌ ساییدن‌ دندان‌ها. عنوان‌ قروچه‌ معمولاً در خواب‌ رخ‌ می ‌دهد، ولی‌ ساییدن‌ یا كوبیدن‌ دندان‌ها در طول‌ روز نیز شایع‌ است‌. دندان‌ قروچه‌ مداوم‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ خوردگی‌ لثه‌ها و استخوان‌های‌ حمایت‌ كننده‌ از آنها در دهان‌ شود.

علایم‌ شایع‌

انقباض‌ فراوان‌ عضلات‌ در یك‌ طرف‌ صورت‌

صداهای‌ آزاردهنده‌ دندان‌ قروچه‌ در شب‌. این‌ صداها ممكن‌ است‌ چنان‌ بلند باشند كه‌ دیگران‌ را از خواب‌ بیدار كند.

آسیب‌ به‌ دندان‌ها، لثه‌ و استخوان‌ حمایت ‌كننده‌ (در معاینه‌ دندان‌، واضح‌ است‌).

سردرد

علل‌

اضطراب‌

تلاش‌ ناخودآگاه‌ برای‌ تصحیح‌ اشتباه‌ در "گاز زدن‌" (تماس‌ بین‌ دندان‌های‌ فوقانی‌ و تحتانی‌ در هنگام‌ بسته‌ بودن‌ فك‌ها)

عوامل تشدید كننده بیماری 

استرس‌، اضطراب‌ یا الكلیسم‌

پیشگیری‌

در صورت‌ امكان‌ از وضعیت‌های‌ استرس‌زا پرهیز كنید.

عواقب‌ مورد انتظار

معمولاً با درمان‌ ظرف‌ 6 ماه‌ قابل‌ علاج‌ است‌.

عوارض‌ احتمالی‌ 

بدون‌ درمان‌ ممكن‌ است‌ دندان‌ها، استخوان‌ها و لثه‌ در اثر فشار ساییدگی‌، خورده‌ یا شكسته‌ شوند.

اصول‌ كلی‌ درمان‌

- شناسایی‌ مشكل‌ به‌ وسیله‌ بیمار و تلاش‌ آگاهانه‌ برای‌ ترك‌ عادت‌

- مراقبت‌ دندان پزشك‌

- دندان پزشك‌ شما ممكن‌ است‌ برای‌ پیشگیری‌ از دندان‌ قروچه‌ در هنگام‌ خواب‌، یك‌ پروتز محافظ‌ شب‌ بسازد و آن‌ را در دهان‌ شما كار بگذارد. یك‌ پروتز محافظ‌ شب‌ شامل‌ اسپلینت‌های‌ متحركی‌ است‌ كه‌ روی‌ دندان‌ها قرار می ‌گیرند تا فشار ناصحیح‌ گاز زدن‌ را بردارند.

- آموزش‌ بازخورد زیستی‌ یا مشاوره‌ برای‌ آموختن‌ روش‌هایی‌ جهت‌ كنار آمدن‌ مؤثرتر با استرس‌ ممكن‌ است‌ مورد نیاز باشد.

- اجتناب‌ از الكل‌

داروها

معمولاً برای‌ این‌ اختلال‌ دارو لازم‌ نیست‌. ممكن‌ است‌ در موارد خاصی‌، درمان‌ با یك‌ آرام ‌بخش‌ یا خواب‌آور به‌ مدت‌ كوتاه‌ كمك‌ كننده‌ باشد.

فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری 

محدودیتی‌ وجود ندارد.

رژیم‌ غذایی‌

رژیم‌ غذایی‌ خاصی‌ ندارد.

در چه شرایطی باید به پزشك مراجعه نمود؟

اگر در شب‌ دندان‌ قروچه‌ می ‌كنید (در این‌ حالت‌ می‌ توانید به‌ دندان پزشك‌ خود نیز مراجعه‌ كنید).

اگر شما دچار درد اطراف‌ گوش‌، گیجی‌ یا صدای‌ زنگ‌ در گوش‌ شوید.

اگر شما دچار درد یا تق‌تق‌ كردن‌ در فك‌ شوید.

اگر پروتز محافظ‌ شب‌ خود را گم‌ كنید یا بشكنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:29  توسط حسن   | 

تلاش یک ورزشکار برای افزایش دسترسی معلولان به ورزش

تلاش یک ورزشکار برای افزایش دسترسی معلولان به ورزش

او می گوید امکان دسترسی به ورزش جزعی از حقوق بشر است
واشنگتن- وقتی الی وولف، بازیکن فوتبال، دوساله بود دچار یک حملۀ مغزی و در پی آن، لنگی خفیف و ضعف در بازوی چپ خود گردید.
با این حال، این عارضه نتوانست رقابت جویی ورزشی را در وی کاهش دهد. او در 18 سالگی، زمانی که دانشجوی کالج امانوئل در بوستون بود، در بازی های سال 1995 پان آمریکن معلولان شرکت و کمک کرد تا ایالات متحده برزیل را شکست دهد.
در آن بازی ها وولف شاهد اراده و ثبات هم تیمی های خود در ورزش بود، افرادی با ناتوانی های جسمانی ناشی از ضربه، اختلالات یا سکته مغزی، و فلج . آن ها خواستار فرصتی برای تمرین کردن زیر نظر یک مربی، دسترسی به تسهیلات ورزشی، و قدردانی از موفقیت هایشان بودند .
وولف تصمیم گرفت وارد این کار شود. او که یکی از بنیانگذاران برنامۀ "ورزش در جامعه" در دانشگاه نورت ایسترن بوستون است، در تنظیم بخش ورزش کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق افراد معلول به طور مؤثری شرکت نمود.
او گفت با بسیاری از گروه های ورزشی جهان برای برخورداری از حمایتشان تماس گرفته است.
وولف گفت، کنوانسیون از کشور های عضو می خواهد تا با ایجاد قوانین و اتخاذ تدابیری، افراد معلول را مشمول فعالیت های تفریحی و ورزشی نمایند.
در بیانات مقدماتی کنوانسیون که توسط مشاور مخصوص دبیر کل سازمان ملل درمورد گسترش ورزش ایراد شد، آمده است: " ورزش به افراد اجازه می دهد با وجود تفاوت ها، با دیگران در زمین های ورزشی برابر، و به رقابت بپردازند. اهمیت برخورداری از فرصت های برابر و دسترسی به ورزش از اساسی ترین شرایط بازگشت به زندگی عادی برای افراد معلول است."
هوارد نیکسون از دانشگاه تاوسون، نزدیک بالتیمور، گفت: اجرای طرح های ابتکاری نظیر برنامۀ معلولیت و ورزش که تحت نظر الی وولف انجام می گیرد ... تلاش می کنند تا امکانات ورزشی برای افراد معلول افزایش یافته و با گسترش حمایت از ورزش معلولان، این افراد هر چه بیشتر مشمول شرکت در ورزش های اصلی بشوند. این برنامه موجب شده است که کارشناسان به انجام پژوهش های بیشتر دربارۀ مسائل اجتماعی مربوط به ورزش و افراد معلول بپردازند.
وولف خواستار این است که ورزش های متشکل – تفریحی، غیرحرفه ای و حرفه ای – بخش هایی را به افراد معلول اختصاص دهند. برای مثال، پیشنهاد می کند نابینایان و افرادای که اعضای بدن آنها قطع شده، در ورزش های دو و میدانی شرکت کنند و در دانشگاه ها، یک لیگ بسکتبال با صندلی چرخدار ایجاد گردد.
او گفت به هر جهت، بازی های پاراالمپیک - که مخصوص ورزشکاران دارای معلولیت است - از بازی های المپیک جدا بوده و رویداد های جداگانه دارند. (طبق آن چه در تارنمای سازمان آمده، بازی های المپیک ویژه، که دستۀ دیگری از رویداد ها هستند به ورزشکاران با معلولیت ذهنی اختصاص دارند.)
وولف گفت، شرکت کنندگان معلول در المپیک، در بالاترین سطح رده بندی خود به رقابت می پردازند. این استاندارد تفاوتی با سطح کار بازیکنان غیر معلول ندارد. درست همان طور که ورزش های دیگر به رده بندی زنان و مردان تقسیم می شود، بازی های معلولان هم در رده بندی خاص خود جای دارد.
در بیانیۀ ورزش در جامعه آمده، "ما اعتقاد داریم که ورزش می تواند ابزاری مؤثر در ایجاد تغییرات اجتماعی باشد."
برنامۀ ورزش در جامعه، از طریق آموزش، تحقیق و فعالیت های حمایتی، در تلاش است تا برای افراد معلول، چه در ورزش و چه در جامعه، امکانات بیشتری فراهم کند. امکانات بیشتر برای شرکت در رویداد های ورزشی، دسترسی برابر به این امکانات و برخورداری از احترام لازم .
وولف گفت، " در سال های اخیر، امکانات ورزشی برای افراد دارای معلولیت گسترش زیادی پیدا کرده، اما برای به رسمیت شناساندن کامل آن به عنوان یکی از رده بندی های رسمی در بازی های المپیک ، هنوز کار های زیادی باقی مانده است."
سیزدهمین بازی های پاراالمپیک تابستان 2008، در پکن و از 6 تا 17 سپتامبر برگزار خواهند شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:28  توسط حسن   | 

تولد فرزند عقب مانده ذهني

تولد فرزند عقب مانده ذهني

به طور كلي والدين از به دنيا آوردن فرزند سالم احساس غرورو خوشحالی مي كنند. حال اگر زماني  به آنان گفته  شود فرزند شما دچار عقب ماندگي به خصوص در مورد ذهن است،‌  اکثر والدين  در برخورد با این مسئله  مكانيزم هاي دفاعي بروز مي دهند.

آگاهی از این  موضوع تنش هايي را در والدين ايجاد مي كند كه آنان به اعمال و رفتارهاي گذشته خود رجوع مي كنند و در پی علت یابی  آن هستند.از قبیل اینکه چه رفتاري كرده اند كه فرزند آنان عقب مانده شده است. آيا بحث ژنتيك است يا عوامل مادرزادي و يا محيطي و ... حال اگر خانواده از زيربناي محكمي برخوردار نباشد، اين مسئله مي تواند باعث متلاشي شدن آن بشود . چرا كه علت اين مسئله را در يك ديگر جست وجو مي كنند.

در  چنين مواردي كه خانواده دچار بحران است ، زن و شوهر بايستي از يكديگر حمايت و دلجويي كنند.

اگردر خانواده قبل از اين فرزند عقب مانده خواهر و برادری وجود داشته باشد، تولد این کودک تازه رسیده  آنان را هم دچار مشكل مي كند. اين مسئله باعث مي شود كه آنها از دوستان خود خجالت بكشند و از اینکه بگويند، صاحب خواهر و برادر عقب مانده هستند.

بنابراين وجود اين مسئله در نبودن يك خانواده مستحكم و منسجم، آسيب جدي براي خانواده محسوب مي شود. 

در اینجا  شاید بی مورد نباشد که به نقش رسانه های گروهی اعم از  رادیو  و  تلویزیون و روزنامه ها در گسترش و افزایش آگاهی مردم نسبت به کودکان استثنایی و نیاز های واقعی انها اشاره شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:27  توسط حسن   | 

حمله خواب

حمله خواب

حمله خواب (نارکولپسی) اختلالی عصبی است که با ظهور خواب در اوقات نامناسب مشخص می‌شود.

نگاه اجمالی

حمله خواب که نباید با صرع اشتباه شود، به یک معنا عکس بی‌خوابی است. کسی که حمله خواب دارد، ناگهان احساس خواب آلودگی غیرقابل کنترل می‌کند. این نوع نیاز به خواب تقریبا 15دقیقه طول می‌کشد. آنگاه شخص از خواب بیدار می‌شود و احساس می‌کند که استراحت کرده است. هر چند که حمله خواب تجدید قوا می‌دهد، ولی دوره بسیار خطرناک و ترسناکی است، زیرا به هنگام رانندگی و کار با اشیای برنده مثل مته و اره نیز پیش می‌آید.

علایم حمله خواب

•        علامت اولیه نارکولپسی ، حمله خواب است. حمله خواب مربوط به نارکولپسی نوعی میل مقاومت ناپذیر برای خوابیدن است که می‌تواند در هر زمانی روی دهد، اما بیشتر تحت شرایط یکنواخت و خسته کننده ظاهر می‌شود. این خواب که علی‌الظاهر کاملا طبیعی است، معمولا دو تا پنج دقیقه طول می‌کشد. فرد معمولا پس از بیدار شدن احساس سرحالی می‌کند.

•        علامت دیگر حمله خواب (در واقع شدیدترین آنها) کاتاپلکسی است. در حین حمله کاتاپلکتیک فرد بطور ناگهانی وامی‌رود و چون کیسه آرد بی‌حال نقش بر زمین می‌شود. فرد مبتلا از چند ثانیه تا چند دقیقه بطور هوشیار دراز خواهد کشید. این همان فلج عضلات در زمان نامناسب است. وقتی فلج عضلانی در حین بیداری روی می‌دهد، قربانی حمله کاتاپلکتیک ، گویی که کلیدی را خاموش کرده‌اند، بطور ناگهانی وامی‌رود.

علت شناسی حمله خواب

•        نارکولپسی یا حمله خواب از نابهنجاری مغزی پدید می‌آید که باعث فعال شدن ساز و کارهای عصبی عهده‌دار جنبه‌های مختلف خواب REM (خواب عمیق) در زمانهای نامناسب می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد که در بیماران مبتلا به حمله خواب عموما خواب موج کوتاه که خواب شب با آن آغاز می‌شود، دیده نمی‌شود. در عوض آنان از مرحله بیداری مستقیما وارد خواب عمیق می‌شوند. این یافته نشان می‌دهد که در کنترل ساز و کارهای مغزی تولید کننده خواب REM نقصی وجود دارد. یافته‌های دیگر نشان می‌دهند که حمله خواب یک اختلال ژنتیکی می‌باشد.

•        کاتاپلکسی کاملا از حمله خواب (نارکولپسی) متفاوت است. کاتاپلکسی معمولا ناشی از هیجانهای قوی یا تلاش جسمانی ناگهانی است. به ویژه اگر بیمار را غافلگیر کند. خندیدن ، خشم یا تلاش برای گرفتن شیئی که بطور ناگهانی در حال افتادن است، می‌تواند موجب حمله کاتالپتیکی شود. شرایط معمولی که موجب کاتاپلکسی می‌شوند، عبارتند از: تلاش بری تربیت کودکان یا عشق بازی.

درمان حمله خواب

علایم حمله خواب را می‌توان بطور موفقیت آمیز با دارو درمان کرد. حملات خواب با مصرف تحریک کننده‌هایی چون آمفتامین ، اگونیست کاتکو لامینکاهش می‌یابند و پدیده‌های خواب REM را می‌توان با مصرف ایمی پرامین تخفیف داد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:25  توسط حسن   | 

دندان قروچه ( براکسيسم )

دندان قروچه ( براکسيسم )

 Braxism واژه اي علمي براي سائيدن دندانها يا فشردن دو فک بهم به خصوص در حين خواب يا تحت فشار روحي است . اين واژه از کلمه يوناني ( by chein ) به معناي دندان قروچه گرفته شده است . clenching يک نوع شايع از براکسيسم است و عبارت است از بستن غيرعمدي دندانها روي هم در وضعيت جويدن که شدت حرکات عمومي آن تا ۱۴ برابر حالت نرمال است .

مطالعات زيادي در مورد دليل رخ دادن براکسيسم انجام شده است اما هيچ کسي دليل قطعي بروز آن را نمي داند . به هر حال وقتي در مورد براکسيسم صحبت مي شود استرس و فشار روحي بايد به عنوان يک عامل اساسي در نظر گرفته شود . استرسهاي روزانه در بسياري از افراد عامل آغاز براکسيسم است . البته احتمال دارد که برخي از افراد مبتلا به آن هرکز علائمي ناشي از آن را تجربه نکنند . امکان دارد بروز يا عدم بروز علائم اين اختلال با ترکيب پيچيده اي از عوامل مختلف در ارتباط باشد مانند : ميزان فشار روحي ، مدت زمان سائيدن يا فشردن دندانها ، مرتب يا نامرتب بودن دندانها ، وضعيت بدني ، عادات بد خوابيدن و ...

علائم و نشانه هاي براکسيسم که ممکن است ديده شود عبارت است از :
- سائيدگي دندانها
- ترک برداشتن و شکستن دندانها
- حساس شدن دندانها
- تحليل لثه يا ايجاد شيارهايي در نزيک خط لثه بر روي دندانها
- لقي دندانها
- تشکيل پاکتهاي پريودنتال
- زخم شدن شدن گونه
- درد عضلاني
- سردرد
- مشکلات TMJ
- گوش درد
- شکايت از درد فک و صورت در هنگام بيدار شدن از خواب
- مکيدن انگشت شصت دست توسط کودک
- گاز گرفتن ناخن ها
- جويدن سطح داخلي گونه ها
- بي خوابي و افسردگي و ...

اگر براکسيسم در اثر استرس ايجاد شده باشد تا زمان وجود استرس ادامه خواهد داشت . برخي از موارد اين اختلال در کودکان در نوعي واکنش طبيعي به رشد و تکامل است و معمولاً با رسيدن به سن نوجواني بهبود مي يابد . بيشتر کودکان با رويش دندانهاي دائمي اين عادت را ترک مي کنند چون دندانهاي دائمي به درد حساس ترند .
* درمان : ممکن است بتوان بدون در نظر گرفتن علت ايجاد با آرامش قبل از خواب تا حدي آن را کنترل کرد . بطور مثال گرفتن دوش آب گرم ، گوش دادن به موسيقي ملايم يا خواندن کتاب قبل از خواب مي تواند در دستيابي به آرامش مؤثر باشد .
هدف از درمان براکسيسم ، کاهش درد ، پيشگيري از آسيب دندانها و کاهش عادت فشردن دندانها روي هم است .
براي کمک به کاهش درد برخي از اقدامات قابل انجام توسط بيمار به شرح زير است :
- آزاد و شل نگهداشتن عضلات صورت در طول روز با اين هدف که شل نگه داشتن عضلات صورت به يک عادت تبديل شود مي توان به بيمار توصيه کرد در حالي که دندانها از هم جدا و لب ها بسته هستند زبان را در حال استراحت پشت دندانهاي بالا نگه دارد .
- يادگيري تمرينات کششي عضلات براي باز کردن و تعادل طبيعي و حرکات عضلات و مفصل در طرفين سر
- قرار دادن يخ يا آب گرم روي عضلات دردناک
- اجتناب از خوردن غذاهاي سفت مثل آب نبات ، استيک ، گردن و فندق
- نوشيدن آب به مقدار زياد
- تلاش براي کاهش استرس روزانه و يادگيري روشهاي دستيابي به آرامش
- خوابيدن به اندازه کافي

به طور سنتي براي درمان اين اختلال از يک وسيله پلاستيکي نظير Night- guard استفاده مي شود .
اين وسيله بين دندانهاي بالا و پايين سدي ايجاد مي کند که سبب متوقف شدن سائيدن دو قوس فکي روي هم مي شود . در واقع اين وسيله به جاي سطح اکلوزال دندانها سائيده مي شود .
به هر حال اين وسيله راه حل درمان اين اختلال نيست و تنها سبب کاهش عوارض ناشي از آن مي شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:23  توسط حسن   | 

• مفهوم نفس حافظ كليت و يكپارچگي روانشناختي در انسان

•  مفهوم نفس حافظ كليت و يكپارچگي روانشناختي در انسان

•  کلیات روانشناسی

دو ديدگاه عمده در روانشناسي اسلامي

در بحث روانشناسي اسلامي دو ديدگاه عمده مي‏تواند مطرح باشد. ممكن است منظور از روانشناسي اسلامي ديدگاههاي اسلام به طور كلي در مورد روان انسان، شامل جنبه‏هاي مذهبي، فلسفي و عرفاني روان انسان باشد،ولي در ديدگاه دوم منظور از روانشناسي اسلامي، پي‏ريزي مكتبي علمي (بر اساس روش علمي و متأثر از آن) بر مبناي ديدگاههاي اسلام در روانشناسي انسان مي‏باشد و عمدتا اين ديدگاه است كه در مواجهه و مقابله با مكاتب روانشناسي با منشاء بشري قابل طرح و ارائه مي‏باشد. ديدگاه اول ديدگاهي وسيع و آميخته با نگرش فلسفي به انسان است كه ابعاد تجربي را هم مي‏تواند در بر بگيرد اما ديدگاه دوم صرفا در تلاش براي قابل فهم كردن مفاهيم فلسفي و مذهبي نگرش اسلامي در قالب‏هاي روش شناختي علمي است. براساس ديدگاه دوم است كه نحوه بيان و ارائه روانشناسي اسلامي موضوعيت و اهميت پيدا مي‏كند و نيازمند تلاش براي يافتن زباني مشترك ميان روانشناسي اسلامي و مكاتب روانشناسي بشري مي‏باشد. دو ديدگاه مطروحه در تضاد با هم نيستند بلكه در شكل و محتواي مطالبي كه ارائه مي‏كنند متفاوت خواهند بود به طوري كه بر اساس ديدگاه اول مي‏توان از روح به عنوان بعد غيرمادي در روانشناسي انسان سخن گفت، اما ديدگاه دوم كه متأثر از متدولوژي علمي است پذيراي چنين مفهومي نيست اگرچه صريحا آن را انكار نمي‏كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:44  توسط حسن   | 

نظریه ژان پیاژه

نظریه ژان پیاژه

 ژان پياژه درنهم اوت 1896 در شهر نوشاتل (در کشور سوئيس) به دنيا آمدازهمان دوران کودکي پيش رس بودن ذهن پياژه علاقه هاي مکرر به مطالعات زيست شناسي از سويي و فلسفه از سوي ديگر به خوبي آشکار بوده از سن 11 سالگي تحت تا ثير راهنمايي پل گوده مطالعات زيستي – حيواني را ادامه داده ودر سن 15 سالگي اولين مقاله خود را در مسائل سازگاري هاي زيستي بر حسب محيط نوشت

پياژه پس از اتمام د کتري خود در زيست شناسي در سن 22سالگي براي مدت کوتاهي به زوريخ رفت ودر آن جا به مطالعات روان شناسي و روان پزشکي پرداخت ومدتي با بلوير کار کرد وسپس به پاريس رفت و در آزمايشگاه بينه به تحقيق پرداخت وبه مطالعه روان شناسي تکويني يا ژنتيک به شدت علاقه مند شد.

در فاصله سالهاي 1923تا1926 پياژه 41 جلد کتاب به رشته تحرير در آورده است البته اين به استثناي مقالات وسخنراني هاي او و24 جلد کتابي است که با همکاران ومحققان ديگر به صورت مشترک نوشته است

نام اولين اثر وي که در سال 1923 انتشار يافت ((زبان وتفکر نزديک کودک))نام دارد و آخرين کتاب وي که تعليم وتربيت در روان شناسي مي باشد به سال 1969 انتشار يافت.

پروفسور ژان پياژه مولف کتاب زيست شناسي و روان شناسي  فيلسوف ودانشمند ارزنده مفاخر در تاريخ16سپتامبر1980 مصادف با 26 شهريور 1359در سن)              

 84 سالگي دارفاني را وداع گفت .(محسني 1360 )

   ¯ نظريه رشد ذهني پياژه

پياژه از آن جهت کودکان را مورد مطالعه قرار داده است که از طريق جمع آوري اطلاعاتي درباره رفتارها وانديشه هاي آنان به شناسايي اعمال و افکار کودکان و بزرگسالان هر دو نائل آيد .در واقع هدف اصلي پژو هشهاي پياژه معرفت شناسي يا دانش شناسي بوده است که بدين منظور روانشناسي ژنتيک را به عنوان وسيله  انتخاب کرده تا منشا و تکامل دانش را در نزد نوع بشر بررسي کند.

فرض پياژه آن است که اگر بفهمد که چگونه دانش (در نزد کودکان) ساخته مي شود آن گاه خواهد فهميد که دانش چيست. زيرا ساختمان دانش ماهيت دانش را نشان مي دهد درست همانطور که ساختمان يک صندلي موادي را که صندلي از آن ساخته شده است نشان مي دهد.(فرت1977, ص 66 ,نقل از سيف 1371 ).

بنابراين هدف روان شناسي ژنتيک پياژه مطالعه نحوه ايجادو تکامل فعاليتهاي شناختي انسان از روزهاي نخست کودکي تا بزگسالي است.

کاربرد اصطلاح ژنتيک نشان دهنده علاقه به پديد آيي  دانش آدمي و فرايندهاي کسب وتکامل آن است. اصطلاح ژنتيک از ديرباز توسط روان شناسان معروفي چون استنلي هال و بالدوين به معني رشد وتکامل به کار مي رفته است وبنابراين روانشناسي ژنتيک هم به همين معني به وسيله پياژه به کار رفته است اما بعد ها اصطلاح

ژنتيک به وسيله زيست شناسان با معني محدودتر وراثت و قوانين آن به کار گرفته شد.(سيف 1371 ).

به نظر پياژه ,  چهار عامل در تحول شناختي کودک تا ثير دارد که عبارتند از:1) رسش, 2) تجربيات محيطي 3) تعاملهاي اجتماعي و 4) تعادل جويي.

نظريه پياژه , معطوف به نقش عوامل زيستي در تحول شناختي کودک است . ولي نحوه ي سازگاري و سازماندهي فرايند هاي هوشي تابع دو عامل محيط وپيشينه ي يادگيري فرد است, اما درمقابل , گرايش به سازماندهي فرايند هاي هوشي و برقراري سازگاري هاي ويژه با محيط را به ارث مي برد (گينزبورگ و اوپر,  1969, نقل از کديور 1382). به بيان ديگر, پياژه به بلوغ زيستي فرد در طول زمان اشاره دارد تا به وراثت در تحول شناختي . با همه ي اهميتي که پياژه براي بلوغ زيستي قائل است , توانايي هاي شناختي کودک , حاصل تعامل او با محيط است. پياژه به درک چگونگي فعاليت ذهن علاقه مند است و مي خواهد بداند که فرد در تقابل با جهان پيرامون خويش چگونه عمل مي کند. (کديور 1382 )

از نظر پياژه, رشد آدمي از ابتداي تولد تا بزرگسالي دو جريان موازي است که بر يکديگر تاثير متقابل دارد اين دو جريان عبارتند از :

از خود به درآمدن ( جدايي از خود محوري )

 سازگاري با واقعيت وجستجوي تعادل  

پياژه معتقد است زند گي , تعامل خلاقي است که بدون وقفه بين موجود زنده و محيط زندگي او جريان مي يابد. اين تعامل خلاق به دو صورت متفاوت اما مکمل يکديگر انجام مي گيرد.

يکي , بيروني است که سازگاري نام دارد وديگري , دروني است که سازمان ناميده شده است .

تعامل موجود زنده با محيط به دو صورت :

بروني: سازگاري 

دروني: سازمان  ديده مي شود.

سازگاري , جنبه برخورد و سازش با محيط را در تعامل بين فرد ومحيط نشان مي دهد .وقتي کودک مي آموزد با محيط خود به طور موثر مقابله کند , گويند وي با محيط به سازگاري مي پردازد .

فرايند سازگاري به دو صورت جذب وتطابق يا انطباق انجام مي گيرد .

جذب: مستلزم بروز پاسخي است که از پيش کسب شده . مثلا وقتي کودک پستانکي را مي مکد آنرا به فعاليت مکيد ن که از قبل مي دانسته است جذب مي کند . يا وقتي عروسکي کاغذي را در دهان مي گذارد و مي جود آنرا به فعاليت جويدن جذ ب مي کند .

جذب وقتي صورت مي گيرد که کودک چيزي را از محيط بگيرد وآن را جزيي از خود سازد .

از ديدگاه پياژه جذب وقتي صورت مي گيرد که شخصي مطلب تازه اي را بر حسب مطالب آشنا ببيند.يعني در موقعيتي تازه ، رفتاري را انجام دهد که  در موقعيت هاي گذشته انجام مي داده است. مثلا کودکي که تا به حال هواپيما نديده است آنرا يک پرنده سفيد وبزرگ مي نامد.

کودک در جذب جنبه هاي واقعيت بيروني را در ساخته هاي شناختي خود جذب ميکند. مجموعه فرايند تغييردادن ادراکات جديد ، براي همخوان کردن آنها با ساخت شناختي فعلي جذب ناميده مي شود.

انطباق : وقتي که رفتار فعلي شخص براي مقابله با محيط کفاف نمي کند و نياز به تغيير رفتار دارد ، از انطباق استفاده مي کند. در انطباق ، فرد ساخته هاي شناختي خود را براي مقابله با فشارهاي محيط تغيير مي دهد . به عبارت ديگر انطباق ، فرايند تغيير دادن ساخته هاي شناختي براي همخوان کردن آنها با ادراکات جديد است.

مثلا کودکي که به مکيدن پستانکي کوچک و گرد عادت کرده است، براي مکيدن پستانکي با شکل متفاوت ، مثلا بلندتر از پستانک قبلي، لازم است هنگام مکيدن لبهاي خود را ، بر خلاف عادت معمول ، تغيير دهد دراين صورت گويند کودک رفتار خود را با شکل و وضع پستانک جديد تطبيق داده است .

پياژه معتقد است ، تقليد خالص ترين نوع انطباق است و آنرا تغيير رفتار بنا به خواست محيط مي داند.

تعادل جويي نيروي محرکه رشد است و ابزار آن درون سازي و برون سازي است ( جذب و انطباق ) مي باشد .

تعادل جويي منجر به سازگاري با واقعيت يا از خود به درآيي شناختي ( رهايي از خودمحوري ) مي شود. منظور از خود محوري عدم توانايي ادراک ديدگاه ديگران است . بعنوان مثال کودک چهار ساله با ديدن کتابي که روي جلد آن تصوير وجود دارد جلد وپشت کتاب سفيد و خالي از تصوير است اگر تصويررا  به سمت کودک گرفته و ازاو بپرسيم چه مي بيند ، تصوير را که مي بيند توصيف مي کند واگر از او پرسيده شود من چه مي بينم ؟ بدون توجه به ديدگاه شخص مقابل که پشت کتاب را مي بيند اظهار مي دارد شما هم همين تصوير را مي بينيد. در اينجا کودک توانايي درک ديدگاه ديگران را ندارد. به اين پديده خود محوري شناختي در دوره پيش عملياتي ، مي گويند.

