عصبانيت

عصبانيت
 عصبانيت بخشي طبيعي از حالات انسان است که کنار آمدن با آن هميشه هم آسان نيست. وقتي افراد نمي توانند آنرا کنترل کنند، آزار وآسيب هايي که مي رسانند کاملاً مشهود است.
خيلي افراد عصبانيت خود را پنهان مي کنند. خيلي ها آن را با خشم و غضب بيرون مي دهند. براي خيلي هاي ديگر هم، عصبانيت يک حالت مزمن و سخت است که عادت خشم و عصبانيت بطور مداوم نمود مي کند.
عصبانيت 10 نوع مختلف دارد:
اجتناب از عصبانيت: اين افراد اصلاً از عصبانيت خوششان نمي آيد. خيلي ها از عصبانيت خودشان يا ديگران واهمه دارند و مي ترسند که کنترل خود را از دست بدهند. خيلي ها فکر مي کنند عصباني شدن کار زشتي است. اين دسته از افراد تصور مي کنند که بايد هميشه مهربان و خوش خلق باشند تا احساس آرامش و امنيت کنند.
البته اينها هم مشکلاتي دارند. عصبانيت مي تواند به ما کمک کند وقتي اشکالي در کار وجود دارد آنرا برطرف کنيم. اما اين دسته افراد، احساس گناه مي کنند. به همين خاطر از خطاهاي ديگران مي گذرند.
عصبانيت موزي: اين افراد هيچوقت نمي گذارند که ديگران متوجه عصبانيت آنها بشوند. گاهي اوقات حتي خودشان هم نمي دانند که چقدر عصباني هستند. اما اين عصبانيت به شکل هاي مختلف نمود پيدا مي کند مثل فراموش کردن مسائل يااينکه مي گويند مي خواهند کاري را انجام دهند اما هيچوقت دنبال آنرا نمي گيرند. گاهي هم فقط مي نشينند و فکر ديگران را خراب مي کنند. اين افراد مظلوم و صدمه ديده به نظر مي رسند و باعث مي شود که مدام از آنها بپرسيد، "چرا از دست من عصباني هستي؟" وقتي  با اين رفتارهايشان فکر ديگران را خراب مي کنند، روي زندگي خود کنترل پيدا مي کنند. اما با همه اين حرف ها نيازها و خواسته هاي خودشان را هم گاهي فراموش مي کنند. نمي دانند بايد با زندگي خود چه بکنند و اين منجر به خستگي، بي حوصلگي و نارضايتي از روابطشان مي شود.
 عصبانيت پارانويايي: اين نوع عصبانيت زماني اتفاق مي افتد که کسي از طرف ديگران مورد تهديد غيرمنطقي قرار گرفته است. آنها همه جا دنبال خشونت هستند. مطمئن هستند که ديگران مي خواهند متعلقاتشان را از آنها بگيرند. فکر مي کنند که ديگران مي خواهند به آنها آسيب فيزيکي يا کلامي بزنند. به خاطر همين تصورات بيشتر اوقات خود را با حسادت صرف گارد گرفتن و دفاع کردن از چيزهايي که فکر مي کنند به آنها تعلق دارد مي کنند—عشق همسرشان، پولشان، يا چيزهاي باارزش ديگري که دارند. افراديکه عصبانيت پارانويايي دارند عصبانيتشان را به اين و آن هم مي دهند. بدون اينکه متوجه عصبانيت خودشان باشند، فکر مي کنند همه آدم هاي ديگر عصباني هستند. آنها راهش را پيدا کرده اند که چطور بدون احساس گناه عصباني شوند. هيچ امنيتي در زندگي خود احساس نمي کنند و به هيچکس هم اعتماد ندارند. قضاوت ضعيفي دارند چون عصبانيت و احساسات خودشان را با عصبانت بقيه اشتباه مي گيرند. آنها عصبانيت خود را در کلمات و چشمان دوستان، همکاران و نزديکان خود مي بينند و همين باعث سرگشتگي آنها مي شود.
عصبانيت ناگهاني: افراديکه عصبانيت ناگهاني دارند، مثل يک صاعقه اي در يک روز تابستاني منفجر مي شوند.. از هيچ نقطه خاصي نشانه نمي گيرند، منفجر و بعد ناپديد مي شوند. گاهي اوقات فقط رعد و برق است، و خيلي زود از بين مي رود. اما معمولاً باعث آزاد و اذيت خيلي ها مي شود. آنها که عصبانيت ناگهاني دارند، همه احساسات خود ر ا رها مي کنند و بعد احساس خوبي به آنها دست مي دهد و حس مي کنند که رها شده اند. نداشتن کنترل مشکل اصلي اين دسته افراد است. اين عصبانيت ها مي تواند براي خود فرد و ديگران خطر بزرگي محسوب شود. آنها معمولاً حرف هايي مي زنند و کارهايي مي کنند که بعداً از آن پشيمان مي شود اما آنموقع ديگر خيلي دير شده است و پشيماني سودي ندارد.
عصبانيت شرماگين: آنهايي که به توجه زيادي نياز دارند يا خيلي به انتقاد حساس هستند معمولاً دچار اين نوع عصبانيت مي شوند. کوچکترين انتقادي احساس شرم و خجالت را در آنها زنده مي کند و متاسفانه اين افراد خودشان را خيلي دوست ندارند. احساس مي کنند بي ارزش هستند، به اندازه کافي خوب نيستند، و کسي آنها را دوست ندارد. و وقتي کسي به آنها بي محلي مي کند يا حرفي منفي درموردشان مي زند، آن را نشانه اين مي دانند که آن فرد دوستشان ندارد. و اين خيلي آنها را عصباني مي کند. با خودشان فکر مي کنند، "تو باعث شدي من احساس بدي پيدا کنم به خاطر همين تلافي اش را سرت درمي آورم." آنها با مقصر کردن، انتقاد کردن، و مسخره کردن ديگران اين حس خجالت و شرم را از بين مي برند. عصبانيت آنها به آنها کمک مي کند از هر کسي که باعث شده آنها احساس شرم و خجالت کنند، انتقام بگيرند. اما اين شيوه عصبانيت خيلي خوب عمل نمي کند. چون باعث مي شود کساني را که دوست دارند ناراحت کنند. عصبانيت و از دست دادن کنترل فقط باعث مي شود که احساس بدتري نسبت به خودشان پيدا کنند.
عصبانيت تعمدي: اين عصبانيت برنامه ريزي شده است. کساني که از اين نوع عصبانيت استفاده مي کنند معمولاً از کار خود آگاهند. واقعاً احساس عصبانيت نمي کنند، حداقل در ابتداي کار. دوست دارند ديگران را کنترل کنند و به نظرشان بهترين راه براي آن عصبانيت است و حتي گاهي اوقات خشونت. قدرت و کنترل چيزي است که از اين عصبانيت به دنبال آن هستند. هدف آنها اين است که به تهديد و ارعاب ديگران، به آنچه که مي خواهند برسند. اين روش تا وقتي موثر است اما در طولاني مدت بي اثر مي شود. مردم بالاخره راهي براي خلاصي و فرار از اين عصبانيت ها پيدا مي کنند.
عصبانيت اعتيادي: برخي افراد به آن احساسات قوي که همراه باعصبانيت مي آيد نياز دارند. حتي اگر مشکلاتي که عصبانيتشان به وجودمي آورد را دوست نداشته باشند، شدت آنرا دوست دارند. عصبانيت آنها بيشتر نوعي عادت بد است که اشتياق احساسي ايجاد ميکند. جالب و سرگرم کننده نيست، اما قوي است. اين افراد وقتي از عصبانيت منفجر مي شوند، قدرت بسيار بالايي احساس مي کنند. احساس مي کنند زنده اند و سرشار از انرژي هستند. اما همه اعتيادها به نوعي مخرب است. اين اعتياد هم از قاعده مستثني نيست. آنها نمي توانند راه هاي ديگري براي شاد شدن پيدا کنند و به خاطر همين به عصبانيت تکيه مي کنند.
 عصبانيت عادتي: عصبانيت مي تواند به يک عادت بد تبديل شود. آنهايي که عادتاً افرادي عصباني هستند، هميشه دچار عصبانيت مي شوند که بيشتر مواقع سر مسائل بسيار کوچک و پيش پا افتاده است.. در همه چيز و همه کس دنبال بدنترين نکته هستند. هميشه با احساس عصبانيت از چيزي به رختخواب مي روند و حتي خواب هايي که مي بينند هم با اين عصبانيت دمخور است. افکار عصباني آنها باعث مي شود دعواها و مشاجرات بيشتر و بيشتري داشته باشند. حتي بااينکه خوشان هم از اين وضعيت ناراضي هستند، اما نمي توانند دست از اين عصبانيت ها بردارند. آنها نمي توانند به کساني که دوستشان دارند نزديک شوند چون عصبانيتشان بين آنها فاصله مي اندازد.
عصبانيت اخلاقي: بعضي افراد فکر مي کنند حق دارند عصباني شوند چون يکي قانونشکني کرده است. اين باعث مي شود فردي که قانونشکن، بد، شرير، گناهکار و بدجنس است تنبيه شود. اين افراد معمولاً به خاطر اشتباهات و کارهاينها کم بدي که ديگران انجام مي دهند، عصباني مي شوند. مي گويند که حق دارند از باورها و اعتقاداتشان دفاع کنند. حس برتري اخلاقي به آنها دست مي دهد.. وقتي به خاطر اين دلايل عصباني مي شوند به هيچ وجه احساس گناه نمي کنند. حتي در عصبانيتشان هم خودشان را از ديگران برتر و والاتر مي دانند. طرز فکر اين افراد سياه و سفيد است و دنيا را خيلي ساده مي بينند. نمي توانند کساني را که با آنها تفاوت دارند را درک کنند. تفکرات آنها خشک و سختگيرانه است.
نفرت: نفرت نوعي سخت از عصبانيت است. يک نوع زننده و بد از عصبانيت است که زماني اتفاق مي افتد که فرد به اين نتيجه مي رسد که آن فرد مقابل کاملاً بد است. بخشيدن آن فرد به نظر غيرممکن مي آيد و درعوض ترجيح مي دهند که او را تحقير کرده و از او متنفر شوند. نفرت با عصبانيتي شروع مي شود که برطرف نمي شود. بعد به خشم و کينه مبدل مي شود و بعد يک نفرت واقعي که ت ابديت ادامه مي يابد. اين افراد معمولاً دنبال اين هستند که چطور آن فردرا تنبيه کنند و معمولاً به آن فکرمي کنند. آنها تصور مي کنند که خودشان قرباني هايي معصوم هستند. و دنيايي دشمن براي خودشان مي سازند که بايد با آنها جنگ کنند و با نفرت و کينه با آنها مقابله مي کنند. اما اين تنفر به مرور زمان آسيب ها و تخريب هاي زيادي ايجاد ميکند. افراد متنفر نمي توانند با زندگي کنار بيايند.
عصبانيت يک حس نيرنگ آميز است که وقتي ندانيد چطور بايد از آن استفاده کنيد، استفاده از آن برايتان دشوار خواهد بود. خيلي وقت ها مي تواند کمک خوبي به شمار برسد البته به شرط اينکه در دام هيچکدام از عصبانيت هايي که توضيح داديم نيفتيد. آنهايي که خوب از عصبانيت استفاده مي کنند روابط نرمال و سالمي با عصبانيت خود دارند. عصبانيت به نظر آنها اين است:
•         عصبانيت بخشي عادي از زندگي است.
•         نشانه خوبي براي وجود مشکل در زندگي فرد مي باشد.
•         اعمال توام با عصبانيت بايد با دقت کنترل شوند. لزومي ندارد چون مي توانيد حتماً بايد عصباني شويد.
•         عصبانيت اگر در حد اعتدال باشد هيچوقت کنترل فرد از دست نمي رود.
•         هدف حل مشکل است نه فقط ابراز عصبانيت.
•         عصبانيت به طريقي نشان داده مي شود که ديگران قادر به درک آن باشند.
•         عصبانيت موقتي و زودگذر است. وقتي مشکل حل شد، از بين مي رود.
وقتي مهارت هاي درست و صحيح براي عصباني شدن را ياد بگيريد و تمرين کنيد، هيچوقت از عصبانيتتان بعنوان يک بهانه استفاده نخواهيد کرد. مسئوليت حرفهايي که مي زنيد و کارهايي که مي کنيد را گردن مي گيريد حتي اگر از عصبانيت جنون پيدا کنيد.
هرچه بيشتر درمورد طريقه عصبانيت شخصي خود بدانيد، کنترل بيشتري روي زندگيتان خواهيد داشت. آنوقت مي توانيد عصبانيت و خشم اضافي و بيهوده را ناديده بگيريد.

 

عصبانيت

عصبانيت
 عصبانيت بخشي طبيعي از حالات انسان است که کنار آمدن با آن هميشه هم آسان نيست. وقتي افراد نمي توانند آنرا کنترل کنند، آزار وآسيب هايي که مي رسانند کاملاً مشهود است.
خيلي افراد عصبانيت خود را پنهان مي کنند. خيلي ها آن را با خشم و غضب بيرون مي دهند. براي خيلي هاي ديگر هم، عصبانيت يک حالت مزمن و سخت است که عادت خشم و عصبانيت بطور مداوم نمود مي کند.
عصبانيت 10 نوع مختلف دارد:
اجتناب از عصبانيت: اين افراد اصلاً از عصبانيت خوششان نمي آيد. خيلي ها از عصبانيت خودشان يا ديگران واهمه دارند و مي ترسند که کنترل خود را از دست بدهند. خيلي ها فکر مي کنند عصباني شدن کار زشتي است. اين دسته از افراد تصور مي کنند که بايد هميشه مهربان و خوش خلق باشند تا احساس آرامش و امنيت کنند.
البته اينها هم مشکلاتي دارند. عصبانيت مي تواند به ما کمک کند وقتي اشکالي در کار وجود دارد آنرا برطرف کنيم. اما اين دسته افراد، احساس گناه مي کنند. به همين خاطر از خطاهاي ديگران مي گذرند.
عصبانيت موزي: اين افراد هيچوقت نمي گذارند که ديگران متوجه عصبانيت آنها بشوند. گاهي اوقات حتي خودشان هم نمي دانند که چقدر عصباني هستند. اما اين عصبانيت به شکل هاي مختلف نمود پيدا مي کند مثل فراموش کردن مسائل يااينکه مي گويند مي خواهند کاري را انجام دهند اما هيچوقت دنبال آنرا نمي گيرند. گاهي هم فقط مي نشينند و فکر ديگران را خراب مي کنند. اين افراد مظلوم و صدمه ديده به نظر مي رسند و باعث مي شود که مدام از آنها بپرسيد، "چرا از دست من عصباني هستي؟" وقتي  با اين رفتارهايشان فکر ديگران را خراب مي کنند، روي زندگي خود کنترل پيدا مي کنند. اما با همه اين حرف ها نيازها و خواسته هاي خودشان را هم گاهي فراموش مي کنند. نمي دانند بايد با زندگي خود چه بکنند و اين منجر به خستگي، بي حوصلگي و نارضايتي از روابطشان مي شود.
 عصبانيت پارانويايي: اين نوع عصبانيت زماني اتفاق مي افتد که کسي از طرف ديگران مورد تهديد غيرمنطقي قرار گرفته است. آنها همه جا دنبال خشونت هستند. مطمئن هستند که ديگران مي خواهند متعلقاتشان را از آنها بگيرند. فکر مي کنند که ديگران مي خواهند به آنها آسيب فيزيکي يا کلامي بزنند. به خاطر همين تصورات بيشتر اوقات خود را با حسادت صرف گارد گرفتن و دفاع کردن از چيزهايي که فکر مي کنند به آنها تعلق دارد مي کنند—عشق همسرشان، پولشان، يا چيزهاي باارزش ديگري که دارند. افراديکه عصبانيت پارانويايي دارند عصبانيتشان را به اين و آن هم مي دهند. بدون اينکه متوجه عصبانيت خودشان باشند، فکر مي کنند همه آدم هاي ديگر عصباني هستند. آنها راهش را پيدا کرده اند که چطور بدون احساس گناه عصباني شوند. هيچ امنيتي در زندگي خود احساس نمي کنند و به هيچکس هم اعتماد ندارند. قضاوت ضعيفي دارند چون عصبانيت و احساسات خودشان را با عصبانت بقيه اشتباه مي گيرند. آنها عصبانيت خود را در کلمات و چشمان دوستان، همکاران و نزديکان خود مي بينند و همين باعث سرگشتگي آنها مي شود.
عصبانيت ناگهاني: افراديکه عصبانيت ناگهاني دارند، مثل يک صاعقه اي در يک روز تابستاني منفجر مي شوند.. از هيچ نقطه خاصي نشانه نمي گيرند، منفجر و بعد ناپديد مي شوند. گاهي اوقات فقط رعد و برق است، و خيلي زود از بين مي رود. اما معمولاً باعث آزاد و اذيت خيلي ها مي شود. آنها که عصبانيت ناگهاني دارند، همه احساسات خود ر ا رها مي کنند و بعد احساس خوبي به آنها دست مي دهد و حس مي کنند که رها شده اند. نداشتن کنترل مشکل اصلي اين دسته افراد است. اين عصبانيت ها مي تواند براي خود فرد و ديگران خطر بزرگي محسوب شود. آنها معمولاً حرف هايي مي زنند و کارهايي مي کنند که بعداً از آن پشيمان مي شود اما آنموقع ديگر خيلي دير شده است و پشيماني سودي ندارد.
عصبانيت شرماگين: آنهايي که به توجه زيادي نياز دارند يا خيلي به انتقاد حساس هستند معمولاً دچار اين نوع عصبانيت مي شوند. کوچکترين انتقادي احساس شرم و خجالت را در آنها زنده مي کند و متاسفانه اين افراد خودشان را خيلي دوست ندارند. احساس مي کنند بي ارزش هستند، به اندازه کافي خوب نيستند، و کسي آنها را دوست ندارد. و وقتي کسي به آنها بي محلي مي کند يا حرفي منفي درموردشان مي زند، آن را نشانه اين مي دانند که آن فرد دوستشان ندارد. و اين خيلي آنها را عصباني مي کند. با خودشان فکر مي کنند، "تو باعث شدي من احساس بدي پيدا کنم به خاطر همين تلافي اش را سرت درمي آورم." آنها با مقصر کردن، انتقاد کردن، و مسخره کردن ديگران اين حس خجالت و شرم را از بين مي برند. عصبانيت آنها به آنها کمک مي کند از هر کسي که باعث شده آنها احساس شرم و خجالت کنند، انتقام بگيرند. اما اين شيوه عصبانيت خيلي خوب عمل نمي کند. چون باعث مي شود کساني را که دوست دارند ناراحت کنند. عصبانيت و از دست دادن کنترل فقط باعث مي شود که احساس بدتري نسبت به خودشان پيدا کنند.
عصبانيت تعمدي: اين عصبانيت برنامه ريزي شده است. کساني که از اين نوع عصبانيت استفاده مي کنند معمولاً از کار خود آگاهند. واقعاً احساس عصبانيت نمي کنند، حداقل در ابتداي کار. دوست دارند ديگران را کنترل کنند و به نظرشان بهترين راه براي آن عصبانيت است و حتي گاهي اوقات خشونت. قدرت و کنترل چيزي است که از اين عصبانيت به دنبال آن هستند. هدف آنها اين است که به تهديد و ارعاب ديگران، به آنچه که مي خواهند برسند. اين روش تا وقتي موثر است اما در طولاني مدت بي اثر مي شود. مردم بالاخره راهي براي خلاصي و فرار از اين عصبانيت ها پيدا مي کنند.
عصبانيت اعتيادي: برخي افراد به آن احساسات قوي که همراه باعصبانيت مي آيد نياز دارند. حتي اگر مشکلاتي که عصبانيتشان به وجودمي آورد را دوست نداشته باشند، شدت آنرا دوست دارند. عصبانيت آنها بيشتر نوعي عادت بد است که اشتياق احساسي ايجاد ميکند. جالب و سرگرم کننده نيست، اما قوي است. اين افراد وقتي از عصبانيت منفجر مي شوند، قدرت بسيار بالايي احساس مي کنند. احساس مي کنند زنده اند و سرشار از انرژي هستند. اما همه اعتيادها به نوعي مخرب است. اين اعتياد هم از قاعده مستثني نيست. آنها نمي توانند راه هاي ديگري براي شاد شدن پيدا کنند و به خاطر همين به عصبانيت تکيه مي کنند.
 عصبانيت عادتي: عصبانيت مي تواند به يک عادت بد تبديل شود. آنهايي که عادتاً افرادي عصباني هستند، هميشه دچار عصبانيت مي شوند که بيشتر مواقع سر مسائل بسيار کوچک و پيش پا افتاده است.. در همه چيز و همه کس دنبال بدنترين نکته هستند. هميشه با احساس عصبانيت از چيزي به رختخواب مي روند و حتي خواب هايي که مي بينند هم با اين عصبانيت دمخور است. افکار عصباني آنها باعث مي شود دعواها و مشاجرات بيشتر و بيشتري داشته باشند. حتي بااينکه خوشان هم از اين وضعيت ناراضي هستند، اما نمي توانند دست از اين عصبانيت ها بردارند. آنها نمي توانند به کساني که دوستشان دارند نزديک شوند چون عصبانيتشان بين آنها فاصله مي اندازد.
عصبانيت اخلاقي: بعضي افراد فکر مي کنند حق دارند عصباني شوند چون يکي قانونشکني کرده است. اين باعث مي شود فردي که قانونشکن، بد، شرير، گناهکار و بدجنس است تنبيه شود. اين افراد معمولاً به خاطر اشتباهات و کارهاينها کم بدي که ديگران انجام مي دهند، عصباني مي شوند. مي گويند که حق دارند از باورها و اعتقاداتشان دفاع کنند. حس برتري اخلاقي به آنها دست مي دهد.. وقتي به خاطر اين دلايل عصباني مي شوند به هيچ وجه احساس گناه نمي کنند. حتي در عصبانيتشان هم خودشان را از ديگران برتر و والاتر مي دانند. طرز فکر اين افراد سياه و سفيد است و دنيا را خيلي ساده مي بينند. نمي توانند کساني را که با آنها تفاوت دارند را درک کنند. تفکرات آنها خشک و سختگيرانه است.
نفرت: نفرت نوعي سخت از عصبانيت است. يک نوع زننده و بد از عصبانيت است که زماني اتفاق مي افتد که فرد به اين نتيجه مي رسد که آن فرد مقابل کاملاً بد است. بخشيدن آن فرد به نظر غيرممکن مي آيد و درعوض ترجيح مي دهند که او را تحقير کرده و از او متنفر شوند. نفرت با عصبانيتي شروع مي شود که برطرف نمي شود. بعد به خشم و کينه مبدل مي شود و بعد يک نفرت واقعي که ت ابديت ادامه مي يابد. اين افراد معمولاً دنبال اين هستند که چطور آن فردرا تنبيه کنند و معمولاً به آن فکرمي کنند. آنها تصور مي کنند که خودشان قرباني هايي معصوم هستند. و دنيايي دشمن براي خودشان مي سازند که بايد با آنها جنگ کنند و با نفرت و کينه با آنها مقابله مي کنند. اما اين تنفر به مرور زمان آسيب ها و تخريب هاي زيادي ايجاد ميکند. افراد متنفر نمي توانند با زندگي کنار بيايند.
عصبانيت يک حس نيرنگ آميز است که وقتي ندانيد چطور بايد از آن استفاده کنيد، استفاده از آن برايتان دشوار خواهد بود. خيلي وقت ها مي تواند کمک خوبي به شمار برسد البته به شرط اينکه در دام هيچکدام از عصبانيت هايي که توضيح داديم نيفتيد. آنهايي که خوب از عصبانيت استفاده مي کنند روابط نرمال و سالمي با عصبانيت خود دارند. عصبانيت به نظر آنها اين است:
•         عصبانيت بخشي عادي از زندگي است.
•         نشانه خوبي براي وجود مشکل در زندگي فرد مي باشد.
•         اعمال توام با عصبانيت بايد با دقت کنترل شوند. لزومي ندارد چون مي توانيد حتماً بايد عصباني شويد.
•         عصبانيت اگر در حد اعتدال باشد هيچوقت کنترل فرد از دست نمي رود.
•         هدف حل مشکل است نه فقط ابراز عصبانيت.
•         عصبانيت به طريقي نشان داده مي شود که ديگران قادر به درک آن باشند.
•         عصبانيت موقتي و زودگذر است. وقتي مشکل حل شد، از بين مي رود.
وقتي مهارت هاي درست و صحيح براي عصباني شدن را ياد بگيريد و تمرين کنيد، هيچوقت از عصبانيتتان بعنوان يک بهانه استفاده نخواهيد کرد. مسئوليت حرفهايي که مي زنيد و کارهايي که مي کنيد را گردن مي گيريد حتي اگر از عصبانيت جنون پيدا کنيد.
هرچه بيشتر درمورد طريقه عصبانيت شخصي خود بدانيد، کنترل بيشتري روي زندگيتان خواهيد داشت. آنوقت مي توانيد عصبانيت و خشم اضافي و بيهوده را ناديده بگيريد.

 

نگاهي به يک پژوهش علم آموزان خرابکار

نگاهي به يک پژوهش علم آموزان خرابکار
زير ذره بين رابطه معناداري بين جنس و معدل با خرابكاري وجود دارد. بدين صورت كه پسرها بيشتر از دخترها و كساني كه معدلشان پايين است، بيشتر از كساني كه داراي معدل بالايي هستند، به رفتارهاي خرابكارانه دست مي زنند. همچنين با افزايش تعداد سالهاي مردودي، اين رفتارها شديدتر مي شود. اشاره؛ «عوامل اجتماعي- اقتصادي مؤثر بر خرابكاري اموال عمومي (ونداليسم) به وسيله دانش آموزان شهر تهران»، در يك پژوهش ميداني، مورد بررسي قرار گرفته است. در اين پژوهش، علل خرابكاري اموال مدرسه و جامعه توسط دانش آموزان، با شيوه هاي علمي و دقيق مورد تحليل واقع شده و راهكارهايي پيشنهاد شده است. در آستانه فرا رسيدن سال تحصيلي جديد و برنامه ريزي هاي علمي آموزشي مدارس براي پذيرش دانش آموزان در كلاس هاي درس، لازم ديديم خلاصه اي از اين پژوهش را براي آگاهي مخاطبان روزنامه همشهري، بويژه علاقه مندان مباحث تعليم و تربيت و نيز فرهنگ عمومي در صفحه فرهنگ منتشر كنيم. با هم مي خوانيم. تخريب اموال عمومي به عنوان يك عارضه جبران ناپذير بر منابع و امكانات جوامع امروزي، هر ساله خسارت فراواني را به سرمايه هاي ملي و عمومي وارد مي سازد. به نظر مي رسد قسمت عمده اي از اين آسيب ها به وسيله دانش آموزان صورت مي گيرد. طوري كه گاه از محيط آموزشي فراتر رفته و به غير از تخريب اموالي چون در، ديوار، ميز و صندلي مدرسه، دست به تخريب اموال بيرون از محيط آموزشي مثل فضاي سبز، صندلي اتوبوس ها و سينماها، آثار تاريخي و ... مي زنند.
اين معضل، علاوه بر هزينه هاي كلاني كه صرف جبران آن مي شود، موجب ناراحتي روحي و رواني مردم و مسئولين شده و بدين طريق، تهديدي بر انسجام اجتماعي است. با توجه به اين موارد و با تأكيد بر نظريه هاي كنترل اجتماعي، خرده فرهنگ بزهكاري و كنترل قدرت در حوزه جامعه شناسي انحرافات، در پژوهشي به تبيين و ريشه يابي اين معضل پرداخته شده است. در اين تحقيق، بعد از مرور اين تئوريها به استنتاج مدل نظري و فرضيات پرداخته شده و سئوالات پرسشنامه براساس آن طرح شده است .به خاطر بالا رفتن ميزان اعتبار پاسخ ها، به طرح دو گونه سئوال در زمينه متغير وابسته نيز پرداخته شده: الف) گويه هايي كه به طور مستقيم رفتار خرابكارانه را مي سنجد. ب) گويه هايي كه با استفاده از تست هاي فرافكن گرايش به خرابكاري را مي سنجد.
در زمينه روش تحقيق، با اتخاذ روش پيمايش و طيف ليكرت به طرح گويه (سئوال) پرداخته شده است. بعد از مشخص كردن جامعه آماري كه دانش آموزان مدارس راهنمايي و اول متوسطه دولتي عادي مناطق نوزده گانه شهر تهران بودند، نفر از آنها با روش نمونه گيري طبقه اي متناسب از مناطق يك، شش، نه، سيزده و شانزده به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و اطلاعات جمع آوري شده با روشهاي آماري خي دو، آزمون T ، تحليل واريانس (ANOVA)، ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون چند متغيره تجزيه و تحليل شده است كه مهمترين نتايج بدست آمده عبارتند از:
- ميزان خي دو، نشان مي دهد كه رابطه معناداري بين جنس و معدل با خرابكاري وجود دارد. بدين صورت كه پسرها بيشتر از دخترها و كساني كه معدلشان پايين است، بيشتر از كساني كه داراي معدل بالايي هستند، به رفتارهاي خرابكارانه دست مي زنند. همچنين با افزايش تعداد سالهاي مردودي، اين رفتارها شديدتر مي شود.
- ميزان خي دو، حاكي از اين است كه از بين شاخص هاي متغير جمعيت شناختي؛ جنس، معدل و بعد خانوار رابطه معناداري با خرابكاري دارند. بدين صورت دانش آموزاني كه در خانواده هاي كم جمعيت (يك فرزند) و پرجمعيت (بيشتر از چهار فرزند) زندگي مي كنند، بيشتر از سايرين مرتكب رفتارهاي خرابكارانه مي شوند. ولي شاخص هاي محل سكونت، محل تولد، دوره تحصيلي و سن با متغير خرابكاري، رابطه معناداري ندارند.
- نتايج آزمون فرضيه دوم نشان داد كه از بين شاخص هاي متغير پايگاه اجتماعي- اقتصادي؛ تحصيلات والدين، ساختار خانواده(سامان و نابسامان) و درآمد والدين، رابطه معناداري با خرابكاري نداشته اند. با وجود اين، با نوع مسكن رابطه معناداري داشته است. اكنون سئوالي كه در اينجا مطرح است، اين كه اگر پايگاه اجتماعي- اقتصادي به طور مستقيم تأثير معناداري در ارتكاب رفتارهاي خرابكارانه ندارد، چه متغيرهايي مي تواند مداخله گر باشد؟
- در پاسخ به سئوال مذكور پژوهش به آزمون فرضيات سه و چهار و پنج پرداخته است و آزمون فرضيه سوم نشان داده است كه شاخص هاي متغير پايگاه اجتماعي- اقتصادي با ناكامي دانش آموزان رابطه معناداري دارد. بدين گونه كه نابساماني خانواده (فوت، طلاق و درگيري والدين)، تحصيلات پايين والدين، مردودي دانش آموزان، درآمد پايين والدين و پايين بودن قيمت منزل، تأثير معناداري بر ناكامي دانش آموزان دارد. آزمون فرضيه چهارم، رابطه معني دار ناكامي را با عضويت در گروه هاي بزهكار تأييد كرده و بالاخره آزمون فرضيه پنجم نشان داده كه عضويت در گروه هاي بزهكار، تأثير معناداري بر ارتكاب رفتارهاي خرابكارانه دارد. همچنين ضريب همبستگي پيرسون در مدرسه و خانواده و تعلق به آنها، مردودي و نيز عدم كنترل فرزندان از سوي خانواده، رابطه معناداري با عضويت در گروه هاي بزهكار دارد.
- از بين متغيرهاي پيش بيني شده در تئوري كنترل اجتماعي؛ چون ميزان تعلق به مدرسه، خانواده و باورهاي جمعي رابط معناداري را با خرابكاري نشان مي دهد. آزمون فرضيه ششم پژوهش نشان داده كه اولا ميزان مشاركت در محيط خانواده، رابطه عاطفي با والدين و مشورت با آنها در خانواده هاي دانش آموزان خرابكار، كم است. ثانياً در محيط آموزشي، مشاركتي در فعاليت هاي غيردرسي ندارند، علاقه شديدي به تعطيلي مدرسه دارند، به اجبار والدين به مدرسه مي آيند، تحصيل را نوعي اتلاف وقت مي دانند و اميدوار به پيشرفت از طريق تحصيل نيستند و بالاخره اين كه از روحيه جمعي برخوردار نيستند، به منافع فردي مي انديشند، به بيت المال توجهي ندارند و انتظارات مردم برايشان مهم نيست. همه اين موارد ياد شده كه از شاخص هاي تعلق به خانواده و مدرسه و باورهاي جمعي است، تفاوت معني داري را با دانش آموزان عادي نشان مي دهد.
- آزمون فرضيه هفتم پژوهش نشان داده است كه مشاركت فرزندان در محيط مدرسه، به طور معنادار موجب كاهش رفتارهاي خرابكارانه آنها مي شود.
- رابطه معنادار رفتارها و گرايش هاي ضداجتماعي با رفتارهاي خرابكارانه ، از ديگر نتايج اين تحقيق است. منظور از اين رفتارها و گرايش ها، مخالفت با قوانين و آداب و رسوم، مزاحمت به ديگران، گرايش به دعواهاي خياباني، سوء استفاده از بيت المال و گرايش به دوستي با جنس مخالف است. همچنين ضرايب همبستگي نشان مي دهد كه جامعه پذيري ناقص، رابطه معناداري با رفتار و گرايش هاي ضد اجتماعي دارد.
- تئوري كنترل قدرت هاگان، پيش بيني مي كرده خانواده پدر سالار، موجب كنترل بيشتر والدين مي شود و اين كنترل، ريسك فرزندان را كاهش مي دهد و كاهش ريسك مساوي است با عدم گرايش به انحرافات اجتماعي، در اين پژوهش و در زمينه دانش آموزان دختر جواب نداد و نشان داد كه آنها اساساً چندان اهل ريسك نيستند. اما قسمت عمده اي از اين تئوري در مورد دانش آموزان پسر صادق است. بدين صورت كه كنترل كم والدين، موجب ريسك بالا به وسيله آنها و ريسك بالا موجب خرابكاري اموال عمومي است. منتهي آنچه كه موجب كنترل زياد والدين مي شود، ميزان پدرسالاري نيست (در سطح درصد معني دار نيست)، بنابراين، ريسك بالا يكي از عمده ترين عوامل مؤثر بر خرابكاري است كه خود با متغيرهايي چون عدم تعلق به محيط خانواده و مدرسه، ناكامي، طرد باورهاي جمعي،عضويت در گروه هاي بزهكار و نيز وضعيت تحصيلي پايين، رابطه معناداري دارد.
- و بالاخره تست فرضيه آخر با روش آماري رگرسيون چند متغيره نشان داد كه از بين عوامل اجتماعي- اقتصادي گوناگون مورد بررسي، به ترتيب، رفتارها و ناباورهاي ضداجتماعي، ميزان تعلق به خانواده، ميزان تعلق به مدرسه، قيمت مسكن، تعداد سالهاي مردودي و تعلق به باورها و قواعد جمعي بيشترين تأثير در ارتكاب رفتارهاي خرابكارانه دارد( درسطح معني داري بيش از درصد.)
با توجه به نتايج مذكور و نتايج ديگر پژوهش ها مي توان پيشنهاد هاي زير را در كاهش رفتارهاي خرابكارانه مؤثر دانست:
- توجه بيشتر و يادگيري كامل در دروس پايه چون رياضي، علوم تجربي و زبان انگليسي در مقطع راهنمايي و برخي از آنها در مقطع ابتدايي. چرا كه ضعف پايه اي در اين دروس، موجب مردودي دانش آموزان در اواخر مقطع راهنمايي و اول متوسطه مي شود(متغيري كه از عوامل مؤثر خرابكاري اموال عمومي است.)
- كاهش ميزان سختگيري در برخي از دروس از طرف دبيران در دوره سوم راهنمايي و اول متوسطه.
- شناسايي دانش آموزان مغرور، زودرنج و پرخاشگر و معرفي آنها به مشاوران و دبيران جهت توجه مناسب به آنها.
- ايجاد تسهيلاتي براي دانش آموزان تازه وارد جهت آشنايي با محيط مدرسه جديد.
- توجه زياد به پايه هاي دوم راهنمايي و اول دبيرستان نسبت به ساير دوره هاي مورد بررسي در زمينه ارتكاب رفتارهاي خرابكارانه.
- عدم مقايسه دانش آموزان از جهت موقعيت اجتماعي خانواده و وضعيت اقتصادي و ... در محيط مدرسه. چرا كه اين امر، زمينه هاي ناكامي را در دانش آموزان سطح پايين فراهم مي آورد.
- توجه بيشتر به دانش آموزان مردودي در زمينه وضعيت درسي و موقعيت اجتماعي در مدرسه. گاه اين دانش آموزان در محيط مدرسه انگشت نما مي شوند و بدين طريق برچسب منحرف مي خورند كه اين قضيه براساس تئوري برچسب، زمينه انحراف ثانويه را در آنها بوجود مي آورد.
- توجه جدي به دانش آموزاني كه ارتباط هاي اوليه خود را با گروههاي بزهكار آغاز كرده اند.
- توزيع پرسشنامه و تست هاي استاندارد براي شناسايي دانش آموزاني كه تعلق آنها به محيط خانواده و مدرسه كم است و شخصيت ضد اجتماع در آنها شكل گرفته است.
- برقراري ارتباط حضوري و كتبي با اولياي دانش آموزاني كه تعلق آنها به محيط خانواده كم است و به مقابله با باورها و رفتارهاي جمعي مي پردازند.
- ايجاد كانال هايي كه موجب شود دانش آموزان به باورها و قواعد جمعي و نيز ارزش هاي ملي و مذهبي احترام گذاشته و آنها را رعايت كنند كه از مهمترين اين كانالها عبارت است از: الف) برگزاري اردوها و مسافرتهاي دانش آموزي به مكانهاي تاريخي و مذهبي. ب) اجراي تئاتر هاي دانش آموزي و پخش فيلم هاي مختلف كه در آن بيت المال مهم جلوه داده شود.
- اميدوار كردن دانش آموزان به زندگي با عدم انتقاد صرف از وضعيت اقتصادي و اجتماعي.
- تذكر به والدين دانش آموزاني كه غيبت مكرر دارند، سيگار مي كشند و با دوستان ناباب رفت و آمد دارند جهت برخورد مناسب با آنها.
- گنجاندن درس هايي در كتب درسي دانش آموزان كه در آن، حفاظت از اموال عمومي همچون اموال شخصي تبديل به يك باور مي شود.
- ارتباط وسيع وزارت آموزش و پرورش با رسانه هاي جمعي چون راديو، تلويزيون و نشريات در زمينه اشاعه فرهنگ حفظ اموال عمومي.
منبع روزنامه همشهري