¯طرح يا طرحواره رفتاري (SCHEMA ) :

چهارچوب شناختي کودک که به کمک آن مي تواند آگاهي هاي خود را درباره اشيا وامور گوناگون دنياي اطراف خود سازماندهي کند .

طرحواره ها را مي توان ساختهاي شناختي کودک دانست . طرحواره يک الگوي رفتاري داراي نظم و هماهنگ است . مثل طرحواره مکيدن و ديدن.

¯ساخت شناختي      

مجموعه اي از طرح هاي ذهني که با يکديگر ارتباط دارند و به صورت واحدي درآمده اند . که ساخت هاي شناختي مکانيزم هاي تازه اي هستند که از تغيير يافتن واکنشهاي ارثي نوزاد از طريق تجارب بدست مي آيند.

ترتيب تحول و ساخت هاي شناختي به صورت زير است :

1 ) طرحواره هاي بازتابي

2 ) طرحواره هاي حسي و حرکتي

3 )ساخت شناختي

¯عمليات (peration O) از نظر پياژه

ساخت هاي شناختي دوره هاي بالاتر را عمليات مي نامند. عمليات مجموعه هماهنگي است که بيشتر جنبه ذهني دارد. پياژه معتقد است ما اعمال دروني شده را عمليات مي ناميم. اعمالي که نه بر روي مواد محسوس بلکه از درون و به صورت نمادي انجام مي گيرد

(پياژه 1973 نقل از سيف 1371 ) .

پياژه ، مفهوم عمليات را براي توضيح چگونگي اکتساب نگهداري ذهني به کار ميبرد وآنرا « دروني شدن کنشي که ساخت ذهني را تغيير ميدهد » ، تعريف مي کند . مهمترين مشخصه عمليات ، برگشت پذيري آن است. يعني آگاهي به اين که وضع فعلي مي تواند به اصل خود بازگشت يا برگشت داده مي شود. بعنوان مثال در مورد آزمايش لوله ها ( دو لوله آزمايش حاوي مايع که يکي پهن و کم ارتفاع و ديگري بلند و باريک است و کودک بايد تشخيص دهد که مايع داخل لوله ها به يک اندازه است علي رغم تفاوت ظاهري در قرار گرفتن مايع ها در دو لوله ) مايع داخل کنش دروني شده باعث ميشود کودک ، بتواند در ذهن خود آب ريخته شده در يک لوله را به يک لوله ديگر بر گرداند . در حاليکه لوله ها بدون تغيير در مقابل او   قرا ر گرفته اند ولي مدتي قبل کودک در مرحله پيش عملياتي قرار داشت و نمي توانست تعديل هايي نظير برگشت دادن را انجام دهد . (بيلر 1974 نقل از کديور 1382 ).

 

¯مراحل تحول شناختي و عمليات از ديدگاه پياژه         

پياژه ، فرايند هاي شناختي از بازتابهاي اوليه نوزاد تا تفکر انتزاعي را در  چهار مرحله بررسي مي کند.

دوره حسي و حرکتي – 2) دوره پيش عملياتي –

دوره عمليات عيني – 4) دوره تفکر انتزاعي

به نظر پياژه رشد شناخت آدمي ، در جريان مراحل بوجود مي آيد که از نظر کمي و کيفي با يکديگر متفاوتند . هر يک از مراحل رشد شناختي ، ساخت و عملکرد ويژه خود را دارد و يکي بر ديگري بنا مي شود . يعني هر ساخت در عين حال که به حصول يک مرحله تحقق مي بخشد ، نقطه آ غاز مرحله بعدي نيز هست هر کدام از مراحل با نظم مشخص و در زماني نسبتا معين ظاهر مي شود . نظم موجود در پيشرفت مراحل پايدار و ثابت و در همه افراد همانند است ولي هر فرد ضمن پيروي از طرحهاي عمومي رشد شناختي ، ويژگي هاي رشدي خاص خود را دارد . (کديور 1382 )

 

¯ويژگي هاي اساسي مراحل رشد از نظر پياژه

مرحله حسي و حرکتي (از تولد تا دو سالگي): کودک تا پايان اين مرحله ، قادر به دروني ساختن دنياي خارج در ذهن خود نيست و لذا فعاليت هاي شناختي او به اعمال حسي و حرکتي محدود مي شود. کودک داراي تفکر حسي و حرکتي است يعني رفتارهاي غير کلامي فاقد نماد پردازي و هوش عملي است مثل هوش خالي از انديشه حيوان . کودک خود ميان بين و (self center ) خود محور است. زيرا نمي تواند، وجود خود را از چيزهاي اطراف خود جدا کند. کودک به مفهوم پايداري شي پي مي برد و پايداري اشيا يعني براي او عدم حضور اشيا ، به معني نبودن آ نها نيست . به عنوان مثال مادر اگر اتاق را ترک کرده است ، به معني نبودن و حذف هميشگي نيست و امکان بازگشت وجود دارد . همچنين در پايان اين مرحله کودک به رابطه علت و معلولي بين پديده ها پي مي برد و خود را فاعل مي شناسد . مثلا متوجه مي شود ايجاد صدا ، به دليل کوبيدن اشيا به روي ميز توسط خود اوست . 

 

دوره پيش عملياتي : کودک مي تواند اشيا و وقايع را ازحواس و کارهاي خود جدا بداند. جهان کودک ، محدود به زمان حال ، نيست (برعکس دوره حسي و حرکتي). بود و نبود حال و گذشته و آينده را در مي يابد.

کارکردهاي عادي، مثل زبان رشد مي يابد. کارکردهاي عادي در اصل جانشين کردن چيزي به جاي چيز ديگر است .

کودک هنوز توانايي جداکردن علائم از موضوع (واقعيت از علائم) را ندارد.

براي مثال نام هر چيز را بخشي از آن مي داند همچنين خواب هايش را واقعيت مي پندارد. کودک در اين مرحله نيز خود مرکز است ، خود مرکزي کودک در اين مرحله به اين صورت است که نمي تواند ،خود را در موقعيت ديگران قرار دهد. به عنوان مثال اگر يک تصوير را رو به کودک بگيريم و پشت تصوير که صفحه سفيد قرار دارد ، رو به خودمان باشد. اگر از کودک سوال کنيم، چه مي بيند آنچه در تصوير مي بيند را بيان مي کند و اگر از او سوال شود من چه مي بينم اظهار مي دارد شما هم همين تصوير را مي بينيد، پس کودک توانايي درک ديدگاه شخص مقابل که صفحه سفيد را مي بيند . (حدود سني قبل از 5 سالگي)

کودک در اين مرحله (مرحله پيش مفهومي از دوره پيش عملياتي، 4-2 سالگي) جاندار پندار است، يعني تصور مي کند که و همه پديده ها جاندارند، به عنوان مثال عروسک خود را جاندار مي داند.

کودک در مرحله پيش عملياتي مي تواند مسئله را حل کند اما قادر به توضيح دلايل حل مسئله نيست. در اين مرحله بر يکي از جنبه هاي مشخص امور تاکيد مي کند و جنبه هاي ديگر را ناديده مي گيرد و استدلال او بازگشت ناپذيراست.براي مثال وقتي از کودکي که نام او علي است مي پرسم علي برادر دارد مي گويد بله، نام او حسين است. مجددا از او مي پرسم آيا حسين برادر دارد ؟ پاسخ ميدهد نه، يعني استدلال او بازگشت پذير نيست. حسين را برادر خود مي داند و از يک جنبه به مسئله مي نگرد اما نمي تواند از ديدگاه حسين به صورت بازگشت پذير استدلال کند .

 

مرحله عمليات عيني( از هفت تا يازده سالگي ) : در اين مرحله کودک ، توانايي انجام اعمال منطقي را دارد ، اما با امور عيني و محسوس نه با امور فرضي و پديده هاي انتزاعي . به عنوان مثال ، اگر اين مسئله براي کودک طرح شود که : اگر رنگ موي پريسا از زهرا روشن تر است و رنگ موي پريسا از مريم تيره تر است رنگ موي چه کسي از همه تيره تر است ؟ کودک دوره عمليات محسوس بدون ديدن اين سه نفر در کنارهم قادر به حل مسئله نخواهد بود اما اگر اين سه نفر در کنار يکديگر و به طور محسوس براي او قابل رويت باشد جواب صحيح خواهد بود.                                 

   در اين مرحله ، کودک نيازي به انجام اعمال کوشش و خطا ندارد و مي تواند اعمال را پيش بيني کند و نتايج را از پيش حدس بزند . به عنوان مثال ، مي تواند آ نسوي ماه را تصور کرده و پاسخ دهد که تفاوتي با قسمت قابل مشاهده ما ندارد

کودک که دراين مرحله به درک مفاهيم بقاء ماده ، عدد ، وزن ، حجم و غيره دست مي يابد. منظور از مفهوم بقاء اين است که علي رغم ايجاد تغيير در شکل ظاهري يا وضع مکاني يک شيء اگر چيزي به آن اضافه نشود يا چيزي از آن کاسته نشود ، در مقدار واقعي آن تغييري ايجاد نمي شود.                                    

درک مفهوم بقاء از سوي کودک مستلزم تسلط بر اصول منطقي زيراست.

الف) اين هماني :   

 اين اصل مبين آن است كه تغييرات ظاهري اشياء در مقدار واقعي آنها تغييري ايجاد نمي كنند . و كميت يك شي در اشكال مختلف همان است كه در ابتدا بوده ، براي مثال در آزمايش ظروف ، كودكي به مفهوم بقا مايع از ظرف ب به ظرف ج نه چيزي به آن اضافه شده و نه چيزي در آن كم شده است ( علي رغم تفاوت شكل ظاهري هر دو ظرف ) پس مقدار آن تغييري نكرده و مساوي با مايع ظرف الف است                ب ) اصل بازگشت پذيري :

 اگر شيء تغيير شكل يافته را به حالت قبلي اش برگردانيم ، معلوم مي شود كه در آن تغييري ايجاد نشده است . براي مثال اگر مايع ظرف ج را به ظرف ب برگردانيم همان مقدار اوليه به دست خواهد آمد .

ج ) اصل جبران :

بنابر اين اصل در تغيير شكل اشياء يك مورد ، مورد ديگر را جبران مي كند . براي مثال گرچه ارتفاع مايع درون ظــرف « ج » كمتر از ارتفاع مايع داخل ظرف « الف »است اما به همان نسبت پهناي مايع درون ظرف « ج » بيش از پهناي مايع درون ظرف« الف » است ، بنا بر اين با هم برابرند .

كودك به طور معمول در 6 الي 7 سالگي به مفهوم بقاء عدد و طول و مايع دست مي يابد و به مفهوم بقا ماده و فاصله در سن 7 الي 8 سالگي

ب )مفاهيم بقاي سطح در 9 الي 10 سالگي و بقاي حجم بين 11 تا 12 سالگي دست مي يابد . كودك در مرحله عمليات محسوس علاوه بر درك مفهوم بقا ، توانايي سليقه بندي كردن ، رديف كردن و كار با اعداد را نيز به دست مي آورد « سيف 1371 صفحات 181 تا 185 »

4- مرحله تفكر انتزاعي « عمليات صوري از 11 تا 15 سانتي متر » :

در آخرين مرحله رشد ذهني كودك به تدريج توانايي تفكر بر حسب امور انتزاعي را كسب مي كند و بر قوانين منطق صوري و منطق ارسطويي مسلط مي شود . انديشه هاي فرد علاوه بر اشياء محسوس ، موارد احتمالي و فرضي را نيز شامل مي شود . لذا فرد قادر به فرضيه سازي و استدلال قياسي مي شود . يعني مي تواند به طرح فرضيه بپردازد و بدون نياز به مراجعه به اشياء محسوس به وارسي فرضيه خود اقدام كند .

در مرحله قبلي « عمليات محسوس » كودك بر حسب واقعيات عيني و موجود مي انديشد به عنوان مثال ، چون فيل بزرگتر از سگ و سگ بزرگتر از موش است مي تواند نتيجه بگيرد كه فيل از موش بزرگتر است . اما نمي تواند فرض كند كه اگر موش بزرگتر از سگ و سگ بزرگتر از فيل باشد پس موش بزرگتر از فيل است . زيرا تنها بر حسب واقعيات عيني و موجود مي انديشد . اما انديشه نوجوان « مرحله تفكر انتزاعي » فرضيات و امكانات را نيز شامل مي شود . نوجوان با تصور دنيايي بهتر از آنچه هست به انتقاد از وضع موجود مي پردازد . كودكان مرحله ي عمليات محسوس واقع گرا و سازگارند . اما نوجوانان مرحله تفكر صوري آرمانگرا و غالباً ناسازگارند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:40  توسط حسن   | 

كاربرد مدل‌ آلتمن‌ در تعيين‌ وضعيت‌ ورشكستگي‌ شركتها

كاربرد مدل‌ آلتمن‌ در تعيين‌ وضعيت‌ ورشكستگي‌ شركتها

چکيده:

‌تغييرات‌ محيطي‌ و رقابت‌ روزافزون‌ موسسات، دستيابي‌ به‌ سود موردنظر را براي‌ آنها محدود كرده‌ است. بدين‌لحاظ، تصميم‌گيري‌ مالي‌ نسبت‌ به‌ گذشته‌ اهميت‌ بيشتري‌ يافته‌ و مديران‌ را وادار ساخته‌ تا با بهره‌گيري‌ از تكنيك‌هاي‌ پيشرفته‌ روشهاي‌ جديد كنترل‌ را به‌كارگيرند.

 ‌اين‌ تحقيق‌ سعي‌ در بررسي‌ كاربرد يكي‌ از تكنيك‌هاي‌ پيش‌بيني‌ ورشكستگي‌ (مدل‌ آلتمن) دارد. به‌ دليل‌ استاندارد و همگون‌ بودن‌ و همچنين‌ دردسترس‌ قرار داشتن‌ صورتهاي‌ مالي‌ شركتهاي‌ پذيرفته‌ شده‌ در بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران، اين‌ شركتها براي‌ آزمون‌ مدل‌ آلتمن‌ در يك‌ دوره‌ چهارساله‌ مورداستفاده‌ قرار گرفته‌اند.

مقدمه‌

 ‌مهمترين‌ موضوعهاي‌ مطرح‌ شده‌ در زمينه‌ مديريت‌ مالي، سرمايه‌گذاري‌ و اطمينان‌ به‌ سرمايه‌گذاران‌ براي‌ افراد حقيقي‌ و حقوقي‌ است. در كشورهاي‌ پيشرفته‌ صنعتي، تحقيقات‌ بسياري‌ درمورد فرايند تصميم‌ به‌ سرمايه‌گذاري‌ صورت‌ گرفته‌ است. يكي‌ از مسائلي‌ كه‌ مي‌تواند به‌ نحوه‌ تصميم‌گيري‌ سرمايه‌گذاري‌ كمك‌ كند. وجود ابزارها و مدلهاي‌ مناسب‌ براي‌ ارزيابي‌ شرايط‌ مالي‌ و وضعيت‌ سازمانهاست، زيرا تا زماني‌ كه‌ شخص‌ سرمايه‌گذار نتواند ارزيابي‌ دقيقي‌ از سرمايه‌گذاري‌ موردنظر خود داشته‌ باشد، انتخاب‌ وي‌ بهينه‌ نخواهد بود. يكي‌ از ابزارهاي‌ مورداستفاده‌ براي‌ تصميم‌ به‌ سرمايه‌گذاري‌ در يك‌ شركت، مدلهاي‌ پيش‌بيني‌ ورشكستگي‌ است.

 ‌سرمايه‌گذاران‌ همواره‌ مي‌خواهند با پيش‌بيني‌ امكان‌ ورشكستگي‌ يك‌ شركت‌ از ريسك‌ سوخت‌ شدن‌ اصل‌ و فرع‌ سرمايه‌ خود جلوگيري‌ كنند. از اين‌رو، آنها درپي‌ روشهايي‌ هستند كه‌ بتوانند به‌وسيله‌ آن‌ ورشكستگي‌ مالي‌ شركتها را تخمين‌ بزنند، زيرا در صورت‌ ورشكستگي، قيمت‌ سهام‌ شركتها به‌ شدت‌ كاهش‌ مي‌يابد.

 ‌پيش‌بيني‌ ورشكستگي‌ با استفاده‌ از روشهاي‌ مختلفي‌ صورت‌ مي‌پذيرد، كه‌ از ميان‌ روشهاي‌ مزبور، روش‌ تجزيه‌وتحليل‌ نسبتها و روش‌ تجزيه‌وتحليل‌ ريسك‌ بازار از اعتبار بيشتري‌ برخوردار است. در روش‌ تجزيه‌وتحليل‌ ريسك‌ بازار، احتمال‌ وقوع‌ ورشكستگي‌ شركت‌ ازطريق‌ تغييراتي‌ كه‌ در ريسك‌ بازار (مثل‌ واريانس‌ نرخ‌ بازده‌ يك‌ سهم‌ و ريسك‌ سيستماتيك) رخ‌ مي‌دهد، تخمين‌ زده‌ مي‌شود. در روش‌ تجزيه‌وتحليل‌ نسبتها، احتمال‌ وقوع‌ ورشكستگي‌ به‌وسيله‌ يك‌ گروه‌ از نسبتهاي‌ مالي‌ كه‌ توسط‌ صاحبنظران‌ با هم‌ تركيب‌ شده‌اند تخمين‌زده‌ مي‌شود.

 ‌در مدل‌ آلتمن‌(E.ALTMAN) براي‌ پيش‌بيني‌ وقوع‌ ورشكستگي، از روش‌ تجزيه‌وتحليل‌ نسبتها استفاده‌ شده‌ است. مدل‌ تشكيل‌ شده‌ از پنج‌ نسبت‌ مالي‌ كه‌ به‌ روش‌ تجزيه‌وتحليل‌ مميزي، ضريب‌دار شده‌اند و به‌ صورت‌ يك‌ تابع‌ كه‌ نسبتهاي‌ مالي‌ به‌عنوان‌ متغيرهاي‌ مستقل‌ آن‌ هستند، به‌اجرا درآمده‌است. هدف‌ اصلي‌ انجام‌ اين‌ تحقيق‌ - تعيين‌ ميزان‌ كاربرد مدل‌ آلتمن‌(Z-SCORE) براي‌ بررسي‌ وضعيت‌ ورشكستگي‌ شركتهاي‌ پذيرفته‌ شده‌ در بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران‌ در گروه‌ شركتهاي‌ صنايع‌ نساجي‌ و ساخت‌ فلزات‌ اساسي، است. همچنين‌ سوال‌ ويژه‌اي‌ براي‌ تجزيه‌وتحليل‌ و يافتن‌ راه‌حل‌ مناسب‌ انتخاب‌ شده‌ است‌ كه‌ عبارتند از: آيا به‌كارگيري‌ مدل‌ آلتمن‌ براي‌ بررسي‌ وضعيت‌ ورشكستگي‌ شركتهاي‌ پذيرفته‌ شده‌ در بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران‌ (شركتهاي‌ صنايع‌ نساجي‌ و ساخت‌ فلزات‌ اساسي) مناسب‌ است‚

 ‌در ادامه‌ تحقيق‌ به‌ بيان‌ تعاريف‌ مختلفي‌ از ورشكستگي، پيشينه‌ مطالعات‌ مختلف‌ در زمينه‌ پيش‌بيني‌ ورشكستگي، بيان‌ روش‌ تحقيق‌ و تجزيه‌وتحليل‌ داده‌ها و درانتها به‌ بيان‌ نتايج‌ حاصل‌ از تحقيق‌ پرداخته‌ خواهدشد.

ورشكستگي‌

‌درمتون‌ علمي، از ورشكستگي‌ تعاريف‌ مختلفي‌ شده‌ است. در ادامه‌ به‌ چند تعريف‌ از ديدگاههاي‌ تجاري‌ و حقوقي‌ اشاره‌ خواهدشد. ورشكستگي، اقدامي‌ قانوني‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ به‌طوركلي‌ يك‌ بدهكار عاجز از پرداخت‌ بدهي‌ خود به‌ سود طلبكاران‌ ضبط‌ مي‌شود (منوچهر فرهنگ، 1374).

 ‌ورشكستگي‌ هنگامي‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ بدهيهاي‌ يك‌ شركت‌ از ارزش‌ دارائيهاي‌ موجود در شركت‌ تجاوز كند (GITMAN,1996).

 ‌ازنظر حقوقي، ورشكستگي‌ عبارت‌ است‌ از اين‌ كه‌ بدهكار از كل‌ دارايي‌ خود به‌ نفع‌ طلبكار صرف‌نظر كند. ولي‌ هرگاه‌ از ورشكستگي‌ برائت‌ حاصل‌ كند. مي‌تواند مجدداً‌ كار خود را آغاز كند (قائم‌مقام‌ فراهاني، 1368).

 

 ‌در بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران، ملاك‌ ورشكستگي‌ و خروج‌ شركتها از بورس، ماده‌ 141 قانون‌ تجارت‌ اصلاحي‌ است. در اين‌ ماده‌ آمده‌ است: اگر بر اثر زيانهاي‌ وارده، حداقل‌ نصف‌ سرمايه‌ شركت‌ از ميان‌ برود، هيات‌ مديره‌ مكلف‌ است‌ بلافاصله‌ مجمع‌ عمومي‌ فوق‌العاده‌ صاحبان‌ سهام‌ را دعوت‌ كند تا موضوع‌ انحلال‌ يا بقاء شركت، مورد شور و راءي‌ واقع‌ شود. هرگاه‌ مجمع‌ مزبور راءي‌ به‌ انحلال‌ شركت‌ ندهد، بايد درهمان‌ جلسه‌ و با رعايت‌ مقررات‌ ماده‌ 6 اين‌ قانون، سرمايه‌ شركت‌ را به‌ مبلغ‌ سرمايه‌ موجود كاهش‌ دهد (منصور، 1377).

 ‌به‌طوركلي، شركتها ممكن‌ است‌ به‌ يكي‌ از سه‌ شكل‌ مالي، اقتصادي‌ و حقوقي‌ با شكست‌ مواجه‌ شوند. در شكست‌ مالي، ضعف‌ در ايفاي‌ تعهدات‌ در زمان‌ سررسيد، وجود حالت‌ تنگناي‌ مالي‌ را نشان‌ مي‌دهد معمولاً‌ نشانه‌ تنگناي‌ مالي، فقدان‌ سرمايه‌ در گردش‌ است. فقدان‌ سرمايه‌ در گردش، نشانه‌اي‌ است‌ كه‌ خود ناشي‌ از علل‌ ديگري‌ مانند ساختار سرمايه‌اي‌ ضعيف‌ با استقراض‌ جاري‌ بيش‌ از حد، هزينه‌ عملياتي‌ بالا و امثال‌ اين‌ موارد است. معمولاً‌ بين‌ شكست‌ به‌ معني‌ اقتصادي‌ و شكست‌ مالي‌ و اعتباري‌ فرق‌ گذاشته‌ مي‌شود. به‌طوركلي، شكست‌ تجاري‌ همان‌ شكست‌ اقتصادي‌ است، زيرا موسسه‌ نتوانسته‌ است‌ براي‌ سرمايه‌گذاري‌ انجام‌ شده، سودي‌ مشابه‌ آنچه‌ كه‌ در جاي‌ ديگر قابل‌ دسترسي‌ است‌ را تحصيل‌ كند. شكست‌ ازنظر قانون، عدم‌ توانايي‌ ايفاي‌ تعهدات‌ در سررسيد نيست. قوانين‌ شكست‌ را اين‌طور تعريف‌ مي‌كنند كه‌ كل‌ دارائيها براي‌ پرداخت‌ كل‌ بدهيها كافي‌ نباشد.

 ‌معمولاً‌ دلايل‌ مختلفي‌ باعث‌ بروز ورشكستگي‌ مي‌شود. مهمترين‌ دليل‌ ورشكستگي‌ شركتها، سوءمديريت‌ سازمانهاست. خطاهاي‌ مديريتي، هزينه‌ بالا، فعاليت‌ مالي‌ ضعيف، بي‌اثر بودن‌ فعاليتهاي‌ فروش‌ و هزينه‌ توليد بالا، مي‌تواند به‌ تنهايي‌ يا تركيبي‌ از آنها هشداري‌ براي‌ ورشكستگي‌ شركت‌ باشند. فعاليتهاي‌ اقتصادي‌ مي‌تواند يكي‌ ديگر از دلايل‌ ورشكستگي‌ شركتها باشد. ركود اقتصادي، تغييرات‌ نرخ‌ بهره، بالا رفتن‌ تورم، نوسانات‌ قيمت‌ مواداوليه‌ و شرايط‌ اقتصادي‌ بين‌المللي، از دلايل‌ اقتصادي‌ ورشكستگي‌ سازمانهاست. تصميمات‌ دولت، پيشامدهاي‌ طبيعي‌ ناخواسته‌ و مرحله‌ عمر سازمانها نيز از ديگر دلايل‌ بروز ورشكستگي‌ هستند.

پيشينه‌ تحقيقات‌

 ‌اولين‌ تحقيق‌ در زمينه‌ پيش‌بيني‌ ورشكستگي‌ در سال‌ 1900 توسط‌ توماس‌ وودلاك‌ انجام‌ شد. وي‌ يك‌ تجزيه‌وتحليل‌ كلاسيك‌ در صنعت‌ راه‌آهن‌ انجام‌ داد و نتايج‌ تحقيق‌ خود را در مقاله‌ تحت‌ عنوان‌ <درصد هزينه‌هاي‌ عملياتي‌ به‌ سود انباشته‌ ناخالص> ارائه‌ كرد. در سال‌ 1911، لارس‌ جامبرلاين‌ در مقاله‌اي‌ تحت‌ عنوان‌ <اصول‌ سرمايه‌گذاري‌ اوراق‌ قرضه> از نسبتهاي‌ به‌دست‌ آمده‌ به‌وسيله‌ وودلاك، نسبتهاي‌ عملكرد را به‌وجود آورد. در سال‌ 1930 تا 1935، آرتور ونيكور و ريموند اسميت‌ در مطالعات‌ خود تحت‌عنوان‌ <روشهاي‌ تحليل‌ در نسبتهاي‌ مالي‌ شركتهاي‌ ورشكسته> دريافتند كه‌ صحيح‌ترين‌ نسبت‌ براي‌ تعيين‌ وضعيت‌ ورشكستگي، نسبت‌ سرمايه‌ در گردش‌ به‌ كل‌ دارايي‌ است. اولين‌ تحقيقاتي‌ كه‌ باعث‌ ايجاد مدلي‌ براي‌ پيش‌بيني‌ ورشكستگي‌ شد، تحقيقات‌ ويليام‌ بيور در سال‌ 1966 بود. بيور يك‌ مجموعه‌ شامل‌ 30 نسبت‌ مالي‌ كه‌ به‌نظر وي، بهترين‌ نسبتها براي‌ ارزيابي‌ سلامتي‌ يك‌ شركت‌ بودند را انتخاب‌ كرد. سپس‌ نسبتها را براساس‌ چگونگي‌ ارزيابي‌ شركتها، در شش‌ گروه‌ طبقه‌بندي‌ كرد. وي‌ طي‌ تحقيقات‌ خود به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ ارزش‌ هر نسبت، در ميزان‌ اعتبار طبقه‌بندي‌ شركتها در گروههاي‌ شركتهاي‌ ورشكسته‌ و غيرورشكسته‌ است، و ميزان‌ خطاي‌ طبقه‌بندي‌ كمتر، نشان‌دهنده‌ ارزش‌ بالاي‌ هر نسبت‌ است. طبق‌ اين‌ اصل، بيور نسبت‌ را كه‌ داراي‌ كمترين‌ نرخ‌ خطاي‌ طبقه‌بندي‌ بود را به‌ ترتيب‌ اهميت‌ به‌ شرح‌ زير معرفي‌ كرد: جريان‌ نقد به‌ كل‌ دارايي، درآمد خالص‌ به‌ كل‌ دارايي، كل‌ بدهي‌ به‌ كل‌ دارايي، سرمايه‌ در گردش‌ به‌ كل‌ دارايي، نسبت‌ جاري‌ و نسبت‌ فاصله‌ عدم‌ اطمينان.

 ‌در سال‌ 1968 آلتمن‌ در پيرو مطالعات‌ بيور، مطالعه‌ خود را براي‌ تهيه‌ مدلي‌ جامع‌ و چند متغيره‌ (برخلاف‌ بيور و دانشمندان‌ قبل‌ كه‌ مدلهايي‌ تك‌متغيره‌ ارائه‌ كرده‌اند) ادامه‌ داد. آلتمن‌ با انتخاب‌ 22 نسبت‌ مالي‌ و تجزيه‌وتحليل‌ آنها به‌وسيله‌ روش‌ آماري‌ چند مميزي، موفق‌ به‌ تهيه‌ تابع‌Z كه‌ از پنج‌ نسبت‌ مالي‌ تشكيل‌ شده‌ بود به‌ عنوان‌ متغيرهاي‌ مستقل‌ وZ به‌عنوان‌ متغير وابسته‌ شد. نسبتهاي‌ مالي‌ موجود در مدل‌ عبارت‌ بودند از: سرمايه‌ در گردش‌ به‌ كل‌ دارايي، سود انباشته‌ به‌ كل‌ دارايي، درآمد قبل‌ از بهره‌ و ماليات‌ به‌ كل‌ دارايي، ارزش‌ بازاري‌ حقوق‌ صاحبان‌ سهام‌ به‌ كل‌ بدهي‌ و فروش‌ به‌ كل‌ دارايي.