 

دستورات قرآني‌، در زمينه "خدمت به مردم‌"

دستورات قرآني‌، در زمينه "خدمت به مردم‌"
با توجه به مفهوم "نهضت خدمت‌رساني‌" و خدمت به مردم‌، که عام بوده و هم خدمت رساني از جانب مسئولان و کارگزاران حکومتي را شامل شده و هم خدمت رساني اقشار مردم نسبت به يکديگر را، چند مطلب قابل ذکر است‌:
1. "خدمت‌"، تنها در حوزه خدمات اقتصادي‌، صنعتي و يا خدمات اجتماعي به مردم‌، خلاصه نمي‌شود، بلکه اين واژه‌، خدمات فرهنگي‌، تربيتي و نظامي يا انتظامي و حتي خدمات قضائي را نيز شامل مي‌گردد.
بنابر اين‌، مي‌توان گفت‌: قرآن کريم‌، بزرگ‌ترين خدمت را همان خدمت فرهنگي انبيأ الهي به مردم مي‌شمارد، پيامبراني که هر يک در راه هدايت مردم به سوي حق از هيچ چيز دريغ نکرده و تمامي آزارها را تحمل نموده و تا پاي جان‌، براي "اقامه دين‌" الهي ايستادند. بزرگ‌ترين خدمت آنان‌، همان "تزکيه و تعليم‌" انسان‌ها و هدايت آنان از تاريکي جهان و کفر به سوي نور بوده‌، خداوند مي‌فرمايد: "او کسي است که در ميان جمعيت درس نخوانده رسولي از خودشان بر انگيخت که آياتش را بر آن‌ها مي‌خواند و آن‌ها را تزکيه کرده و به آنان کتاب ]قرآن‌[ و حکمت مي‌آموزد، هر چند پيش از آن در گمراهي آشکاري بودند." (جمعه‌، 2)(ملاحظه کنيد بقره‌، 129 و 151.)
در همين راستا، يکي ديگر از خدمات سياسي‌، فرهنگي آنان‌، آزادي انسان‌ها، از بند اسارت بوده‌; مي‌فرمايد: "ويَضَع‌ُ عَنهُم اِصرَهُم والاَغلـَل‌َ الَّتي کانَت عَلَيهِم‌; (اعراف‌، 157) و بارهاي سنگين و زنجيرهايي را که به آن‌ها بود ]از دوش و گردن‌شان‌[ بر مي‌دارد."(ر. ک‌: تفسير موضوعي‌، پيام قرآن‌، آيت الله مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 7، ص 25، نشر مطبوعاتي هدف‌.)
2. افزون بر مطلب فوق‌، در مورد "خدمت به مردم‌" در قرآن کريم‌، به چند دسته از آيات مي‌توان اشاره کرد:
الف‌) آيه تعاون‌; مي‌فرمايد: "وتَعاونوا عَلَي البِرِّ والتَّقوي‌َ ولا تَعاونوا عَلَي الاِثم‌ِ والعُدوَن‌ِ; (مائده‌، 2) ]و همواره‌[ در راه نيکي و پرهيزکاري با هم تعاون کنيد و ]هرگز[ در راه گناه و تعدّي‌، هم کار يک ديگر نباشيد."
روشن است که خدمت به مردم‌، نوعي تعاون و هم کاري با آنان در رفع مشکلات آن‌ها است‌.
ب‌) آيه احسان‌; مي‌فرمايد: "واَحسِنوا اِن‌َّ اللّه‌َ يُحِب‌ُّ المُحسِنين‌; (بقره‌، 195) و نيکي کنيد که خداوند، نيکوکاران را دوست دارد."
]ملاحظه کنيد: (اسرأ، 7); (يونس‌، 26); (قصص‌، 77)[ روشن است که خدمت کردن به مردم‌، يکي از مصاديق "نيکي کردن به آنها است‌"
ج‌) آية انفاق‌; خداوند، در آيات بسياري سفارش به اين امر مي‌فرمايد و يکي از اوصاف پرهيزکاران را انفاق در حال توانگري و تنگدستي معرفي کرده مي‌فرمايد: "بهشتي که وسعت آن آسمان‌ها و زمين است‌، براي پرهيزکاران آماده شده است # همان‌ها که در توانگري و تنگدستي‌، انفاق مي‌کنند." (آل عمران‌، 133 و 134) هر چند انفاق‌، داراي اقسام و درجه‌هاي مختلفي است‌، که يک نوع آن صدقه‌، زکات و خمس است‌، که از نوع انفاق مالي است و نوع ديگر انفاق جان و يا انفاق وقت مي‌باشد، به هر جهت انفاق و رسيدگي به محرومان و مساکين‌، يکي از بزرگ‌ترين خدمت اجتماعي به مردم است‌. ]ملاحظه کنيد: (بقره‌، 267); (توبه‌، 103); (ذاريات‌، 19).[
د) آية اطعام‌; قرآن کريم‌، يکي از عوامل مهم‌ّ عبور از گردنه دشوار قيامت را "اطعام دادن‌" شمرده مي‌فرمايد: "و تو نمي‌داني آن گردنه چيست‌! آزاد کردن برده‌اي # يا غذا دادن در روز گرسنگي # يتيمي از خويشاوندان # يا مستمندي خاک نشين را." (بلد، 12 ـ 16) و در مقابل‌، اطعام نکردن و عدم رسيدگي به مستمندان را يکي از عوامل رفتن به جهنم محسوب فرموده‌.]ملاحظه کنيد: (مدثّر، 42 ـ 44).[
"û) آية قرض الحسنه‌; خداوند قرض الحسنه به مردم را قرض به خود قلمداد کرده و مي‌فرمايد: "مَن ذَا الَّذي يُقرِض‌ُ اللّه‌َ قَرضـًا حَسَنـًا فَيُضـَعِفَه‌ُ لَه‌ُ اَضعافـًا کَثيرَة‌ً; (بقره‌، 249) کيست که به خدا "قرض الحسنه‌اي‌" دهد، (و از اموالي که خدا به او بخشيده‌، انفاق کند) تا آن را براي او، چندين برابر کند؟
و) امر به معروف و نهي از منکر; يکي ديگر از مصاديق خدمت فرهنگي تربيتي‌، به مردم را مي‌توان اين مورد شمرد; زيرا افزون بر جلوگيري فساد و فحشا و اعمال زشت در ميان جامعه‌، يک نوع آرامش و امنيّت اجتماعي را، براي مردم به ارمغان مي‌آورد; خداوند مي‌فرمايد: "کُنتُم خَيرَ اُمَّة‌ٍ اُخرِجَت لِلنّاس‌ِ تَأمُرون‌َ بِالمَعروف‌ِ وتَنهَون‌َ عَن‌ِ المُنکَرِ وتُؤمِنون‌َ بِاللّه‌ِ; (آل عمران‌، 110) شما بهترين امتي هستيد که براي مردم پديدار شده‌ايد; ]چه اين که‌[ به کار پسنديده فرمان مي‌دهيد و از کار ناپسند باز مي‌داريد و به خدا ايمان داريد." که اين در واقع يک وظيفه عمومي تمام اقشار جامعه مي‌باشد و از طرفي از شئون و وظايف حکومت اسلامي و کارگزاران آن است‌، در مواردي که نياز به شدت عمل دارد.(ر. ک‌: تفسير نمونه‌، آيت الله مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 3، ص 35، دارالکتب الاسلامية‌.)
م‌) آية ايثار: خداوند در مدح انصار چنين مي‌فرمايد: "آنان کساني را که به سوي‌شان هجرت کنند درست دارند و دل خود نيازي به آن چه که مهاجرين داده شده احساس نمي‌کنند و آن‌ها را بر خود مقدم مي‌دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند.(حشر،9)
3. در قرآن مجيد، آياتي بيانگر اين معنا است که برخي از انبيأ:، افزون بر وظيفه تبليغي و خدمت هدايتگري مردم‌، خدمات ديگري نيز داشته‌اند، که بخشي از آن عبارت است‌:
الف‌) زره سازي حضرت داوود7; مي‌فرمايد: "وعَلَّمنـَه‌ُ صَنعَة‌َ لَبوس‌ٍ لَکُم لِتُحصِنَکُم مِن بَأسِکُم فَهَل اَنتُم شـَکِرون‌; (انبيأ، 80) و ساختن زره را به خاطر شما به او تعليم داديم‌، تا شما را در چنگ‌هايتان حفظ کند، آيا شکر گزار (اين نعمت‌هاي خدا) هستيد؟"
ب‌) خزانه داري حضرت يوسف‌; مي‌فرمايد: "(يوسف‌) گفت‌: "مرا سرپرست خزاين سرزمين (مصر) قرار ده‌، که نگهدارنده و آگاهم‌." و اين گونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم‌." (يوسف‌، 55 ـ 56) حضرت‌يوسف‌، در جريان کمک به مردم و مديريت بحران اقتصادي شديدي که کشور مصر را تحديد مي‌کرد، به ياري مستضعفان شتافت تا از تبعيض‌ها بکاهد و حق مظلومان را از ظالمان بستاند و به وضع آن کشور سروسامان بخشد.(رجوع کنيد: تفسير نمونه‌، همان‌، ج 10، ص 5.)
ج‌) خدمت رساني حضرت موسي‌به دختران حضرت شعيب‌; قرآن مي‌فرمايد: "فَسَقي‌َ لَهُما ثُم‌َّ تَوَلّي‌َ اِلَي الظِّـل‌ِّ; (قصص‌، 24) موسي براي (گوسفندان‌ِ) آن دو زن‌، آب کشيد، سپس رو به سايه آورد." که و به وسيله اين خدمت‌، فصل تازه‌اي در زندگاني حضرت موسي‌گشوده شد.
د) قرآن کريم‌، يکي از اهداف مهم نهضت انبيأ را برقراري و بسط عدالت اجتماعي در ميان مردم ذکر کرده ]حديد،25[ و يکي از وظايف آنان را رفع اختلاف و قضاوت و داوري بين مردم‌، بيان مي‌دارد; مي‌فرمايد: "خداوند، پيامبران را برانگيخت‌، تا مردم را بشارت و بيم دهند و کتاب آسماني‌، که به سوي حق دعوت مي‌کرد را، با آنان نازل نمود تا در ميان مردم‌، در آن چه اختلاف داشتند داوري کند." (بقره‌، 213) و يکي از دستورهايش به حضرت داوود اين است‌: "اي داوود! ما تو را خليفه ]و نماينده خود[ در زمين قرار داديم‌، پس در ميان مردم به حق داوري کن‌." (ص‌،26) بنابر اين‌، يکي از راه‌هاي خدمت رساني به مردم‌، خدمت قضائي است‌.(ر. ک‌: تفسير موضوعي پيام قرآن‌، همان‌، ج 7، ص 31 / تفسير نمونه‌، همان‌، ج 19، ص 261.)
"û ) در قرآن‌، از خدمات "ذوالقرنين‌" نيز سخن به ميان آمده ـ هر چند او از انبيأ الهي نيست ـ در بخشي از آيات به ظلم ستيزي او اشاره شد و در بخش ديگر به بيان سدسازي او در برابر هجوم قوم يأجوج و مأجوج مي‌پردازد و مي‌فرمايد: "(ذوالقرنين گفت‌:) قطعات بزرگ آهن را براي من بياوريد (و آن‌ها را به روي هم چيند) تا کاملاً ميان دو کوه را پوشانيد، سپس‌، گفت‌: (آتش در اطراف آن بيافروزيد و) در آتش بدميد. (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، گفت (اکنون‌) مس ذوب شده براي من بياوريد تا به روي آن بريزم‌." (کهف‌، 96)(رجوع کنيد به‌: تفسير نمونه‌، آيت الله مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 12، ص 523 ـ 552، دارالکتب الاسلامية‌.)
4. در آياتي از قرآن کريم‌، خداوند انسان‌ها را تشويق به کار و تلاش فرموده است و بديهي است که خدمت به مردم در ضمن کار و تلاش است‌; مي‌فرمايد: "او کسي است که دريا را مسخّر (شما) ساخت تا از آن‌، گوشت تازه بخوريد و زيوري براي پوشيدن (مانند مرواريد) از آن استخراج کنيد و کشتي‌ها را مي‌بيني که سينه دريا را مي‌شکافند تا شما (به تجارت پردازيد و) از فضل خدا بهره گيريد، شايد شکر نعمت‌هاي او را به جاي آوريد. (نحل‌، 14)(ر. ک‌: (فاطر، 12); (اسرأ، 12); (قصص‌، 73).) قرآن کريم‌، تلاش براي معاش و خدمت به مردم را همرديف جهاد در راه خدا بيان مي‌کند; مي‌فرمايد: "گروهي ديگر براي به دست آوردن فضل الهي (و کسب روزي و خدمت به مردم‌) به سفر مي‌روند و گروهي ديگر در راه خدا جهاد مي‌کنند..." (مزمل‌، 20) و اين اهميت اسلام به اين موضوع را نشان مي‌دهد.(ر. ک‌: تفسير نمونه‌، همان‌، ج 25، ص 200 و ج 9، ص 21.)
در سيرة انبيأ و اوليأ خداوند، مي‌خوانيم که آنان با کار و تلاش خويش و ارائه خدمتي به مردم‌، ارتزاق مي‌کردند; مثلاً در حديثي از امام علي‌مي‌خوانيم که‌: "حضرت داوود7 با دست خويش‌، از برگ خرما بوريا مي‌بافت و به همنشينانش مي‌گفت‌: کدام يک از شما براي فروش آن‌، مرا ياري مي‌کند؟ و آن گاه‌، از بهاي آن‌، قرص نان جو مي‌خورد."(نهج البلاغه‌، خطبة 160.) و يا حضرت ادريس‌و يا لقمان دو زندگي مي‌کردند.(رجوع کنيد به‌: توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث‌، محمد محمدي ري‌شهري‌، ترجمه سيدابوالقاسم حسيني (ژرقا)، ج 1، ص 182 ـ 250، دارالحديث‌.)
افزون بر اين‌، در روايات اهل بيت‌: سفارش اکيدي نسبت به بجاآوردن درخواست برادران ايماني شده‌، به طوري که يکي از مهم‌ترين حقوق برادري‌، در پي حوايج و خدمت به مردم شمرده شده است‌. که پرداختن به آن خارج از اين پاسخ نامه مي‌باشد. فقط به روايتي از "جميل‌" بسنده مي‌کنيم که از امام صادق‌نقل مي‌کند: "مؤمنان خدمت کار يکديگرند، (جميل گويد:) عرض کردم‌: چگونه خدمتکار يکديگرند؟ فرمود: به يکديگر سود مي‌رسانند."( اصول کافي‌، ثقة‌الاسلام کليني ـ رحمه الله ـ ج 2، ص 167، ح 9، دارالتعارف‌/ رجوع کنيد: ميزان الحکمة‌، محمدمحمدي ري‌شهري‌، ترجمه جميد رضا شيخي‌، ج 3، ص 1377، دارالحديث‌/ الف حديث في المؤمن‌، شيخ هادي نجفي‌، نشر جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌/ مستدرک الوسايل‌، محدث نوري ـ رحمه الله ـ، ج 9، ص 50، نشر مؤسسه آل البيت‌.)
5. پيامدهاي دنيوي و اخروي خدمت به مردم‌: از آن جا که زندگي بشر، به طور اجتماعي است و با توجه به مختلف بودن استعداد و توان و ذوق هر فرد اجتماع در زمينه‌هاي مختلف‌، ناگزير از تعامل صحيح افراد يک جامعه با هم هستيم و اين همان در خدمت يک‌ديگر بودن و تعاون داشتن در زمينه‌هاي مختلف را مي‌طلبد. قرآن کريم در اين مورد مي‌فرمايد: "نَحن‌ُ قَسَمنا بَينَهُم مَعيشَتَهُم فِي الحَيوَة‌ِ الدُّنيا ورَفَعنا بَعضَهُم فَوق‌َ بَعض‌ٍ دَرَجـَت‌ٍ لِيَتَّخِذَ بَعضُهُم بَعضـًا سُخريـًّا; (زخرف‌، 32)، معيشت آن‌ها را در زندگي دنيا، در ميان آن‌ها تقسيم کرديم و بعضي را بر بعضي برتري داديم تا يکديگر را مسخّر کرده (و با هم تعاون و خدمت نمايند)."
در مورد پيامدهاي دنيوي خدمت رساني به مردم‌، مي‌توان گفت‌: از برخي آيات قرآن کريم چنين استفاده مي‌شود که خداوند براي مردم آرامش‌، امنيت‌، رفاه را در اين دنيا مي‌خواهد، تا در سايه آن‌ها به عبادت و بندگي خداوند بپردازد و از همين روست که آسمان‌ها و زمين را مسخّر انسان قرار مي‌دهد.
خدمات مالي به انسان‌ها، کمترين پيامدش در اين دنيا، رفع نياز مندي مستمندان و درماندگان است‌، افزون بر اين که يک حالت قرب معنوي را در همين دنيا، براي خادمين آن به دنبال دارد. و همچنين است در مورد خدمات فرهنگي که سعادت دنيوي را به همراه داشته و يک نوع آرامش روحي و رواني به انسان‌ها عطأ مي‌کند.
پيامدهاي اخروي آن‌، با توجه به آيات و روايات‌، بهشت جاويدان است (البته اگر براي خدا باشد) و تمام ثواب‌هاي مطرح شده براي انفاق و قرض الحسنة و صدقه و جهاد در راه نجات مستضعفان و... را مي‌توان به عنوان پيامدهاي اخروي بيان داشت‌.
در روايتي از رسول اکرم‌آمده است‌: "هر مسلماني که گروهي از مسلمانان را خدمت کند، خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خدمتکار دهد."(اصول کافي‌، همان‌، ج 2، ص 207، ح 1.)
خلاصه‌: از منظر آيات و احاديث اهل بيت‌: دسته‌اي دلالت بر تشويق و ترغيب مردم به کار و تلاش و خدمت گزاري مي‌کند، حتي اگر ارائه آن خدمت براي گذران زندگي باشد، به طوري که پيامبر اکرم‌دست سعد انصاري را ـ که در اثر ريسمان و بيل رشته رشته شده بود ـ مي‌بوسند.
برخي از روايات‌، بيان‌گر پاداش‌هاي اخروي‌ِ خدمت گزاري است که به آن اشاره شد.
بعضي ديگر از احاديث‌، به پاره‌اي از راه‌هاي خدمت‌گزاري اشاره دارد، مثلاً امام علي‌در بيان وضع زندگي مردم‌، در روزگار پيشوايي خودشان مي‌فرمايند: "در کوفه کسي نمانده جز آن که از نعمت برخوردار بوده و زندگي آسوده‌اي دارد; فرومايه‌ترين مردم‌، نان گندم مي‌خورد، زير سايباني مَسکن دارد و از آب گواراي فرات مي‌نوشد.(توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث‌، همان‌، ج 1، ص 430، ح 773.)
و در نامة مشهورشان به مالک اشتر، آن گاه که وي را به گارگزاري مصر مي‌گمارند; مي‌فرمايد: "بايد بيش از آن که به گردآوري خراج (و ماليات‌) بينديشي‌، در انديشه عمران و آبادسازي زمين باشي‌; زيرا خراج گرد نيايد مگر به آباداني‌(نهج البلاغه‌، سيدرضي ـ رحمه الله ـ کتاب 53.)
و روايات فراواني که حکايت از برآوردن نياز مردم و محتاجان دارد; امام علي‌در نامه‌اي به يکي از کارگزاران خويش چنين آورده‌اند: "پس از دل و جان با مردم انصاف ورزيد و براي برآوردن نيازهايشان شکيبا باشيد، که همانا شما خزانه داران‌ِ مردم‌، وکيلان أمت و سفيران پيشوايان هستيد و... ."(نهج البلاغه‌، کتاب 51، رجوع کنيد: ميزان الحکمه‌، همان‌، ج 3، ص 1316 ـ 1327.)