 ‌پس‌ از سالها استفاده‌ از مدل‌Z به‌وسيله‌ اشخاص‌ و سازمانهاي‌ مختلف، يك‌ سري‌ انتقادات‌ براي‌ مدل‌ مطرح‌ شد. تحليل‌گران‌ مالي، حسابداران‌ و حتي‌ خود شركتها، معتقد بودند كه‌ مدل‌ تنها براي‌ موسسات‌ با ماهيت‌ تجارت‌ عمومي‌ قابل‌ استفاده‌ است. آلتمن‌ در ادامه‌ تحقيقات‌ خود، روي‌ مدل‌ پيش‌بيني‌ ورشكستگي‌ موفق‌ به‌ اصلاح‌ مدل‌Z و ارائه‌ مدل‌ جديد به‌ نام‌Z شد. واضح‌ترين‌ اصلاحيه‌ آلتمن‌ جانشين‌ كردن‌ ارزش‌ دفتري‌ سهام‌ به‌ ارزش‌ بازاري‌ آن‌ و سپس‌ تغيير ضرايب‌ و محدوديتهاي‌ ورشكستگي‌ بود. عمده‌ موارد استفاده‌ اين‌ دو مدل‌ درمورد شركتهاي‌ توليدي‌ بود و اين‌ مدلها براي‌ شركتهاي‌ غيرتوليدي‌ و خدماتي‌ استفاده‌ عمده‌ نداشت. به‌ همين‌ علت‌ آلتمن‌ در ادامه‌ تحقيقات‌ خود موفق‌ به‌ طراحي‌ مدلي‌ به‌ نام‌Z شد كه‌ در اين‌ مدل‌ متغير نسبت‌ فروش‌ به‌ كل‌ دارايي‌ حذف‌ و مدل‌ چهار متغيره‌ مختص‌ شركتهاي‌ خدماتي‌ و غيرتوليدي‌ ارائه‌ كرد. در سالهاي‌ بعد محققان‌ زيادي‌ روي‌ مدلهاي‌ پيش‌بيني‌ ورشكستگي‌ مطالعه‌ و موفق‌ به‌ طراحي‌ مدلهاي‌ جديدي‌ شدند كه‌ ازجمله‌ آنها مي‌توان‌ به‌ مدلهاي‌ اسپرينگات، اوهلسون، فولمر، گريس‌ و شيراتا نام‌ برد.

روش‌ تحقيق‌

 ‌در اين‌ تحقيق، با استفاده‌ از اطلاعات‌ استخراج‌ شده‌ از صورتهاي‌ مالي‌ شركتهاي‌ پذيرفته‌ شده‌ در بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران، نسبتهاي‌ موجود در مدل‌ را محاسبه‌ و با قرار دادن‌ آن‌ نسبتها در مدل، مقدار مدل‌ آلتمن‌ براي‌ هر شركت‌ در هر سال‌ موردمطالعه، تعيين‌ شد. جامعه‌ آماري‌ تحقيق، شركتهاي‌ داخل‌ بورس‌ در دو صنعت‌ نساجي‌ و ساخت‌ فلزات‌ اساسي‌ كه‌ جمعاً‌ 41 شركت‌ هستند، را شامل‌ مي‌شود. علت‌ انتخاب‌ شركتهاي‌ داخل‌ بورس‌ و اين‌ دو صنعت‌ به‌ خاطر دسترسي‌ آسان‌ و استاندارد همگون‌ بودن‌ صورتهاي‌ مالي‌ اين‌ شركتها و همچنين‌ به‌ دليل‌ اينكه‌ اين‌ دو صنعت‌ نسبت‌ به‌ صنايع‌ ديگر داخل‌ بورس‌ هستند كه‌ بيشترين‌ خروجي‌ را طي‌ سالهاي‌ موردمطالعه‌ داشته‌اند. در ضمن‌ افق‌ زماني‌ پژوهش، دوره‌ چهارساله‌ از سال‌ 1375 تا سال‌ 1378 است.

 ‌مدل‌ مورد استفاده، مدل‌(Z"-SCORE) آلتمن‌ است. اين‌ مدل‌ كه‌ از پنج‌ نسبت‌ مالي‌ (سرمايه‌ در گردش‌ به‌ كل‌ دارايي‌ (X1)، سود انباشته‌ به‌ كل‌ دارايي‌ (X2)، درآمد قبل‌ از بهره‌ و ماليات‌ به‌ كل‌ دارايي‌ (X3)، ارزش‌ دفتري‌ حقوق‌ صاحبان‌ سهام‌ به‌ ارزش‌ دفتري‌ بدهي‌ (X4)، فروش‌ به‌ كل‌ دارايي‌ (X5) تشكيل‌ شده‌ به‌ صورت‌ زير است:

Z"= 0/717X1 + 0/84X2 + 3/1X3 + 0/42X4 +0/998X5

حالت‌ ورشكستگي‌ كامل‌ Z<1/2

حالت‌ مابين‌ ورشكستگي‌ و غير ورشكستگي‌

حالت‌ سلامت‌ كامل‌ Z ? 2/9

تجزيه‌وتحليل‌ داده‌ها

 ‌با استخراج‌ مقادير متغيرها و محاسبه‌ مقدارZ" در دو صنعت‌ نساجي‌ و ساخت‌ فلزات‌ اساسي، ميزان‌ خطاي‌ نوع‌ اول‌ (شركت‌ ورشكسته‌ است‌ ولي‌ آن‌ غيرورشكسته‌ پيش‌بيني‌ مي‌شود) و خطاي‌ نوع‌ دوم‌ (شركت‌ غيرورشكسته‌ است‌ ولي‌ آن‌ ورشكسته‌ پيش‌بيني‌ مي‌گردد) مشخص‌ مي‌شود.

 ‌باتوجه‌ به‌ نمودارهاي‌ تحقيق‌ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ از ميان‌ 41 شركت‌ موردبررسي، 16 شركت; ايران‌ برك، بافت‌ آزادي، ريسمانريسي‌ سمنان، ريسندگي‌ و بافندگي‌ ري، مخمل‌ و ابريشم‌ كاشان، نساجي‌ غرب، نساجي‌ مازندران، وطن‌ اصفهان، نساجي‌ بروجرد، ريسندگي‌ و بافندگي‌ كاشان، نساجي‌ خوي، آلومتك، آلومينيم‌ ايران، ابزار مهدي، صنايع‌ فلزي‌ ايران‌ و نورد و لوله‌ اهواز، طبق‌ نتايج‌ حاصل‌ از مدل‌ در وضعيت‌ ورشكستگي‌ كامل‌ قرار دارند. ازبين‌ اين‌ شركتها، 12 شركت‌ طي‌ دوره‌ موردمطالعه‌ از بورس‌ خارج‌ شده‌ و 3 شركت‌ نساجي‌ مازندران، نساجي‌ خوي، ابزار مهدي‌ تاكنون‌ از بورس‌ خارج‌ نشده‌ و شركت‌ نساجي‌ بروجرد در سال‌ 1378 در وضعيت‌ ورشكستگي‌ قرار گرفت‌ و در سال‌ 1379 از تابلوي‌ بورس‌ خارج‌ شد. همچنين‌ از بين‌ 25 شركتي‌ كه‌ مدل‌ آنها را در وضعيت‌ مابين‌ ورشكستگي، غيرورشكستگي‌ و سلامت‌ كامل‌ پيش‌بيني‌ كرده‌ است، دو شركت‌ صنعتي‌ ملاير و آلومينيوم‌ ايران‌ طي‌ دوره‌ موردمطالعه‌ از تابلوي‌ بورس‌ خارج‌ شده‌اند.

نتيجه‌گيري‌

 ‌دراين‌ پژوهش، مدل‌ آلتمن‌(Z"-SCORE) در دو گروه‌ از شركتهاي‌ ورشكسته‌ و غيرورشكسته‌ موردبررسي‌ قرار گرفته‌ تا ميزان‌ خطاي‌ نوع‌ اول‌ و دوم‌ آن‌ مشخص‌ شود.

 ‌گروه‌ ورشكسته‌ كه‌ شامل‌ 16 شركت‌ است، نتايج‌ پيش‌بيني‌هاي‌ مدل‌ آلتمن، در مورد 12 شركت‌ صحيح‌ و 3 شركت‌ كه‌ طبق‌ پيش‌بيني‌ مدل‌ بايد طي‌ دوره‌ مطالعه‌ از بورس‌ خارج‌ مي‌شدند، از بورس‌ خارج‌ نشده‌ و همچنان‌ خريد و فروش‌ سهام‌ آنها در بورس‌ ادامه‌ دارد. با اين‌ نتيجه‌گيري، مدل‌ آلتمن‌ با 81 درصد اطمينان‌ وضعيت‌ ورشكستگي‌ شركتها را قبل‌ از ورشكستگي‌ درست‌ پيش‌بيني‌ كرده‌ است. درضمن‌ خطاي‌ نوع‌ دوم‌ درمورد شركتهاي‌ ورشكسته، حدود 19 درصد بوده‌ است‌ كه‌ نشان‌دهنده‌ اين‌ است‌ كه‌ مدل‌ در 19 درصد موارد، شركتهايي‌ را كه‌ ورشكسته‌ نيستند ورشكسته‌ پيش‌بيني‌ كرده‌ است. در اين‌ رابطه، آلتمن‌ در آزمون‌ مدل‌ خود روي‌ شركتهاي‌ ورشكسته‌ آمريكا، به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسد كه‌ مدل‌ در حدود 90 درصد موارد توانسته‌ شركتهاي‌ ورشكسته‌ را قبل‌ از ورشكستگي‌ درست‌ پيش‌بيني‌ كند و خطاي‌ نوع‌ دوم‌ او در اين‌ تحقيق‌ حدود 10 درصد بوده‌ است.

 ‌درگروه‌ شركتهاي‌ غيرورشكسته‌ كه‌ شامل‌ 25 شركت‌ است، پيش‌بيني‌ مدل‌ در 23 مورد صحيح‌ بوده‌ و تنها در 2 مورد كه‌ مدل‌ پيش‌بيني‌ مي‌كرد، آنها از بورس‌ خارج‌ نخواهندشد، از تابلوي‌ بورس‌ خارج‌ شده‌اند. با اين‌ نتيجه‌گيري، مدل‌ آلتمن‌ با 92 درصد اطمينان، وضعيت‌ عدم‌ ورشكستگي‌ شركتها را طي‌ دوره‌ مورد مطالعه، درست‌ پيش‌بيني‌ كرده‌ است. همچنين‌ خطاي‌ نوع‌ اول‌ درمورد اين‌ شركتها حدود 8 درصد بوده‌ كه‌ نشان‌دهنده‌ اين‌ است‌ كه‌ مدل‌ در 8 درصد موارد، شركتهايي‌ را كه‌ فعال‌ نيستند را غيرورشكسته‌ پيش‌بيني‌ نموده‌ است. در اين‌ رابطه، آلتمن‌ در آزموني‌ ديگر، مدل‌ را روي‌ شركتهاي‌ فعال‌ در ايالات‌ متحده‌ آمريكا موردآزمون‌ قرار داد و به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ مدل‌ در 97 درصد موارد توانسته‌ است، شركتهاي‌ غيرورشكسته‌ را صحيح‌ پيش‌بيني‌ كند. در ضمن‌ خطاي‌ نوع‌ اول‌ در اين‌ تحقيق‌ حدود 3 درصد بوده‌ است .

منابع:

- بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران، (1380)، صورتهاي‌ مالي‌ شركتهاي‌ پذيرفته‌ شده‌ در بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران‌ طي‌ سالهاي‌ 29/12/1375 الي‌ 29/12/1378، تهران: انتشارات‌ بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران.

- بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران، (شهريور 1379). گرازش‌ هفتگي‌ بورس. سال‌ دهم، شماره‌ 23، ص‌ 37. تهران: انتشارات‌ سازمان‌ بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران.

- پارسائيان، علي‌ و جهانخاني، علي‌ (1376). مديريت‌ سرمايه‌گذاري‌ و ارزيابي‌ اوراق‌ بهادار (چال‌ اول)، تهران: انتشارات‌ دانشكده‌ مديريت‌ دانشگاه‌ تهران.

- پي‌نوو، ريموند، (1376). مديريت‌ مالي; ترجمه‌ علي‌ جهانخاني‌ و علي‌ پارسائيان، جلد اول‌ (چاپ‌ سوم)، تهران: انتشارات‌ سمت.

- فراهاني، قائم‌مقام، (1368)، حقوق‌ و تجارت، ورشكستگي‌ و تصفيه‌ (جلد اول)، تهران: انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران.

- فرهنگ، منوچهر، (1374)، فرهنگ‌ علوم‌ اقتصادي‌ (چاپ‌ هفتم)، تهران: انتشارات‌ نشر البرز.

- منصور، جهانگير، (1377)، قانون‌ تجارت‌ (جلد اول)، تهران: انتشارات‌ نشر ديدار.

- ولفنيگ، ولدن، (1354)، تهيه‌ و اداره‌ امور مالي‌ موسسات‌ تجاري; ترجمه‌ علي‌ رشيدي‌ (چاپ‌ اول)، تهران: انتشارات‌ موسسه‌ اموربانكي.

منابع‌ انگليسي:

- ALTMAN, E.(1968). FINANCIAL RATIOS, DISCRIMINANT ANALYSIS AND THE- PREDICTION OF CORPORATE BANKRUPTCY ]COMPUTER PROGRAM]. ).AVAILABLE AT (www.stern.nyu.edu/n ealtman).

- ALTMAN, E. HALDEMAN, R.& NARAYANAN, P.(1977). ZETA ANALYSIS: ANEW MODEL TO IDENTIFY BANKRUPTCY RISK OF CORPORATIONS [COMPUTER PROGRAM] AVAILABLE AT (www.stern.nyu.edu/n ealtman).

- GITMAN, LJ. (1996). PRINCIPLE OF MANAGERIAL FINANCE (7 RD ED). NEW- YORK: HARPER COLLINS COLLEGE.

- GRICE, J.S. (1998). CALSSIFIDCATION AND PREDICTIVE ACCURACIES FOR- BANKRUPTCY PREDICTION MODELS: A SENSITIVITY ANALYSIS [COMPUTER PROGRAM]. AVAILABLE AT (www.troyest.edu/html/cbes/html/review/ reviwdoc 16.html).

  - RANNCE, R.(1999). THE APPLICATION OF ALTMANS REVISED FOUR- VARIABLE Z-SCORE BANKRUPTCY PREDICTION MODEL FOR RETAIL FIRMS. AVAILABLE AT (www. lib.umi.com/disserations/fullcit/.9938887(

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:39  توسط حسن   | 

كمـرويي

كمـرويي

مقدمه

كمرويي، به عنوان نوعي معلوليت اجتماع، مانع بزرگي در راه شكوفايي استعدادها و قابليتهاي بشري است. انسان ها در يك توجه غير عادي و مضطربانه به خويشتن، دچار نوعي تنش رواني مي شوند كه ابعاد عاطفي، شاختي و اجتماعي شان متاثراز اين وضعيت گشته، رفتارهاي خام و واكنش هاي نامناسب  در آن ظاهر مي گردد.

قال الصادق (ع): (( من رق وجهه رق عمله : هركه كمرواست ، كم دانش است.

در روايات ياد شده ، كمرويي از عوامل جهل و ناداني شمرده است.

در روايتي ديگر ، رسول خدا (ص) مي فرمايند:

((الحياء حياء ان : حيا ء  عقل و حياء حمق ، فحيا ء العقل  هو العلم و حيا ء الحمق هو الجهل .))

حياء بر دو فسم است : حيا ء خردمندانه و حيا ء احمقانه  ، حياء خردمندانه دانش  است و حياء احمقانه ناداني است.

در اين جا نيز ديده مي شود كه رسول خدا (ص) حياء مذموم را كه همان كمرويي مصطلح باشد مترادف با جهل و ناداني معرفي مي نمايند..

پس از تعريف و بيان ديد گاه روايي نسبت  نسبت به پديده كمرويي مناسب است به انواع ، علل و شيوه هاي در مان اين اختلال بپردازيم.

كمرويي هاي خانوادگي :

1-    زن و شوهر : كه شا مل:  عاطفي ، جنسي ، اقتصادي است.

2-   والدين و فرزندان كه شامل شناختي ، عاطفي ، جنسي است.

3-  والدين و جامعه.

كمرويي هاي خانوادگي

در ارتباطات خانوادگي عموما كمرويي  مشكلاتي را ايجاد مي نمايد كه باعث دلسردي و اختلافات خانوادگي مي گردد. طي مراجعاتي كه خانواده ها به مراكز مشاوره داشته اند. مشاهده مي شود كه برخي كمرويي ها در رابطه با مسائل جنسي است، گاهي مواقع زن و شوهر ابراز اين نياز به همديگر ، دچار مشكل مي شوند كه عموما رنان از اين مسئله  بيشتر آسيب مي بينند.

زن و شو هر در محيط گرم و بي رياي خانوادگي بايد همانند يك روح در دو جسم باشند ، ولي متاسفانه به علت عدم وجود ارتباطات  عاطفي و كلامي صحيح و مناسب كه مبتني بر عدم درك و تفاهم درست از همديگر است. اين صفا و صميميت تحقق نمي پذيرد .

عدم بر قراري ارتباط آگاهانه ، سبب برخي كمرويي ها شده و عملا ارتباطات را كمرنگ مي كند. و در خيلي از موارد زن و شوهر از ابراز خواسته ها و خواهش ها ي منطقي و معقول خويش امتناع مي ورزند.

در كمرويي يا حياء مذموم در بيان خواسته ها و مسائل منطقي يك زندگي ، ممكن است آسيب هاي جدي به پيكره كانون گرم خانواده وارد سازد.

قسمتي ديگر از كمرويي هاي خانوادگي مربوط به ارتباط خانواده با فرزندان مي باشد.

خانواده هاي سنتي- عموما تصور مي كنند كه با عدم مطرح نمودن بر خي واقعيت ها، مي توانند فضاي تربيتي مناسبي را در محيط خانواده ها ايجاد نمايند، در حالي كه تجربه نشان داده است كه ضايعات اين طرز تفكر بسيار مهلك و غير قابل جبران مي باشد .

دوره هاي مختلف  رشد در پسران و دختران ، اين ضرورت را ايجاب مي كند كه والدين با بر قراري ارتباطي صميمانه،  برخي از ويژگي هاي رشد را به اطلاع فرزندان خويش برسانند و آنان را از مواجهه يكباره و غير منتظره با برخي پديده هاي رشد و يا اخذ اطلاعات  مسموم و مخرب از سوي برخي دوستان و گروه همسن بر حذر دارند.

طي مراجعات متعدد نوجوانان ، مشخص شد اين گروه عموما از مشكلات دوره بلوغ خواسته ها نيازها و عدم فهم درست والدين – در اين باره – گله و شكايت دارند.

 كه معمولا اين افراد اظهار مي كنند كه والدين ما را درك نمي كنند و به همين خاطر ما نمي توانيم مشكلات خود را با آنان در ميان بگذاريم البته شايسته است كه بدانيم ساختار خانواده سنتي مجالي به نوجوانان براي بيان مشكلات نمي دهد و اين موضوع انها را به طور جدي دچار مشكل مي كند.

بخش ديگر كمرويي هاي خانوادگي ، به برقراري ارتباط با دوستان آشنايان و در مجموع جامعه و محيط زندگي ما بر مي گردد. برخي خانواده ها با گوشه گيري و عدم حضور فعال در رفت و آمد هاي خانوادگي و اجتماعي ضربات جبران ناپذيري به خود و فرزندانشان وارد مي سازد. انسان به عنوان موجودي اجتماعي همواره نيازمند ارتباط تبادل انديشه و داد و ستدهاي عاطفي و كلامي است كه اين نياز آدمي مي تواند با رفت و آمد خانوادگي و نشست و برخاست با افرادي كه تا حدي با طرز فكر و نوع زندگي انها هماهنگي دارد برطرف مي شود.

ارتباطات خانوادگي نه تنها باعث نشاط روحي و تبادل تجربه مي گردد بلكه در تربيت فرزندان نيز بسيار موثر خواهد بود .

ارتباط خانوادگي درايجاد فضاي مناسب  تربيتي براي فرزندان نقش موثري دارد و گروه هاي هم سن كه معمولا در خانواده ها الگوهاي مناسبي براي فرزندان ما باشند بنابراين رفت و امدهاي سازنده مي تواند پيامدهاي بسيار ارزنده اي براي خانواده ها در پي داشته باشد .

اين حالت مقدمه لازم براي اجتماعي تر شدن كودكان مي باشد . كم رويي در ميان تك فرزندان و فرزندان اول خانواده بيش از ساير كودكان ديده مي شود. اين مساله زماني به شكل جدي مطرح مي شود كه والدين قادر نباشند زمينه تربيت و رشد اجتماعي مطلوب و هماهنگ كودك را مطابق با نيازهاي عاطفي و اجتماعي او فراهم آورند. فرزند اول يا تك فرزند معمولاً خود را با بزرگترها همانند سازي مي كند و تمايل بيشتري به برقراري ارتباط با بزرگسالان دارد تا نسبت به همسالان . به عبارت ديگر فرزندان اول خانواده و تك فرزندها در ارتباط با همسالان و همكلاسي هاي خود بيشتر با مشكل مواجه مي شوند تا با افراد بزرگسال. انتظارات فوق العاده و آرمان خواهي هاي فراوان والدين از كودكان و احساس ناتواني اين فرزندان در تحقق بخشيدن به اين انتظارات، فرزندان را دچار احساس بي كفايتي مي كند و خودپنداري ضعيفي پيدا مي كنند . در نتيجه اضطراب زياد، كم رويي در شخصيت اين كودكان نمايان مي شود.

 

علل و عوامل كمرويي

شناخت علل و عوامل كمرويي مهمترين بخش درمان اين پديده مي باشد بنا بر اين بررسي اين عوامل مي تواند در درمان كمرويي موثر باشد عوامل تاثير گذار در پديده كمرويي عبارتند از :

1- تربيت خانوادگي

2 – مسائل فرهنگي

3- مشكلات روحي

4 نارسايي هاي جسمي

5 وپژگي هاي ظاهري

6- جهل و ناداني و تفكرات غير منطقي

 

1- تربيت خانوادگي :

بسياري از خانواده ها از شيوه هاي ناصواب در تربيت فرزندان استفاده مي كنند كودكان كمرو و خجالتي دارند البته با برسي اجمالي از وضعيت خانواده ها مي توان سه تقسيم اساسي براي آن برشمرد :

1-    خانواده بي تفاوت :

اين دسته نسبت به فرايند تربيت فرزندان كاملا بي تفاوت بوده و توجه چنداني به فرزندان و نوع رفتار آنان ندارند.

2-   خانواده ديكتاتور:

اين تيپ ها با برخوردهاي قهري و جبري به تربيت فرزندان پرداخته و هر گونه اظهار نظر و پيشنهاد از ناحيه فرزندان را به شدت سركوب مي نمايند ديكتاتوري در محيط خانواده پيامدي جز خجالت و كم رويي براي افراد آن نمي تواند داشته باشد . افرادي كه در اين محيط زندگي مي كنند از اعتماد به نفس لازم برخوردار نبوده و همواره افرادي وابسته به ديگران مي باشند .

3-  خانواده قاطع و اطمينان بخش:

اين تيپ كه به عنوان الگوي موفق خانواده مطرح مي باشند همواره سعي مي كنند در كارها با فرزندان خود مشورت نموده و حق راي و نظر براي فرزندان خويش قائل باشند . اين نوع از خانواده ها معمولا از مصون از آسيب ها مي باشند و كمتر دچار ضايعاتي مانند: كم رويي در فرزندان خويش مي باشند.

براي پيشگيري از ضايعات تربيتي فرزندان همواره به خانواده ها توصيه مي شود كه به فرزندان خويش احترام نموده و با محبت و تكريم با آنان رفتار نمايند و براي فرزندان خويش حق راي و نظر قائل باشند . و با آنها در امور جاري زندگي مشورت كنند .

2- نماد هاي فرهنگي :

برخي از مسائل فرهنگي و اجتماعي مانند : زبان، لهجه، نوع لباس، و غيره موجب كم رويي در افراد مي شود .

در برخي از مراكز آموزشي مشاهده مي شود افرادي كه داراي لهجه خاصي هستند مورد تمسخر قرار مي گيرند و از شركت در گفتگو با استاد و همچنين فعاليتهاي كلاسي خوداري مي كنند . اين افراد با آنكه از توانايي هاي بالايي برخوردار هستند ولي به صرف داشتن لهجه خاص كمتر وارد فعاليتهاي كلاسي مي شوند تا مورد تمسخر احتمالي ديگران واقع نشوند

3- مشكلات روحي:

در بسياري از اوقات وجود برخي مشكلات روحي مانند: عدم اعتماد به نفس و يا عدم برخورداري از عزت نفس لازم در مواقعي هم اضطراب و افسردگي سبب اين نارسايي اجتماعي يعني كم رويي مي شود. كه مشاور پس از شناخت علت بايد به درمان آن بپردازد و بجاي اينكه با كم رويي به عنوان يك معلول برخورد كند . با علت آن مواجه شده و سعي در درمان علت ها داشته باشد

4-نارسائي ها و معلوليت جسماني و ويژگي هاي خاص ظاهري و غيره :

متاسفانه معلوليت هاي جسماني در ابعاد مختلف سبب گوشه گيري، انزوا، و در مجموع باعث ايجاد يك شخصيت كمرو مي شود . انسان هاي معلول  همواره تصور مي كنند كه محيط نگاهي خاص به انها دارد و لذا افراد معلول براي رهايي ازاين رنج خود را از فعاليتهاي اجتماعي محروم نموده و به نحوي گرفتار معلوليت اجتماعي (كمرويي) مي شوند در حاليكه اين معلوليت و يژگي هاي ظاهري ، مي تواند با عث تلاش هر چه بيشتر انسان گردد. (( آدلر)) كه يكي از روان شناسان  نامدار بوده نظريه اي دارد و معتقد است انسانهايي كه از معلوليت خاصي رنج مي برند عموما تلاش گراني موفق از آب در مي آيند و اگر بخواهند از استعداد و توانايي ذاتي خويش بهره بگيرند رشد و شكوفايي مطلوب تري نسبت به انسانهاي سالم و معمولي خواهند داشت .

5- جهل و ناداني و تفكرات غير منطقي :

همان طور كه در صفحات قبل گفته شد بين ناداني و تفكرات غير منطقي ، تلازم وجود دارد و معمولا انسان هايي كه در جهل غوطه ور اند به تفكرات غير واقعي و غير منطقي گرفتار مي شوند.

تفكرات غير منطقي با عث ايجاد انتظارات زياد شده و انسان را از فعاليت هايش باز مي دارد.

معمولا انسان هاي جاهل ، گمان مي كنند كه بايد از همه بهتر حرف بزنند و همواره مورد تحسين ديگران باشند و در كار ، عمل و گفتار، هيچ گونه اشتباهي نداشته باشند .

و تصور شان اين است كه  ديگران نسبت به انان نگاهي خاص و ويژه دارند.

در حاليكه چنين نيست و اگر انسان خود و جامعه را بشناسد و تفاوت ها را درك نمايد بسياري از امور براي او عادي و بديهي خواهد شد و تصوراتي از اين قبيل كه صرفا ريشه در جهل و ناداني او دارد از بين خواهد رفت.

روش هاي درمان

با توجه به توضحات مطرح شده در باب علل كمرويي به اين جمع بندي مي رسيم كه هر علت خاصي ، درمان خاص خود را مي طلبد . در اين بخش به يكسري از روش هاي عامي كه در تمامي موارد كمرويي موثر است اشاره خواهيم نمود:

1- تغيير در حوزه شناختي :

فرد كمرو، با اينكه ديگران او را فردي ضعيف و نا توان نمي دانند، نسبت به خويش،  محيط و اطراف داراي تصوري غلط است و همواره تصور مي كند كه توانايي انجام برخي كارها را ندارد ، بايد دانست كه تفكر و تصور منفي و غلط مهم ترين آسيب را به فرد كمرو وارد مي سازد و او را دچار اضطراب نموده و به فردي ناتوان و ضعيف تبديل مي نمايد .

مشاور بايد در روند كمرويي دقيقا خطاهاي شناختي و فكري فرد را شناسائي نموده و ريشه هاي آن را مورد بررسي قرار دهد تا با خشكاندن ريشه هاي افكار مسموم ، بتواند  از نظر شناختي و فكري ، فرد را آماده و سازگار با محيط و فضاي زندگي نمايد.

2- تقويت اراده:

كمرويي گاه ريشه در ضعف اراده آدمي دارد و به همين جهت افراد كمرو  به جهت برخورداري از اراده اي پايين ، توان انجام كارهاي مربوط به خود را نداردند .البته ضعف ارده ، علل مختلفي دارد كه بايد مورد ملاحظه و بررسي قرار گيرد. يكي از موارد ضعف اراده، ممكن است به خاطر مسائل فيزيولوژيك باشد باشد بنابر اين با بررسي هاي عالمانه مي توان زمينه هاي تقويت اراده را ايجاد نمود.

3- درمان كانون اصلي اضطراب

يكي از مسائل  مهم، در درمان كمرويي، شناخت كانون اصلي اضطراب است. قطعا انسان هاي كمرويي، دچار اضطراب مي شوند . بنابر اين براي درمان كمرويي بايد نوع اضطراب و ريشه هاي ان را شناسايي و سپس به درمان آن مبادرت ورزيد.

4- تحويل در رويه زندگي و حيات  اجتماعي فرد

نوع تربيت خانوادگي و اجتماعي  در بسياري از مواقع، عامل مهم كمرويي به شمار مي رود. بنابراين براي درمان بايد تحولي اساسي در روند تربيت ايجاد گردد عدم برقراري ارتباط گوشه گيري كم صحبتي و ... به عنوان خصيصه هاي  فرهنگي و تربيتي بايد با برنامه هاي رفتاري مورد اصلاح قرار گيرد تا فرد آرام آرام به  مطلوب از حيث روابط اجتماعي برسد  بنابر اين پيشنهاد مي شود كه انگيزه فرد را در اينگونه فعاليت ها افزايش دهيم و همچنين مهارتهاي اجتماعي را دقيقا به وي آموزش داده و براي تمرين هاي مهارتي آماده سازيم

5- تقويت خود پنداره مثبت

افراد كمرو  خود پنداري درستي از خويش ندارند و خود را فردي حقير قلمداد نموده و يا با انتظارات زياد راه رشد و تعالي و حضور در اجتماع را به روي خود مي بندند بنابر اين شناخت دقيق از توانايي خود امري ضروري است كه فرد بايد با در نظر داشتن اين موضوع از توانايي هاي خود استفاده بهينه نمايد

6- زير نظر گرفتن رفتار خود

فرد كمرو بايد  رفتار خويش را مورد كنترل  و بررسي قرار دهد تا از ايجاد زمينه هاي كمرويي جلوگيري نمايد .