دستورات قرآني‌، در زمينه "خدمت به مردم‌"

دستورات قرآني‌، در زمينه "خدمت به مردم‌"
با توجه به مفهوم "نهضت خدمت‌رساني‌" و خدمت به مردم‌، که عام بوده و هم خدمت رساني از جانب مسئولان و کارگزاران حکومتي را شامل شده و هم خدمت رساني اقشار مردم نسبت به يکديگر را، چند مطلب قابل ذکر است‌:
1. "خدمت‌"، تنها در حوزه خدمات اقتصادي‌، صنعتي و يا خدمات اجتماعي به مردم‌، خلاصه نمي‌شود، بلکه اين واژه‌، خدمات فرهنگي‌، تربيتي و نظامي يا انتظامي و حتي خدمات قضائي را نيز شامل مي‌گردد.
بنابر اين‌، مي‌توان گفت‌: قرآن کريم‌، بزرگ‌ترين خدمت را همان خدمت فرهنگي انبيأ الهي به مردم مي‌شمارد، پيامبراني که هر يک در راه هدايت مردم به سوي حق از هيچ چيز دريغ نکرده و تمامي آزارها را تحمل نموده و تا پاي جان‌، براي "اقامه دين‌" الهي ايستادند. بزرگ‌ترين خدمت آنان‌، همان "تزکيه و تعليم‌" انسان‌ها و هدايت آنان از تاريکي جهان و کفر به سوي نور بوده‌، خداوند مي‌فرمايد: "او کسي است که در ميان جمعيت درس نخوانده رسولي از خودشان بر انگيخت که آياتش را بر آن‌ها مي‌خواند و آن‌ها را تزکيه کرده و به آنان کتاب ]قرآن‌[ و حکمت مي‌آموزد، هر چند پيش از آن در گمراهي آشکاري بودند." (جمعه‌، 2)(ملاحظه کنيد بقره‌، 129 و 151.)
در همين راستا، يکي ديگر از خدمات سياسي‌، فرهنگي آنان‌، آزادي انسان‌ها، از بند اسارت بوده‌; مي‌فرمايد: "ويَضَع‌ُ عَنهُم اِصرَهُم والاَغلـَل‌َ الَّتي کانَت عَلَيهِم‌; (اعراف‌، 157) و بارهاي سنگين و زنجيرهايي را که به آن‌ها بود ]از دوش و گردن‌شان‌[ بر مي‌دارد."(ر. ک‌: تفسير موضوعي‌، پيام قرآن‌، آيت الله مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 7، ص 25، نشر مطبوعاتي هدف‌.)
2. افزون بر مطلب فوق‌، در مورد "خدمت به مردم‌" در قرآن کريم‌، به چند دسته از آيات مي‌توان اشاره کرد:
الف‌) آيه تعاون‌; مي‌فرمايد: "وتَعاونوا عَلَي البِرِّ والتَّقوي‌َ ولا تَعاونوا عَلَي الاِثم‌ِ والعُدوَن‌ِ; (مائده‌، 2) ]و همواره‌[ در راه نيکي و پرهيزکاري با هم تعاون کنيد و ]هرگز[ در راه گناه و تعدّي‌، هم کار يک ديگر نباشيد."
روشن است که خدمت به مردم‌، نوعي تعاون و هم کاري با آنان در رفع مشکلات آن‌ها است‌.
ب‌) آيه احسان‌; مي‌فرمايد: "واَحسِنوا اِن‌َّ اللّه‌َ يُحِب‌ُّ المُحسِنين‌; (بقره‌، 195) و نيکي کنيد که خداوند، نيکوکاران را دوست دارد."
]ملاحظه کنيد: (اسرأ، 7); (يونس‌، 26); (قصص‌، 77)[ روشن است که خدمت کردن به مردم‌، يکي از مصاديق "نيکي کردن به آنها است‌"
ج‌) آية انفاق‌; خداوند، در آيات بسياري سفارش به اين امر مي‌فرمايد و يکي از اوصاف پرهيزکاران را انفاق در حال توانگري و تنگدستي معرفي کرده مي‌فرمايد: "بهشتي که وسعت آن آسمان‌ها و زمين است‌، براي پرهيزکاران آماده شده است # همان‌ها که در توانگري و تنگدستي‌، انفاق مي‌کنند." (آل عمران‌، 133 و 134) هر چند انفاق‌، داراي اقسام و درجه‌هاي مختلفي است‌، که يک نوع آن صدقه‌، زکات و خمس است‌، که از نوع انفاق مالي است و نوع ديگر انفاق جان و يا انفاق وقت مي‌باشد، به هر جهت انفاق و رسيدگي به محرومان و مساکين‌، يکي از بزرگ‌ترين خدمت اجتماعي به مردم است‌. ]ملاحظه کنيد: (بقره‌، 267); (توبه‌، 103); (ذاريات‌، 19).[
د) آية اطعام‌; قرآن کريم‌، يکي از عوامل مهم‌ّ عبور از گردنه دشوار قيامت را "اطعام دادن‌" شمرده مي‌فرمايد: "و تو نمي‌داني آن گردنه چيست‌! آزاد کردن برده‌اي # يا غذا دادن در روز گرسنگي # يتيمي از خويشاوندان # يا مستمندي خاک نشين را." (بلد، 12 ـ 16) و در مقابل‌، اطعام نکردن و عدم رسيدگي به مستمندان را يکي از عوامل رفتن به جهنم محسوب فرموده‌.]ملاحظه کنيد: (مدثّر، 42 ـ 44).[
"û) آية قرض الحسنه‌; خداوند قرض الحسنه به مردم را قرض به خود قلمداد کرده و مي‌فرمايد: "مَن ذَا الَّذي يُقرِض‌ُ اللّه‌َ قَرضـًا حَسَنـًا فَيُضـَعِفَه‌ُ لَه‌ُ اَضعافـًا کَثيرَة‌ً; (بقره‌، 249) کيست که به خدا "قرض الحسنه‌اي‌" دهد، (و از اموالي که خدا به او بخشيده‌، انفاق کند) تا آن را براي او، چندين برابر کند؟
و) امر به معروف و نهي از منکر; يکي ديگر از مصاديق خدمت فرهنگي تربيتي‌، به مردم را مي‌توان اين مورد شمرد; زيرا افزون بر جلوگيري فساد و فحشا و اعمال زشت در ميان جامعه‌، يک نوع آرامش و امنيّت اجتماعي را، براي مردم به ارمغان مي‌آورد; خداوند مي‌فرمايد: "کُنتُم خَيرَ اُمَّة‌ٍ اُخرِجَت لِلنّاس‌ِ تَأمُرون‌َ بِالمَعروف‌ِ وتَنهَون‌َ عَن‌ِ المُنکَرِ وتُؤمِنون‌َ بِاللّه‌ِ; (آل عمران‌، 110) شما بهترين امتي هستيد که براي مردم پديدار شده‌ايد; ]چه اين که‌[ به کار پسنديده فرمان مي‌دهيد و از کار ناپسند باز مي‌داريد و به خدا ايمان داريد." که اين در واقع يک وظيفه عمومي تمام اقشار جامعه مي‌باشد و از طرفي از شئون و وظايف حکومت اسلامي و کارگزاران آن است‌، در مواردي که نياز به شدت عمل دارد.(ر. ک‌: تفسير نمونه‌، آيت الله مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 3، ص 35، دارالکتب الاسلامية‌.)
م‌) آية ايثار: خداوند در مدح انصار چنين مي‌فرمايد: "آنان کساني را که به سوي‌شان هجرت کنند درست دارند و دل خود نيازي به آن چه که مهاجرين داده شده احساس نمي‌کنند و آن‌ها را بر خود مقدم مي‌دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند.(حشر،9)
3. در قرآن مجيد، آياتي بيانگر اين معنا است که برخي از انبيأ:، افزون بر وظيفه تبليغي و خدمت هدايتگري مردم‌، خدمات ديگري نيز داشته‌اند، که بخشي از آن عبارت است‌:
الف‌) زره سازي حضرت داوود7; مي‌فرمايد: "وعَلَّمنـَه‌ُ صَنعَة‌َ لَبوس‌ٍ لَکُم لِتُحصِنَکُم مِن بَأسِکُم فَهَل اَنتُم شـَکِرون‌; (انبيأ، 80) و ساختن زره را به خاطر شما به او تعليم داديم‌، تا شما را در چنگ‌هايتان حفظ کند، آيا شکر گزار (اين نعمت‌هاي خدا) هستيد؟"
ب‌) خزانه داري حضرت يوسف‌; مي‌فرمايد: "(يوسف‌) گفت‌: "مرا سرپرست خزاين سرزمين (مصر) قرار ده‌، که نگهدارنده و آگاهم‌." و اين گونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم‌." (يوسف‌، 55 ـ 56) حضرت‌يوسف‌، در جريان کمک به مردم و مديريت بحران اقتصادي شديدي که کشور مصر را تحديد مي‌کرد، به ياري مستضعفان شتافت تا از تبعيض‌ها بکاهد و حق مظلومان را از ظالمان بستاند و به وضع آن کشور سروسامان بخشد.(رجوع کنيد: تفسير نمونه‌، همان‌، ج 10، ص 5.)
ج‌) خدمت رساني حضرت موسي‌به دختران حضرت شعيب‌; قرآن مي‌فرمايد: "فَسَقي‌َ لَهُما ثُم‌َّ تَوَلّي‌َ اِلَي الظِّـل‌ِّ; (قصص‌، 24) موسي براي (گوسفندان‌ِ) آن دو زن‌، آب کشيد، سپس رو به سايه آورد." که و به وسيله اين خدمت‌، فصل تازه‌اي در زندگاني حضرت موسي‌گشوده شد.
د) قرآن کريم‌، يکي از اهداف مهم نهضت انبيأ را برقراري و بسط عدالت اجتماعي در ميان مردم ذکر کرده ]حديد،25[ و يکي از وظايف آنان را رفع اختلاف و قضاوت و داوري بين مردم‌، بيان مي‌دارد; مي‌فرمايد: "خداوند، پيامبران را برانگيخت‌، تا مردم را بشارت و بيم دهند و کتاب آسماني‌، که به سوي حق دعوت مي‌کرد را، با آنان نازل نمود تا در ميان مردم‌، در آن چه اختلاف داشتند داوري کند." (بقره‌، 213) و يکي از دستورهايش به حضرت داوود اين است‌: "اي داوود! ما تو را خليفه ]و نماينده خود[ در زمين قرار داديم‌، پس در ميان مردم به حق داوري کن‌." (ص‌،26) بنابر اين‌، يکي از راه‌هاي خدمت رساني به مردم‌، خدمت قضائي است‌.(ر. ک‌: تفسير موضوعي پيام قرآن‌، همان‌، ج 7، ص 31 / تفسير نمونه‌، همان‌، ج 19، ص 261.)
"û ) در قرآن‌، از خدمات "ذوالقرنين‌" نيز سخن به ميان آمده ـ هر چند او از انبيأ الهي نيست ـ در بخشي از آيات به ظلم ستيزي او اشاره شد و در بخش ديگر به بيان سدسازي او در برابر هجوم قوم يأجوج و مأجوج مي‌پردازد و مي‌فرمايد: "(ذوالقرنين گفت‌:) قطعات بزرگ آهن را براي من بياوريد (و آن‌ها را به روي هم چيند) تا کاملاً ميان دو کوه را پوشانيد، سپس‌، گفت‌: (آتش در اطراف آن بيافروزيد و) در آتش بدميد. (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، گفت (اکنون‌) مس ذوب شده براي من بياوريد تا به روي آن بريزم‌." (کهف‌، 96)(رجوع کنيد به‌: تفسير نمونه‌، آيت الله مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 12، ص 523 ـ 552، دارالکتب الاسلامية‌.)
4. در آياتي از قرآن کريم‌، خداوند انسان‌ها را تشويق به کار و تلاش فرموده است و بديهي است که خدمت به مردم در ضمن کار و تلاش است‌; مي‌فرمايد: "او کسي است که دريا را مسخّر (شما) ساخت تا از آن‌، گوشت تازه بخوريد و زيوري براي پوشيدن (مانند مرواريد) از آن استخراج کنيد و کشتي‌ها را مي‌بيني که سينه دريا را مي‌شکافند تا شما (به تجارت پردازيد و) از فضل خدا بهره گيريد، شايد شکر نعمت‌هاي او را به جاي آوريد. (نحل‌، 14)(ر. ک‌: (فاطر، 12); (اسرأ، 12); (قصص‌، 73).) قرآن کريم‌، تلاش براي معاش و خدمت به مردم را همرديف جهاد در راه خدا بيان مي‌کند; مي‌فرمايد: "گروهي ديگر براي به دست آوردن فضل الهي (و کسب روزي و خدمت به مردم‌) به سفر مي‌روند و گروهي ديگر در راه خدا جهاد مي‌کنند..." (مزمل‌، 20) و اين اهميت اسلام به اين موضوع را نشان مي‌دهد.(ر. ک‌: تفسير نمونه‌، همان‌، ج 25، ص 200 و ج 9، ص 21.)
در سيرة انبيأ و اوليأ خداوند، مي‌خوانيم که آنان با کار و تلاش خويش و ارائه خدمتي به مردم‌، ارتزاق مي‌کردند; مثلاً در حديثي از امام علي‌مي‌خوانيم که‌: "حضرت داوود7 با دست خويش‌، از برگ خرما بوريا مي‌بافت و به همنشينانش مي‌گفت‌: کدام يک از شما براي فروش آن‌، مرا ياري مي‌کند؟ و آن گاه‌، از بهاي آن‌، قرص نان جو مي‌خورد."(نهج البلاغه‌، خطبة 160.) و يا حضرت ادريس‌و يا لقمان دو زندگي مي‌کردند.(رجوع کنيد به‌: توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث‌، محمد محمدي ري‌شهري‌، ترجمه سيدابوالقاسم حسيني (ژرقا)، ج 1، ص 182 ـ 250، دارالحديث‌.)
افزون بر اين‌، در روايات اهل بيت‌: سفارش اکيدي نسبت به بجاآوردن درخواست برادران ايماني شده‌، به طوري که يکي از مهم‌ترين حقوق برادري‌، در پي حوايج و خدمت به مردم شمرده شده است‌. که پرداختن به آن خارج از اين پاسخ نامه مي‌باشد. فقط به روايتي از "جميل‌" بسنده مي‌کنيم که از امام صادق‌نقل مي‌کند: "مؤمنان خدمت کار يکديگرند، (جميل گويد:) عرض کردم‌: چگونه خدمتکار يکديگرند؟ فرمود: به يکديگر سود مي‌رسانند."( اصول کافي‌، ثقة‌الاسلام کليني ـ رحمه الله ـ ج 2، ص 167، ح 9، دارالتعارف‌/ رجوع کنيد: ميزان الحکمة‌، محمدمحمدي ري‌شهري‌، ترجمه جميد رضا شيخي‌، ج 3، ص 1377، دارالحديث‌/ الف حديث في المؤمن‌، شيخ هادي نجفي‌، نشر جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌/ مستدرک الوسايل‌، محدث نوري ـ رحمه الله ـ، ج 9، ص 50، نشر مؤسسه آل البيت‌.)
5. پيامدهاي دنيوي و اخروي خدمت به مردم‌: از آن جا که زندگي بشر، به طور اجتماعي است و با توجه به مختلف بودن استعداد و توان و ذوق هر فرد اجتماع در زمينه‌هاي مختلف‌، ناگزير از تعامل صحيح افراد يک جامعه با هم هستيم و اين همان در خدمت يک‌ديگر بودن و تعاون داشتن در زمينه‌هاي مختلف را مي‌طلبد. قرآن کريم در اين مورد مي‌فرمايد: "نَحن‌ُ قَسَمنا بَينَهُم مَعيشَتَهُم فِي الحَيوَة‌ِ الدُّنيا ورَفَعنا بَعضَهُم فَوق‌َ بَعض‌ٍ دَرَجـَت‌ٍ لِيَتَّخِذَ بَعضُهُم بَعضـًا سُخريـًّا; (زخرف‌، 32)، معيشت آن‌ها را در زندگي دنيا، در ميان آن‌ها تقسيم کرديم و بعضي را بر بعضي برتري داديم تا يکديگر را مسخّر کرده (و با هم تعاون و خدمت نمايند)."
در مورد پيامدهاي دنيوي خدمت رساني به مردم‌، مي‌توان گفت‌: از برخي آيات قرآن کريم چنين استفاده مي‌شود که خداوند براي مردم آرامش‌، امنيت‌، رفاه را در اين دنيا مي‌خواهد، تا در سايه آن‌ها به عبادت و بندگي خداوند بپردازد و از همين روست که آسمان‌ها و زمين را مسخّر انسان قرار مي‌دهد.
خدمات مالي به انسان‌ها، کمترين پيامدش در اين دنيا، رفع نياز مندي مستمندان و درماندگان است‌، افزون بر اين که يک حالت قرب معنوي را در همين دنيا، براي خادمين آن به دنبال دارد. و همچنين است در مورد خدمات فرهنگي که سعادت دنيوي را به همراه داشته و يک نوع آرامش روحي و رواني به انسان‌ها عطأ مي‌کند.
پيامدهاي اخروي آن‌، با توجه به آيات و روايات‌، بهشت جاويدان است (البته اگر براي خدا باشد) و تمام ثواب‌هاي مطرح شده براي انفاق و قرض الحسنة و صدقه و جهاد در راه نجات مستضعفان و... را مي‌توان به عنوان پيامدهاي اخروي بيان داشت‌.
در روايتي از رسول اکرم‌آمده است‌: "هر مسلماني که گروهي از مسلمانان را خدمت کند، خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خدمتکار دهد."(اصول کافي‌، همان‌، ج 2، ص 207، ح 1.)
خلاصه‌: از منظر آيات و احاديث اهل بيت‌: دسته‌اي دلالت بر تشويق و ترغيب مردم به کار و تلاش و خدمت گزاري مي‌کند، حتي اگر ارائه آن خدمت براي گذران زندگي باشد، به طوري که پيامبر اکرم‌دست سعد انصاري را ـ که در اثر ريسمان و بيل رشته رشته شده بود ـ مي‌بوسند.
برخي از روايات‌، بيان‌گر پاداش‌هاي اخروي‌ِ خدمت گزاري است که به آن اشاره شد.
بعضي ديگر از احاديث‌، به پاره‌اي از راه‌هاي خدمت‌گزاري اشاره دارد، مثلاً امام علي‌در بيان وضع زندگي مردم‌، در روزگار پيشوايي خودشان مي‌فرمايند: "در کوفه کسي نمانده جز آن که از نعمت برخوردار بوده و زندگي آسوده‌اي دارد; فرومايه‌ترين مردم‌، نان گندم مي‌خورد، زير سايباني مَسکن دارد و از آب گواراي فرات مي‌نوشد.(توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث‌، همان‌، ج 1، ص 430، ح 773.)
و در نامة مشهورشان به مالک اشتر، آن گاه که وي را به گارگزاري مصر مي‌گمارند; مي‌فرمايد: "بايد بيش از آن که به گردآوري خراج (و ماليات‌) بينديشي‌، در انديشه عمران و آبادسازي زمين باشي‌; زيرا خراج گرد نيايد مگر به آباداني‌(نهج البلاغه‌، سيدرضي ـ رحمه الله ـ کتاب 53.)
و روايات فراواني که حکايت از برآوردن نياز مردم و محتاجان دارد; امام علي‌در نامه‌اي به يکي از کارگزاران خويش چنين آورده‌اند: "پس از دل و جان با مردم انصاف ورزيد و براي برآوردن نيازهايشان شکيبا باشيد، که همانا شما خزانه داران‌ِ مردم‌، وکيلان أمت و سفيران پيشوايان هستيد و... ."(نهج البلاغه‌، کتاب 51، رجوع کنيد: ميزان الحکمه‌، همان‌، ج 3، ص 1316 ـ 1327.)