فرد كمرو ممكن است با توجيهاتي كاملا منطقي دچار كمرويي گردد بنابر اين مناسب است با دقت در رفتار  و كردار خود هيچ گونه توجيهي را در اين امر پذيرا نگردد. و همواره سعي نمايد از كمرويي خود جلوگيري نمايد

7- ارائه نقش هاي مثبت در قالب فيلم

استفاده از فيلم هاي آموزشي جهت درمان افراد كمرو  امري بسيار مهم و اساسي بشمار مي رود و مي توان به وسيله اين فيلم ها فرد را به طور دقيق با مهارتهاي لازم جهت مبارزه با كمرويي آشنا نمود .

در برخي مواقع ارائه نقش هاي ياد گيري و هنري به فرد كمرو براي اجرا در صحنه نمايش اثرات خوبي در نحوه درمان دارد .

8- نيايش

نيايش و ارتباط با خداوند و توسل به ائمه اطهار سبب آرامش روحي و عزت نفس آدمي مي شود بنابر اين انساني كه با خدا ارتباط دارد همواره در همه ابعاد زندگي طبيعي عمل مي كند و فرد  با اين آرامش روحي از كمرويي مصون خواهد ماند.

9- اعطاي نقش مثبت به فرد كمرو

در بسياري اوقات فرد كمرو با ارئه نقش مثبت از خويش مي تواند خود را به حد مطلوب نزديك كند مثلا توصيه و نصيحت ديگر افراد ي كه كمرو بوده و اينك حالت طبيعي يافته مي تواند در شخصيت انسان كمرو تاثير داشته باشد و سبب تحول رفتاري در او گردد اين عمل باعث مي شود كه فرد به طور دقيق تر به قبح عمل پي ببرد و در نتيجه به اصلاح رفتار خود بپردازد

10- صحبت كردن فرد كمرو به هر بهانه با ديگران

فرد كمرو بايد به هر بهانه با ديگران ارتباط برقرار نمايد  و اين موضوع براي او خيلي عادي شود البته براي انجام اين كار فرد مي تواند با مسائل ساده و كم تنش همانند زنگ زدن به 118 و گرفتن شماره تلفن آغاز نموده و كم كم با ديگر ارتباطات موضوع را عادي و طبيعي نمايد

11- انجام ورزش

ورزش به عنوان يك نياز براي انسان امري موثر در حل بسياري از مشكلات مي باشد . بنابر اين براي درمان كمرويي نيز مي توان براي افراد كمرو ورزش را پيشنهاد نمود البته انتخاب ورزش هاي جمعي و رزمي كه قوه جسارت و شجاعت را در فرد افزايش مي دهد در اين مسير مي تواند بيشتر راهگشا و  كمك حال باشد .

منابع :

1-    كتاب مشاوره كاربردي  (تاليف رضا شاكري )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:38  توسط حسن   | 

هم‏گرايي روان‏شناسي و مذهب

هم‏گرايي روان‏شناسي و مذهب در آغاز هزاره‏ي جديد، گزارشي‏ازهمايش‏بين‏المللي‏نقش‏دين‏دربهداشت‏روان
اولين همايش بين‏المللي نقش دين در بهداشت روان با حضور متخصصان، روان‏پزشكان و كارشناسان داخلي و خارجي از 27 تا 30 فروردين ماه در محل دانشگاه علوم پزشكي تهران برگزار شد.
در اين همايش كه از سوي دانشگاه علوم پزشكي ايران، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‏ها، گروه روان‏پزشكي و انستيتوي روان‏پزشكي و برخي سازمان‏هاي ملي و بين‏المللي برگزار شد، سخنرانان پيرامون نقش دين، نگرش و اعتقادات ديني در پيشگيري اوليه و ارتقاء بهداشت روان، مراسم ديني، عبادات و مكان‏هاي ديني در بهداشت روان، مقابله با استرس از طريق روش‏هاي ديني، روان‏شناسي ديني، ويژگي‏هاي اختصاصي و مشترك بهداشت رواني اديان توحيدي، سخنراني نمودند. در اين همايش جمعا 130 مقاله به زبان‏هاي فارسي و انگليسي ارايه شد.
روان‏شناسي و مذهب:
دو رويكرد به بهداشت روان
در اين همايش «دكتر عنبرحق» استاد دانشگاه مالزي در سخناني با عنوان «روان‏شناسي و مذهب: دو رويكرد به بهداشت روان» گفت: آيا مذهب و روان‏شناسي مي‏توانند با يك‏ديگر همكاري كنند تا نتايج بهتري براي انسان بدست آيد؟ وي با اشاره به اهميت و نقش مذهب در زندگي انسان‏ها، خاطرنشان كرد: روان‏شناسي در گذشته به مذهب توجه ويژه‏اي نكرده و به سادگي از كنار آن گذشته است، اما امروزه رويكردي به وجود آمده است كه بين روان‏شناسي و مذهب ارتباط مستقيم برقرار مي‏كند.
«دكتر عنبر حق» كه استاد دانشگاه در امريكا نيز بوده است گفت: تحقيقات در امريكا نشان مي‏دهد كه 20 درصد از بزرگسالان اين كشور داراي اختلالات رواني قابل تشخيص هستند. و در اين كشور سالانه 148 ميليارد دلار براي بهبود اختلالات رواني و رسيدن به بهداشت و روان هزينه مي‏شود.
وي با اشاره به گسترش مذهب در بين كشورهاي مختلف جهان، افزود: تحقيقات در امريكاي شمالي نشان مي‏دهد كه بيش از 90 درصد مردم خود را صاحب يك دين معرفي مي‏كنند و هر روز نيز در حال گسترش است. ايشان خاطر نشان كرد تحقيقات انجام شده نشان مي‏دهد كه بايد به مذهب به عنوان يك ارزش، بهاي بيش‏تري داد، چرا كه گرايش انسان به مذهب در حال افزايش است.
وي افزود: هر چند روان‏شناسي علمي معتقد بوده است كه درمان بيماران را بايد از مسايل ارزشي دور نگه داشت، اما از سال 1987 تا 1993 ميلادي بيش از 6 هزار مقاله‏ي علمي در خصوص نقش و اهميت مذهب در درمان بيماران به چاپ رسيده است.
دكتر عنبرحق گفت: براساس بررسي‏هاي انجام شده، تاثير نگرش‏هاي گروهي در احساس عذاب وجدان بسيار موثر است و مذهب عاملي است كه مي‏تواند در كاهش عذاب وجدان نقش فراوان داشته و به فرد آرامش بيش‏تري بدهد.
وي در عين حال افزود: تعصب در مذهبي بودن و افراط در اعمال مذهبي باعث مي‏شود آدمي فكر كند از قدرت زيادي برخوردار است و در نتيجه به انزوا كشيده خواهد شد.
استاد سابق دانشگاه امريكا گفت: تحقيقات نشان مي‏دهد افراد خيلي مذهبي انسان‏هاي متعصبي هستند، اما كساني كه در اين زمينه اعتدال دارند، تعصب مذهبي كمتري دارند. وي با اشاره به اين‏كه برخي صاحب‏نظران، روان‏شناسيِ مذهب را به عنوان يك عامل منفي در زندگي بشري مي‏دانند، افزود: امروزه مشخص شده است كه از طريق مذهب مي‏توان به بازسازي شناخت افراد از خود پرداخت و اختلالات رواني را در آنها درمان كرد.
دكتر عنبرحق خاطرنشان كرد: مذاهب داراي مضاميني هستند كه مي‏توانند در تكوين شخصيت افراد تاثير گذار باشند. و اسلام تاكيد فراوان دارد كه سلامت رواني زماني به وجود مي‏آيد كه انسان به ارشاد فطري خودش توجه كند.
وي افزود: اصولاً مذهب و سلامت روان، دوروي يك سكه‏اند و نظرات روان‏شناسي را نمي‏توان بدون توجه به مسايل متافيزيكي تحليل كرد.
نقش مراسم و اماكن مذهبي در آرامش روان
«دكتر مير محمدولي‏مجد تيموري» استاد دانشگاه علوم پزشكي ايران و روان‏پزشك در سخناني با عنوان «مراسم مذهبي، عبادات و مكان‏هاي ديني در بهداشت رواني» گفت: بسياري از افراد عقايد افراطي و تفريطي در خصوص نقش مذهب در درمان بيماري‏هاي رواني افراد دارند كه اين امر نمي‏تواند صحيح باشد، اما اگر پلي ميان اين دو زده شود و در مسير اعتدال حركت كند در اين صورت مي‏توان به نتايج آن نيز اميدوار بود. وي افزود: به عنوان يك پزشك معتقدم نه دارو و نه اعتقادات هيچ كدام به تنهايي نمي‏توانند در افراد داراي اختلالات رواني مؤثر باشند، بلكه بايد ابتدا دارو را مصرف كرد، سپس دعا را چاشني آن قرار داد.
دكتر تيموري با اشاره به اين كه انسان‏هاي اوليه به دليل ترس، به شكل گروهي زندگي مي‏كردند و براي احساس و ايجاد آرامش سرود مي‏خواندند افزود: مردم كره‏ي زمين اگر چه روزگاراني را بدون اعتقاد به خدا سپري كرده‏اند، اما در آن زمان‏ها به قدرت‏هاي طبيعت؛ مانند خورشيد و ماه اعتقاد فراوان داشتند.
وي خاطرنشان كرد: تاريخ مدون مذهبي از زماني شروع شد كه وحدانيت آغاز شد و اين زماني بود كه ابراهيم خليل اقدام به شكستن بتها كرد.
استاد دانشگاه علوم پزشكي ايران در ادامه به تشريح مكان‏هاي مذهبي در طول تاريخ پرداخته و افزود: در گذشته‏هاي دور محل تجمع پيامبران، بيابان‏ها بوده است و به مرور زمان اين مكان‏ها مسقف شده و محل عبادتي به نام معبد، كليسا و مسجد شكل گرفته و آراسته شد.
وي با اشاره به اين‏كه آراستگي محل عبادت تأثير زيادي روي افراد دارد، افزود: آراستگي محل عبادت در عين حال سادگي، زيبايي خاصي را براي افراد فراهم مي‏كند، به گونه‏اي كه آدمي با نگاه به اين مكان‏ها احساس آرامش مي‏كند. و مردمي كه در زمان‏هاي خاصي به عبادات مي‏پردازند، آرامش خاصي را احساس مي‏كنند.
وي با اشاره به انجام مراسم مذهبي به صورت جمعي، افزود: گروهي درماني در افراد بيش‏تر موثر است، چرا كه دردها مشترك است و انسان احساس برقراري ارتباط با ديگران كرده و احساس تنها بودن نمي‏كند و بر اين اساس مردم بنابر اعتقاد خود در روزهاي جمعه، شنبه و يكشنبه و با شركت در مراسم مذهبي احساس آرامش مي‏كنند.
دكتر تيموري گفت: خداوند متعال نياز به آراستگي محيط‏هاي مذهبي ندارد، بلكه اين انسان است كه به آن نياز دارد و با تلاش زياد آنها را آراسته كرده است تا با ديدن آنها احساس آرامش كند، همانگونه كه وقتي به حرم امام رضا عليه‏السلام وارد مي‏شويم احساس آرامش مي‏كنيم.
وي در پايان تاكيد كرد: رنگ معماري و حضور جمعيت در مكان‏هاي مذهبي، در ميزان آرامش انسان تاثير فراوان دارد؛ زيرا براساس تحقيقاتي كه در خصوص رابطه‏ي بين نگرش مذهبي، مهارت‏هاي مقابله و سلامت روان بر روي 200 تن از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد انجام شد؛ در اين تحقيق مشخص گرديد هر چه سن افراد بالاتر مي‏رود نگرش مذهبي آن‏ها نيز بيش‏تر مي‏شود.
ارزش‏هايي مانند: توكل و استعانت با 5/13 درصد، صبر كردن با 5/12 درصد، دعا كردن با 5/10درصد، توسل به پيامبران و ائمه با 5/3 درصد و توسل به قرآن، نماز و مغفرت هر كدام با 5/2درصد در رتبه‏هاي بعدي مقابله با استرس قرار داشتند.
سيد كمال صولتي محقق اين طرح مي‏گويد: افرادي كه سلامت رواني ندارند، همبستگي بين سلامت روان و نگرش مذهبي آنها 42 درصد بوده است، اما افرادي كه داراي سلامت رواني هستند، همبستگي سلامت رواني آنها با نگرش مذهبي، 71 درصد بوده است.
اعمال مذهبي و پيشگيري از بيماري‏هاي حادّ قلبي
«دكتر سيد غفور موسوي» روان‏پزشك و استاد دانشگاه اصفهان نيز در سخناني در همايش بين‏المللي نقش دين در بهداشت رواني، گفت: براساس مطالعات انجام شده، بيماري‏هاي حاد قلبي تحت تاثير وضعيت رواني افراد است بگونه‏اي كه هر چه فرد آرام‏تر باشد، وضعيت قلبي وي نيز بهتر است.
وي حضور در مساجد و شركت در جلسات قرآن را براي ايجاد آرامش در انسان بسيار ضروري دانسته و گفت: در تحقيقاتي كه بر روي يك صد نفر از بيماران مبتلا به حملات قلبي و گروه گواه انجام شد، مشخص گرديد، كساني كه در مراسم مذهبي حضور پيدا مي‏كنند، 37 بار امكان ابتلاء آنها به حملات قلبي كمتر است.
وي تأثير حضور فرد در جمع مؤمنين را بسيار مؤثر و در احساس تنها بودن وي و احساس آرامش رواني فرد مفيد دانست.
استاد دانشگاه اصفهان گفت: آشنايي با معارف توحيدي موجب مي‏شود فرد در برابر مشكلات و اضطراب‏ها تصميم‏گيري بهتري داشته باشد. وي شركت در مراسم و اجتماعات مذهبي را به عنوان يك استراتژي در پيشگيري از ابتلاء به حملات قلبي براي انسان‏ها عنوان كرد.
تأمين نيازهاي روحي و معنوي بيمار
«دكتر سلما ياكوب» از انگلستان، در سخناني با عنوان «به سوي مدل يكپارچه‏ي روان درماني، شامل معنويت و عوامل اجتماعي ـ سياسي در زندگي مراجعان»، گفت: درمان‏هاي غربي فقط به يك جنبه‏ي زندگي انسان محدود مي‏شود و آن رفتار شناختي بر اساس رفتار و اقدامات فرد است و در اين نوع درمان ابعاد معنوي انسان در نظر گرفته نمي‏شود.
وي با بيان اين‏كه معنويت بندرت در روان‏شناسي بكار گرفته شده است، افزود: چه چيزي مي‏تواند به اين سؤال پاسخ دهد كه از كجا آمده‏ايم، به كجا مي‏رويم، و پس از مرگ چه اتفاقي براي انسان خواهد افتاد؟
استاد دانشگاه‏هاي انگلستان گفت: طبيب اسلامي سعي مي‏كند به بيمار كمك كند تا آن بخش از نيازهاي روحي و معنوي را كه بيمار به آنها نياز دارد براي وي فراهم كند. وي با اشاره به اين كه انسان قبل از تولد از نظر معنوي با خداوند رابطه‏اي داشته است خاطرنشان كرد: اعتقاد به اين كه هيچ چيز خارج از اراده‏ي خداوند اتفاق نخواهد افتاد و انسان‏ها نيز بر اساس اعمالشان در دنياي پس از مرگ ارزيابي خواهند شد، براي بسياري از بيماران رواني راه گشا است.
دكتر ياكوب تاكيد كرد: آموزش، كار و پول درآوردن بيش‏ترين وقت زندگي مردم را به خود اختصاص داده است و به انسان اجازه‏ي تفكر در خصوص ابعاد معنوي و اين‏كه هدف از خلقت او چه بوده است را به وي نمي‏دهد. وي با اشاره به نقش معنويت در كسب موفقيت در زندگي گفت: موفقيت انسان به قلب او بستگي دارد و بايد تلاش كنيم به مرتبه‏ي بالاتري از خلوص قلبي از طريق ارتباط با خداوند و دعا كردن دست يابيم.
استاد دانشگاه‏هاي انگلستان تصريح كرد: جنبه‏هاي معنوي مي‏تواند تمام زندگي بشر را تحت تاثير قرار دهد و آرامش را در جوامع ديني بر افراد و قلب آنها حاكم كند.
وي با بيان اين‏كه انسان معمولاً وقتي با مشكل روبرو مي‏شود، به طرف خداوند مي‏رود، گفت: مشكلات زندگي كه انسانها آنها را دوست ندارند، هدايايي هستند كه براي افراد فرستاده شده است و خداوند نيز تاكيد كرده است مي‏توانيم تسهيلاتي را براي كساني كه بسوي ما توجه كرده‏اند، فراهم كنيم.
دكتر ياكوب افزود: انسان‏ها بر اثر فشار، مانند الماس خالص شده و مشكلات نيز براي پاك كردن روح وي است.
وي گفت: در مدل اسلامي تكامل معنوي، بين غرايز طبيعي و نيازهاي معنوي وي تعادل برقرار مي‏شود كه نبايد بيش از حد بر هر كدام از آنها تكيه كرد.
استاد دانشگاه‏هاي انگلستان علت بروز برخي مشكلات روحي و رواني براي انسان را مشغله‏ي دنيوي زياد و غفلت از عوامل معنوي دانست و تاكيد كرد: مهم‏ترين ويژگي روان‏شناسي اسلامي اين است كه مي‏تواند با خدا رابطه برقرار كند، اين شيوه هر چند كه قديمي است اما شيوه‏اي منسوخ براي هزاره‏ي جديد نيست.
سوگواري مذهبي و كاهش تمايل به خودكشي
«دكتر تراور گريفيت» عضو كميته‏ي برنامه‏ريزي بهداشت رواني در يكي از مناطق انگلستان، در سخناني گفت: بر اساس تحقيقات انجام شده سوگواريِ موثر، باعث از بين رفتن علاقه به خود كشي مي‏شود. وي افزود: مذهب احساس اميدواري به زندگي انسان داده و نويد بخشيده شدن گناهان را به انسان مي‏دهد.
دكتر گريفيت تاكيد كرد: سوگواري موثر مي‏تواند بر احساس عذاب وجدان غلبه كند، چيزي كه دارو در مورد آن تاثير چنداني ندارد.
در ادامه‏ي اين همايش «پرفسور دريس موساوي» استاد دانشگاه مراكش در سخناني با عنوان «عبادت و سلامت روان»، گفت: بر اساس تحقيقات انجام شده هر گونه افراط و تفريط در انجام اعمال و مراسم مذهبي غير قابل قبول است.
وي با اشاره به اين‏كه اگر كسي بخواهد در زمينه‏ي عبادت تفريط كرده و از بقيه جلوتر باشد، شكست خواهد خورد، افزود: در تمام كارها و حتي عبادت بايد اعتدال را رعايت كرد.
دكتر موساوي گفت: بر اساس تحقيقات انجام شده كساني كه به انجام فرايض مذهبي مي‏پردازند، بسيار كمتر از كساني كه اين اعمال را انجام نمي‏دهند دست به خودكشي مي‏زنند.
وي خاطرنشان كرد: بر اين اساس كساني كه تعهدات اجتماعي بالاتري نيز دارند كمتر دست به خودكشي مي‏زنند.
كم‏توجهي روان‏شناسي به مذهب
«دكتر محمد ابهري» روان‏پزشك و استاد سابق دانشگاه علوم پزشكي ايران در گفت و گوي اختصاصي با نشريه‏ي پگاه حوزه در خصوص نقش دين در تأمين بهداشت رواني گفت: انسان داراي چهار بعد زيستي، رواني، اجتماعي و معنوي است كه همه‏ي اين عوامل بر روي يك‏ديگر تأثير گذارند و همان گونه كه عامل زيستي مي‏تواند در خصوص بقيه‏ي عوامل تاثير گذار باشد، عامل و بعد معنوي نيز مي‏تواند سبب بهبود بيماري‏هاي ديگر عوامل باشد.
وي با بيان اين كه اغتشاش معنوي و يا سردرگمي در هدف مي‏تواند سبب بروز اختلال رواني در فرد شود، افزود: ميزان اضطراب، افسردگي و خودكشي در ميان كساني كه نمي‏توانند معنويت را براي خود معنا كنند، بيش‏تر از ساير افراد است.
دكتر ابهري گفت: افكار، هيجانات و آداب مذهبي از عوامل نگرش مذهبي هستند و اگر اين سه عامل با يك ديگر هماهنگ باشند، مجموعه‏اي از زيبايي‏هاي معنوي براي فرد بوجود مي‏آيد و موجب سلامت در بهداشت رواني او مي‏شود.
وي افزود: با انجام مراسم مذهبي، خيرات و كارهاي نيك به انسان احساس تعالي و رضايت دست مي‏دهد و اگر متناسب با فرد و جامعه باشد به سلامت رواني افراد مي‏انجامد، اين روان‏پزشك تاكيد كرد: اگر مذهب با روحيات انسان متناسب نباشد، سبب پرخاشگري، احساس طرد و گناه، افراط و تفريط در كارها و احساس سرخوردگي به وي دست مي‏دهد كه مي‏تواند تصوير مذهب را مخدوش كند. وي با اشاره به تجاربش در زمينه‏ي درمان مبتلايان به بيماري رواني، افزود: انسان عاقل خود را مسؤول اعمالش مي‏داند و مذاهبي كه سرنوشت بشر را در دست تقدير مي‏دانند، باعث تزلزل شخصيت افراد و احساس سرخوردگي در آنها مي‏شود.
استاد سابق دانشگاه علوم پزشكي ايران با اشاره به اين‏كه روان‏شناسي هيچ گاه نقش مذهب را بطور كامل رد نكرده است افزود: در دنياي امروز داشتن معنا و مفهوم براي زندگي بيش از پيش روشن شده است و بر همين اساس نگرش مذهبي در روان‏شناسي مورد توجه بيش‏تر قرار گرفته است.
وي علت كم توجهي روان‏شناسي به مذهب را استفاده از ابزار تجربي در علم روان‏شناسي و فراهم بودن امكان فرضيه و آزمون سازي در مسايل جسمي و فيزيولوژي نسبت به مسايل شناختي و فلسفي دانست و خاطر نشان كرد: دانشمندان در گذشته به مسايلي گرايش داشتند كه قابل كميت سازي باشد و اين براي پاسخ به معناي زندگي انسان كافي نبود.
دكتر ابهري با اشاره به اين كه ديدگاه‏هاي مادي‏گرايانه در قرون گذشته از قدرت زيادي برخوردار بودند، افزود: امروزه ديدگاه‏هاي صرفا مادي ديدگاهي تك بعدي شناخته مي‏شوند كه از جامعيت كافي برخوردار نيستند.
وي در پاسخ به اين سؤال كه چرا امروزه روان‏شناسي اسلامي از جايگاه قابل قبولي برخوردار نيست، گفت: در خصوص روان‏شناسي در مسايل اسلامي كم كار شده است و افرادي كه روي آنها تحقيقاتي صورت گرفته است به مخاطبان؛ يعني مردم معرفي نشده و بايگاني شده‏اند.
اين روان پزشك با تاكيد بر ضرورت تحقيقات بيش‏تر در خصوص روان‏شناسي اسلامي گفت: به روش‏هاي درماني در اسلام ـ مثلاً در خصوص وسواس ـ توجه كافي نشده است و در اين خصوص سعي كرده‏ايم تا از ديدگاه‏هاي وارداتي و عاريتي استفاده كنيم.
وي با اشاره به عدم همبستگي بين افراد جامعه از لحاظ گرايش به مذهب و اعتقادات ديني، خاطرنشان كرد: علت عدم تمايل و اعتقاد برخي به روش‏هاي درماني مذهبي، شناخت كم آنها نسبت به روش‏هاي درماني اسلامي است.
استاد سابق دانشگاه علوم پزشكي ايران گفت: هر چند كه ممكن است برخي ظاهرا مسلمان باشند، اما به روش‏هاي درمان اسلامي اعتقاد كافي ندارند و عده‏اي نيز به رغم اعتقاد به روش‏هاي درمان اسلامي، در مثمر ثمر بودن اين روش‏ها ترديد دارند.
وي تاكيد كرد كه روش‏هاي روان درماني اسلامي بايد به صورت كلاسيك تدوين شود و در دانشگاه‏ها مورد تدريس قرار گيرد.
دكتر ابهري با اشاره به احساس مسئوليت اجتماعي در حوزه‏هاي علميه، براي اصلاح ناهنجاري‏هاي جامعه گفت: روحانيون بايد بدون دعوت ديگران وارد تحقيقات در خصوص مسايل علمي شوند و آنها را با زبان قابل فهم به مردم منتقل كنند.
وي در پايان بر اين مسئله تصريح كرد كه اگر مردم احساس كنند در فرآيند حل مسايل معنوي و اجتماعي مي‏توانند مشاركت علمي و موثري داشته باشند، نه تنها احساس تحميل شدن نخواهند كرد، بلكه فرآيندهاي حل بحران‏هاي معنوي را بهتر پذيرا خواهند شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:37  توسط حسن   | 

نقش حافظه در تمرکز

نقش حافظه در تمرکز

يکي از مؤثرترين راه هاي تقويت حافظه اين است که قدرت تمرکز خود را تقويت کنيد. اگر هر چه بيشتر ، حواس خود را متمرکز کنيد، مطالب، موضوعات و خاطره ها، سريعتر و ژرفتر در ذهن شما نقش خواهد بست. از اين رو ، مي خواهيم طرز متمرکز کردن حواس را مطرح کنيم و اعتقاد داريم و اميدواريم  با به کارگيري روش هاي پيشنهادي، بعد از مدتي متوجه شويد که قدرت تمرکز شما چندين برابر شده است. معمولاً قدرت تمرکز حواس، بستگي به اراده فرد دارد. مثلاً، وقتي شما شديداً گرسنه هستيد و در رستوران فهرست غذاهاي موجود را در اختيارتان قرار مي دهند با تمام تمرکز سعي در انتخاب غذاي مورد علاقه خود داريد و حواستان به اين طرف و آن طرف نمي رود و پريشان نمي شويد.

همچنين زماني که مطلب مورد علاقه خود را ( مطالبي در زمينه هاي ورزشي، موسيقي، سينما، تئاتر و ...) مي خوانيد، هيچ گونه مشکلي در تمرکز کردن نداريد. بنابراين مي بينيم که اراده هر فرد مي تواند چه تأثير بسزايي در تمرکز او  داشته باشد .

قبل از اينکه روش هاي مهم تمرکز را بيان کنيم بايد ببينيم تمرکز يعني چه و واقعيت تمرکز حواس چيست؟ تمرکز حواس " استعداد ثابت نگاه داشتن توجه و دقت روي موضوع يا کاري است که به ميل و اراده انتخاب شده است و مانع از دقت و توجه روي موضوعات ديگر مي شود." به بيان ديگر، تمرکز يعني از ميان همه تصويرها و فکرهايي که ممکن است در مغز ما نشو و نما پيدا کند آنهايي را که به نفع موضوع انتخابي ماست دنبال کنيم و آنهايي را که نسبت به هدف ما بيگانه اند کنار بگذاريم .

اولين مرحله تمرکز:

در هر شرايطي نمي توان حس خود را متمرکز کرد. اگر مي خواهيد حواس خود را کاملا متمرکز کنيد بايد ابتدا خود را از دنياي خارج مجزا کرده و محيط مناسبي را براي مطالعه انتخاب کنيد؛ چنين محيطي بايد آرام، روشن، داراي گرماي طبيعي و ساکت باشد. چون هيچ چيز به اندازه سر و صداهاي مکرر و خسته کننده براي تمرکز حواس زيان بخش نيست.

انتخاب محيط مناسب براي تمرکز کامل به دو دليل اهميت دارد: نخست اينکه اگر شرايط آرام و راحتي فراهم نباشد شما تمرکز لازم براي مطالعه مطالب را نخواهيد داشت. ديگر اينکه زماني که شما هر بار خود را در شرايط مادي يکساني براي مطالعه قرار مي دهيد، بازتابي شرطي از تمرکز را ايجاد مي کنيد.
چون ذهن انسان طوري طراحي شده است که هنگامي که بدن به طور دائم در شرايط مادي يکسان قرار مي گيرد، به خودي خود حالتي بيدار، دقيق و متمرکز به خود خواهد گرفت و به نوعي شرطي مي شود بنابراين تمرکز حواس بنابر عادت آسانتر مي شود.

و بالاخره اين نکته را هم خوب به خاطر داشته باشيد که " محيطي مساعد براي تمرکز حواس انتخاب کنيد و خود را به آن محيط  عادت دهيد."

مرحله دوم تمرکز:

در محيطي که انتخاب کرده ايد، بايد پس از استقرار، علل و عواملي را که موجب تفريح فکر شما مي شود کنار بگذاريد؛ مثلاً جلوي پنجره اتاق قرار نگيريد، يکي به اين علت که نور از مقابل دريافت خواهد شد و ديگر اينکه شما از پنجره مناظر يا افرادي را مي بينيد که تمرکز شما را به هم مي ريزند، محل مطالعه بايد از صداي راديو و تلويزيون و رفت و آمد افراد مصون باشد. به طور کلي مي توان گفت همواره بايد دو اصل زير را بخوبي به خاطر بسپاريد تا به يک تمرکز مطلوب برسيد:

1-     انتخاب محيطي مناسب

2-      حذف علل مادي پريشاني حواس

3-     مرحله سوم تمرکز:

آيا از نظر بدني در وضع مناسبي براي انجام يک کار فکري هستيد؟ اگر شما دچار خستگي مفرط شده ايد درصدد تمرکز حواس روي موضوع خاصي برنياييد، زيرا در اين شرايط اگر بخواهيد تمرکز کنيد بيشتر خود را خسته خواهيد کرد.

به کمک جدول زير وضع بدني و بهداشتي حافظه خود را علامت گذاري کنيد:

- تغذيه مناسب با فعاليت فکري

بله ○                        خير○

- اکسيژن دادن به شش ها به طور روزانه و هفتگي

بله ○                        خير○

- ساعت هاي خواب

طبيعي ○              ناکافي○

- مصرف توتون يا سيگار

خير ○                       زياد○

- مصرف الکل

بله ○                       خير○

- خستگي عمومي

بله ○                       خير○

اگر سه جواب يا بيشتر در ستون چپ داشته باشيد، نمي توانيد به آساني به تمرکز خود اميدوار باشيد و قبل از اينکه به دنبال تمرکز باشيد بايد اين علل را برطرف کنيد.

مرحله چهارم تمرکز:

حال مي خواهيم شرايط رواني لازم براي ايجاد تمرکز مفيد را مطرح کنيم. اگر شما دو ستون در نظر بگيريد و در سمت راست، موارد و موضوعاتي را که تمرکز روي آنها برايتان سخت نيست نوشته و در سمت چپ موضوعاتي را که تمرکز روي آنها برايتان مشکل است بنويسيد و روي اين موارد فکر کنيد، ثابت مي شود که تمرکز حواس درباره چيزهايي که به آنها علاقه مند هستيد آسان و درباره چيزهايي که آنها را دوست نداريد دشوار است. اين امر، خود بيانگر اين اصل است که عوامل عاطفي و احساسي نقش بسزايي در فرمان دادن يا ندادن به تمرکز دارد. در اينجا ممکن است بگوييد گاهي مجبور هستيد درباره موضوعات يا دروسي مطالعه کنيد که اصلا برايتان خوشايند نيست. در اين موارد بايد سعي کنيد اطلاع کافي از فايده مطالعه آن موضوعات به دست آوريد تا با حسن نيت پذيرفته شوند و دقيقا درباره انگيزه هايي که شما را وادار به انجام اين کوشش مي کند، بررسي کنيد؛ ديپلمي که مي خواهيد بگيريد؛ پژوهش هايي که مي خواهيد بخوبي انجام دهيد؛ موقعيت بسيار درخشاني که آرزو داريد به دست آوريد؛ يا اينکه دوست داريد مورد تحسين مقامات بالا واقع شويد و به طور خلاصه آنچه که مراد و هدف شما را تشکيل مي دهد و براي رسيدن به آن به مطالعه با تمرکز بالا مي پردازيد اين تصوير و هدف را بايد پيش از شروع به مطالعه بخوبي درک کنيد .

مرحله پنجم تمرکز:

گاهي پيش مي آيد که شما مي خواهيد حواس خود را بر روي خواندن مطلبي متمرکز کنيد. ولي با وجود کوشش فراوان، پس از خواندن هر جمله، دقت شما منحرف مي شود و پيشرفتي حاصل نمي کنيد و پنج، شش بار مجبوريد به عقب برگرديد و مطالعه مطالب را براي اينکه آنها را به يکديگر ارتباط دهيد، از سر بگيريد. اين امر ممکن است ناشي از علل گوناگوني که تا به حال آنها را تجزيه و تحليل کرده ايد باشد ولي ممکن است در نتيجه عامل ديگري نيز باشد، به اين معني که شما پايه شناختي کافي براي قرائت اين موضوع را نداريد. به عنوان مثال: اگر شما از " کودکي" بخواهيد يک کتاب فلسفي را بخواند و براي شما بازگو کند. او نمي تواند روي مطالب تمرکز کرده و آنچه را خوانده بازگو کند چون اطلاعات لازم فلسفي را دارا نمي باشد و به محض خواندن نخستين جمله توجه او به چيز ديگري معطوف مي شود .

اين اصل در مورد تمام افراد مصداق دارد. اگر ما به مطالعه موضوعي بپردازيم که نسبت به آن شناخت کافي نداريم، ذهن ما نمي تواند همه آنچه را که نوشته شده است بفهمد و آن مطالب از مغز فرار مي کند به اين جهت، هنگامي که در متمرکز کردن حواس خود بر روي قرائت موضوع نسبتا سختي، احساس دشواري مي کنيد، بايد اين سوال را از خود بپرسيد که " آيا من شناخت اساسي در مورد موضوع مورد مطالعه دارم يا خير؟" اگر جواب منفي باشد، بدون ترديد بايد با خواندن کتاب هاي مقدماتي به رفع اين نقيصه بپردازيد .

البته گاهي اوقات، ممکن است تمرکز نداشتن به دليل نوع جمله بندي يک کتاب باشد؛ يعني شما نسبت به آن مطلب، اطلاعات کافي داريد ولي نويسنده کتاب، واژه ها و جمله هاي ثقيل و پر استعاره به کار برده است. شما متوجه معاني آن کلمات نمي شويد که در اين حالت نيز دقت و توجه به شما به مخاطره مي افتد

 بهتر است براي پي بردن به معاني کلمات به يک واژه نامه مراجعه کنيد .

مرحله ششم تمرکز:

چگونه مي توانيم مجذوب موضوعي که بايد بخوانيم شويم ؟

نخست سعي کنيد پيشرفت هايي را که شما از خواندن يک مطلب کرده ايد براي خودتان بازگو کنيد و از فايده مستقيمي که از مطالعه براي شما حاصل مي شود مطلع شويد؛ مثلا با خواندن کتابي مقدماتي در معرفي فلسفه، متوجه مي شويد که اين کتاب به شما کمک مي کند که بعدا فلان فيلسوف مشهور و آثار او را بهتر بشناسيد. سپس براي خود سوالاتي مطرح بسازيد: براي چه اين کتاب نوشته شده است؟ هدف مولف از نگارش آن چه بوده است؟ مولف آن کيست؟ خلاصه با تجسس در معني ژرف کتاب يا اثر نويسنده در امر خواندن علاقه بسيار زيادي پيدا خواهيد کرد و تمرکز حواس شما در مطالعه آن کتاب آسانتر خواهد شد.

در اين باره نبايد هرگز از خواندن پيشگفتار و فهرست مطالب غافل شويد. مولف در پيشگفتار يا ديباچه کتاب، معمولاً در ضمن چند صفحه سعي مي کند که به خواننده علت نوشتن کتاب خود و آن چه را که مي خواهد معرفي کرده يا توضيح دهد و يا ثابت کند، بفهماند. فهرست مطالب نيز به شما نگرشي کلي از کتاب مي دهد و آن را خلاصه مي کند. با خواندن و دوباره خواندن مقدمه، علاقه مندي شما به کتابي که مي خواهيد بخوانيد افزايش مي يابد. به اين دليل پيش از آنکه بخواهيد توجه خود را روي قرائت موضوعي که داراي دشواري اندکي است متمرکز سازيد، بايد قاعده ششم را مورد توجه قرار دهيد يعني :

کوشش کنيد که بر علاقه و توجه فوري خود نسبت به کتابي که مي خوانيد بيفزاييد.

اگر يکي از اين شش نکته کليدي را به عمد يا غير عمد در نظر نمي گيريد، درصدد تمرکز حواس بر نياييد.

خلاصه اين شش نکته را دوباره يادآوري مي کنيم:

1-     محيط مطالعه خود را انتخاب کنيد.

2-      علل پراکندگي حواس را از ميان برداريد.

3-      از نظر بدني سالم باشيد .

4-      هدف خود را درک کنيد .

5-      شناخت هاي اساسي را به دست آوريد .

6-      علاقه فوري خود را افزايش دهيد.

اميد است با به کارگيري شش اصل مهم تمرکز، هرگز در خواندن مطالب درسي يا غير درسي دچار مشکل نشويد و مطالب را بخوبي به خاطر بسپاريد و در مواقع لزوم براحتي از آن مطالب بهره گيريد.

منابع
1- 57 درس براي تقويت حافظه؛ ترجمه و تأليف عبدالکريم قريب

2- تفاوت هاي فردي؛ دکتر محمد حسين سروري

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:36  توسط حسن   | 

شناخت سندرم دان يا منگوليسم

شناخت سندرم دان يا منگوليسم

افراد با سندرم دان نسبت به جنبه های اجتماعی محيط خویش بسيار حساسند. آنها عواطف و نيازهای همچون سايرين دارند و بايد از فرصتهای يكساني بهره مند شوند. اگر اين افراد تحت مراقبتهای مناسب قرار گيرند و در فعاليتهای روزمره دخالت داده شوند در كارهايي چون ادامه تحصيل رفتار اجتماعی و اداره امور شخصی خود موفق می گردند.

سندرم دان چيست ؟

سندرم يعنی مجموعه علائم بدنی و ذهنی عارضه ای خاص و دان نام  پزشک انگليسی است که در حدود 200 سال قبل اين مجموعه علائم را کشف نمود . علت اين پديده نوعی بی نظمی در ترتيب کروموزومی است که در مراحل جنينی و هنگام تقسيم سلولی رخ می دهد. کسانی که سندرم دان دارند در سلولهای بدن خود به جای 46 کروموزوم 47 کروموزوم دارند. کروموزوم بخش بسيار کوچکی از سلول است که ژن ها درآن جمع شده و حاوی اطلاعاتی است که بدن ما را شکل می دهد. به عنوان مثال رنگ پوست چشم . موها .  مونث يا مذکر بودن در همين بخش کوچک مشخص می گردد کروموزوم اضافی در بدن فردی که سندرم دان دارد در روال شکل گيری موارد ياد شده تاثير می نهد و موجب تغييرات بدنی وذهنی می شود. افراد با سندرم دان تفاوتهايي با ديگران دارند. بخشی از اين تفاوت ها مربوط به خصوصيات ظاهری افراد وبخشی ديگر مربوط به ویژگيهای ذهنی می گردد مهم آن است که بدانيم سندرم دان مانند سرماخوردگی نيست که کسی به آن مبتلا گردد بلکه درقبل از تولد بروز می کند. گر چه اين افراد اغلب به اندازه افراد عادی توانا نيستند اما استعداد آنان در انجام برخی از  امور ما را شگفت زده می کند.

رشد وتكامل افراد سندروم دان چگونه است؟                     

بچه های سندروم دان معمولاً كوچكتر و مراحل رشد فيزيكی و روانی در آنها آهسته تر از همسالان خويش می باشد. اكثر بچه های سندروم دان به درجاتی از خفيف تا متوسط كم توان ذهنی را دارا می باشند. بايد به ياد داشت كه برخی از اين بچه ها در تمام زمينه ها دچار عقب ماندگی نيستند در برخی از موارد و كارها در حد مرزی ويا عادی عملكرد و توانايی دارند. در تواناييهای روانشناختی وهوشی تكامل افراد سندروم دان، تنوع فراوانی به چشم می خورد. مثلاً رشد وتكامل حركتی آنها سير آهسته ای دارد وبه جای راه رفتن در 12-14 ماهگی (حدود دامنه اطفال طبيعی)كودكان سندروم دان معمولاً 15-36 ماهگی راه ميروند رشد زبان و گفتار به طور آشكار ومشخص ، نيز با تأخير و كندی صورت مي‌گيرد. به ياد داشته باشيد اين نكته بسيار مهم است كه غنی سازی و پرورش مناسب در خانه ومحيط زندگی ، مداخلات ابتدايی و زود و آموزش تلفيقی موجب اثرات مثبت و شگفت انگيز در رشد و شكوفايی استعداد آنها می گردد.  امروزه با کمک علم توانبخشی ( کار درمانی .گفتاردرمانی . بازی درمانی و....)  می توان در سرعت رشد حرکتی و ذهنی کودکان با سندرم دان بسيار موثر بود. از اين روبايد به نيازهای توانبخشی اين کودکان از بدو تولد توجه نمود.

درجدول زير مراحل رشد كودكان سندرم دان  درمقايسه با كودكان عادي جهت آشنايي با محدوده سني انجام فعاليتها توسط اين كودكان مورد بررسي قرار گرفته است .

با برنامه‌هاي مناسب آموزشی و مراقبتهای پزشکی است که بدون شک افراد با سندرم دان را عضو مفيد و موثر خانواده و جامعه ميسازد

فعاليت مورد انتظار       محدوده سنی سندرم دان       محدوده سنی معمول

نشستن بدون تكيه      6 تا 30 ماهگی          5  تا  9  ماهگی

چهار دست و پا رفتن    8 تا 22 ماهگی          6  تا 12 ماهگی

ايستادن         1 تا 3 سالگی  8  تا 17 ماهگی

راه رفتن به تنهايي       1 تا 4 سالگی  9  تا 18 ماهگی

تک کلمه        1 تا 4 سالگی  8  تا 23 ماهگی

عبارتهای دو کلمه ای   2 تا 7 سالگی  15 تا 22 ماهگی

غذا خوردن با انگشتان  1   تا 24 ماهگی        7 تا 14 ماهگی

نوشيدن با ليوان         12 تا 32 ماهگی        9 تا 17 ماهگی

استفاده از قاشق       13 تا 39 ماهگی        13 تا 20 ماهگی

کنترل ادرار       2 تا 7 سالگی  16 تا 42 ماهگی

سندرم دان چگونه تشخيص داده می شود؟

تشخيص قطعی سندرم دان با اتکا به مشخصات ظاهری نوزاد قدری دشوار است.

به همين دليل با انجام کار يوتيپ ((karyo type تشخيص قطعی ممکن می شود . برخی خصوصيات ظاهری نوزاد با سندرم دان که با شدت و ضعف متفاوتی بروز می کند و الزاما همه آنها در اين نوزادان وجود ندارد عبارت است از :

1-   شل بودن عضلات بدن

2-  نرمی مفاصل و قابليت خم شوندگی بيش از حد معمول

3-  نيم رخ تخت بينی کوچک و چشم ها کشيده و بادامی

4-  بزرگی عضله زبان نسبت به دهان

5- تک شيار عميق در کف دست

6-  فاصله بيش از معمول بين انگشت شصت پا و انگشتان کناری

آيا کودکان با سندرم دان مشکلات پزشکی خاصی دارند؟

مشکلاتی که ممکن است در برخی از نوزادان باسندرم دان بروز کند عبارت است از : ناراحتی های قلبی مادرزادی . ابتلا سريع به بيماریهای عفونی . مشکلات تنفسی و برخی ناراحتيهای گوارشی بايد توجه داشت که موارد ياد شده در حد احتمال است و پيشرفتهای علم پزشکی درمان اکثر آنها را امکان پذير ساخته است به گونه ای که افراد با سندرم دان تا سنين بالا ( حدود 55 سالگی ) می توانند به سلامت زندگی کنند.

روشهاي تشخيص زود هنگام سندرم داون

سونوگرافي

متخصصان دپارتمان زنان و زايمان كينگ كالج در انگلستان مي گويند عدم مشاهده استخوان بيني در سونوگرافي هفته هاي 11 تا 14 حاملگي شاخص مطمئني براي تشخيص سندرم داون در مراحل ابتدائي بارداري است. از آنجا كه 73% مبتلايان به سندرم داون در اين دوره هنوز استخوان بيني تشكيل نشده است عدم مشاهده آن در سونوگرافي براي تشخيص زود هنگام ناهنجاري معيار مناسبي محسوب ميشود.سندرم داون يا تريزومي 21 با شيوع يك در هشتصد تولد زنده در ايالات متحده شايعترين ناهنجاري كروموزومي نژاد انساني است.

آزمايش گاتري (آمينيو سنتز) :

اين نا هنجاري بااستفاده از آمنيوسنتز از هفته شانزدهم بارداري به بعد قابل تشخيص است اما سال هاست كه محققان با توجه به عورض آمنيوسنتز از در پي يافتن روش كم خطر و قابل اعتمادي براي تشخيص زود هنگام آن هستند.

سندرم داون در فرزندان مادران با 35 سال به بالا شايعتر است. در گزارش اين محققان آماده است : استفاده از سونوگرافي در هفته هاي 11 تا 14 حاملگي براي جستجوي استخوان بيني روش مطمئني است كه در صورت بهره گيري از آن به صورت غربالگري امكان تشخيص زود هنگام سندرم داون را براي پزسكان فراهم مي آورد.

آزمايش خون

دانشمندان انگليسي تاكيد كردند مي‌توان بر اساس سن مادر آزمون ‪ NTدر سه ماه اول بارداري سنجش ميزان ‪ b-hcgيا گونادوتروپين كوريونيك انساني و اندازه‌گيري پروتئين پلاسمايي وابسته به حاملگي نوع ‪ Aدر خون مادر به دقت خطر سندروم دان را در جنين تشخيص داد. به گزارش خبرگزاري رويترز به اين ترتيب مي‌توان خطر سندرم داون را در جنين در ‪ ۹۰درصد موارد پيشگويي كرد.اين در حالي است كه تخمين ابتلاي جنين به سندرم داون بر اساس سن مادر تنها ‪ ۳۰درصد است. در اين مطالعه آينده نگر جنين ‪ ۳۰۵۶۴زن حامله با متوسط سن ‪ ۳۴سال براي تريزومي ‪ ۲۱و ساير اختلالات كروموزومي بر اساس روش جديد در فاصله هفته ‪۱۱ تا ‪ ۱۳حاملگي بررسي شد. بررسي در سه ماه اول حاملگي ‪ ۶۵درصد موارد سندرم دان را كه در سه ماه دوم با ارزيابي‌هاي زيستشيمي خون و مايع آمنيوتيك مادر تشخيص داده شده بود تعيين كرد. به اين ترتيب تا ‪ ۱۰برابر از آزمون‌هاي مهاجم تشخيصي پيشگيري شد. غربالگري براي تشخيص ناهنجاري‌هاي كروموزومي در سه ماه اول نسبت به سه ماه دوم نه تنها باعث اطمينان بخشي بيشتر به مادران بدون ناهنجاري هاي كروموزومي مي‌باشد بلكه باعث مي‌شود تا در موارد اختلالات كروموزومي با حداقل عوارض و كمترين آسيب به مادر حاملگي ختم شود. به علاوه با بهبود روش‌هاي تشخيصي مي‌توان از تولد نوزادان مبتلا به سندرم دان تا ‪ ۹۰درصد پيشگيري كرد.(اين مطالعه در نشريه ‪ AM J Obstet Gynecolبه چاپ رسيده است.)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:35  توسط حسن   | 

مشاوره و آزمايش هاي قبل از ازدواج

مشاوره و آزمايش هاي قبل از ازدواج

ازدواج يک مرحله بسيار مهم زندگي و سنگ بناي تشکيل خانواده است که نه تنها براي زن و شوهر بلکه براي نسل هاي بعد نيز سرنوشت ساز است .

ازدواج عبارت است از يک قرارداد اجتماعي مبتني بر توافق و سازش بين زن و مرد که موجب شروع زندگي مشترک مي شود . بدين ترتيب آنها در غم و شادي و لذت و رنج يکديگر سهيم مي شوند و مشکلات زندگي را به ياري همديگر حل مي کنند .

نظر متخصصين در مورد خصوصيات جسمي براي ازدواج و بارداري

سلامت جسمي داشته باشند و به بيماريهاي ناتوان کننده و معلوليت مبتلا نباشند .

سلامت رواني داشته باشند و واقعيات را خوب درک کنند . هذيان توهم و اختلالات درکي نداشته باشد .

مشاوره ژنتيکي شده باشند و اختلالات سيستم تناسلي در آنها بررسي شده باشد .

ناهنجاري هاي جسمي ( نارسايي قلبي ، نارسايي کليه ، ناهنجاريهاي دستگاه گوارش ، تومور ) نداشته باشند .

اختلالات شخصيتي نداشته باشند .

آشنا به قوانين و مقررات و عرف ازدواج و زناشويي باشند و خود را براي اين تجربه مهم آماده کرده باشند .

محدوده سني مناسب براي ازدواج و تشکيل خانواده

زوجين ا ز لحاظ جسمي ،‌ بايد بلوغ کامل و از نظر رواني آمادگي پذيرش مسئوليت ازدواج را داشته باشند . در اين مورد رعايت سن مناسب براي دختر و پسر ، زمينه هاي لازم جهت يک ازدواج موفق را فراهم مي کند . به خاطر بسپاريد که بيش از سن تقويمي ، سن عقلي ضامن بقاي زندگي مشترک خواهد بود .

متخصصان سن مناسب ازدواج را براي دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و براي پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصيه مي کنند . معمولاً اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بين دختر و پسر توصيه مي شود .

يک زوج براي حفظ سلامت ، جلوگيري از پيري زودرس ، پيشگيري از مشکلات اقتصادي و تربيت فرزندان صالح و لايق بايد بدانند که :

محدوده سني مناسب براي بارداري ۱۸ تا ۳۵ سال و مناسب ترين زمان بين ۲۰ تا ۳۰ سالگي است .

حاملگي زير ۱۸ سال و بالاي ۳۵ سال مخاطره آميز است .

فاصله کمتر از ۳ سال بين دو حاملگي خطرناک است .

زايمان چهارم و بيشتر ، داراي عوارض زيادي براي مادر و نوزاد است . بنابراين داشتن بيش از ۲ يا ۳ فرزند توصيه نمي شود .

آزمايش هاي قبل از ازدواج

براي کسب اطمينان از سلامت زوجين انجام آزمايشهاي زير قبل از ازدواج ضروري است :

تشخيص مبتلايان به سيفليس

تشخيص مبتلايان به تالاسمي

تشخيص معتادين

بيماريهاي مقاربتي - که در زمان تماس جنسي از فردي به فرد ديگر منتقل مي شوند - را مي توان قبل از ازدواج و يا قبل از بارداري به وسيله معاینات و آزمايش هاي اختصاصي تشخيص داد . برخي از اين بيماريها عبارتند از : سوزاک ، سيفليس ، کلاميديا ، ايدز و زگيل تناسلي . با تشخيص اين گونه بيماريها مي توان از ابتلا فرد ديگر ( همسر ) و نيز احتمالاً ابتلا به جنين در داخل رحم پيشگيري کرد .

مصرف سيگار ،‌الکل و مواد مخدر در زن يا مرد مي تواند روي قدرت باروري مؤثر باشد و موجب ناباروري و يا کاهش ارتباط جنسي شود . در صورت حاملگي نيز عوارض بارداري ( افزايش خونريزي ، زايمان زودرس ) و نيز عوارض نوزادي ( ناهنجاريهاي مادرزادي ،‌تأخير رشد داخل رحمي جنين ، تولد نوزاد با وزن کم ، اختلالات رفتاري و عقب ماندگي ذهني نوزاد و بالاخره افزايش مرگ و مير دوره نوزادي ) افزايش مي يابد . لذا توصيه مي شود معتادان به هر يک از اين مواد قبل از اقدام به ازدواج و يا قبل از بارداري از مصرف سيگار ، الکل و مواد مخدر خودداري کنند .

توصيه مي شود زوجين قبل از بارداري به موارد زير توجه کنند :

اگر چه سرخجه بيماري ويروسي ساده اي است ، ليکن ابتلا به آن در دوران بارداري براي جنين بسيار خطرناک است لذا به خانم هايي که تا کنون به بيماري سرخجه مبتلا نشده اند توصيه مي شود که واکسن سرخجه را بزنند و تا مدت ۳ ماه بعد از زمان تزريق واکسن ، باردار نشوند .

در صورتي که Rh خون خانمي منفي باشد ، حتماً به Rh خون همسرش توجه شود تا در صورت مثبت بودن ، در دوران بارداري اقدامات لازم صورت گيرد .

تزريق يک دوره کامل واکسن کزاز به صورت ۵ نوبتي ( به فواصل ۱ ماهه ، ۶ ماهه ، ۱ ساله و ۲ ساله و بعد از هر ۱۰ سال يکبار به عنوان يادآورد ) توصيه مي شود . بدين ترتيب از ابتلا به بيماري عفوني و بسيار خطرناک کزاز جلوگيري به عمل آمده ، مصونيت حاصل مي شود .

تالاسمي

سلولهاي قرمز خون انسان وظيفه اکسيژن رساني به قسمتهاي مختلف بدن را به عهده دارند . آنها اين کار را از طريق ماده اي در درونشان به نام هموگلوبين انجام مي دهند .

هموگلوبين داراي دو قسمت است . قسمت اول از چهار زنجيره ( رشته ) درست شده است و قسمت دوم را اتم آهن تشکيل مي دهد .

هر گاه به علل مختلف ، مقدار آهن بدن کم شود ، باعث نوعي کم خوني به نام کم خوني فقر آهن مي شود . اگر زنجيره هاي هموگلوبين دچار اشکال شوند ، يک بيماري ارثي خوني به نام تالاسمي ايجاد مي شود . بسته به اينکه کدام زنجيره و چه تعداد از اين چهار زنجيره هموگولوبين ، دچار اشکال شود ، انواع مختلف تالاسمي به وجود مي آيد

تالاسمي مينور

تالاسمي مينور يک بيماري تلقي نمي شود بلکه در واقع يک مشخصه خوني است که مانند رنگ پوست به ارث مي رسد . زندگي فرد مبتلا به تالاسمي مينور کاملاً عادي است و مي تواند به فعاليتهاي عادي روزمره بپردازد . فقط از طريق انجام آزمايش خون مي توان مشخص کرد که فردي داراي ژن تالاسمي است .

تالاسمي ماژور

تالاسمي ماژور نوعي اختلال در هموگلوبين است و فرد مبتلا دچار کم خوني شديد خواهد شد . اين بيماري در چند ماه اول زندگي نشانه هاي واضحي ندارد . از حدود شش ماهگي نشانه هاي بيماري آشکار مي شوند که عبارتند از : تغيير قيافه صورت ، پوکي استخوانها ، اختلال رشد ، بلوغ جنسي تأخيري ، نارسايي قلبي ، اختلال عملکرد غدد داخلي مانند لوزالمعده و بروز ديابت ، مشکلات قلبي عروقي ، مشکلات گوارشي . بنابراين طول عمر اين افراد از حد معمول کوتاهتر است .

چگونگي انتقال

اگر هم زن و هم مرد به صورت پنهان دچار اين عارضه باشند در اين صورت خطر جدي براي ابتلا فرزندانشان وجود دارد . با آزمايش ساده خون با مطلع شدن از اين مشکل ، مي توان با راهنمايي پزشکان از بروز آن براي فرزندان جلوگيري کرد .

پيش از ازدواج با يک آزمايش ساده خون مي توان به وجود بيماري پي برد . اگر قبل از ازدواج ( خصوصاً در ازدواجهاي فاميلي و يا در خانواده هايي که فرد مبتلا به تالاسي در آنها وجود دارد ) آزمايش خوني از دختر و پسر انجام گيرد ، در صورت مبتلا بودن آنها ، مي توان به موضوع پي برد . در اين حالت بايد توصيه کرد که آن دو از ازدواج با هم صرف نظر کنند ، چرا که حاصل اين ازدواج ممکن است کودکي مبتلا به تالاسمي باشد .

لذا به همه داوطلبين ازدواج توصيه مي شود قبل از عقد ، حتماً آزمايش خون را جهت کشف تالاسمي انجام دهند و در صورت مبتلا شدن هر دو زوج ، از اين ازدواج حتي الامکان صرف نظر کنند .

مشاوره ژنتيک و ازدواج هاي فاميلي

مشاوره ژنتيک را چنين تعريف مي کنند :

« يک فرآيند آموزشي که به افراد مبتلا يا در معرض خطر کمک مي کند تا طبيعت اختلال ژنتيکي (‌بيماري وارثتي ) و نحوه انتقال آن را بشناسند و موضوعات مرتبط با درمان اين بيماريها و تنظيم خانواده را بهتر درک کنند . »

از اصلي ترين اهداف مشاوره ژنتيک ، مشخص کردن خطر وقوع يا تکرار يک بيماري ارثي در هر حاملگي است . تمام افرادي که هر يک از موارد زير را در خود يا اجداد خود دارا هستند ، قبل از تصميم به ازدواج يا قبل از بچه دار شدن يا در حين حاملگي و يا بعد از زايمان بايد تحت مشاوره ژنتيک قرار گيرند ( که البته بهتر است قبل از تصميم به ازدواج و يا قبل از بچه دار شدن باشد )‌ :

ازدواجهاي فاميلي

حاملگي در سن ۳۵ سال يا بالاتر

وجود نقايص مادرزادي

عقب ماندگي ذهني يا تأخير در رشد

کوتاهي بيش از حد قد و ساير اختلالات رشدي

نازايي يا سقطهاي مکرر در زنان و عقيمي در مردان

ناتوانيهاي جسماني که در هنگام بلوغ شروع شده اند

سرطانها ، برخي بيماريهاي قلبي ، فشار خون بالا و بيماريهاي ديگري که ارث در آن دخيل است مانند ديابت

اختلالات سوخت و ساز بدن

اختلالات رفتاري

بنابراين مشاوره ژنتيک به خانواده ها و افراد کمک مي کند تا :

نقش توارث را در بيماريها بشناسند و خطر تکرار بيماري را در خويشاوندان و فرزندانشان بدانند .

حقايق پزشکي درباره بيماريهاي ارثي را درک کنند ( نحوه تشخيص ،‌عاقبت بيماري وراثتي )

راههاي در دسترس براي برخورد با خطر موجود را بشناسند .

بهترين راه چاره را که با اهداف ، ارزشها و اعتقادات خانواده منطبق باشد بيابند .

ازدواجهاي فاميلي

ازدواج فاميلي ازدواجي است که در آن زوجين با يکديگر فاميل هستند و بنابراين ژنهاي مشابه دارند . در حال حاضر هزاران نوع بيماري ارثي مختلف شناخته شده اند که ممکن است از طريق به ارث رسيدن ژنهاي مشترک در پدر و مادر ، فرزندان را مبتلا سازند . اين خطر در ازدواجهاي فاميلي به علت وجود ژنهاي مشترک بيشتر خواهد بود . اين بدان معنا نيست که در ازدواجهاي غيرفاميلي هيچگونه خطري وجود ندارد ، بلکه احتمال خطر پايين تر خواهد بود . بنابراين ازدواج فاميلي از نظر علم ژنتيک منطقي نيست .

جدول زير ارتباط بين درجه خويشاوندي و درصد ژنهاي مشترک را مشخص مي کند :

درجه خويشاوندي

افراد فاميل

درصد ژنهاي مشترک

يک

پدر ، مادر ،‌فرزندان ، خواهران و برادران

۵۰%

دو

خاله ها ، دايي ها ، عموها ، برادر و خواهرزاده ها

۲۵%

سه

دختر عمو ، پسر عمو ، دختر خاله ، پسر خاله ، دخترعمه ، پسرعمه ، دختردايي ، پسردايي

۱۲.۵%

چهار

نوه خاله ،‌نوه دايي ،‌نوه عمو ، و نوه عمه

۶.۲۵%

پنج

نتيجه خاله ، نتيجه دايي ،‌نتيجه عمو ،‌نتيجه عمه

۳.۱۲%

شش

نبيره خاله ، نبيره دايي ، نبيره عمو ، نبيره عمه

۱.۵۶%

علل اختلالات ژنتيکي

نقايص ژني : در اين بيماريها ، اختلالات ژنتيکي از طريق به ارث رسيدن يک ژن معيوب از پدر ،‌ مادر و يا هر دو به وقوع مي پيوندد . مانند کم خوني داسي شکل ، هموفيلي ، کوررنگي .