دستورات قرآني‌، در زمينه "خدمت به مردم‌"

دستورات قرآني‌، در زمينه "خدمت به مردم‌"
با توجه به مفهوم "نهضت خدمت‌رساني‌" و خدمت به مردم‌، که عام بوده و هم خدمت رساني از جانب مسئولان و کارگزاران حکومتي را شامل شده و هم خدمت رساني اقشار مردم نسبت به يکديگر را، چند مطلب قابل ذکر است‌:
1. "خدمت‌"، تنها در حوزه خدمات اقتصادي‌، صنعتي و يا خدمات اجتماعي به مردم‌، خلاصه نمي‌شود، بلکه اين واژه‌، خدمات فرهنگي‌، تربيتي و نظامي يا انتظامي و حتي خدمات قضائي را نيز شامل مي‌گردد.
بنابر اين‌، مي‌توان گفت‌: قرآن کريم‌، بزرگ‌ترين خدمت را همان خدمت فرهنگي انبيأ الهي به مردم مي‌شمارد، پيامبراني که هر يک در راه هدايت مردم به سوي حق از هيچ چيز دريغ نکرده و تمامي آزارها را تحمل نموده و تا پاي جان‌، براي "اقامه دين‌" الهي ايستادند. بزرگ‌ترين خدمت آنان‌، همان "تزکيه و تعليم‌" انسان‌ها و هدايت آنان از تاريکي جهان و کفر به سوي نور بوده‌، خداوند مي‌فرمايد: "او کسي است که در ميان جمعيت درس نخوانده رسولي از خودشان بر انگيخت که آياتش را بر آن‌ها مي‌خواند و آن‌ها را تزکيه کرده و به آنان کتاب ]قرآن‌[ و حکمت مي‌آموزد، هر چند پيش از آن در گمراهي آشکاري بودند." (جمعه‌، 2)(ملاحظه کنيد بقره‌، 129 و 151.)
در همين راستا، يکي ديگر از خدمات سياسي‌، فرهنگي آنان‌، آزادي انسان‌ها، از بند اسارت بوده‌; مي‌فرمايد: "ويَضَع‌ُ عَنهُم اِصرَهُم والاَغلـَل‌َ الَّتي کانَت عَلَيهِم‌; (اعراف‌، 157) و بارهاي سنگين و زنجيرهايي را که به آن‌ها بود ]از دوش و گردن‌شان‌[ بر مي‌دارد."(ر. ک‌: تفسير موضوعي‌، پيام قرآن‌، آيت الله مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 7، ص 25، نشر مطبوعاتي هدف‌.)
2. افزون بر مطلب فوق‌، در مورد "خدمت به مردم‌" در قرآن کريم‌، به چند دسته از آيات مي‌توان اشاره کرد:
الف‌) آيه تعاون‌; مي‌فرمايد: "وتَعاونوا عَلَي البِرِّ والتَّقوي‌َ ولا تَعاونوا عَلَي الاِثم‌ِ والعُدوَن‌ِ; (مائده‌، 2) ]و همواره‌[ در راه نيکي و پرهيزکاري با هم تعاون کنيد و ]هرگز[ در راه گناه و تعدّي‌، هم کار يک ديگر نباشيد."
روشن است که خدمت به مردم‌، نوعي تعاون و هم کاري با آنان در رفع مشکلات آن‌ها است‌.
ب‌) آيه احسان‌; مي‌فرمايد: "واَحسِنوا اِن‌َّ اللّه‌َ يُحِب‌ُّ المُحسِنين‌; (بقره‌، 195) و نيکي کنيد که خداوند، نيکوکاران را دوست دارد."
]ملاحظه کنيد: (اسرأ، 7); (يونس‌، 26); (قصص‌، 77)[ روشن است که خدمت کردن به مردم‌، يکي از مصاديق "نيکي کردن به آنها است‌"
ج‌) آية انفاق‌; خداوند، در آيات بسياري سفارش به اين امر مي‌فرمايد و يکي از اوصاف پرهيزکاران را انفاق در حال توانگري و تنگدستي معرفي کرده مي‌فرمايد: "بهشتي که وسعت آن آسمان‌ها و زمين است‌، براي پرهيزکاران آماده شده است # همان‌ها که در توانگري و تنگدستي‌، انفاق مي‌کنند." (آل عمران‌، 133 و 134) هر چند انفاق‌، داراي اقسام و درجه‌هاي مختلفي است‌، که يک نوع آن صدقه‌، زکات و خمس است‌، که از نوع انفاق مالي است و نوع ديگر انفاق جان و يا انفاق وقت مي‌باشد، به هر جهت انفاق و رسيدگي به محرومان و مساکين‌، يکي از بزرگ‌ترين خدمت اجتماعي به مردم است‌. ]ملاحظه کنيد: (بقره‌، 267); (توبه‌، 103); (ذاريات‌، 19).[
د) آية اطعام‌; قرآن کريم‌، يکي از عوامل مهم‌ّ عبور از گردنه دشوار قيامت را "اطعام دادن‌" شمرده مي‌فرمايد: "و تو نمي‌داني آن گردنه چيست‌! آزاد کردن برده‌اي # يا غذا دادن در روز گرسنگي # يتيمي از خويشاوندان # يا مستمندي خاک نشين را." (بلد، 12 ـ 16) و در مقابل‌، اطعام نکردن و عدم رسيدگي به مستمندان را يکي از عوامل رفتن به جهنم محسوب فرموده‌.]ملاحظه کنيد: (مدثّر، 42 ـ 44).[
"û) آية قرض الحسنه‌; خداوند قرض الحسنه به مردم را قرض به خود قلمداد کرده و مي‌فرمايد: "مَن ذَا الَّذي يُقرِض‌ُ اللّه‌َ قَرضـًا حَسَنـًا فَيُضـَعِفَه‌ُ لَه‌ُ اَضعافـًا کَثيرَة‌ً; (بقره‌، 249) کيست که به خدا "قرض الحسنه‌اي‌" دهد، (و از اموالي که خدا به او بخشيده‌، انفاق کند) تا آن را براي او، چندين برابر کند؟
و) امر به معروف و نهي از منکر; يکي ديگر از مصاديق خدمت فرهنگي تربيتي‌، به مردم را مي‌توان اين مورد شمرد; زيرا افزون بر جلوگيري فساد و فحشا و اعمال زشت در ميان جامعه‌، يک نوع آرامش و امنيّت اجتماعي را، براي مردم به ارمغان مي‌آورد; خداوند مي‌فرمايد: "کُنتُم خَيرَ اُمَّة‌ٍ اُخرِجَت لِلنّاس‌ِ تَأمُرون‌َ بِالمَعروف‌ِ وتَنهَون‌َ عَن‌ِ المُنکَرِ وتُؤمِنون‌َ بِاللّه‌ِ; (آل عمران‌، 110) شما بهترين امتي هستيد که براي مردم پديدار شده‌ايد; ]چه اين که‌[ به کار پسنديده فرمان مي‌دهيد و از کار ناپسند باز مي‌داريد و به خدا ايمان داريد." که اين در واقع يک وظيفه عمومي تمام اقشار جامعه مي‌باشد و از طرفي از شئون و وظايف حکومت اسلامي و کارگزاران آن است‌، در مواردي که نياز به شدت عمل دارد.(ر. ک‌: تفسير نمونه‌، آيت الله مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 3، ص 35، دارالکتب الاسلامية‌.)
م‌) آية ايثار: خداوند در مدح انصار چنين مي‌فرمايد: "آنان کساني را که به سوي‌شان هجرت کنند درست دارند و دل خود نيازي به آن چه که مهاجرين داده شده احساس نمي‌کنند و آن‌ها را بر خود مقدم مي‌دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند.(حشر،9)
3. در قرآن مجيد، آياتي بيانگر اين معنا است که برخي از انبيأ:، افزون بر وظيفه تبليغي و خدمت هدايتگري مردم‌، خدمات ديگري نيز داشته‌اند، که بخشي از آن عبارت است‌:
الف‌) زره سازي حضرت داوود7; مي‌فرمايد: "وعَلَّمنـَه‌ُ صَنعَة‌َ لَبوس‌ٍ لَکُم لِتُحصِنَکُم مِن بَأسِکُم فَهَل اَنتُم شـَکِرون‌; (انبيأ، 80) و ساختن زره را به خاطر شما به او تعليم داديم‌، تا شما را در چنگ‌هايتان حفظ کند، آيا شکر گزار (اين نعمت‌هاي خدا) هستيد؟"
ب‌) خزانه داري حضرت يوسف‌; مي‌فرمايد: "(يوسف‌) گفت‌: "مرا سرپرست خزاين سرزمين (مصر) قرار ده‌، که نگهدارنده و آگاهم‌." و اين گونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم‌." (يوسف‌، 55 ـ 56) حضرت‌يوسف‌، در جريان کمک به مردم و مديريت بحران اقتصادي شديدي که کشور مصر را تحديد مي‌کرد، به ياري مستضعفان شتافت تا از تبعيض‌ها بکاهد و حق مظلومان را از ظالمان بستاند و به وضع آن کشور سروسامان بخشد.(رجوع کنيد: تفسير نمونه‌، همان‌، ج 10، ص 5.)
ج‌) خدمت رساني حضرت موسي‌به دختران حضرت شعيب‌; قرآن مي‌فرمايد: "فَسَقي‌َ لَهُما ثُم‌َّ تَوَلّي‌َ اِلَي الظِّـل‌ِّ; (قصص‌، 24) موسي براي (گوسفندان‌ِ) آن دو زن‌، آب کشيد، سپس رو به سايه آورد." که و به وسيله اين خدمت‌، فصل تازه‌اي در زندگاني حضرت موسي‌گشوده شد.
د) قرآن کريم‌، يکي از اهداف مهم نهضت انبيأ را برقراري و بسط عدالت اجتماعي در ميان مردم ذکر کرده ]حديد،25[ و يکي از وظايف آنان را رفع اختلاف و قضاوت و داوري بين مردم‌، بيان مي‌دارد; مي‌فرمايد: "خداوند، پيامبران را برانگيخت‌، تا مردم را بشارت و بيم دهند و کتاب آسماني‌، که به سوي حق دعوت مي‌کرد را، با آنان نازل نمود تا در ميان مردم‌، در آن چه اختلاف داشتند داوري کند." (بقره‌، 213) و يکي از دستورهايش به حضرت داوود اين است‌: "اي داوود! ما تو را خليفه ]و نماينده خود[ در زمين قرار داديم‌، پس در ميان مردم به حق داوري کن‌." (ص‌،26) بنابر اين‌، يکي از راه‌هاي خدمت رساني به مردم‌، خدمت قضائي است‌.(ر. ک‌: تفسير موضوعي پيام قرآن‌، همان‌، ج 7، ص 31 / تفسير نمونه‌، همان‌، ج 19، ص 261.)
"û ) در قرآن‌، از خدمات "ذوالقرنين‌" نيز سخن به ميان آمده ـ هر چند او از انبيأ الهي نيست ـ در بخشي از آيات به ظلم ستيزي او اشاره شد و در بخش ديگر به بيان سدسازي او در برابر هجوم قوم يأجوج و مأجوج مي‌پردازد و مي‌فرمايد: "(ذوالقرنين گفت‌:) قطعات بزرگ آهن را براي من بياوريد (و آن‌ها را به روي هم چيند) تا کاملاً ميان دو کوه را پوشانيد، سپس‌، گفت‌: (آتش در اطراف آن بيافروزيد و) در آتش بدميد. (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، گفت (اکنون‌) مس ذوب شده براي من بياوريد تا به روي آن بريزم‌." (کهف‌، 96)(رجوع کنيد به‌: تفسير نمونه‌، آيت الله مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 12، ص 523 ـ 552، دارالکتب الاسلامية‌.)
4. در آياتي از قرآن کريم‌، خداوند انسان‌ها را تشويق به کار و تلاش فرموده است و بديهي است که خدمت به مردم در ضمن کار و تلاش است‌; مي‌فرمايد: "او کسي است که دريا را مسخّر (شما) ساخت تا از آن‌، گوشت تازه بخوريد و زيوري براي پوشيدن (مانند مرواريد) از آن استخراج کنيد و کشتي‌ها را مي‌بيني که سينه دريا را مي‌شکافند تا شما (به تجارت پردازيد و) از فضل خدا بهره گيريد، شايد شکر نعمت‌هاي او را به جاي آوريد. (نحل‌، 14)(ر. ک‌: (فاطر، 12); (اسرأ، 12); (قصص‌، 73).) قرآن کريم‌، تلاش براي معاش و خدمت به مردم را همرديف جهاد در راه خدا بيان مي‌کند; مي‌فرمايد: "گروهي ديگر براي به دست آوردن فضل الهي (و کسب روزي و خدمت به مردم‌) به سفر مي‌روند و گروهي ديگر در راه خدا جهاد مي‌کنند..." (مزمل‌، 20) و اين اهميت اسلام به اين موضوع را نشان مي‌دهد.(ر. ک‌: تفسير نمونه‌، همان‌، ج 25، ص 200 و ج 9، ص 21.)
در سيرة انبيأ و اوليأ خداوند، مي‌خوانيم که آنان با کار و تلاش خويش و ارائه خدمتي به مردم‌، ارتزاق مي‌کردند; مثلاً در حديثي از امام علي‌مي‌خوانيم که‌: "حضرت داوود7 با دست خويش‌، از برگ خرما بوريا مي‌بافت و به همنشينانش مي‌گفت‌: کدام يک از شما براي فروش آن‌، مرا ياري مي‌کند؟ و آن گاه‌، از بهاي آن‌، قرص نان جو مي‌خورد."(نهج البلاغه‌، خطبة 160.) و يا حضرت ادريس‌و يا لقمان دو زندگي مي‌کردند.(رجوع کنيد به‌: توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث‌، محمد محمدي ري‌شهري‌، ترجمه سيدابوالقاسم حسيني (ژرقا)، ج 1، ص 182 ـ 250، دارالحديث‌.)
افزون بر اين‌، در روايات اهل بيت‌: سفارش اکيدي نسبت به بجاآوردن درخواست برادران ايماني شده‌، به طوري که يکي از مهم‌ترين حقوق برادري‌، در پي حوايج و خدمت به مردم شمرده شده است‌. که پرداختن به آن خارج از اين پاسخ نامه مي‌باشد. فقط به روايتي از "جميل‌" بسنده مي‌کنيم که از امام صادق‌نقل مي‌کند: "مؤمنان خدمت کار يکديگرند، (جميل گويد:) عرض کردم‌: چگونه خدمتکار يکديگرند؟ فرمود: به يکديگر سود مي‌رسانند."( اصول کافي‌، ثقة‌الاسلام کليني ـ رحمه الله ـ ج 2، ص 167، ح 9، دارالتعارف‌/ رجوع کنيد: ميزان الحکمة‌، محمدمحمدي ري‌شهري‌، ترجمه جميد رضا شيخي‌، ج 3، ص 1377، دارالحديث‌/ الف حديث في المؤمن‌، شيخ هادي نجفي‌، نشر جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌/ مستدرک الوسايل‌، محدث نوري ـ رحمه الله ـ، ج 9، ص 50، نشر مؤسسه آل البيت‌.)
5. پيامدهاي دنيوي و اخروي خدمت به مردم‌: از آن جا که زندگي بشر، به طور اجتماعي است و با توجه به مختلف بودن استعداد و توان و ذوق هر فرد اجتماع در زمينه‌هاي مختلف‌، ناگزير از تعامل صحيح افراد يک جامعه با هم هستيم و اين همان در خدمت يک‌ديگر بودن و تعاون داشتن در زمينه‌هاي مختلف را مي‌طلبد. قرآن کريم در اين مورد مي‌فرمايد: "نَحن‌ُ قَسَمنا بَينَهُم مَعيشَتَهُم فِي الحَيوَة‌ِ الدُّنيا ورَفَعنا بَعضَهُم فَوق‌َ بَعض‌ٍ دَرَجـَت‌ٍ لِيَتَّخِذَ بَعضُهُم بَعضـًا سُخريـًّا; (زخرف‌، 32)، معيشت آن‌ها را در زندگي دنيا، در ميان آن‌ها تقسيم کرديم و بعضي را بر بعضي برتري داديم تا يکديگر را مسخّر کرده (و با هم تعاون و خدمت نمايند)."
در مورد پيامدهاي دنيوي خدمت رساني به مردم‌، مي‌توان گفت‌: از برخي آيات قرآن کريم چنين استفاده مي‌شود که خداوند براي مردم آرامش‌، امنيت‌، رفاه را در اين دنيا مي‌خواهد، تا در سايه آن‌ها به عبادت و بندگي خداوند بپردازد و از همين روست که آسمان‌ها و زمين را مسخّر انسان قرار مي‌دهد.
خدمات مالي به انسان‌ها، کمترين پيامدش در اين دنيا، رفع نياز مندي مستمندان و درماندگان است‌، افزون بر اين که يک حالت قرب معنوي را در همين دنيا، براي خادمين آن به دنبال دارد. و همچنين است در مورد خدمات فرهنگي که سعادت دنيوي را به همراه داشته و يک نوع آرامش روحي و رواني به انسان‌ها عطأ مي‌کند.
پيامدهاي اخروي آن‌، با توجه به آيات و روايات‌، بهشت جاويدان است (البته اگر براي خدا باشد) و تمام ثواب‌هاي مطرح شده براي انفاق و قرض الحسنة و صدقه و جهاد در راه نجات مستضعفان و... را مي‌توان به عنوان پيامدهاي اخروي بيان داشت‌.
در روايتي از رسول اکرم‌آمده است‌: "هر مسلماني که گروهي از مسلمانان را خدمت کند، خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خدمتکار دهد."(اصول کافي‌، همان‌، ج 2، ص 207، ح 1.)
خلاصه‌: از منظر آيات و احاديث اهل بيت‌: دسته‌اي دلالت بر تشويق و ترغيب مردم به کار و تلاش و خدمت گزاري مي‌کند، حتي اگر ارائه آن خدمت براي گذران زندگي باشد، به طوري که پيامبر اکرم‌دست سعد انصاري را ـ که در اثر ريسمان و بيل رشته رشته شده بود ـ مي‌بوسند.
برخي از روايات‌، بيان‌گر پاداش‌هاي اخروي‌ِ خدمت گزاري است که به آن اشاره شد.
بعضي ديگر از احاديث‌، به پاره‌اي از راه‌هاي خدمت‌گزاري اشاره دارد، مثلاً امام علي‌در بيان وضع زندگي مردم‌، در روزگار پيشوايي خودشان مي‌فرمايند: "در کوفه کسي نمانده جز آن که از نعمت برخوردار بوده و زندگي آسوده‌اي دارد; فرومايه‌ترين مردم‌، نان گندم مي‌خورد، زير سايباني مَسکن دارد و از آب گواراي فرات مي‌نوشد.(توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث‌، همان‌، ج 1، ص 430، ح 773.)
و در نامة مشهورشان به مالک اشتر، آن گاه که وي را به گارگزاري مصر مي‌گمارند; مي‌فرمايد: "بايد بيش از آن که به گردآوري خراج (و ماليات‌) بينديشي‌، در انديشه عمران و آبادسازي زمين باشي‌; زيرا خراج گرد نيايد مگر به آباداني‌(نهج البلاغه‌، سيدرضي ـ رحمه الله ـ کتاب 53.)
و روايات فراواني که حکايت از برآوردن نياز مردم و محتاجان دارد; امام علي‌در نامه‌اي به يکي از کارگزاران خويش چنين آورده‌اند: "پس از دل و جان با مردم انصاف ورزيد و براي برآوردن نيازهايشان شکيبا باشيد، که همانا شما خزانه داران‌ِ مردم‌، وکيلان أمت و سفيران پيشوايان هستيد و... ."(نهج البلاغه‌، کتاب 51، رجوع کنيد: ميزان الحکمه‌، همان‌، ج 3، ص 1316 ـ 1327.)

كودكان و آسيبهاي اينترنت

كودكان و آسيبهاي اينترنت
 اين روزها پسرها و دخترها هر دو به يك نسبت به بازيهاي رايانه اي علاقه نشان مي دهند. تنها تفاوت اينجاست كه آنها انواع متفاوتي از بازيهاي رايانه اي را مي پسندند.پسرها كلكها و رمزهاي بازيها را به رايانه انتقال مي دهند. اين بازيها باعث فراهم نمودن شادابي، توانايي و انرژي بيشتر آنان مي شود. در ضمن اين بازيها بيشتر خشن هستند و شخصيت اصلي آن، اغلب مجبور است با نزاع راه خود را در مقاطع مختلف پيش ببرد. اين بازيها شامل حل معما يا يافتن گنجينه ها و جواهرات است.
تحقيقات همچنين نشان مي دهد كه پسران بيشتر از دختران به انتقال موسيقي به رايانه مي پردازند. در حالي كه دختران از اتاقهاي گفتگو و ايميل استفاده مي كنند. اين مطلب نشان دهنده آن است كه دختران اجتماعي تر از پسرانند.
با اين حال سن نقش مهمي در انگيزه كودك براي استفاده از اينترنت دارد. كودكان پيش دبستاني و دبستاني بيشتر به بازي كردن و جستجوي اطلاعات مي پردازند و كمتر به ايميل زدن و چت كردن روي مي آورند؛ زيرا مهارتي براي استفاده از اين برنامه ندارند، در حالي كه نوجوانان بيشتر به اين برنامه ها علاقه مندي نشان مي دهند.
تجارب مثبت كودكان از اينترنت
از سوي ديگر بررسيها نشان مي دهد براي تعداد زيادي از كودكان مشكل است كه تجارب مثبت خود را در هنگام استفاده از اينترنت بيان كنند، شايد به اين دليل كه اينترنت قسمت اصلي زندگي روزانه آنها شده است.
از جمله فرصتهاي خوشايند و دلپذيري كه توسط اينترنت براي كودكان فراهم شده، جستجوي اطلاعات درباره سرگرميها و علاقه هاي آنان و نيز ارتباط با دوستان و آشنا شدن با اشخاص جديد است. بيشتر كودكان، اينترنت را به اين دليل دوست دارند كه سرگرم كننده است، گر چه يافتن اطلاعات براي مدرسه نيز يك تجربه مثبت است.
تجارب منفي كودكان از اينترنت
در يك تحقيق براي بررسي و مطالعه تجارب منفي كودكان از اينترنت، از كودكان خواسته شد تا بعضي چيزهايي كه در هنگام استفاده از اينترنت براي آنها ايجاد مزاحمت و اغتشاش مي كنند را بنويسند. كودكان اغلب اين نوع اطلاعات را به ما نمي دهند؛ زيرا مي ترسند اين اطلاعات به گوش والدين يا دبيران آنان برسد. در اين پژوهش معلوم شد هشت سال پيش 7/24 درصد از كودكان مورد مطالعه، هنگام استفاده از اينترنت با موارد ناراحت كننده، ناخوشايند و اضطراب آور رو به رو مي شدند، اما اين رقم در سالهاي بعد افزايش يافت؛ به طوري كه در سال 2006 اين رقم به بيش از 60 درصد رسيد.
پژوهشگران سه خطر را در هنگام استفاده از اينترنت مطرح مي كنند و به والدين درباره آن هشدار مي دهند: 1- در معرض موارد نامناسب قرار گرفتن 2- آزارهايي كه به هنگام كار با اينترنت با آن مواجه بودند 3- فشارهايي كه متعاقب آن گريبانگير كودكان مي شود.
در سال 1999، يكي از تجارب ناخوشايندي كه كودكان ذكر كردند اين بود كه در حين استفاده از اينترنت ناگهان با يك ويروس برخورد مي كردند كه به دنبال آن تصاوير پورنوگراف و مستهجن ظاهر مي شد. آزارهاي اينترنتي توسط 5/2 درصد از كودكان گزارش شد. هيچ كدام از كودكان آزارهايي كه بعد از استفاده از اينترنت ممكن بود گريبانگير آنان شود، گزارش نكردند. ويروس مي تواند به ميزان زيادي ناخوشايند باشد. اگر چه ويروسها نامرتبط با سه خطر ذكر شده هستند، اما دريافتيم كه كودكان نه تنها از دست ويروس اذيت مي شوند، بلكه آنان همچنين از سرزنشها و انتقادهاي والدين و مربيان نيز به علت آسيبها و خسارتهاي ايجاد شده هراسانند؛ چون احتمال مي دهند كه از استفاده از اينترنت منع شوند. تجارب منفي و ناخوشايندي كه كودكان به آن اشاره كردند، مواردي بود از قبيل عكسها و نوشته هاي مستهجن و تحريك كننده احساسات جنسي، ترس و وحشت، ويروسها، تهديد توسط افراد آشنا و تهديد توسط افراد ناشناس.
تقريباً 80 درصد كودكان در مورد تجارب منفي خود با ديگران صحبت مي كنند، البته انتظار مي رود كه اين افراد مربي يا والدين آنان باشند، اما 45 درصد كودكان تجارب منفي خود را تنها با دوستانشان در ميان مي گذارند.
نتيجه آنكه
امنيت كودكان در اينترنت از زماني كه كودكان شروع به استفاده از اينترنت كردند، به موضوعي قابل بحث تبديل شده است. بيشتر افراد معتقدند كه استفاده از اينترنت مي تواند يك تجربه تربيتي و فرهنگي براي كودكان باشد، اما اينترنت در عين حال مي تواند يك مكان بسيار خطرناك نيز باشد. والدين اين مطلب را مي دانند، در نتيجه نرم افزارهاي فيلتر را روي رايانه ها نصب مي كنند يا اينكه رايانه را در اتاق نشيمن قرار مي دهند تا آنان بتوانند كنترل زيادي روي كودكان، در حين استفاده از اينترنت داشته باشند.
اگر چه نرم افزارهاي فيلتر در دسترس قرار دارند، اما تأثيرشان قابل بحث است. كودكاني كه ترفندهاي استفاده از رايانه را خوب مي دانند، مي دانند چگونه اين فيلترها را دور بزنند و از كنار آن بگذرند. در واقع آنها با جنبه هاي منفي اينترنت دير يا زود رو به رو خواهند شد.
علاوه بر آن، خانواده ها بشدت معتقدند كه اينترنت يك ابزار آموزشي مؤثر است. اينترنت نه تنها يك منبع اصلي براي مدرسه است، بلكه مواردي كه در اينترنت يافت مي شود، كودكان را آموزش مي دهد. براي مثال اينترنت ايجاد دوستي ها، نفرتها ودانش در مورد موضوعات حساس را فراهم مي كند. اينترنت امروزه به تفريحگاه كودكان تبديل شده است.
بايد اميدوار باشيم كه بودجه اي صرف كمك به شركتهاي نرم افزاري براي گسترش يا بهبود نرم افزارهاي فيلتر شود تا كودكان را از خطر اينترنت محافظت كند.
در ضمن تحقيقات نيز به ما كمك خواهد كرد كه اينترنت را به مكان امني براي كودكان تبديل كنيم.