اختلالات کروموزومي : اين بيماريها ژنتيکي به علت اختلال در ساختمان و يا تعداد کروموزم ها ايجاد مي شوند . شايعترين اختلال کروموزومي سندرم داون يا منگوليسم است . با افزايش سن مادر ،‌ احتمال اين اختلال بيشتر مي شود .

به طوري که در يک خانم ۲۰ ساله احتمال به دنيا آوردن فرزند مبتلا به منگوليسم حدود يک در ۲۰۰۰ و در خانم ۴۰ ساله يک در ۱۰۰ است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:34  توسط حسن   | 

نمونه هايي از پژوهش هاي باليني و تجربي

نمونه هايي از پژوهش هاي باليني و تجربي

در فاصله سالهاي 1977 تا به امروز تحقيقات وسيعي صورت گرفته است كه تاثيرات موسيقي را بر علائم حياتي و هورمون ها در بيماران جراحي، اورتوپدي، بيهوشي و دندان پزشكي نشان مي دهد. در اينجا به طور خلاصه به نمونه هايي از آنها اشاره مي شود.

1. تاثير موسيقي آرام بخش بر ترشح كورتيزول و نور آدرنالين در دو گروه 15 نفري بيماران عمل جراحي كه بيهوشي نخاعي گرفته بودند مطالعه شد. نتايج تحقيق تاثير مثبت موسيقي را در كاهش هورمونهاي مذكور در يك ساعت بعد از عمل و دوران نقاهت نشان مي داد.

2. تاثير موسيقي آرام بخش بر سطح هورمون ACTH و اندور فين پي در پلاسما بر دو گروه 100 نفري از زنان در عمل زايمان بررسي شد. نتايج تاثير مثبت مويقي در كاهش سطح هورمونهاي مذكور و در نتيجه تسكين فشار و درد زايمان را در گروه مورد آزمايش نشان مي داد.

3. بررسي تاثير موسيقي آزام بخش بر ضربان نبض، فشار سرخرگي خون، سطح ترشح پرولاكتين و هورمون رشد بر روي 50 بيمار جراحي دندان، بيان گر نتايج مثبتي در مورد آنان بود.

4. تاثير موسيقي در شيمي بدن مورد توجه بسياري از پژوهش گران قرار گرفته است و تحقيقات متعددي اين تاثير را بر هورمونهاي گوناگون از جمله هورمون استرس

 (ADRENAL CORTICOATEROIDS) ننشان مي دهد. تاثير موسيقي بر افزايش مواد مخدر و نيز ميزان فنيل تيلامين در بدن از جمله نتايج ديگري است كه در اين زمينه گزارش شده است.

ميلوك كولاسا و همكارانش در سال 1994 تاثير موسيقي را بر ترشح هورمون كورتيزول بر بيماراني كه در معرض استرس قبل از جراحي بودند مطالعه كردند. ميزان كورتيزول 18 بيمار كه در انتظار عمل جراحي بودند و روزانه مدت يك ساعت موسيقي مي شنيدند هر 15 دقيقه نمونه برداري شد. سطح كورتيزول خون اين گروه بيماران در مقايسه با بيماراني كه موسيقي دريافت نمي كردند كاهش پيدا كرده بود.

مطالعه موردي محقق درزمينه تاثير فعاليتهاي موسيقايي، بر رفتار خود آسيب رساني در يك كودك عقب مانده ذهني شديد

در مركز خيريه حمايت از معلولين ذهني- بدني تهران

بسياري از افراد عقب مانده ذهني شديد و عميق ممكن است رفتارهايي از خود نشان دهند كه از نظر اجتماعي غير قابل قبولند و براي خود و سايرين خطر سازند. اسنل[56] (1987) نمونه هاي رايج رفتار خود آسيب رساني[57] (SIB) مثل محكم زدن سر به زمين و اشياء، بريدن قسمتهاي گوناگون بدن، كشيدن مو، داخل كردن اشياء در چشم را فهرست بندي كرده است (به نقل از آيشتد[58] و لوي[59] 1992 ) رفتار خود آسيب رساني يا خود تخريبي[60] عبارت است از رفتاري كه فرد آسيبهاي عضوي به بدن خود وارد مي سازد (تيت[61] و باروف[62] 1966، به نقل از دادستان ). تحقيقات اندكي در تاثير فعاليتهاي موسيقايي بر رفتار خود آسيب رساني در كودكان عقب مانده ذهني صورت گرفته است. جورجنس[63] (1974) با استفاده از فعاليتهاي موسيقايي براي كاهش رقتارهايي كه با يادگيري تداخل دارند (از قبيل خود آسيب رساني عدم پيروي از دستورات دامنه توجه كوتاه) نشان داد كه فعاليتهاي موسيقايي كه در زمينه اي خاص براي تغيير و اصلاح اين قبيل رفتارها طراحي شده. شيوه درماني موثري مي باشد. ويگرام[64] (1995) به بررسي تاثير موسيقي و صدا بر طيفي از اختلالات از جمله خود آسيب رساني، اتيسم و اضطراب … پرداخت كه نتايج نشان دهنده تاثير مثبت فعاليتهاي موسيقايي بر اين اختلالات مي باشد.

محقق با توجه به پيشينه پژوهش اقدام به طراحي برنامه اي براي كاهش رفتار خود آسيب رساني در يك كودك عقب مانده ذهني شديد نمود. كودك مورد مطالعه دختر بچه اي 7 ساله داراي عقب ماندگي ذهني شديد فاقد گفتار و داراي مشكل رفتاري خود آسيب رساني از نوع كوبيدن سر به زمين بود. مدت رمان عمل (كوبيدن سر به زمين) از 1 تا 3 دقيقه و شدت آن در حدي بود كه سر كودك زخمي و كبود مي شد با ثبت تعداد رفتار در طول يك هفته ميانگين رفتار خود آسيب رساني در شبانه روز 10 مورد تعيين گرديد. علت بروز رفتار مواجه شدن با موقعيتهاي ناكام كننده طرد از سوي والدين و همسالان و اجابت نكردن خواسته هاي كودك بود كه برخورد نامناسب با اين پديده (تنبيه، سرزنش، توجه به رفتارهاي منفي كودك…) اين رفتار را در كودك تشديد كرده بود.

درمان به صورت شركت كودك در جلسات موسيقي درماني و انجام فعاليتهاي موسيقايي (آموزش به وسيله سازهاي ارف، بداهه نوازي، ريتم و بازيهاي موزيكال) به مدت 3ماه ارائه گرديد و تعداد رفتار نابهنجار در طول هر هفته ثبت مي شد.

در پايان مدت ارائه درمان (هفته اي يك جلسه) رفتار خود آسيب رساني در كودك در مقايسه با خط پايه اوليه تقريباٌ به صفر رسيد كه نشان مي دهد استفاده از فعاليتهاي موسيقايي به عنوان ابزاري جذاب و موثر و تقويتي مناسب براي كودكان عقب مانده ذهني شديد و عميق چشم اندازي كاملاٌ اميد بخش دارد. با توجه به نتايج مي توان گفت كه با برنامه اي مناسب در جهت حذف رفتارهاي نامطلوب و ايجاد رفتارهاي مطلوب (از قبيل همكاري، دوستي، مسئوليت و فرصت براي ابزار خود …) در كودكان عقب مانده ذهني، فرصتي مناسب مهيا مي شود كه اين كودكان داوطلبانه و فعالانه به كنترل خود و محيط پرداخته و بتوانند با بهره گيري از توانمنديهاي خود به نيازهاي رواني خويش پاسخ داده و بر مشكلات و ناهنجاريهاي ايجاد شده فائق آيند.

برنامه ريزي ما در دورة كوتاه موسيقي درماني او متمركز بر تقويت كنترل حركتي و ارتباط ريتميك و منظم با سازها بود.

او در نخستين جلسات با سازهاي مختلف مانند زيلوفون، متالوفون، طبل، مثلث، ارگ آشنا و تشويق و تحريك شد تا با سازها ارتباط برقرار كند و با مضراب بر روي طبلها و زيلوفونها بكوبد. ضربه هاي او تكانشي و گسسته بود. گاهي شديد و گاهي آهسته مي نواخت و ناگهان ساكت مي شد. در ماه دوم كوشش شد تا مضراب را با ريتم و نظم بهتري بر طبل بكوبد، از صداي نواختن ضربات مربي خود الگوبرداري كند، ريتم ساده اي را تقليد نمايد و بياموزد كه كليدهاي ارگ را با كنترل بيشتري فشار دهد. در سومين ماه توانست نتهاي گام را روي زيلوفون و ارگ بنوازد و بخواند و همچنين ريتم يكنواختي را به تقليد از مربي خود با مضراب روي طبل دنبال كند. تمرينهاي ريتميك پا و دست نيز در برنامه هاي تقليدي او قرار داشتند. اين تمرينها او را به توجه مشخص بر روي سازها ملزم مي كردند و ضربات ناشيانه و بي هدف او را كمتر و ارتباط او را با مربي مستقيم تر ساختند. همچنين او تشويق مي شد تا قبل از نواختن با موسيقي درمانگر از طريق نگاه ارتباط برقرار كند. در چهارمين ماه، خواندن آواز كوتاه به همراهي نواختن با دو تيغة زيلوفون در برنامة او قرار گرفت.

با استفاده از چنين طرحي محقق (اينجانب) به بررسي تأثير برنامه هاي موسيقي درماني بر كاهش رفتار پرخاشگرانه كلامي و فيزيكي يك دانش آموز عقب مانده در سه موقعيت جداگانه كلاس درس، آموزش ويژه – كارگاه آموزش عالي و كلاس آموزش عادي تربيت بدني پرداخت. كه نتايج از طريق چند خط پايه اي با استفاده از يك رفتار فرد در موقعيتهاي مختلف نشان داده شده است.

در اين طرح پژوهشي يك رفتار فرد در موقعيتهاي مختلف مورد بررسي قرار مي گيرد. بعد از تعيين شرايط خط پاية رفتار در موقعيتهاي مختلف، آن رفتار در يكي از موقعيتهاي تحت تأثير عمل آزمايشي (متغير مستقل) واقع مي شود. اگر عمل آزمايشي در آن موقعيت بر رفتار اثر مطلوب را نشان داد، آن رفتار در يك موقعيت ديگر نيز تحت تأثير همان عمل آزمايشي قرار داده مي شود. اگر باز هم پيشرفت پيش بيني شده با رفتار در موقعيت دوم نيز حاصل شد، رفتار در موقعيت سوم تحت تأثير عمل آزمايشي يا متغير مستقل قرار مي گيرد، و الي آخر. اگر معلوم شد كه متغير مستقل در همة موقعيتهاي مختلف در رفتار آماج تغييرات مطلوب پيش بيني شده را ايجاد مي كند، مي توان نتيجه گرفت كه بين روش به كار رفته (متغير مستقل) و رفتار تحت بررسي (متغير وابسته) يك رابطه تابعي وجود دارد.

 

سخن آخر و نتيجه گيري

در پايان تذكر جند نكته مهم ضروري به نظر مي رسد. اول اينكه از ديدگاه اين رشته موسيقي وسيله است نه هدف و البته بديهي است كه استفاده از موسيقي به عنوان ابزار به هيچ وجه از اهميت هنري آن نمي كاهد و لطمه اي به جايگاه والاي موسيقي از ديدگاه هنري وارد نخواهد كرد بلكه ارزش واقعي آن را به عنوان روش خاص درماني و توان بخشي آشكار مي سازد. به عبارت ديگر بحث درباره ماهيت هنري و زيبايي شناختي موسيقي، مقوله اي كاملاٌ جدا از كاربرد آن است اگر جه اساس نقش كاربردي موسيقي را نيز مي توان در ماهيت هنري و زيبايي شناختي آن جست و جو كرد. دوم اينكه در رشته موسيقي درماني تعصبي در انتخاب نوع موسيقي وجود ندارد. مثلاٌ استفاده از موسيقي كلاسيك غربي در فعاليت شنيداري براي فرد نا آشنا با اين موسيقي كاري بيهوده است. زيرا تاثير پذيري افراد از موسيقي ارتباط تنگاتنگي با فرهنگ، علايق، عادتها و شيوه زندگي آنها دارد. در حقيقت استفاده از اصوات و موسيقي در فرهنگهاي مختلف و تاثير آن در جنبه هاي گوناگون زندگي بشر مقوله اي چنان گسترده است كه بررسي تمام ابعاد آن نياز به مطالعه اي گسترده دارد.

نكته مهمي كه در حال حاضر گريبان گير بسياري از پزشكان محترم كشور ما است و طرح آن در اين جا خالي از فايده نخواهد بود اين است كه متاسفانه اگر چه هم اكنون جامعه پزشكي ايران از دانش روز دنياي پزشكي بهره مند است ولي تفكري سنتي و بسيار يك جانبه بر آن سيطره دارد. امروزه پزشكي رمانتيك كه در آن ره درمانهاي غير دارويي توجه خاصي شده است در برابر پزشكي كلاسيك تعريف مي شود. در پزشكي رمانتيك نقش هنر فرهنگ تجربيات بشري و بسياري از مسايل علوم انساني در درمان مورد توجه است. در اين راستا فرهنگ غني و گوناگون فولكلوريك ايران مي تواند بستر مساعدي را براي فعاليت در اين زمينه ايجاد كند. البته براي دستيابي به اهداف علمي ياد شده فعاليتهاي ميان رشته اي و ميان دانشگاهي بين صاحب نظران علوم پزشكي، روان شناسي، عصب شناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي و هنر مندان رشته هاي مختلف الزامي است. تذكر آخر اين كه موسيقي هنري است انتزاعي و به همين دليل استفاده از آن حتما بايد همراه با پالايش دقيق و دقت و وسواس صورت گيرد. در واقع همان طور كه در دارو درماني نوع دارو ميزان مصرف و زمان استفاده از آن مهم است در اين رشته نيز نوع موسيقي يا فعاليت موزيكال ميزان استفاده زمان استفاده و كيفيت و شرايط كاربرد آن بسيار با اهميت خواهد بود. از آن جا كه تمام روشهاي رايج و غير رايج درمان زاييده فكر بشذ و ناشي از تجربه هاي اوست نمي توان ادعا كرد كه يكي از اين روش ها كامل تر و موفقيت آميز تر است. هدف اصلي دانش پزشكي درمان بيمار است و روشهاي درماني مختلف فقط ابزارهايي درجهت نيل به اين مقصودند. مهم اين است كه در به كارگيري هيج روشي تعصب نداشته باشيم و با ديدي باز و با توجه به وضعيت بيمار از هر امكاني در جهت درمان صحيح استفاده كينم. لازمه اين امر آشنايي با ديدگاهها و فلسفه هاي طب جايگزين و رايج است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:34  توسط حسن   | 

تفاوت ديدگاه روان شناسى اسلامى و روان شناسى جديد كلاسيكى

تفاوت ديدگاه روان شناسى اسلامى و روان شناسى جديد كلاسيكى

در مقالات گذشته گفتيم كه در موضوع روانشناسى نظرات گوناگونى وجود دارد و هر نظر نيز مبانى خاصى داشته، از اصول معين و مشخصى پيروى مى‏كند حال اين سئوال را مطرح مى‏كنيم كه موارد گوناگون و متعدد و مسائل فراوان قابل بحثى، از مصاديق موضوع روانشناسى بوده، قابل طرح مى‏باشند و لكن در ميان اين مسائل و مصاديق موضوع روانشناسى، مواردى وجود دارد كه داراى ويژگى‏هائى هستند كه ساير مسائل مربوط به روانشناسى، آنها را ندارند، اين موارد كدامند؟ و چه ويژگى‏هائى دارند؟ در پاسخ آن مى‏گوئيم كه از مصاديق بازر آن، موارد بحث از نفس و روان و مطالعه آثار و احكام و خصوصيات آن است و به عبارت ديگر موضوع علم‏النفس شامل خود جان و عمل آن، خود روح و نفس و عمل آن از قبيل اراده، تصميم، استقلال، حب و بغض و ساير صفات و ويژگيهاى انسان بوده كه در همين جهت ارزش خاصى به علم‏النفس و روانشناسى اسلامى بخشيده، آن را از ديدگاه دانشمندان غربى و احيانا دانشمندان يونان باستان جدا نموده است.

يكى از دانشمندان برجسته اسلامى «فضل‏الله حامد حسينى‏» متوفاى 921 هجرى در رساله خود به نام «رساله نفسيه‏» (1) ضمن يك مقدمه‏اى به اين نكته علمى اشاره دارد:

«اولا: شرف علم به اعتبار شرف معلوم بود و هيچ موجود، شريف‏تر از آن نيست كه شرف همه چيزها به وى است و پادشاه و ملك همه، اوست، و همه عجايب عالم آثار قلم قدرت اوست پس هيچ معرفت از اين شريف‏تر و لذيذتر نباشد.

و ثانيا تقاضاى معرفت از خاصيت دل آدمى است اگر دلى باشد كه در وى اين اقتضاء، باطل شده باشد، همچون تنى باشد كه در وى طلب غذا نمانده باشد و گل را دوست‏تر دارد از نان....» از اين دو مقدمه نتيجه مى‏گيرد كه: «... پوشيده و مخفى نخواهد بود كه معرفت‏حق سبحانه، موقوف بر شناخت نفس و كيفيت صحت و مرض و علاج وى است...» .

مقصود ايشان اين است كه اين شناخت و عشق به شناخت‏خداوند از جمله نفسانياتى است كه از عمق نفس انسان بر مى‏خيزد به‏طورى كه به منزله غذا براى ادامه زندگى و بقاى انسان مى‏ماند.

و بديهى است اين شناخت كه از عمق جان برمى‏خيزد مبدا پيدايش همه شناخت‏هاى انسان است پس در ميان شناختها مهمترين شناخت، شناخت‏خداشناسى است كه موضوعش بالاترين معلوم است و بعد از خداشناسى علمى كه ما را به خدا مى‏رساند، علم‏النفس است.

پس علم‏النفس، مقدمه‏اى است‏براى شناخت‏خدائى كه موجد همه موجودات است.

در اينجا عباراتى نيز از ارسطو نقل شده است:

«هر دانشى به چشم ما زيبا و ستودنى است، با اين همه، دانشى را بر دانش ديگر رجحان مى‏نهيم (به دو علت) يا از آن‏رو كه دقيق است و يا از آن رو كه موضوع بحث آن، عالى‏تر و در خور ستايش بيشتر است، به اين دو سبب شايسته است كه مطالعه نفس را در مقام اول جاى دهيم و هم‏چنين گوئيم بتوان از معرفت نفس در مطالعه تمام وجوه حقيقت‏خاصه، در علم طبيعت مددى شايان گرفت چه نفس به‏طور كلى اصل حيوانات است..» . (2)

از جملات بالا و نظائر آنها سه ويژگى براى اهميت علم‏النفس استفاده مى‏شود:

ويژگى اول) اينكه خود علم دقيق است.

ويژگى دوم) اين كه موضوع بحث آن جالب‏تر است زيرا مربوط به خود ما است اگر ما بتوانيم خودمان را خوب و واقعى بشناسيم مى‏توانيم از اين پله براى شناسائى موجودات ديگر استفاده كنيم زيرا حقيقت‏هاى عالم را از خودمان مى‏شناسيم و از خودمان شروع مى‏كنيم!

ويژگى سوم) اين كه علم‏النفس از مسائلى بحث مى‏كند كه در رابطه با تكامل انسانها است‏يعنى براى اين كه تكامل نفس براى انسانها محقق شود، بايد خودمان را بشناسيم بخصوص كه تاريخ واقعى بشريت همان سير بشر به طرف ارتقاء و تكامل است و بدين سبب شناخت درون انسانها لازم است و اهميت‏خاصى دارد زيرا خودمان، نزد خودمان حاضريم و اگر بخواهيم موجودى را در خارج از خودمان به دست آوريم بايد از طريق خودمان شروع كنيم و شناخت‏خود يقينا زيربناى مطالعات ما، به شمار مى‏رود. و در حقيقت جنبه واقعيت و تحقق اين علم از ساير علوم بيشتر است چون انسان به باطن خويش همواره دسترسى دارد و در اختيار اوست.

سئوال

از اينجا سئوال ديگرى نيز پاسخ داده مى‏شود، سئوال اين كه علم‏النفس مورد بحث قدماء از دانشمندان با علم روانشناسى جديد كه مورد نظر دانشمندان متاخر غربى مى‏باشد چه فرقى با يكديگر دارند؟

پاسخ

پاسخ اين است كه در علم‏النفس مورد بحث دانشمدان اسلامى و قدماء دانشمندان غربى از يونان باستان از سراسر جان و همه نيروهاى او گفتگو مى‏شود علاوه بر اين كنه اين جوهر باطنى انسان يعنى نفس ناطقه و اثبات ذات او مورد بررسى قرار مى‏گيرد اما خيلى از اين قسمت‏ها در روانشناسى جديد غربى اصولا مورد بحث قرار نگرفته است.

اين مطلب مهم و اساسى را مى‏توان از مطالعه رساله «هدية‏الرئيس‏» از تاليفات «شيخ‏الرئيس بوعلى سينا» (3) و مقايسه آن با ساير كتب روانشناسى متاخرين از دانشمندان غربى به دست آورد.

«ابن سينا» اين كتاب را 10 فصل قرار داده از صفحه 21 تا 77 كه عبارتند:

فصل اول) اثبات قواى نفسانى و تقسيم قواى نفسانى (4) .

فصل دوم) اين قواى نفسانى از امتزاج عناصر اربعه پيدا شده است (5) .

فصل سوم) قواى ثنائيه و قواى حيوانيه و قواى انسانيه را مطرح كرده است (6) .

فصل چهارم) بيان حواس ظاهره و كيفيت ادراك آنها تا جائى كه اقامه براهين ضرورى براى اثبات نفس ناطقه مى‏نمايد.

فصل پنجم) در كيفيت پيدايش نفس و اقامه دليل بر آن و نظير اينگونه از مسائل مربوط به نفس و روان كه در اين كتاب مطرح گرديده است.

اما در روانشناسى جديد كلاسيك به جاى اين كه عامل حيات را يك عامل معنوى بدانند آمده‏اند عامل حيات را به عنوان عامل غير فيزيكى و غير شيميائى مورد بحث قرار داده‏اند به‏طورى كه خود نفس و مباحث مربوط به آن كيفيت پيدايش آن و اثبات وجود آن و ساير مسائل مربوط به نفس به طور كلى مطرح نگرديده است و حتى مساله اراده را كه در آموزش‏هاى اسلامى به عنوان معيار شاخص بين انسان و حيوان مى‏باشد به كلى حذف كرده‏اند و حتى در جائى كه در روانشناسى جديد بحث از آسيب‏شناسى و علائم آن كه يكى از آنها بيماريهاى اراده است، از اراده و مباحث مربوط به آن اصلا بحثى به ميان نيامده است كه اراده چيست؟ و چه خصوصيتى دارد؟ و چگونه پيدا مى‏شود؟ و چه حالتى دارد؟ و از همه اين مباحث تنها آنچه ملموس بوده و قابل تجربه است، آنها را ذكر كرده‏اند.

دكتر سيروس عظيمى در كتاب خود «روانشناسى عمومى‏» (7) چنين مى‏نويسد:

«موضوع تحقيق دانش روانشناسى رفتار موجودات به طور كلى است و در اين مطالعه به مسائل روح و روان آنطورى كه مورد نظر قدما و فلاسفه بوده، توجهى نمى‏شود و چه بهتر مى‏بود كه در ازاء واژه روانشناسى كلمه «رفتارشناسى‏» براى اين دانش بكار مى‏رفت! ! تا هيچ‏گونه ابهامى در موضوع باقى نمى‏ماند، ! !» .

و نيز در ص 2 همان كتاب چنين اضافه مى‏كند:

«...اساس علمى روانشناسى غير قابل انكار و فعاليت دانشمندان در مطالعه علمى رفتار، بدون ترديد روانشناسى را در جرگه علوم تجربى قرار داده و خواهد بود... و كوشش بايد بر اين باشد كه دانش مزبور را در جرگه ساير علوم تجربى و آزمايشگاهى قرار داده، آن را از فلسفه و ادبيات جدا سازيم..» . (8)

موارد نقض

نقض‏ها و ايرادها، منحصر به موارد بالا نيست، بلكه موارد متعددى وجود دارد كه با وجود داشتن مكاتب مختلف تجربى و كلينيكى و آمارى در روانشناسى جديد هنوز نتوانسته است تعريف كامل و جامع و واضحى درباره شخصيت انسان بيان كند (9) . و نظير همين نقض در توجيه و توضيح روان انسانى ديده مى‏شود تا آنجا كه روان انسانى را مادى مى‏دانند (10) . چنانكه بحث و بررسى آن به تفصيل در بحثهاى آينده خواهد آمد.

روانشناسان جديد به دليل اين كه در تحقيقاتشان روش علوم تجربى را به كار مى‏گيرند، خود را تنها در چارچوب بررسى آن بخش از پديده‏هاى روانى كه امكان مشاهده و بررسى موضوعى آنها وجود دارد، محصور مى‏كنند و از تحقيق و كنكاش درباره بسيارى از پديده‏هاى مهم روانى كه در محدوده مشاهده و آزمون تجربى نمى‏گنجد دور مى‏كنند از اينرو كار بررسى در مورد خود «نفس‏» را از حوزه تحقيقاتى خود كنار گذاشتند چون روان چيزى نيست كه بتوان آن را ديد، يا به آزمايش گذاشت‏به همين دليل اين‏ها بررسى‏هاى خود را تنها در رفتار انسان كه قابل مشاهده و ارزيابى است، محدود مى‏كنند! حتى برخى از روانشناسان معاصر پيشنهاد كرده‏اند كه نام اين علم از «روانشناسى‏» به «رفتارشناسى‏» تغيير يابد و دليلشان هم اين است كه روانشناسى جديد به مطالعه و تحقيق پيرامون «رفتار و نه روان‏» انسان برمى‏گردد.

يكى از پيامدهاى گرايش استفاده از روش علوم تجربى در تحقيقات روانشناسى اين بود كه در اين تحقيقات، گرايش‏هاى ماترياليستى كه همه پديده‏هاى روانى را ناشى از فعاليت‏هاى فيزيولوژيك مى‏دانند، حاكم شود. ماترياليستها اصولا به انسان به چشم يك حيوان مى‏نگرند و در اين روند آن قدر پيش رفته‏اند كه تحقيقاتشان را در مورد رفتار حيوان كه دروازه طبيعى ورود به حوزه مطالعه و بررسى رفتار انسان مى‏باشد منحصر نموده‏اند و از اين واقعيت كه ميان ذات و حقيقت انسان (بعد معنوى) و حيوان تفاوت اساسى وجود دارد غافل مانده‏اند! و اين مساله مهم را در تحقيقاتشان تقريبا به‏طور كامل به دست فراموشى سپرده‏اند.

اين مساله آنچنان باعث افزايش پژوهشهاى روانشناسى شد كه اين علم، انواع رفتارهاى سطحى و غير مهم انسان را دربر گرفت ولى از بررسى بسيارى از پديده‏هاى رفتارى مهم انسان كه شامل جنبه‏هاى دينى و معنوى و ارزشهاى والاى انسانى او مى‏شود، غفلت ورزيد و از تحقيق درباره مساله محبت در برترين شكل انسانى (بدور از جنبه‏هاى جنسى) باز ماند و نتوانست تاثير عبادت در رفتار انسان و يا مساله درگيرى روانى ميان انگيزه‏هاى جسمى و معنوى او را بررسى كند و هم‏چنين بحث در مورد كيفيت هماهنگ كردن شخصيت انسان از طريق ايجاد توازن بين جنبه‏هاى مادى و معنوى او و موضوعات ديگرى را كه مورد بحث قرار خواهيم داد كنار گذاشت‏» (11) .

چنانكه يكى از دانشمندان معروف غرب به نام «جان برادوس واتسون‏» (1878- 1958م) مؤسس روانشناسى رفتارگرى صريحا اعتراف مى‏كند:

«روانشناسى از نظر روانشناس رفتارگر، دانشى است تجربى و به‏طور كامل عينى و رشته‏اى است از علوم طبيعى، هدف تئوريك آن پيش‏بينى و ضبط رفتار است، درون‏نگرى به هيچ‏وجه روش آن نيست و ارزش علمى موضوعات آن به هيچ‏وجه بستگى به تفسير هوشيارى ندارد.

اكنون زمان آن رسيده كه روانشناسى همه مطالب مربوط به هوشيارى را از قلمرو خود حذف كند! زيرا ديگر به آن نيازى نيست كه مطالعه وضع روانى را موضوع خود قرار دهد... امكان اين هست كه روانشناسى را به عنوان رفتار تعريف كرد بى آنكه احتياج باشد از اصطلاحاتى از قبيل هوشيارى، وضع روانى، ذهنى، اراده، تصوير ذهنى و امثال آن استفاده كرد زيرا به جاى اينها مى‏توان از اصطلاحاتى از قبيل انگيزه، پاسخ، شكل‏پذيرى، عادت، تركيب عادت وامثال آن را بكار برد.

دانشمند ديگرى به نام «واتسن‏» روانشناس آمريكائى درباره رفتار و حذف ذهن و هوشيارى از مسائل مربوط به روانشناسى چنين اظهار مى‏دارد:

«مساله قديمى «ذهن و بدن‏» و هم‏چنين فرضيه‏هاى ديگر از جمله ثنويت «دوگانگى روان و تن‏» و فرضيه تاثيرات متقابل هم با حذف ذهن از قلمرو روانشناسى از بين خواهند رفت. زيرا در مناسبات بين رفتار و بدن چيز خارق‏العاده‏اى وجود ندارد.

روانشاسان گذشته با قرار دادن روح يا روان به جاى مغز اين توهمات نابجا را ايجاد كرده‏اند، رفتارگرى از مغز يك بت نمى‏سازد، بلكه تسلط آن را نسبت‏به ساير اعضاء، آلات حس ماهيچه‏ها و غدد در نظر دارد. در زمينه رفتارگرى تنها حقايقى را مى‏توان پذيرفت كه عينى باشد (12) .