 

نوع موسيقي و تاثير آن بر کودک

نوع موسيقي و تاثير آن بر کودک
نوع موسيقي و اثر آن بر روح و روان کودکانمان
بنام خالق يکتا
دنياي امروز دنيايي است مکانيزه و ماشيني که ميتوان گفت تمامي انسانها وحيوانات و يا تمامي موجودات زنده ايي که بر روي اين کره خاکي زندگي مي کنند بخشي از زندگي خود را با موسيقي سپري مي کنند . به عنوان مثال در کشور هلند براي پرورش گل در زمانهاي خاصي از شب براي افزايش رشد گياهانشان از موسيقي آرام استفاده مي کنند .
اگرما بخواهيم تاثير موسيقي بر روح و روان کودکانمان را دريک جمع بندي خلاصه کنيم ميتوانيم به طور کلي بگوييم که مخ به دونيم کره شکل گرفته است که يک قسمت ازآن براي محاسبات اعداد و ارقام وقسمت ديگر آن به طور کامل مربوط به قسمت هنرهاي يک انسان محسوب مي شود پس موسيقي يکي ازعاملهاي محرک براي تخليه روح و روان شناخته شده و مي شود .
تاثيرات رواني موسيقي هايي ازنوع 8/6 را در عده ايي ازکودکان مي توان پيدا کرد که يک حس شاد بودن با يک انرزي اضافي دربيشتر اوقات در وجودشان ديده مي شود اما از رويي ديگر در تعداد زيادي ازکودکان ديده مي شود که به علت زياد از حد گوش دادن موسيقي هاي خاص که خانواده ها بيشتر به آنها علاقه دارند ذهن کودکانشان مجبور و يا عادت به ديدن وشنيدن اينگونه موزيک هاي خاص شده است وسبکهاي ديگرموسيقي که مربوط به سنين آنها مي باشند نمي توانند تحمل کنند . و گاه درعده ايي ازآنها پرخاش گريي حرکات ناموزون ويا سکوت هاي طولاني و ديده مي شود که اگر به اصل اين موضوع برگرديم مي بينيم که يکي ازعوامل اينگونه حالات شنيدن و ديدن اين موزيک ها ميباشد که باعث اثر مستقيم روي آنها شده است که درسنين بالاتر مي توان طرز پوشيدن لباس و آداب و منششان به تقليد از آن گروهها را اشاره کرد که دربعضي موارد دچارحوادثي غيرقابل جبران مي شود که بايد کاملا جدي گرفت . حال اگر موسيقي ايي که مربوط به سنين آنها باشد را قبل ازرفتن به مهد کودک ويا مدرسه برايشان گذاشته شود وحس حاکم برفضايي را که فرزندانمان دوست دارند برايشان درست شده باشد مي تواند تآثيرات زير را داشته باشد :
1- شادابي ونشاط
2- آرامش روحي ورواني (باانرزي اضافي)
3- آمادگي ذهني براي فراگيري مطالب
بهادادن به هنرهاي کودکان :
کودک امروز آينده فرداي جامعه هر کشور را تضمين مي کند و به نوعي خلاقيت هايي که دروجودشان حاکي است اگر ارزش و بها داده شود مي توانند در آينده نزديک به نوعي به ارزشهاي خود و جامعه آن کشور جامه عمل بپوشاند و مي توان گفت ايده ها و نظرهايشان با کوچک بودن ازديد ما ايده هاي بزرگي ازديد خودشان مي باشد که اگر اين ايده ها را از بعدي ديگر نگاه کنيم مي تواند به نوعي ايده هاي بزرگي براي ماهم به حساب آيد . دربعضي از انسانها ديده مي شود که درسنين پايين آموزشهايي ديده اند که به نسبت طرز فکرشان و خلاقيت هايشان بالاتر ز ديگر افراد آن گروه سني مي باشد و مي توان گفت که از کودکي مسيري را براي خود روشن کرده اند .
کودکاني وجود دارند که با سنين پاييني که دارند نوازندگان خوبي هستند و يا عده ايي از آنها هستند که کار با رايانه را به راحتي انجام مي دهند و کارهايي ناخداگاه انجام مي دهند که اصلا به سنين آنها نمي خورد . دربعضي از خانواده ها ديده مي شود که بدون هيچ توجهي از کنار اين هنرها و کارها به سادگي مي گذرند و به جاي تشويق فرزندانشان با يک کلمه آفرين يا خوب است و يا برو حوصله ندارم به راحتي از آن حرکت مثبت مي گذرند ولي اگر بلعکس فقط با دادن يک کادوي کوچک آنها را تشويق کنيم فرداي آن روزبه کارهاي فراتر از آن مي پردازند و يا با جديت بيشتر به تمرين هاي آموزشي خود مي پردازند . تمامي اين حالات درزماني ميتواند اتفاق بيفتد که ذهنيت فرزندانمان رو به شاد بودن و يا بهتر است بگوييم رو به مثبت حرکت کند و هيچگونه فکر اضافي و يا فکر منفي براي ذهن آنها تراشيده نشده باشد .
IN THE NAME OF THE MOST HIGH
• Today s word is mechanized and all creatures and human beings that live on it have to spend some hours by music .in Nether lands ,for instance ,they play calm music for flowers at some certain hours of night for better growth .if we want to calculate the effect of music on our children ,we can generally say music is one of the factors in relaxing the soul .the brain has two hemispheres that one of the is for digist and arithmetic and the other one dedicated to arts .
• the type of music and its effects on the kid s soul :
• Psychic effect of pop / jazz music can be found in a group of children who have some sense of excitement and extra energy in most of the time ,from the other side in most cases ,it is seen that over listening to some special music that families are more interested in ,forces or makes the children get used to these type of music ad consequently the other forms of music that are suitable for their age can not be tolerated .so ,in some cases disharmonized reactions or long silent s happen .if we fours on the core of this subject we realize that one of the factors of these reactions is listening to these types of music .there types of music have straight effects on them .in older ages this effect can be seen through the way of clothes and social behavior which are imitations from these groups .in some cases this matter causes uncompensatable accidents that should be seriously considered .now ,if their own music can be played for them before their entrance to kindergarten or school and the space that they like can be created ,the following effect may happen :
________________________________________
• 1- happiness and exciement
• 2- psychic and soul calmmess
• 3- internalpreparation for learning
• praising the children art :
• Today s child garentees the country s tomorrow ,in other words if we prais and evaluate their creatirities ,they can reinforce their sociaty s capabilities in near future ,if we look at these ideas form some other angle ,they can be considered as big important ones for us .in some cases we can see that some people have recieved some educations in lower ages which are higher than the average or normal thoughts or creativities for that age .we can say these people have chosen some special way of life .there are children who are good players or can easily work with P.C.s or other arts which have no relation to their age .in some families these capabilities are simply ignored .these parents may pass them just by sayin : it s ok! or well done! or i m busy now! easily .but if encourage them by some small gift ,they will do some greater things the day after or may pay attention to their activities more seriously .all these happens at the time that our kids .minds are toward positive feelings and there are no extra or negative thought in their mind .
Let s the success of our today s children and tomorrow s sociaty builders !
( Hamed Soultani

 

نوع موسيقي و تاثير آن بر کودک

نوع موسيقي و تاثير آن بر کودک
نوع موسيقي و اثر آن بر روح و روان کودکانمان
بنام خالق يکتا
دنياي امروز دنيايي است مکانيزه و ماشيني که ميتوان گفت تمامي انسانها وحيوانات و يا تمامي موجودات زنده ايي که بر روي اين کره خاکي زندگي مي کنند بخشي از زندگي خود را با موسيقي سپري مي کنند . به عنوان مثال در کشور هلند براي پرورش گل در زمانهاي خاصي از شب براي افزايش رشد گياهانشان از موسيقي آرام استفاده مي کنند .
اگرما بخواهيم تاثير موسيقي بر روح و روان کودکانمان را دريک جمع بندي خلاصه کنيم ميتوانيم به طور کلي بگوييم که مخ به دونيم کره شکل گرفته است که يک قسمت ازآن براي محاسبات اعداد و ارقام وقسمت ديگر آن به طور کامل مربوط به قسمت هنرهاي يک انسان محسوب مي شود پس موسيقي يکي ازعاملهاي محرک براي تخليه روح و روان شناخته شده و مي شود .
تاثيرات رواني موسيقي هايي ازنوع 8/6 را در عده ايي ازکودکان مي توان پيدا کرد که يک حس شاد بودن با يک انرزي اضافي دربيشتر اوقات در وجودشان ديده مي شود اما از رويي ديگر در تعداد زيادي ازکودکان ديده مي شود که به علت زياد از حد گوش دادن موسيقي هاي خاص که خانواده ها بيشتر به آنها علاقه دارند ذهن کودکانشان مجبور و يا عادت به ديدن وشنيدن اينگونه موزيک هاي خاص شده است وسبکهاي ديگرموسيقي که مربوط به سنين آنها مي باشند نمي توانند تحمل کنند . و گاه درعده ايي ازآنها پرخاش گريي حرکات ناموزون ويا سکوت هاي طولاني و ديده مي شود که اگر به اصل اين موضوع برگرديم مي بينيم که يکي ازعوامل اينگونه حالات شنيدن و ديدن اين موزيک ها ميباشد که باعث اثر مستقيم روي آنها شده است که درسنين بالاتر مي توان طرز پوشيدن لباس و آداب و منششان به تقليد از آن گروهها را اشاره کرد که دربعضي موارد دچارحوادثي غيرقابل جبران مي شود که بايد کاملا جدي گرفت . حال اگر موسيقي ايي که مربوط به سنين آنها باشد را قبل ازرفتن به مهد کودک ويا مدرسه برايشان گذاشته شود وحس حاکم برفضايي را که فرزندانمان دوست دارند برايشان درست شده باشد مي تواند تآثيرات زير را داشته باشد :
1- شادابي ونشاط
2- آرامش روحي ورواني (باانرزي اضافي)
3- آمادگي ذهني براي فراگيري مطالب
بهادادن به هنرهاي کودکان :
کودک امروز آينده فرداي جامعه هر کشور را تضمين مي کند و به نوعي خلاقيت هايي که دروجودشان حاکي است اگر ارزش و بها داده شود مي توانند در آينده نزديک به نوعي به ارزشهاي خود و جامعه آن کشور جامه عمل بپوشاند و مي توان گفت ايده ها و نظرهايشان با کوچک بودن ازديد ما ايده هاي بزرگي ازديد خودشان مي باشد که اگر اين ايده ها را از بعدي ديگر نگاه کنيم مي تواند به نوعي ايده هاي بزرگي براي ماهم به حساب آيد . دربعضي از انسانها ديده مي شود که درسنين پايين آموزشهايي ديده اند که به نسبت طرز فکرشان و خلاقيت هايشان بالاتر ز ديگر افراد آن گروه سني مي باشد و مي توان گفت که از کودکي مسيري را براي خود روشن کرده اند .
کودکاني وجود دارند که با سنين پاييني که دارند نوازندگان خوبي هستند و يا عده ايي از آنها هستند که کار با رايانه را به راحتي انجام مي دهند و کارهايي ناخداگاه انجام مي دهند که اصلا به سنين آنها نمي خورد . دربعضي از خانواده ها ديده مي شود که بدون هيچ توجهي از کنار اين هنرها و کارها به سادگي مي گذرند و به جاي تشويق فرزندانشان با يک کلمه آفرين يا خوب است و يا برو حوصله ندارم به راحتي از آن حرکت مثبت مي گذرند ولي اگر بلعکس فقط با دادن يک کادوي کوچک آنها را تشويق کنيم فرداي آن روزبه کارهاي فراتر از آن مي پردازند و يا با جديت بيشتر به تمرين هاي آموزشي خود مي پردازند . تمامي اين حالات درزماني ميتواند اتفاق بيفتد که ذهنيت فرزندانمان رو به شاد بودن و يا بهتر است بگوييم رو به مثبت حرکت کند و هيچگونه فکر اضافي و يا فکر منفي براي ذهن آنها تراشيده نشده باشد .
IN THE NAME OF THE MOST HIGH
• Today s word is mechanized and all creatures and human beings that live on it have to spend some hours by music .in Nether lands ,for instance ,they play calm music for flowers at some certain hours of night for better growth .if we want to calculate the effect of music on our children ,we can generally say music is one of the factors in relaxing the soul .the brain has two hemispheres that one of the is for digist and arithmetic and the other one dedicated to arts .
• the type of music and its effects on the kid s soul :
• Psychic effect of pop / jazz music can be found in a group of children who have some sense of excitement and extra energy in most of the time ,from the other side in most cases ,it is seen that over listening to some special music that families are more interested in ,forces or makes the children get used to these type of music ad consequently the other forms of music that are suitable for their age can not be tolerated .so ,in some cases disharmonized reactions or long silent s happen .if we fours on the core of this subject we realize that one of the factors of these reactions is listening to these types of music .there types of music have straight effects on them .in older ages this effect can be seen through the way of clothes and social behavior which are imitations from these groups .in some cases this matter causes uncompensatable accidents that should be seriously considered .now ,if their own music can be played for them before their entrance to kindergarten or school and the space that they like can be created ,the following effect may happen :
________________________________________
• 1- happiness and exciement
• 2- psychic and soul calmmess
• 3- internalpreparation for learning
• praising the children art :
• Today s child garentees the country s tomorrow ,in other words if we prais and evaluate their creatirities ,they can reinforce their sociaty s capabilities in near future ,if we look at these ideas form some other angle ,they can be considered as big important ones for us .in some cases we can see that some people have recieved some educations in lower ages which are higher than the average or normal thoughts or creativities for that age .we can say these people have chosen some special way of life .there are children who are good players or can easily work with P.C.s or other arts which have no relation to their age .in some families these capabilities are simply ignored .these parents may pass them just by sayin : it s ok! or well done! or i m busy now! easily .but if encourage them by some small gift ,they will do some greater things the day after or may pay attention to their activities more seriously .all these happens at the time that our kids .minds are toward positive feelings and there are no extra or negative thought in their mind .
Let s the success of our today s children and tomorrow s sociaty builders !
( Hamed Soultani

 

مشاوره و آزمايش هاي قبل از ازدواج

مشاوره و آزمايش هاي قبل از ازدواج
ازدواج يک مرحله بسيار مهم زندگي و سنگ بناي تشکيل خانواده است که نه تنها براي زن و شوهر بلکه براي نسل هاي بعد نيز سرنوشت ساز است .
ازدواج عبارت است از يک قرارداد اجتماعي مبتني بر توافق و سازش بين زن و مرد که موجب شروع زندگي مشترک مي شود . بدين ترتيب آنها در غم و شادي و لذت و رنج يکديگر سهيم مي شوند و مشکلات زندگي را به ياري همديگر حل مي کنند .
نظر متخصصين در مورد خصوصيات جسمي براي ازدواج و بارداري
سلامت جسمي داشته باشند و به بيماريهاي ناتوان کننده و معلوليت مبتلا نباشند .
سلامت رواني داشته باشند و واقعيات را خوب درک کنند . هذيان توهم و اختلالات درکي نداشته باشد .
مشاوره ژنتيکي شده باشند و اختلالات سيستم تناسلي در آنها بررسي شده باشد .
ناهنجاري هاي جسمي ( نارسايي قلبي ، نارسايي کليه ، ناهنجاريهاي دستگاه گوارش ، تومور ) نداشته باشند .
اختلالات شخصيتي نداشته باشند .
آشنا به قوانين و مقررات و عرف ازدواج و زناشويي باشند و خود را براي اين تجربه مهم آماده کرده باشند .
محدوده سني مناسب براي ازدواج و تشکيل خانواده
زوجين ا ز لحاظ جسمي ،‌ بايد بلوغ کامل و از نظر رواني آمادگي پذيرش مسئوليت ازدواج را داشته باشند . در اين مورد رعايت سن مناسب براي دختر و پسر ، زمينه هاي لازم جهت يک ازدواج موفق را فراهم مي کند . به خاطر بسپاريد که بيش از سن تقويمي ، سن عقلي ضامن بقاي زندگي مشترک خواهد بود .
متخصصان سن مناسب ازدواج را براي دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و براي پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصيه مي کنند . معمولاً اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بين دختر و پسر توصيه مي شود .
يک زوج براي حفظ سلامت ، جلوگيري از پيري زودرس ، پيشگيري از مشکلات اقتصادي و تربيت فرزندان صالح و لايق بايد بدانند که :
محدوده سني مناسب براي بارداري ۱۸ تا ۳۵ سال و مناسب ترين زمان بين ۲۰ تا ۳۰ سالگي است .
حاملگي زير ۱۸ سال و بالاي ۳۵ سال مخاطره آميز است .
فاصله کمتر از ۳ سال بين دو حاملگي خطرناک است .
زايمان چهارم و بيشتر ، داراي عوارض زيادي براي مادر و نوزاد است . بنابراين داشتن بيش از ۲ يا ۳ فرزند توصيه نمي شود .
آزمايش هاي قبل از ازدواج
براي کسب اطمينان از سلامت زوجين انجام آزمايشهاي زير قبل از ازدواج ضروري است :
تشخيص مبتلايان به سيفليس
تشخيص مبتلايان به تالاسمي
تشخيص معتادين
بيماريهاي مقاربتي - که در زمان تماس جنسي از فردي به فرد ديگر منتقل مي شوند - را مي توان قبل از ازدواج و يا قبل از بارداري به وسيله معاینات و آزمايش هاي اختصاصي تشخيص داد . برخي از اين بيماريها عبارتند از : سوزاک ، سيفليس ، کلاميديا ، ايدز و زگيل تناسلي . با تشخيص اين گونه بيماريها مي توان از ابتلا فرد ديگر ( همسر ) و نيز احتمالاً ابتلا به جنين در داخل رحم پيشگيري کرد .
مصرف سيگار ،‌الکل و مواد مخدر در زن يا مرد مي تواند روي قدرت باروري مؤثر باشد و موجب ناباروري و يا کاهش ارتباط جنسي شود . در صورت حاملگي نيز عوارض بارداري ( افزايش خونريزي ، زايمان زودرس ) و نيز عوارض نوزادي ( ناهنجاريهاي مادرزادي ،‌تأخير رشد داخل رحمي جنين ، تولد نوزاد با وزن کم ، اختلالات رفتاري و عقب ماندگي ذهني نوزاد و بالاخره افزايش مرگ و مير دوره نوزادي ) افزايش مي يابد . لذا توصيه مي شود معتادان به هر يک از اين مواد قبل از اقدام به ازدواج و يا قبل از بارداري از مصرف سيگار ، الکل و مواد مخدر خودداري کنند .
توصيه مي شود زوجين قبل از بارداري به موارد زير توجه کنند :
اگر چه سرخجه بيماري ويروسي ساده اي است ، ليکن ابتلا به آن در دوران بارداري براي جنين بسيار خطرناک است لذا به خانم هايي که تا کنون به بيماري سرخجه مبتلا نشده اند توصيه مي شود که واکسن سرخجه را بزنند و تا مدت ۳ ماه بعد از زمان تزريق واکسن ، باردار نشوند .
در صورتي که Rh خون خانمي منفي باشد ، حتماً به Rh خون همسرش توجه شود تا در صورت مثبت بودن ، در دوران بارداري اقدامات لازم صورت گيرد .
تزريق يک دوره کامل واکسن کزاز به صورت ۵ نوبتي ( به فواصل ۱ ماهه ، ۶ ماهه ، ۱ ساله و ۲ ساله و بعد از هر ۱۰ سال يکبار به عنوان يادآورد ) توصيه مي شود . بدين ترتيب از ابتلا به بيماري عفوني و بسيار خطرناک کزاز جلوگيري به عمل آمده ، مصونيت حاصل مي شود .
تالاسمي
سلولهاي قرمز خون انسان وظيفه اکسيژن رساني به قسمتهاي مختلف بدن را به عهده دارند . آنها اين کار را از طريق ماده اي در درونشان به نام هموگلوبين انجام مي دهند .
هموگلوبين داراي دو قسمت است . قسمت اول از چهار زنجيره ( رشته ) درست شده است و قسمت دوم را اتم آهن تشکيل مي دهد .
هر گاه به علل مختلف ، مقدار آهن بدن کم شود ، باعث نوعي کم خوني به نام کم خوني فقر آهن مي شود . اگر زنجيره هاي هموگلوبين دچار اشکال شوند ، يک بيماري ارثي خوني به نام تالاسمي ايجاد مي شود . بسته به اينکه کدام زنجيره و چه تعداد از اين چهار زنجيره هموگولوبين ، دچار اشکال شود ، انواع مختلف تالاسمي به وجود مي آيد
تالاسمي مينور
تالاسمي مينور يک بيماري تلقي نمي شود بلکه در واقع يک مشخصه خوني است که مانند رنگ پوست به ارث مي رسد . زندگي فرد مبتلا به تالاسمي مينور کاملاً عادي است و مي تواند به فعاليتهاي عادي روزمره بپردازد . فقط از طريق انجام آزمايش خون مي توان مشخص کرد که فردي داراي ژن تالاسمي است .
تالاسمي ماژور
تالاسمي ماژور نوعي اختلال در هموگلوبين است و فرد مبتلا دچار کم خوني شديد خواهد شد . اين بيماري در چند ماه اول زندگي نشانه هاي واضحي ندارد . از حدود شش ماهگي نشانه هاي بيماري آشکار مي شوند که عبارتند از : تغيير قيافه صورت ، پوکي استخوانها ، اختلال رشد ، بلوغ جنسي تأخيري ، نارسايي قلبي ، اختلال عملکرد غدد داخلي مانند لوزالمعده و بروز ديابت ، مشکلات قلبي عروقي ، مشکلات گوارشي . بنابراين طول عمر اين افراد از حد معمول کوتاهتر است .
چگونگي انتقال
اگر هم زن و هم مرد به صورت پنهان دچار اين عارضه باشند در اين صورت خطر جدي براي ابتلا فرزندانشان وجود دارد . با آزمايش ساده خون با مطلع شدن از اين مشکل ، مي توان با راهنمايي پزشکان از بروز آن براي فرزندان جلوگيري کرد .
پيش از ازدواج با يک آزمايش ساده خون مي توان به وجود بيماري پي برد . اگر قبل از ازدواج ( خصوصاً در ازدواجهاي فاميلي و يا در خانواده هايي که فرد مبتلا به تالاسي در آنها وجود دارد ) آزمايش خوني از دختر و پسر انجام گيرد ، در صورت مبتلا بودن آنها ، مي توان به موضوع پي برد . در اين حالت بايد توصيه کرد که آن دو از ازدواج با هم صرف نظر کنند ، چرا که حاصل اين ازدواج ممکن است کودکي مبتلا به تالاسمي باشد .
لذا به همه داوطلبين ازدواج توصيه مي شود قبل از عقد ، حتماً آزمايش خون را جهت کشف تالاسمي انجام دهند و در صورت مبتلا شدن هر دو زوج ، از اين ازدواج حتي الامکان صرف نظر کنند .
مشاوره ژنتيک و ازدواج هاي فاميلي
مشاوره ژنتيک را چنين تعريف مي کنند :
« يک فرآيند آموزشي که به افراد مبتلا يا در معرض خطر کمک مي کند تا طبيعت اختلال ژنتيکي (‌بيماري وارثتي ) و نحوه انتقال آن را بشناسند و موضوعات مرتبط با درمان اين بيماريها و تنظيم خانواده را بهتر درک کنند . »
از اصلي ترين اهداف مشاوره ژنتيک ، مشخص کردن خطر وقوع يا تکرار يک بيماري ارثي در هر حاملگي است . تمام افرادي که هر يک از موارد زير را در خود يا اجداد خود دارا هستند ، قبل از تصميم به ازدواج يا قبل از بچه دار شدن يا در حين حاملگي و يا بعد از زايمان بايد تحت مشاوره ژنتيک قرار گيرند ( که البته بهتر است قبل از تصميم به ازدواج و يا قبل از بچه دار شدن باشد )‌ :
ازدواجهاي فاميلي
حاملگي در سن ۳۵ سال يا بالاتر
وجود نقايص مادرزادي
عقب ماندگي ذهني يا تأخير در رشد
کوتاهي بيش از حد قد و ساير اختلالات رشدي
نازايي يا سقطهاي مکرر در زنان و عقيمي در مردان
ناتوانيهاي جسماني که در هنگام بلوغ شروع شده اند
سرطانها ، برخي بيماريهاي قلبي ، فشار خون بالا و بيماريهاي ديگري که ارث در آن دخيل است مانند ديابت
اختلالات سوخت و ساز بدن
اختلالات رفتاري
بنابراين مشاوره ژنتيک به خانواده ها و افراد کمک مي کند تا :
نقش توارث را در بيماريها بشناسند و خطر تکرار بيماري را در خويشاوندان و فرزندانشان بدانند .
حقايق پزشکي درباره بيماريهاي ارثي را درک کنند ( نحوه تشخيص ،‌عاقبت بيماري وراثتي )
راههاي در دسترس براي برخورد با خطر موجود را بشناسند .
بهترين راه چاره را که با اهداف ، ارزشها و اعتقادات خانواده منطبق باشد بيابند .
ازدواجهاي فاميلي
ازدواج فاميلي ازدواجي است که در آن زوجين با يکديگر فاميل هستند و بنابراين ژنهاي مشابه دارند . در حال حاضر هزاران نوع بيماري ارثي مختلف شناخته شده اند که ممکن است از طريق به ارث رسيدن ژنهاي مشترک در پدر و مادر ، فرزندان را مبتلا سازند . اين خطر در ازدواجهاي فاميلي به علت وجود ژنهاي مشترک بيشتر خواهد بود . اين بدان معنا نيست که در ازدواجهاي غيرفاميلي هيچگونه خطري وجود ندارد ، بلکه احتمال خطر پايين تر خواهد بود . بنابراين ازدواج فاميلي از نظر علم ژنتيک منطقي نيست .
جدول زير ارتباط بين درجه خويشاوندي و درصد ژنهاي مشترک را مشخص مي کند :
درجه خويشاوندي
افراد فاميل
درصد ژنهاي مشترک
يک
پدر ، مادر ،‌فرزندان ، خواهران و برادران
۵۰%
دو
خاله ها ، دايي ها ، عموها ، برادر و خواهرزاده ها
۲۵%
سه
دختر عمو ، پسر عمو ، دختر خاله ، پسر خاله ، دخترعمه ، پسرعمه ، دختردايي ، پسردايي
۱۲.۵%
چهار
نوه خاله ،‌نوه دايي ،‌نوه عمو ، و نوه عمه
۶.۲۵%
پنج
نتيجه خاله ، نتيجه دايي ،‌نتيجه عمو ،‌نتيجه عمه
۳.۱۲%
شش
نبيره خاله ، نبيره دايي ، نبيره عمو ، نبيره عمه
۱.۵۶%
علل اختلالات ژنتيکي
نقايص ژني : در اين بيماريها ، اختلالات ژنتيکي از طريق به ارث رسيدن يک ژن معيوب از پدر ،‌ مادر و يا هر دو به وقوع مي پيوندد . مانند کم خوني داسي شکل ، هموفيلي ، کوررنگي .
اختلالات کروموزومي : اين بيماريها ژنتيکي به علت اختلال در ساختمان و يا تعداد کروموزم ها ايجاد مي شوند . شايعترين اختلال کروموزومي سندرم داون يا منگوليسم است . با افزايش سن مادر ،‌ احتمال اين اختلال بيشتر مي شود .
به طوري که در يک خانم ۲۰ ساله احتمال به دنيا آوردن فرزند مبتلا به منگوليسم حدود يک در ۲۰۰۰ و در خانم ۴۰ ساله يک در ۱۰۰ است .

ارزش‌های دینی در بین جوانان افزایش یافته است

ارزش‌های دینی در بین جوانان افزایش یافته است 
یك استاد دانشگاه ضمن تأكید بر حفظ ارزش‌های دینی و اعتقادی در بین جوانان گفت: ارزش‌های الهی و دینی در میان جوانان نسبت به گذشته رشد زیادی یافته است.
در راستای ارزیابی وضعیت باورهای دینی در بین جوانان كشور، گفت‌وگویی را با حسن علی اكبری؛ یكی از اساتید دانشگاه امام حسین (ع) انجام داده‌ایم كه متن این گفت‌وگو در ادامه آمده است.
● نظر شما در رابطه با این‌كه عده‌ای معتقد هستند جوانان از ارزش‌های دینی فاصله گرفته‌اند، چیست؟
▪ علی‌اكبری: این موضوع را قبول ندارم، مطالعاتی كه انجام شده چنین موضوعی را نشان نمی‌دهد به این دلیل كه رویش‌ها خیلی بیشتر از ریزش‌ها بوده ‌است به عبارت دیگر ارزش‌های الهی و دینی نسبت به گذشته رشد افزون‌تری داشته است. ممكن است در گروه خاصی یا اقشار خاصی از جامعه به طور خاص ارزش‌های اسلامی در میانشان كمرنگ‌تر شده باشد یا شتاب لازم را نداشته باشد، اما این موضوع را نمی‌توان به كل جامعه تعمیم داد.
● چگونه می‌توان از وضعیت باورها و اعتقادات مذهبی در بین جوانان كشور مطلع شویم؟
▪ علی اكبری: در رابطه با جوانان چند ملاحظه وجود دارد اولاً مطالعات دقیق و كاملاً قابل اعتماد و بررسی‌های مطمئنی مورد نیاز است دوماً توجه به اقتضائات و واقعیت‌های فصل جوانی و نیازهای طبیعی كه در این مقطع بسیار حساس و مهم از زندگی انسان‌ها وجود دارد و همین طور توجه به بسترهای موجود و شرایط فضاهایی كه برای بروز واقعیات گرایشات جوانان هست، باید با در نظر گرفتن این موارد اظهار نظر كرد.
● با توجه به آموزش‌های دینی چگونه می‌شود كه جوانان از مسائل اعتقادی دور می‌شوند؟
▪ علی اكبری: اگر كمی به برگزاری مراسم اعتكاف یا شركت جوانان در اردوهای راهیان نور توجه كنیم، می‌بینیم كه اگر شرایط و فضاهای لازم را فراهم كنیم جوانان متعهد و مؤمن حضور فعالی را از خود نشان می‌دهند، بنابراین در حالی كه با ایجاد فضای مناسب برای جوانان، آن‌ها می‌توانند دوره نشاط و شادابی مفیدی را سپری كنند، اگر این ظرفیت‌ها را ایجاد نكنیم جوانی كه فعال است رفتارهایی را از خود بروز می‌دهد كه به دلیل بی‌دقتی به ریشه‌ها و لایه‌های زیرین رفتارهایشان، دچار كمرنگ شدن ارزش‌ها و باورهای دینی می‌شود. آزادی و عدم تدبیر و پیش بینی نكردن ساز و كارهای لازم برای شادابی جوانان باعث ارزیابی‌های این‌چنینی می‌شود.
● اگر ارزش‌های دینی و اعتقادی در جوانی كمرنگ شود، چه كسی مسئول است؟
▪ علی اكبری: باید عوامل را بررسی و پس از آن ریشه‌یابی كنیم. در كشور ما سهم برتر متعلق به خانواده‌ها است و هنوز در شكل‌گیری شخصیت جوانان تعیین‌كننده‌ترین عامل هستند؛ مدرسه و محیط‌های آموزشی و پرورشی نقش خاص خود را دارند. جامعه و فضاهای اجتماعی شكل گرفته در آن و در رأس مسائل اجتماعی، نظامات اجتماعی همچون نظام تعلیم و تربیت، تبلیغ و اطلاع رسانی و نظام اقتصادی كه در حال حاضر در جوانانمان تأثیر گذار هم هست و مجموعه این عوامل هر كدام سهم خاصی را دارا هستند.با توجه به مطالعاتی كه در گذشته انجام داده‌ام،‌ خانواده نقش كلیدی در تقویت ارزش‌ها و باورهای دینی در میان جوانان داشته است. به ویژه در شهرستان‌ها این نقش بیشتر است و پس از آن سهم رسانه‌های دیداری، شنیدارِی و نوشتاری داخلی نیز در این رابطه اهمیت دارد.
● علت این‌كه نقش خانواده‌ها در شهرستان‌ها بیشتر است، چیست؟
▪ علی اكبری: در شهرستان‌ها به دلیل بافت خانواده‌ها، ارتباط با فرزندان بیشتر است و همین باعث می‌شود تا به نسبت شهرهای كلان حضور خانواده‌ها پررنگ دیده ‌شود. در كلان شهرهای كشورهای در حال توسعه خانواده نقش خود را از دست داده است و از فرزندانشان فاصله گرفته‌اند اما خوشبختانه این در مورد كشورمان صادق نیست و این سهم محفوظ مانده است.
● چگونه می‌توان برای توسعه ارزش‌ها در بین جوانان اقدام كرد؟
▪ علی اكبری: اگر قرار است ارزش‌های دینی و مذهبی بین جوانان توسعه و عمق داده شود، لازم است در برنامه‌ریزی‌های كلان كشور به طور جدی و واقعی‌تر به جوانان نگاه و برای آنها فعالیت كنیم.