چنانكه ملاحظه مى‏شود، تجزيه و تحليل مختصر اصول كلى و اساسى روانشناسى رفتارگرى نشان مى‏دهد كه هدف اصلى اين مكتب حذف ذهن، صحبت نكردن درباره هوشيارى، مورد توجه قرار ندادن درون‏نگرى، از نظر دور ساختن مفاهيم روانى و متوقف نمودن تصورات واهى درباره آنچه در مغز مى‏گذرد، بوده است كه البته جز تاكيد بر روى نفى وجود مكاتب ابدا جنبه تازگى نداشته است.

پى‏نوشت‏ها:

1) چاپ دانشگاه اصفهان، تاريخ نشر، 1335 ش ص 9.

2) كتاب «درباره نفس‏» تاليف ارسطو ترجمه عليمراد داودى، از انتشارات دانشگاه تهران، تاريخ نشر سال 1349ش ، ص 1.

3) چاپ مصر، از انتشارات شركت طبع كتب غربى، سال 1325ه.

4) رساله هدية‏النفس ص 5.

5) ص 27.

6) ص 31.

7) چاپ اول، ناشر انتشارات صفار، ص‏1.

8) روانشناسى عمومى، چاپ اول، ناشر: انتشارات صفار) .

9) فراسوى روانشناسى اسلامى يا اخلاق و بهداشت روانى در اسلام، تاليف دكتر محمد شرقاوى، ترجمه دكتر سيد محمد باقر حجتى، ص 51.

10) مدرك قبل.

11) قرآن و روانشناسى تاليف دكتر محمد عثمان نجاتى، ترجمه عباس عرب، تاريخ نشر: 1367ش، ناشر بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، ص 23- 24.

12) مقدمه روانشناسى عمومى، تاليف دكتر رضا شاپوريان، ناشر: روزبهان، تهران، سال 1369ش، چاپ دوم، چاپخانه گوته.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:32  توسط حسن   | 

علائم افسردگی

علائم افسردگی


خواب بيش از حد
احساس بازنده بودن
انتقاد مكرر از خود
يبوست
احساس گناه
سرزش خود به خاطر اتفاقات ناخوشايند
كاهش يا افزايش وزن
بدبيني نسبت به آينده
بسادگي دستخوش خشم شدن
خوردن افراطي يا بي اشتهايي
چرخه هاي نامنظم قاعدگي
غمگين بودن
نوسانات خلقي
نااميدي بيش از حد
اضطراب
درماندگي ونا اميدي
خشم
درماندگي
گريه هاي بدون دليل واضح
كناره گيري از ساير مردم وموقعيت هاي جديد
فقدان انگيزه جهت پيگيري اهداف

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:31  توسط حسن   | 

علائم هیپو مانیا

علائم هیپو مانیا

خواب کم

بیخوابی

فشار برای نوشتن

دیگران بنظر کند آمدن

بی قراری

موج خروشان انرژی

ساختن تعداد زیادی طرح

پرواز ایده ها

فشار برای حرف زدن

قضاوت ضعیف

رفتار نامناسب

مصرف بالای الکل

از دست دادن مقادیر زیاد پول

بهره وری بالا

خشم نامتناسب

افزایش خلاقیت

قبول مسئولیت زیاد

احساس برتری

رانندگی خطرناک

تلفن های غیر ضروری

بیش از حد معمول حساس بودن

افزایش اشتها

فعالیت سکس بیش از حد

شلوغی بیش ازحد معمول

انجام چند کار در یک زمان

عدم توانایی در تمرکز

دوستان متوجه تغییر رفتارش می شوند

احساس سختی در یک جا ماندن

خوش معاشرت و به هیجان آورنده

مضطرب و رنجشی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:30  توسط حسن   | 

موسيقی درمانی

موسيقی درمانی

رشته موسيقي درماني در حقيقت يكي از شاخه هاي علوم درماني است كه در آن «موسيقي درمان گر» (music therapist) مانند پزشك كه از دارو يا وسايل جراحي استفاده مي كند از موسيقي و فعاليتهاي گوناگون همراه با موسيفي به عنوان ابزار درماني استفاده مي نمايد.

در دنياي پزشكي كنوني به طور كلي دو ديدگاه درباره روشهاي درماني وجود دارد : يكي «طب رايج» (conventional medicine) يا پزشكي غربي است كه امروزه در كشور ما اعمال مي شود و ديگري شيوه هاي مختلف درماني است كه مجموعه آنها را «طب جايگزين» (alternative mdicine) يا «طب مكمل» (complementary medicine) و يا «طب حاشيه اي » مي نامند.

ويژگي تمام رشته هاي طب جايگزين استفاده از «قابليتهاي خود درمان بدن» و كل نگر بودن اين رشته هاست. برخلاف پزشكي رايج كه بدن انسان را از ديدگاه ملكولي و سلولي مورد مطالعه قرار مي دهد و انسان را متشكل از اجزاي متفاوت مي داند و سعي در شكافتن هسته پاتو فيزيولوژي بيماري ها دارد طب جايگزين انسان را مجموعه اي واحد از جسم احساس و روان مي داند  و براي او شعوري قائل است كه در تمام نقاط بدن او- و هر موجود زنده- يافت مي شود و هماهنگ كننده ساختارهاي جسمي و رواني اوست. به عبارت ديگر شاخه هاي مختلف طب جايگزين بيماري هاي عضوي را نتيجه اختلال در اين شعور و ناشي از اشكال در عملكرد كل بدن و به هم خوردن تعادل بين جسم و روان و احساس مي دانند در نتيجه درمان فقط ناظر بر نتيظيم كاركرد جسم بيمار نيست بلكه به افكار، احساسات و روان او نيز توجه دارد.

طب جايگزين بيش از پنچاه شيوه درماني رايج را در بر مي گيرد كه طب سوزني (acupunctur)، آيورودا (ayurveda)، موسيقي درماني (music therapy)، هومئوپاتي (homogopathy)، هيپنوتيسم (hypnotism)، هنر درماني (art therapy)، درمان طبيعي (naturopathy) و يوگا درماني از مهم ترين و شناخته شده ترين شاخه هاي آن به شمار مي روند.برخي از اين شيوه ها مانند طب سوزني از قدمتي چند هزار ساله برخوردارند و برخي مانند هومئوپاتي و موسيقي درماني نسبتاٌ جديد تر هستند.

اگرچه بسياري از رشته هاي طب جايگزين هنوز در ايران ناشناخته مانده اند ولي در بيشتر كشورهاي پيشرفته از اين رشته ها نيز به موازات پزشكي رايج در امر درمان استفاده مي شود و در سالهاي اخير مردم و پزشكان گرايش بيشتري به آنها نشان داده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:30  توسط حسن   | 

دندان قروچه ( Bruxism ) یا سائیدن دندانها، Clenching یا فشار عمودی دندانها و بستن مداوم یا متناوب فک

دندان قروچه ( Bruxism ) یا سائیدن دندانها، Clenching یا فشار عمودی دندانها و بستن مداوم یا متناوب فکین : 
گاهی بیماران اظهار می کنند که دندانهایشان در خواب به گفته اطرافیانشان صدا میدهد و بدون اینکه علت آنرا بدانند یا در صدد رفع آن باشند خیلی بی تفاوت از کنار آن می گذرند.
دندان قروچه کردن غالباً بدون وجود یک نارسایی عصبی و یا بروز هر گونه ضایعه ای اتفاق می افتد و این پدیده ای است که در اشخاص سالم نیز دیده می شود. 
افرادی که دندان قروچه می کنند را می توان به دو دسته تقسیم کرد :
1- افرادی با فشارهای عصبی و اضطراب.
2- افرادی که بدون فشارهای عصبی دندان قروچه دارند. 
به نظر می رسد دندان قروچه به صورت ارثی در افراد دیده می شود و در زنان و مردان به یک میزان شیوع دارد. در واقع دندان قروچه در افرادی که مشلات عصبی ندارند در اثر تماسهای ناجور دندانها بر روی هم و لغزیدن دندانها، باعث صدا یا دندان قروچه می شود و چنانچه این مسئله درمان نشود بصورت یک عادت در می آید و حتی بعد از مدتی به دنبال دندان قروچه دندانها سایش شدید پیدا می کنند و چه بسا تماسهای ناهماهنگ ممکن است دراثر سایش از بین برود ولی دندان قروچه بر اثر عادت همواره ادامه پیدا می کند. 
در مواردی که دندان قروچه ناشی از مشکلات عصبی باشد آن هم ممکن است پس از رفع مشکلات عصبی بصورت عادتی تکرار پذیر شود. از مشکلات دندان قروچه علاوه بر سایش شدید دندانها، خستگی عضلات، درد عضلات و حتی محدودیت در حرکات فک پایین هم مشاهده می شود. 
پس آنچه که مهم می باشد این است که در صورت بروز یا مشاهده دندان قروچه به دندانپزشک مراجعه و دندانپزشک پس از تشخیص علت ایجاد آن بصورت اولیه که همانا پیدا کردن علت اصلی می باشد اقدام نماید، سپس با یک درمان ساده و ساختن وسیله ای به نام نایت گارد ( Night Guard ) و استفاده آن در هنگام خواب می توان بطور کلی این عادت را حذف نمود. 
Clenching یا فشارهای عمودی دندانها به روی یکدیگر هم دقیقاً همان مشکلات دندان قروچه را ایجاد میکند. گاهی افرادی که عصبی می شوند یا ورزشکارانی که ورزشهای سنگین انجام می دهند هم به طور ناخودآگاه دندانهای خود را به هم فشار میدهند. مشکلات Clenching را به نوعی می توان مثل مشکلات ایجاد شده از دندان قروچه نام برد. مثل خستگی عضلات، درد عضلات، محدودیت حرکات فک و ... و در درمان آن هم می توان از نایت گارد استفاده کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:29  توسط حسن   | 

پارکینسون چیست؟

پارکینسون چیست؟

یک بیماری پیشرونده حرکتی است که اعضای مختلف بدن را درگیر می کند. این بیماری در سال 1800 توسط دکتر جیمز پارکینسون تشخیص داده شد. از علائم آن می توان به سختی عضلات، مشکل در شروع حرکات، کندی حرکات و لرزش اشاره کرد.

میزان شیوع:

درکشورهای پیشرفته و افرادمسن ترشیوع بیشتری دارد.تخمین زده می شود که 700 هزار نفر در کل جهان مبتلا به این بیماری هستند و هر سال 50 هزار نفر به این مقدار افزوده می گردد. طبق آمار 1% افراد بالای 65 سال مبتلا به این بیماری هستند.

اختلالات گفتاری در بیماران پارکینسون:

80% این بیماران مبتلا به اختلالات صوت و گفتار و بلع هستند . این افراد بسیار آرام، شل و با صدایی نفس آلود و خشن و گاهی لرزش صوت صحبت می کنند. تون صدا کاهش پیدا کرده و تولید صحیح حروف مختل می گردد که همه این موارد بر وضوح گفتار تأثیر گذاراست. این اختلالات زمانی پیش می آیند که عضلات کنترل کننده گفتار به خوبی عمل نمی کنند. تارهای صوتی معمولاً در اثر بیماری ضعیف شده و بطور مناسبی لرزش پیدا نمی کنند تا صدایی مطلوب ایجاد شود. مشکلات گفتاری کم کم باعث انزوای بیماران پارکینسون از محیط و اجتماع گردیده و بر زندگی شخصی و اجتماعی آنها تأثیرگذار خواهد بود.

گفتار درمانی در بیماران پارکینسون:

گفتار درمان در ابتدا تمامی نکات در ارتباط با صوت، مکانیسم های داخل دهانی، نحوه تنفس ، حرکت اندام های گفتاری و میزان دامنه آن را ارزیابی می کند. براساس ارزیابی های انجام شده درمان آغاز
می گردد. گفتار درمان کمک می کند تا صدای از دست رفته درمان شود، تنفس صحیح شود و در نهایت فهم گفتار آسان تر گردد. گر چه درمان گفتاری از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما نکات مشترک درمانی در مورد اکثر بیماران پارکینسون وجود دارد که می تواند کمکی جهت بهبود یک ارتباط مؤثر باشد:

Y اولین گام حفظ آرامش است. سعی کنید راحت باشید.

Y از جملات کوتاه استفاده کرده و شمرده صحبت کنید.

Y زمانی که اطرافیان متوجه صحبت شما نشدند منظور خود را به نحو دیگری بیان کنید.

Y با اغراق بیشتری صحبت کنید.

Y در محیط شلوغ صحبت نکنید و کلمات اضافی را حذف کنید.

Y قبل از یک مکالمه طولانی استراحت کافی داشته باشید . مابین مکالمه نیز استراحت کنید چرا که خستگی بطور محسوسی بر روی گفتار تأثیرگذار است.

Y با حداکثر بلندی صحبت کنید. طبق تحقیقات انجام شده درمان صوت متناوب، باعث بهبود گفتار فرد شده و تغییرات محسوسی را در نواحی حرکتی مغز بوجود می آورد.

ورزش و اثر آن بر بیماران پارکینسون :

هم از نظر روانشناختی و هم فیزیکی انجام ورزش می تواند برای بیماران مؤثر باشد چرا که باعث افزایش انعطاف پذیری عضلات و مفاصل و نیز تقویت آنها می گردد. لازم است قبل از انجام حرکات ورزشی اینکار را با حرکات سبک تری شروع کرده و بتدریج پیچیدگی آن را افزایش دهید. گفتار درمان می تواند راهنمایی های لازم جهت انجام تمرینات ورزشی مربوط به عضلات صورت را به شما بکند. در ثانی فعالیت هایی مانند آوازخواندن، خواندن متون با صدای بلند و حرکات اغراق آمیز لب ها و حتی جویدن اغراق آمیز غذا می تواند فعالیتهای کمکی جهت بهبود گفتار باشد.

وظیفه اطرافیان:

Y به بیماران زمان کافی برای صحبت بدهید.

Y جملات را برای آنها کامل نکنید و نیز هیچگاه حرف آنهارا قطع نکنید.

Y داد نزنید . معمولی صحبت کنید . آنها کم شنوا نیستند.

Y در هرسئوال یک موضوع را مطرح کنید.

Y رودر رو صحبت کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:28  توسط حسن   | 

چرا کودکان از مدرسه رفتن هراس دارند

چرا کودکان از مدرسه رفتن هراس دارند

مقدمه :
بسياري از کودکان هنگام جدا شدن از والدين ناراحت مي شوند، به خصوص در خانواده هايي که مراقبت هاي غيرمنطقي از کودک صورت مي گيرد. اما برخي از کودکان اضطراب بسيار شديدي را موقع جدا شدن از مادرشان نشان مي دهند. در موارد بسيار شديد کودک حتي در اتاق مادر را تعقيب مي کند، اين مشکل موقعي در کودک در مدرسه مي رود، آشکار مي شود.
حدود 3 و نيم درصد کودکان به اين ناراحتي مبتلا مي شوند و در دخترها و طبقه مرفه بيشتر است. به اين رفتارها اضطراب جدايي مي گويند .

هراس از مدرسه :
هراس از مدرسه يکي از نشانه ها و زيرمجموعه هاي اضطراب جدايي است . هراس از مدرسه به بي ميلي شديد به رفتن به مدرسه گفته مي شود. اضطراب شديد و عوارض جسمي مانند : سرگيجه، درد معده و تهوع و ... کودک را در منزل نگه مي دارد . والدين که نگران سلامتي کودک هستند، غالبا رغبتي ندارند که براي رفتن کودک به مدرسه از زور استفاده کنند.
تنها 50 درصد هراس از مدرسه ، ترس به عملکرد تحصيلي يا برخي جنبه هاي محيط مدرسه مربوط مي شود و در موارد مربوط به بي ميلي کودک به جدا شدن از مادر و خانه است. تصور اصلي بر اين است که مادر و کودک به گونه اي شديد به هم وابسته اند. وابستگي شديد کودک برايش اين ترس را به وجود مي آورد که امکان دارد براي خود يا مادرش اتفاق روي دهد.
لازم به ذکر است درباره نقش پدر در اين زمينه اطلاعات کمي در دست است .

علائم :
اين علائم هيچکدام علت جسمي ندارد .
* اختلال در هضم غذا
* بي اشتهايي
* دردهاي شکمي
* حالت تهوع
* مشکلات خواب
* تب ، سردرد
* گوش درد
* سوزش سر معده
مثال : کودک مبتلا به هراس از مدرسه ، صبح زود در موقع رفتن به مدرسه دلش درد مي گيرد، حالت تهوع پيدا مي کند يا شب امتحان بيمار مي شود. ولي به محض تصميم جهت نرفتن به مدرسه از طرف والدين اين علائم همگي برطرف مي شود. گاهي ممکن است به علت دير درمان شدن آنها و در واقع به علت غم و اندوه بيمار شوند، حالت شديد هراس از مدرسه براي کلاس هاي اول تا سوم است و اگر مسوولين امر از اين حالت باخبر نشوند ممکن است حتي تا سال هاي آخر دبيرستان کشيده شود .
معمولا چه کساني دچار هراس از مدرسه به عنوان يک ترس مي شوند؟
* خانواده هاي پرفرزند
* وجود تبعيض در محيط زندگي
* سطح پايين فرهنگي ، اقتصادي و خجالتي
* اعتماد به نفس پايين
هراس از مدرسه در دختران بيشتر از پسران است .
چه بايد کرد :
* کودک را در مدرسه (مهد کودک) ثبت نام کنيد .
* به مدت يک هفته در مدرسه (مهد کودک) حضور يافته و به تدريج مدت زمان حضور را کم کنيد .
* اعلام محبت به کودک
* سهل و آسان جلوه دادن مقررات مدرسه
* براي حضور کودک جايزه بدهيد و او را تشويق کنيد
* از بين بردن عوامل نفرت مثل تنبيه و توبيخ در مدرسه
* گوش دادن به حرف هاي کودک
* سپردن مسووليت هاي ساده به کودک در کارهاي مدرسه
* آسان گيري به ويژه در سالهاي اول مدرسه و رفتار معلم به گونه اي باشد که کودک مدرسه را خانه دوم خود حساب کند .
* دوستان کودک را به منزل دعوت کنيد و اسباب بازي در اختيارشان قرار دهيد تا بازي کنند و هنگام بازي اتاق را ترک کنيد .
* بررسي کنيد که کودک در مدرسه مشکلي نداشته باشند و مورد آزار قرار نگرفته باشد.
* روابط خانوادگي را بررسي کنيد. گاهي کودک در منزل نگراني هايي دارد (مثل درگيري هاي والدين) که بايد برطرف شود.
* در يک روز تعطيل به اتفاق اعضاي خانواده به مدرسه (مهد) کودک رفته و ضمن گذراندن ساعتي در آنجا ، ناهار را در محيط مذبور صرف کنيد .

توجه :
هراس از مدرسه با گريز از مدرسه تفاوت دارد . مدرسه گريزان معمولا به تناوب از مدرسه غايب شده و والدين شان از اين امر اطلاعي نداشته و معمولا شاگردان تنبلي هستند. اما در هراس از مدرسه ، کودک به طور پيوسته و طي دوره هاي طولاني به مدرسه نمي آيد و والدين از نرفتن او به مدرسه و ماندن او در خانه آگاهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:28  توسط حسن   | 

هوش

در گذشته چنین تصور می‌‌شد که هوش یک توانایی ارثی غیر قابل تغییر است و به همین دلیل آموزش در آن تأثیری نخواهد داشت. این اندیشه حاصل نظریه هایی بود که هوش را تغییر ناپذیر می‌‌دانستند. نظریه های تازه تر که هوش را یک رشته فرآیند ذهنی می‌‌دانند بر تغییر ناپذیری آن اصرار چندانی نمی ورزند و لذا از لحاظ پرورشی نظریه های امیدوار کننده تری هستند .

گیج و برلاینر 1992- (Gage & Borliner) در این باره می‌‌گویند:

" ما می‌‌توانیم به برنامه های آموزش حل مسأله ای که رفتار هوشمندانه را افزایش می‌‌دهند بیندیشیم. ما می‌‌توانیم به برنامه هایی بیندیشیم که به دانش آموزان کمک می‌‌کنند تا زمان یادگیری، استراتژی های یادگیری یا توالی مطالب یادگیری خود نظارت کنند. می‌‌توانیم درباره مهارت های رمزگردانی یا مهارت های مقایسه کردن دانش آموزان کار کنیم - اگر فکر می‌‌کنیم مشکل آنان به این قسمت مربوط می‌‌شود - با آگاهی کامل از مفاهیم مربوط به هوش در نظریه های خبرپردازی جاری، می‌‌توانیم درک کنیم که پائین بودن سطح توانایی های کلی ذهنی یک شرایط عمومی فرد نیست بلکه یک الگوی رفتاری قابل اصلاح است."

اسلاوین (1991) در کتاب "روان شناسی پرورشی" خود یکی از روش های معروف آموزش توانایی های هوشی را با نام غنی سازی موثر* معرفی کرده است. این روش به وسیله ریون فیورستاین (Reuven Feurestein) ابداع شده است. در این برنامه آموزشی دانش آموزان یک رشته تکلیف کتبی یا اصطلاحاً مداد و کاغذی را نظیر آنچه در شکل دیده می‌‌شود انجام می‌‌دهند. هدف این تمرین‌ها ایجاد مهارت های ذهنی از قبیل طبقه بندی، مقایسه ، جهت یابی فضایی و توالی عددی است.

برنامه آموزشی غنی سازی موثر در هفته سه تا چهار ساعت و برای حداقل دو سال متوالی به اجرا در می‌‌آید. این برنامه معمولاً برای دانش آموزان ضعیف و یا دارای ناتوانی های یادگیری مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. اسلاوین به پژوهش هایی اشاره می‌‌کند که نشان داده اند روش غنی سازی موثر، اگر به طور کامل به اجرا در آید در افزایش عملکرد دانش آموزان در آزمون های استعداد و هوش تاثیر مثبت خواهد داشت. حتی بعضی مطالعات نشان داده اند که تاثیر این روش در بالا بردن نمرات آزمون استعداد تا دو سال پس از پایان یافتن برنامه آموزشی، دوام داشته است.

در مقابل برخی از صاحب نظران ( از جمله استرنبرگ و بهانا، 1986) گفته اند که روش غنی سازی موثر صرفا به دانش آموزان یاد می‌‌دهد که چگونه به آزمون های هوش جواب دهند. آنان به عنوان دلیلی بر این ادعای خود گفته اند، بسیاری از تمرین های این روش آموزشی ( مانند آنچه در شکل آمده ) شبیه به سؤالات آزمون های هوش هستند. اسلاوین در نتیجه گیری از بحث خود پیرامون آموزش مهارت های اندیشیدن گفته است: " تا زمانی که برنامه های مهارت های اندیشیدن نشان نداده اند که علاوه بر افزایش عملکرد یادگیرندگان در آزمون های هوش، می‌‌توانند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را نیز افزایش دهند، استفاده از آنها در مدارس محدود خواهد بود".

هر چند که هنوز درباره چگونگی تغییر پذیری هوش، اختلاف نظر فراوان وجود دارد و گر چه تا کنون روش های نظام دار آموزشی متنوعی برای آموزش هوش و استعداد تدوین نشده ، اما شواهد تجربی و نظریه های تربیتی فراوانی موجود که نشان می‌‌دهد غنی سازی محیط رشد و تربیت افراد به ویژه در سال های اولیه زندگی در پرورش استعدادهای ذهنی موثرند. معلمان با سرلوحه قرار دادن این اصل می‌‌توانند به رشد استعدادهای دانش آموزان کمک کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:27  توسط حسن   | 

علل افسردگی

علل افسردگی

تا اکنون علت واحدی برای افسردگی پیدا نشده است. به باور کارشناسان آسیب پذیری ژنتیکی به همراه فاکتورهای محیطی همچون استرس، بیماری های جسمی ممکن است ماشه عدم تعادل بیوشیمی مغز را بکشد و منجر به افسردگی شود.

عدم تعادل در سه ماده شیمیایی مغز :

سروتونین

نوراپی نفرین

و دو پامین به افسردگی منجر می شود.

دانشمندان هنوز بطور کامل چگونگی ارتباط این عدم تعادل و بروز علائم و نشانه های افسردگی را مشخص نکرده اند.

فاکتورهای دخیل در افسردگی عبارتند از:

وراثت: محققین چندین ژن را که امکان دارد در اختلال دو قطبی دخیل باشند شناسایی کرده اند، آنها در جستجوی ژن هایی برای دیگر اختلالات افسردگی هستند. با این وجود داشتن تاریخچه افسردگی در خانواده به این معنا نیست که شخص دچار افسردگی می شود از طرفی افرادی بودند که سابقه افسردگی در خانواده نداشتند ولی افسرده شدند.

استرس: حوادث استرس زا بخصوص از دست دادن و یا تهدید به از دست دادن یک عشق و یا یک شغل می تواند ماشه افسردگی را بکشد.

داروها: استفاده طولانی مدت از داروهایی همچون داروهای کنترل کننده فشار خون، قرص های خواب، و همچنین قرص های ضد حاملگی ممکن است باعث بروز علائم افسردگی در بعضی از افراد شود.

بیماری: داشتن یک بیماری مزمن بمانند بیماری قلبی، سکته، بیماری قند، سرطان و یا آلزایمر ریسک ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد. داشتن اختلال تیروتید(کم کاری) حتی بصورت خفیف می تواند از علل افسردگی باشد.

شخصیت: ویژگی های شخصیتی همچون اعتماد بنفس پایین و وابستگی بالا، خود انتقادی، بدبینی و در مستاصل شدن در اثر استرس می تواند فرد را در برابر استرس آسیب پذیر کند.

افسردگی پس از زایمان: در مادران مقداری دل نگرانی و احساس غمگینی، خشم، اضطراب، بی قراری و احساس عدم کفایت شایع است. اگر این مورد شدید شود به آن افسردگی پس از زایمان می گویند که اغلب در کسانی که اولین زایمان را دارند رخ می دهد.

هورمون ها: زنان بیش از دو برابر مردان افسردگی را تجربه می کنند، و همین آمار این باور را بوجود آورده است که فاکتورهای هورمونی در بروز افسردگی نقش دارند.

اعتیاد: کارشناسان می گویند که سیگار و مواد مخدر برای تحمل افسردگی مصرف می شود. با این وجود استفاده از این مواد خود می تواند در بروز افسردگی و اضطراب دخیل باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:26  توسط حسن   | 

نوپديدي استافيلوكوك هاي مقاوم به دارو

نوپديدي استافيلوكوك هاي مقاوم به دارو

مقدمه

در خانواده ميكروكوكاسه‌آ دو جنس بزرگ وجود دارد كه اوّلي ميكروكوكوس و دوّمي استافيلوكوكوس مي باشد. اوّلي غير بيماري زا و دوّمي از بيماري زاترين پاتوژن هاي انساني است. استافيلوكوك يك كوكسي گرم مثبت است كه در زير ميكروسكوپ بصورت مجتمع، ديده ميشود و شبيه انگور ميباشد.

در سال 1884 Rosenbach دو كولوني رنگي استافيلوكوك را يافت وآنها را استاف آرئوس ( زرد) و آلبوس (سفيد) نام داد كه دوّمي بعدها استافيلوكوك اپيدرميديس نام گرفت. با اينكه تا بحال 19 ساب كلاس از استافيلوكوك شناخته شده است ولي انواع بيماري زا براي انسان شامل سه دسته است:

•        استافيلوكوك آرئوس Aureus

•        استافيلوكوك اپيدرميدسEpidermidis

•        استافيلوكوك ساپروفيتيكوس  Saprophyticus ميباشند.

استافيلوكوك ها ازجمله باكتري هاي بسيار مقاوم غيراسپورزا  مي باشند كه مي توانند در شرايط بسيار بد به زندگي خود ادامه دهند. آنها را مي توان از مواد جامد و بي جان خشك بعد از چندين ماه نيز كشت داد. بطور نسبي به حرارت مقاوم هستند و مي توانند در محيط حاوي نمك با درصد بالا نيز زندگي كنند. بنابر اين اصلاً عجيب نميباشد كه با وجود انواع آنتي بيوتيك ها، بالا رفتن سطح بهداشت جامعه و مراقبت هايي كه جهت كنترل عفونت  ها در بيمارستان ها انجام مي شود، استاف آرئوس هنوز بعنوان يكي از مهمترين پاتوژن هاي انسان قلمداد مي شود.

بسياري از نوزادان و تعداد زيادي از اطفال و بالغين بصورت متناوب توسط استاف آرئوس كلونيزه مي شوند و مناطقي كه اين كلونيزاسيون ايجاد ميشود بيشتر در نازوفارنكس، به ندرت روي پوست و لباس بيمار و با درصد كمتر در واژن ميباشد. كلونيزاسيون در ركتوم و ناحيه پرينه نيز وجود دارد ولي بسيار نادر ميباشد. از مناطق كلونيزه شده توسط S.A اين ارگانيسم مي تواند هر نقطه اي از پوست و يا مخاط بدن انسان را آلوده كند و يا حتي مي تواند از طريق انتقال فرد به فرد از طريق آئروسل و يا تماس مستقيم اشخاص ديگري را نيز آلوده نمايد.

مخاط بدن و پوست انسان سدهاي مكانيكي بسيار كارآمدي هستند كه از تهاجم موضعي S.A جلوگيري مي كنند در صورتيكه به هر دليلي (تروما، جراحي …) اين سدهاي مكانيكي شكسته شوند، S.A عفونت موضعي ايجاد مي كند و اگر بتواند از مكانيسم فاگوسيتي بدن نيز فرار كند آنوقت وارد سيستم جريان خون و لنفاتيك مي شود و مي تواند عفونت هاي متاستاتيك ايجاد كند.

انواع عفونت هاي S.A

عفونت هاي ايجاد شده توسط S.A بطور خلاصه شامل:

پوست : فوليكوليت، فرونكل، كفگيرك، زردزخم، هيدرآدنيت، سلوليت، عفونت زخم جراحي يا غيرجراحي، آبسه، عفونت كنار ناخن (پارونيشي) و …

عفونت هاي عمقي : بورسيت، آرتريت، استئوميليت و ماستيت.

عفونت جريان خون

الف ـ باكتريمي و يا سپسيس.

ب ـ عفونت هاي متاستاتيك : آرتريت، استئوميليت، مننژيت، اندوكارديت، پريكارديت، پنوموني، آبسه ريوي، پيوميوزيت و …

بيماريهايي كه در اثر توليد توكسين توسط S.A ايجاد مي شود:

مسموميت غذايي، SSSS، TSS

مكانيسم هاي مقاومت آنتي بيوتيك ها

مكانيسم هاي مقاومت آنتي بيوتيكي در S.A بر روي آنتي بيوتيك هاي مختلف متفاوت مي باشد و هر دسته دارويي مكانيسم مقاومت مخصوص به خود را دارد. در اين بخش از اين كتاب بيشتر در مورد مقاومت بر روي بتالاكتام ها بحث خواهد شد. S.A سه مكانيسم اصلي مقاومت بشرح زير، بر عليه بتالاكتام ها دارد.

توليد بتالاكتاماز

ميكروارگانيسم در اين نوع از مقاومت آنتي بيوتيكي يك آنزيم خارج سلولي توليد ميكند كه بتالاكتام ها را با بازكردن حلقه بتالاكتام قبل از اينكه روي ميكروارگانيسم تاثير بگذارند بي اثر مي ‌نمايد. اين نوع مقاومت، قابل القاء (Inducible) است و اكثراً توسط پلاسميد كُد مي شود. در بين آنتي بيوتيك هايي كه براي اين نوع از ميكروارگانيسم استفاده مي شوند متي سيلين (كه سالهاست استفاده نمي شود) و نفسيلين (Nafcillin) بيشترين ثبات (stability) را در برابر اين بتالاكتاماز دارند. و در سفالوسپورين ها هم سفالوتين از بقيه پايدارتر است.

مقاومت دروني

در اين نوع مقاومت كه به آن مقاومت به متي سيلين هم مي گويند از هيچ يك از بتالاكتام ها نبايد استفاده كرد. چون تاثيري روي ميكروارگانيسم ندارند. ارگانيسم هايي كه اين نوع مقاومت را داشته باشند MRSA ناميده مي شود. مقاومت به متي سيلين به MIC> 4  براي Oxacillin وMIC > 16  براي  متي سيلين اطلاق مي شود.

اين نوع مقاومت كروموزومال مي باشد و در آن ژن MecA موجب ايجاد تغييراتي در PBP2a شده كه اين تغيير منجر به كاهش ميل تركيبي (Affinity) اين PBP براي بتالاكتام ها مي شود.

همانطور كه گفته شد براي تشخيص اين نوع از ميكروارگانيسم ها مي توان از آنتي بيوگرام توسط روش MIC استفاده كرد و يا مي توان توسط PCR، ژن MecA را شناسائي كرد. اگر به استافيلوكوكي MRSA اطلاق گرديد هيچ بتالاكتامي نبايد براي آن استفاده شود و داروي انتخابي آنها ونكومايسين و يا تئيكوپلانين (گليكوپپتيدها) هستند .

تولرانس به اثركشندگي بتالاكتام ها

در اين نوع ميكروارگانيسم ها نسبت MIC/ MBC < 1/32 مي باشد (براي بتالاكتام ها) و علت ايجاد آن احتمالاً عدم توانايي بتالاكتام در فعال كردن آنزيم اتوليتيك در ميكروارگانيسم است. در استافيلوكوك هاي آرئوسي كه تولرانس به اثركشندگي بتالاكتام ها دارند، پاسخ كلينيكي به آنتي بيوتيك هاي بتالاكتام بسيار ضعيف مي باشــد (لازم به ذكر است كه در صورت وجود جسم خارجي در بدن، عفونت ناشي از استافيلوكوك هاي تولرانت بسيار با اهميت مي باشد). البته يك نوع از مقاومت ديگري به نام Borderline Oxacillin Resistant وجود دارد كه به دليل hyper production  بتالاكتاماز توسط ميكروارگانيسم مي باشد. در اين ميكروارگانيسم هاي تولرانت MIC به Oxacillin > 4 مي باشد.

تاريخچه

استافيلوكوك آرئوس در اواخر قرن هيجدهم به عنوان يكي از عوامل عفوني شايع شناخته شد. قبل از اينكه آنتي بيوتيك ها كشف شوند باكتريمي با استاف 82% مرگ و مير داشته است. Penicillin يكي از اوّلين آنتي بيوتيك هايي بود كه در سال 1941 استفاده از آن شروع شد و مرگ و مير عفونت هاي استافيلوكوكي را بسيار كاهش داد. ولي در فاصله بسيار كوتاهي از معرفي پني سيلين سويه هاي داراي بتالاكتاماز استافيلوكوك ايجاد شدند. قبل از سال 1940 استافيلوكوك ها به پني سيلين حساس بودند تا سال 1952، 75% از سوش هاي جدا شده بتالاكتاماز ترشح مي كردند. در سال 1959 بتالاكتام هائي كه به پني سيليناز استافيلوكوك مقاوم بودند (متي سيلين) به بازار، عرضه شدند ولي در اواخر دهه 1960 نيز مقاومت به متي سيلين (MRSA) ايجاد شد كه در اين سوش ها آنتي بيوتيك انتخابي ونكومايسين بود (كه در سال 1958 به جامعه پزشكي معرفي شده بود). به نظر مي رسيد كه مقاومت به ونكومايسين به آساني ايجاد نشود ولي در سال 1992 مشخص شد كه احتمال انتقال ژن هاي مقاومت VRE (انتروكوك هاي مقاوم به ونكومايسين) از انتروكوك به استافيلوكوك وجود دارد و از مناطق مختلف دنيا به صورت جسته و گريخته گزارش هايي از كاهش حساسيت استافيلوكوك به ونكومايسين به گوش مي رسيد. تا سرانجام در سال 1996 اوّلين مورد استافيلوكوك با كاهش حساسيت به ونكومايسين و يا گليكوپپتيد  (VISA or GISA) در ژاپن گزارش شد. و در سال 1997 اوّلين مورد آن در ايالات متحده كشف گرديد. از آن موقع تاكنون از مناطق مختلف دنياVISA  و GISAگزارش شده است و در اين مدت بصورت تجربي ژن VanA از انتروكوك به استافيلوكوك منتقل شد و مشخص گرديد كه احتمال اين انتقال وجود دارد ولي تا سال 2002 كه از نوك كاتتر در يك بيمار دياليزي در ميشيگان امريكا VRSA جدا شد گزارش باليني VRSA ارائه نشده بود تا اينكه سرانجام  در سال 2002 اين كابوس به حقيقت پيوست و VRSA با سكانس DNA كه حاوي VanA بود از يك بيمار جدا شد. با افزايش بي رويه مصرف آنتي بيوتيك ها بايد منتظر انواع مقاومت هاي ايجاد شده جديد در انواع باكتري ها بود و استافيلوكوك ها هم از اين قضيه مستثني نمي باشند.

جدول 1 ـ گزارشات مقاومت آنتي بيوتيكي در استافيلوكوك آرئوس بر اساس سال ايجاد آن

 آنتي بيوتيك    سال معرفي آن به جامعه پزشكي      گزارشهاي مقاومت

متي سيلين    1941  دهه 1940

استرپتومايسين 1944  اواسط دهه 1940

تتراسايكلين     1948  دهه 1950

اريترومايسين    1952  دهه 1950

متي سيلين    1959  اواخر دهه 1960

جنتامايسين     1964  اواسط دهه 1970

سيپروفلوكساسين      1988  اواخر دهه 1980

ونكومايسين     1958  1996

كلونيزاسيون

همانطور يكه قبلاً گفته شد مخزن عفونت انساني استاف آرئوس ناقلين باكتري در حفرات بيني، ميباشد. 40% از افراد جامعه با استافيلوكوك آرئوس در يك دوره مشخص از زمان كلونيزه مي شوند. خيلي  از اين اشخاص بصورت مداوم كلونيزه ميشوند (30% افراد) و اين در حاليست كه نيمه عمر كلونيزاسيون حدود 40 ماه است. 50% اشخاص بصورت گذرا كلونيزه مي شوند و 20% هم اصلاً كلونيزه نمي گردند. بسياري از اين اشخاص كه بيني شان كلونيزه است ارگانيسم را روي دست هاي خود حمل كرده و موجب انتقال آن به ديگران مي شوند. انتقال بيمارستاني استافيلوكوك آرئوس بيشتر توسط دست كاركنان حرفه هاي پزشكي، صورت مي پذيرد. ميزان كلونيزاسيون و نيز عفونت استافيلوكوكي در افراد ديابتي و دياليزي (پريتونئال و همودياليز), معتادان تزريقي, هر بيماري كه صلابت پوست را از بين ببرد (سوختگي، IV line و ...) ، افراد مبتلا به عفونت ناشي ازHIV   و … بيشتر از افراد معمولي مي باشد. انتقال توسط هوا نيز امكانپذير است.

MRSA

همانطوركه قبلاً اشاره شد اوّلين مورد MRSA در اواسط دهة 70 ميلادي گزارش شد و بتدريج درصد آن افزايش يافت تا اواسط دهه 1990 MRSA اكثراً از بيمارستان ها، خانه سالمندان و . . . جدا مي شد. ريسك فاكتورهاي كلونيزاسيون و يا عفونت با MRSA شامل مصرف آنتي بيوتيك، تماس با فردي كه با MRSA كلونيزه ميباشد، جراحي و بستري درICU   و … بوده است. ولي در 10 سال گذشته از مناطق مختلف جهان موارد مكتسبه از جامعه(Community Acquired MRSA)  را گزارش مي نمايند و اين گزارشات در حال افزايش مي باشد. اين افراد اكثراً هيچگونه عامل خطر خاصي كه منجر به عفونت با MRSA  شود و يا تماس با افرادي كه در بيمارستان ها شاغل بوده اند نداشته اند. اختلافي كه MRSA بيمارستاني با CA- MRSA دارد در اين است كه CA-MRSA به ديگر آنتي بيوتيك هايي كه روي استافيلوكوك تاثير دارند اكثراً حساس است ( كليندامايسين، اريترومايسين، كوتريموكسازول، كينولون ها، ريفامپين و…) ولي MRSA بيمارستاني به اكثر اين آنتي بيوتيك ها مقاوم مي باشد.

در 20 سال گذشته شيوع MRSA در بيمارستان هاي نقاط مختلف جهان و ازجمله امريكا و اروپا افزايش يافته است. طبق گزارشي كه  NNIS (National Nosocomial Infectious Surveilence) در اواسط دهة 1980 منتشر كرد در آن زمان شيوع MRSA در بيمارستان هاي بزرگ بين 10-5% و در بيمارستان هاي كوچك كمتر از5% بوده است, تا سال 1990 اين ميزان در بيمارستان هاي كوچك به 20% و در بيمارستان هاي بزرگ ارجاعي به 40% رسيد. در حال حاضر در سال 2003  بسته به محل مورد مطالعه حدود 50% استافيلوكوك هاي جدا شده در بيمارستان ها MRSA مي باشند.

در مورد CA- MRSA مطالعات زيادي انجام نشده است ولي  در مطالعه اي كه در سال 2003 در كانادا انجام شد, شيوع آنرا 30% گزارش كرده اند.

درمان

در مورد MRSA بيمارستاني، درمان انتخابي ونكومايسين و يا تئيكوپلانين مي باشد و ادامة درمان بستگي به آنتي بيوگرام ميكروب مورد نظر دارد. ولي در مورد CA- MRSA مي توان از آنتي بيوتيك هاي كليندامايسين، كوتريموكسازول،  اريترومايسين و بر اساس تست حساسيت ميكروبي با يا بدون ريفامپين، استفاده كرد.

خلاصه اي از توصيه هاي NNIS  جهت كنترل كلونيزاسيون با MRSA

1 ـ تشخيص موارد

2- محل بيمار (بيماران بستري، بايد در اطاق خصوصي باشند و  بيماران سرپائي در اطاقي جدا از افراد خانواده بايد باشند.

3-Barrier Precautions

شستن دست ها (دست ها بايد قبل و بعد از پوشيدن دستكش با آب و صابون آنتي باكتريال شسته شوند).

رفع كلونيزاسيون (در همه افراد انديكاسيون ندارد و فقط در بعضي از افراد خاص بايد انجام شود). در بعضي از منابع توصيه مي شود كه آميخته اي از درمان  با موپيروسين 2% داخل بيني 4 بار در روز + كوتريموكسازول 2 قرص 2 بار در روز + ريفامپين 600 ميلي گرم روزانه براي 10 روز  صورت گيرد. ولي در اكثر منابع توصيه اين است كه يا از درمان موضعي استفاده كنيم و يا از درمان سيستميك و اين دو روش با هم استفاده نشود.

ايزولاسيون : در طول مدت بستري بيمار بايد ايزوله باشد.

آموزش به پرسنل بهداشتي

درمان تماس يافتگان : كساني كه با بيمار در تماس بوده اند بايد با غربالگري، شناسائي شوند.

VISA يا GISA

در سال 1996 در كشور ژاپن اوّلين مورد استافيلوكوك آرئوس با كاهش حساسيت به ونكومايسين     گزارش شد (استافيلوكوك آرئوس با MIC £ 4 به ونكومايسين را حساس، 8< MIC < 16 را با مقاومت متوسط  VISA)) و MIC > 32, را طبق استاندارد NCCLS (National Committee for Clinical lab. Standards) مقاوم (VRSA) مي ناميم) و يكسال بعد نيز در آمريكا اين ارگانيسم گزارش شد و جامعه پزشكي را متوجه يك مشكل بسيار بزرگ كرد. البته از زمانيكه VRE شناخته شده بود (دهه 1990) در گوشه و كنار جهان صحبت هايي از اين بود كه احتمال مقاومت استافيلوكوك  به ونكومايسين نيز وجود دارد (و حتي در آزمايشگاه  ژن اين مقاومت به استافيلوكوك منتقل شده بود) در هر صورت در سال 1997 كه اين ارگانيسم VISA)) گزارش      شد زنگ خطري را براي همه جوامع پزشكي به صدا در آورد.

طبق مطالعه اي كه در سال هاي 1999-1998 بصورت Multi central در ايالات متحده امريكا انجام شد متوجه گرديدند كه اولاً همه VISA ها، MRSA نيستند و 3/1 موارد به اگزاسيلين حساس بودند. ثانياً مقاومت به آنتي بيوتيك هاي ديگر  مثل تتراسيكلين، كوتريموكسازول، ريفامپين،  اريترومايسين، كليندامايسين و … با درصد زيادي وجود دارد ولي همه سوش ها را شامل نمي شود. بنابراين در صورتي كه  تست حساسيت استانداردي را انجام دهيم، مي توانيم در صورت وجود، آنتي بيوتيك هايي كه ميكروارگانيسم به آن حساس است آن ها را شناسائي كرده و مورد استفاده قرار دهيم. ثالثاً در هر صورت اكثريت قريب به اتفاق اين ميكروارگانيسم ها به Linezolid و سينرسيد حساس هستند و ثالثا اين ارگانيسم ها در جامعه بسيار نادر است و اكثر آنها در بيمارستان ها ديده مي شود.

لازم به ذكر است كه روش Disc Diffusion اصلاً جهت جدا كردن VISA مناسب نمي باشد و بايد حتما MIC براي آنتي بيوتيك اندازه گيري شود.

درمان

با توجه به اينكه ارگانيسم هايي كه مقاومت  متوسط به ونكومايسين دارند به آنتي بيوتيك هاي ديگر نيز به طور نسبي مقاوم هستند پس حتما بايد تست هاي آنتي بيوگرام استاندارد براي ساير آنتي بيوتيك ها انجام شود تا در صورت حساسيت ارگانيسم به ساير آنتي بيوتيك ها و در  صورت امكان مصرف آنها  از ساير آنتي بيوتيك ها استفاده شود. در صورت لزوم مي توان از ونكومايسين (با حداكثر دوز) همراه با يك آنتي بيوتيك ديگر مثل ريفامپين استفاده كرد.

لازم به ذكر است از Linezolide و سينرسيد (Quinupritin and Dolfopirstine) نيز مي توان استفاده كرد ولي بهتر است در حد امكان از بكار بردن آنها جهت جلوگيري از مقاومت به آنها پرهيز شود.

VRSA

در سپتامبر 2002 در بيمارستاني در ميشيگان ايالات متحده آمريكا از نوك كاتتر يك بيمار دياليزي استافيلوكوكي جدا شد كه براي ونكومايسين MIC = 1024 و براي تئيكوپلانين MIC = 32 داشت و اين اوّلين باري بودكهVancomycin Resistant staph. Aureous ازبيماري جدا مي شد. اين ارگانيسم  هم ژن Mec-A (مقاومت داخلي استاف آرئوس يا MRSA) و هم ژن Van-A (مقاومت به ونكومايسين و تئيكوپلانين) را همراه داشت. ژن مقاومت Van-A از انتروكوك فكاليس به استافيلوكوك منتقل شده بود (همانطوريكه در سال هاي قبل بصورت تجربي اينكار انجام شده بود) لازم به ذكر است كه از نوك همان كاتتر انتروكوك فكاليس حامل ژن Van-A نيز جدا شده بود. از اين تاريخ به بعد صفحه تازه اي در دفتر مقاومت هاي آنتي بيوتيكي گشوده شد و پزشكان سراسر دنيا را متوجه عمق فاجعه مصرف بي رويه آنتي بيوتيك ها نمود. در هر صورت ارگانيسم جدا شده به كوتريموكسازول، ماينوسيكلين، سينرسيد و Linezolid حساس بود. بنابراين با تست حساسيت آنتي بيوتيكي روي ارگانيسم هاي V RSA و با توجه به محل عفونت مي توان آنتي بيوتيك هاي ديگري را براي درمان اين عفونت ها انتخاب نمود.

با اميد به اينكه همكاران محترم، متوجه عمق فاجعه مصرف بي رويه آنتي بيوتيك ها شده باشند و از تجويز آنتي بيوتيك بدون انديكاسيون خودداري نمايند.

بعضي از مطالعات انجام شده در ايران

طي مطالعه اي كه در كاركنان بيمارستان هاي شهر بابل‌ انجام شده است حالت ناقلي استافيلوكوك آرئوس در قسمت قدامي بيني كاركنان در حدود 3/44% بوده و اين رقم در كاركنان آزمايشگاه ها و بخش بيماري هاي عفوني بيش از ساير بخش ها (66%) گزارش گرديده است. ولي در مطالعه اي كه در سال 1365 در كاركنان بعضي از بيمارستانهاي آموزشي دانشگاه اصفهان انجام شده است در كشت نمونه سواب ناحيه قدامي بيني و گلوي 5/40 درصد آنان استافيلوكوك آرئوس رشد كرده و اين رقم در تهران كمتر بوده است به طوري كه طي مطالعه ديگري كه در مركز آموزشي درماني لقمان حكيم  انجام شده است، مشخص گرديده كه الگوي حساسيتي استافيلوكوك آرئوس جدا شده از كشت سواب قسمت قدامي بيني 300 نفر از كاركنان و مراجعين به درمانگاه هاي عفوني و داخلي، در 105 نفر از آنان حالت ناقلي استافيلوكوك آرئوس را نشان داده است و اكثرا نسبت به كلوگزاسيلين، حساس بوده اند و حتي اين رقم در شهر گرگان از تهران نيز كمتر بوده به طوري كه طي مطالعه اي كه در سال هاي 78-1377 در تعداد 1193 نفر از دانش آموزان شهر گرگان انجام شده است مشخص گرديده است كه نمونه سواب قسمت قدامي بيني آنان در 3/16% آنان استافيلوكوك آرئوس را نشان مي دهد و تعداد باكتري هاي جدا شده در نقاط روستائي نيز در همين حدود (6/17%) بوده است.

طي يك فقره بررسي كه در دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله انجام شده، مشخص گرديده است كه؛ استاف آرئوس نسبت به پني سيلين و آموكسي سيلين، صددرصد مقاوم و نسبت به سفالوتين و ونكومايسين بيشترين حساسيت را نشان مي دهد. همچنين باكتري نسبت به آموكسي سيلين، سفالوتين، اريترومايسين، تتراسيكلين، گلوگزاسيلين، پني سيلين ، سولفامتوكسازول، سيپروفلوكساسين، ونكومايسين، داكسي سيكلين، سفترياكسون، حساسيتي كمتراز 50% از خود نشان داده است. ضمنا در مطالعه اي كه در بيماران و مراجعين به بيمارستان ها و درمانگاه هاي شهر بابل انجام شده است 76% استافيلوكوك هاي جدا شده، نسبت به اگزاسيلين، تمامي موارد نسبت به پني سيلين و 65% نسبت به تري‌متوپريم، مقاوم بوده و كليّه موارد مقاوم به اگزاسيلين، نسبت به ونكومايسين نيز مقاوم بوده اند.

 منابع

 1 ) Mandell ,Douglas,Bennet;Priciples & Practice of infectious diseases,fifth edition,2000,pp2070-2073.

 2) Center for disease control  & prevention Addrssing  emerging infections disease threats : A prevention strategy for the U.S. Atlanta ; U.S. Dept of Health and Humen Services, Public Health  Services 1994.

 3) CDC. Reduced Susceptibility of S.A. to Va. Japan ,1996.MMWR  Morb.&Mortal  Wkly Rep 1997,46624-6.

 4) Center for disease control & prevention. Addressing emerging infections disease threats: Laboratory Reporting of S.A with Reduced Susceptibility to vancomycin in U.S. Department of veterans Affairs Facilities Department of Health and Human Services, Public Health Services 2002.

 5) Fridkin S.K. Vancomycin - Intermediate and resistant S.A. : What the Infectious disease specialist need to know. Clin Infectious Dis 2001 ; 32 : 108 –15.

 6) Aucken H.M. , Warner M , Ganner J , Johnson AP, Richardson Jf, Cookson BD, et al. Twenty months of screening for glycopeptide - Intermediate S.A. J Antimicrob chemother 2000 ; 46 : 634-40.

 7) Program and abstracts of the  42nd  Inter science  Conference on Antimicrobial Agent and chemothrapy ; September  27-30,2002 SanDigo , Calfornia . Abstract.

 8) Staphylococcus Aureus resistant to Vancomycin  U.S. 2002. MMWR. Morb Mortal Wkly Ref. 2002 ; 51 :565-567.

 9) CHIGBU, CHINWEO. AND EZERONYES , O.U. Antibiotic resistant S.A. in Abia State of Nigeria ; African Journal of Biotechnology Vol. 2(10), PP.374-378 , October ‏ ‏2003.

 10) Control of Methicillin Resistant S.A. in Canadian  Paediatric  Institutions is still a worth while goal ; Paediatrics  & Child Health 1994 ; 4 (5) : 337-341.

 11) تبرايي، عليجان؛ قائمي، عزت الله؛ فاضلي، محمدرضا؛ وكيلي، محمدعلي : بررسي شيوع  ناقلين  طبيعي استافيلوكوك طلايي در بيني دانش آموزان دبستاني شهرستان گرگان، اولين كنگره ملي بهداشت عمومي و طب پيشگيري، دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه، سال 1379، بانك رايانه اي كنگره ها.

 12) بهشتي، جواد : بررسي ميزان شيوع ناقلين مزمن استافيلوكوك طلائي درناحيه نازوفارنكس در پرسنل بيمارستان ها : دومين كنگره بيماري هاي عفوني و گرمسيري ايران، تبريز، سال 1368.

 13) مهابادي، مصطفي؛ ايماني فولادي، عباسعلي؛ اصفهاني، علي اكبر؛ ستاري، مرتضي : بررسي الگوي مقاومت دارويي استافيلوكوكوس آرئوس جداشده از زخم ، هشتمين كنگره بيماري هاي عفوني و گرمسيري ايران. سال 1378، بانك رايانه اي كنگره ها .

 14) گچكار، لطيف؛ كرمي، فرانك؛ سلطان دلال، محمدمهدي : بررسي شيوع ناقلين بيني استافيلوكوكوس آرئوس در پرسنل غيرادراري و مراجعين به درمانگاههاي داخلي و عفوني بيمارستان لقمان در سال 1378 و تعيين الگوي مقاومت آنتي ميكروبيال آن ، نهمين كنگره بيماري هاي عفوني و گرمسيري، سال 1379، بانك اطلاعات رايانه اي كنگره ها.

 15) خدامي، اسماعيل، جمشيدي، احمدعلي : بررسي استافيلوكوك آرئوس مقاوم به Oxacillin و حساسيت آنها به  Trimethoprim  ، Vancomycin  ، Penicillin  ، اولين كنگره ملي بهداشت عمومي و طب پيشگيري، سال 1379، بانك اطلاعات رايانه اي كنگره ها.

 آدرس بانك اطلاعات رايانه اي كنگره ها در سايت معاونت تحقيقات و فنآوري وزارت بهداشت : (كتب رايانه اي فارسي)http://www.hbi.ir/hosting/bioterrorism/library.htm

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:24  توسط حسن   | 

آموزش استثنايي در تركيه

آموزش استثنايي در تركيه

سياستهاي آموزشي

از جمله مهمترين سياستهاي آموزشي مراكز آموزش استثنايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- آموزش كودكان استثنايي از سنين آغازين كودكي

2- ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره به خانواده هاي برخوردار از كودك معلول

3-  ارائه تمرينات منسجم جسمي و ذهني به كودكان استثنايي

4-  طراحي و اجراي برنامه هاي آموزش استثنايي فردي

5- ارائه  آموزش اجباري پيش دبستاني به كودكان استثنايي

اصول و اهداف آموزشي

هدف از آموزش استثنايي تعليم و تربيت كودكان 4 تا 18 ساله اي است كه به دليل شرايط خاص جسمي ، روحي ، رواني ، اجتماعي و بهداشتي شان نمي توانند از نظام آموزش عادي بهره برند. يكي از اصول اساسي آموزش استثنايي اين است كه افرادي كه نياز به آموزش استثنايي دارند تا حد امكان از محيط اجتماعي و طبيعي شان جدا نگردند .از اين رو ، اقداماتي انجام شده تا اين كودكان در مدارس عادي تعليم ببينند يا به عكس در مدارس عادي امكانات آموزش استثنايي براي چنين كودكاني فراهم آيد تا اين كودكان بتوانند در كنار همسالان خود از فرصتهاي آموزشي و اجتماعي فراهم شده بهره گيرند.

مؤسسات آموزش استثنايي

اين كلاس ها در كنار مدارس ابتدايي عادي براي دانش آموزان ناشنوا ، نابينا و عقب افتاده ذهني ايجاد مي شوند .طبق آمار بدست آمده در سال تحصيلي 92-1991، 159849 دانش آموز در 873 مدرسه ويژه با 8574 معلم تعليم ديدند .در همين مدت 1813 دوره خاص و 813 درس آموزش خاص نيز وجود داشت . در اين دوره هاي بالغ بر 227789 دانش آموز حضور داشتند.

اين مدارس ، با هدف آموزش معلولان جسمي و روحي و نيز افراد داري استعداد بالا براي قادر ساختن آنها در تبديل شدن به اعضاي مفيد جامعه و دست يافتن به يك شغل ، تأسيس شده اند .

در اين مدارس كه كلاسهاي روزانه و مسكن و غذا را براي دانش آموزان فراهم مي كند ، تحصيل به صورت رايگان است . طبق آمار بدست آمده در سال تحصيلي 92-1991، بالغ بر 952382 دانش آموز در گروه سي تا 18 سال كه آموزش خاصي نياز داشتند ، 17574 نفر در مدارس خاص و 5084 نفر در مدارس عادي جاي گرفتند كه در اينصورت آنها توانستند با ساير كودكان ادغام شوند .

اين مدارس نيز خود به گروه هاي اصلي ذيل تقسيم مي شوند :

ـ مدارس نابينايان

اين مدارس فرصت هاي آموزش را براي كودكاني كه درجه بينايي آنها كمتر از10/1 در هر دو چشم است و نيز براي كسانيكه درجه بينايي آنها به صورتي جدي معيوب است ( ببين 30/1  و 10 /1 )فراهم مي آورد.مدت تحصيل در مدارس ابتدايي 6 سال است .بعضي از اين مؤسسات مدارس متوسطه نيز دارند .

ـ مدارس ناشنوايان

اين مدارس فرصت هاي آموزشي مناسب را براي كودكاني كه علي رغم همه اقدامات انجام شده كاهش بيشتر از70 دسي بل در ميزان شنوايي خود داشته اند و بعنوان بسيار ناشنوا طبقه بندي مي شوند و نيز براي كودكاني كه كاهش حد شنوايي آنها بين 25 الي70 دسي بل بوده و به صورت افراد سنگين گوش طبقه بندي مي شوند، فراهم مي آورد .مدت تحصيل در مدارس بخش ابتدايي6 سال مي باشد. بعضي از اين مراكز ، مدارس دوره متوسطه و كودكستان نيز دارند .

ـ مدارس معلولان اورتوپديكال

اين مدارس فرصت هاي آموزشي را براي كودكاني كه با وجود اقدامات انجام شده ، به دليل نقص عضو قادر به دنبال كردن يك دوره عادي نيستند، فراهم مي آورد .مدارس مذكور در آنكارا مستقر مي باشند كه  شامل يك مدرسه ابتدايي ، يك مدرسه متوسطه صنايع دستي و يك دبيرستان حرفه اي مي باشد .

ـ مدرسه كودكان عقب افتاده ذهني

اين مدرسه براي بچه هايي با I . Q  بين 25 الي 44 و نيز براي آنهايي است كه قادرند نيازهاي شخصي خود را جستجو كنند، در نظر گرفته شده است.

ـ مدرسه كودكان عقب افتاده ذهني با قابليت آموزش نسبي

اين مدرسه براي كودكاني با I . Q   مابين 45-75 در نظر گرفته شده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 19:22  توسط حسن   | 

موسيقی درمانی

موسيقی درمانی

رشته موسيقي درماني در حقيقت يكي از شاخه هاي علوم درماني است كه در آن «موسيقي درمان گر» (music therapist) مانند پزشك كه از دارو يا وسايل جراحي استفاده مي كند از موسيقي و فعاليتهاي گوناگون همراه با موسيفي به عنوان ابزار درماني استفاده مي نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 16:46  توسط حسن   | 

مطالب قدیمی‌تر