دردهای عضلانی - کمر و مفاصل

دردهای عضلانی - کمر و مفاصل
دردهای عضلانی بدون تشخیص
همه روزه بیماران زیادی به علت دردهای عضلانی به پزشک مراجعه می کنند. طبق تحقیقات موجود، اگر به طب کلاسیک و سنتی بسنده کنیم  فقط در سی درصد از این بیماران به تشخیص می رسیم وقسمت عمده آنها، یعنی هفتاد درصد، بدون تشخیص باقی می مانند.
این بیماران بدون تشخیص دچار مشکلات زیادی می شوند. برخی از آنان با نگرانی از بیماری های خطرناک (مانند سرطان، ام اس و ...) به پزشکان متعددی مراجعه می کنند و هزینه فراوانی جهت ویزیت و تست های تکمیلی می پردازند، معمولا نتیجه این تست های تکمیلی نرمال یا در حد نرمال است و فقط نگرانی بیمار را افزایش می دهند.
برای برخی از این بیماران،  تشخیص ناراحتی اعصاب مطرح می شود که مشکلات جدیدی را به وجود  می آورد.
سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است که: واقعا تشخیص این بیماری چیست؟ آیا می توان کاری برای آنان انجام داد؟ حدود 25 سال پیش، دو محقق به نامهای تراول و سیمون با تعریف نقطه ماشه ای و معرفی درد میوفاسیال، دریچه ای جدید به سوی تشخیص دردهای عضلانی گشودند.
سندرم (بیماری) درد میوفاسیال
علایم بیماری: اغلب بیماران از درد موضعی که محدود به عضله یا مفصل خاصی نیست شکایت دارند. بسیاری ازاین بیماران دچار اختلالات حسی (مثلا کاهش حس، خواب رفتن دست وپا، سوزش)
هستند. در برخی از آنان کاهش قدرت عضلانی نیز دیده می شود، در این بیماران می توان یک نقطه دردناک به نام نقطه ماشه ای یافت،  با فشارروی این نقطه، درد در کل دست یا پا ایجاد می شود.
با توجه به اینکه علائم فوق گیج کننده هستند، یک مثال شایع از بیمارمبتلا به درد میوفاسیال می تواند به درک مطلب کمک کند.
خانم پنجاه ساله ای به علت درد شانه واندام فوقانی راست از شش ماه پیش مراجعه کرده است. وی علت درد را به کار زیاد  ناشی از چند روزمراقبت از فرزند بیمارش نسبت می دهد. با سئوالات بیشتر مشخص می شود که درد وی با فعالیت زیاد می شود. گاهی آرنج و ساعد ش گزگز و مورمور می کند، در هوای سرد بدتر می شود و وقتی سر شانه هایش را ماساژ می دهند دردش تسکین می یابد.
تا کنون دو یا سه بار هنگام ظرف شستن دچار درد شدید دست شده و ظرف از دست وی رها شده است. با معاینه مشخص می شود که نقطه ای در عضلات سر شانه اش وجود دارد که با فشار روی آن، حالت سوزن سوزن شدن آرنج ودرد وی افزایش می یابد.
رادیولوژی گردن، مختصری آرتروز و کاهش فاصله بین مهره ای را نشان می دهد.
نوار عصب وی نرمال است  و آزمایشات خونی در حد طبیعی هستند و فقط کلسترول وی بالاست.
مثال فوق یکی از شایعترین تظاهرات این بیماری است. لازم به ذکر است که در این بیماران حتما باید بررسی های کاملی صورت گیرد، چرا که علایم ذکر شده دربیماری های مهمی نظیر: فشار روی ریشه های گردنی، آرتروز گردن، سندرم تونل مچ دستی، اختلالات کارکرد تیروئید، کمبود کلسیم و برخی ویتامینها و کم خونی  نیز رخ می دهد.
شیوع بیماری: حدود50% از بیماران دارای دردهای مزمن عضلانی به درد میوفاسیال مبتلا هستند. این بیماری در مردان و زنان به یک نسبت دیده می شود.
تشخیص: تشخیص بر اساس شرح حال و علایم بالینی صورت می گیرد. همانطور که گفته شد باید با یک شرح حال دقیق و معاینه کامل و بررسی های تکمیلی، احتمال سایر علل را نیز بررسی کنیم. نکته مهم این است که هیچ تست یا بررسی اختصاصی  برای تشخیص این بیماری وجود ندارد و فقط با معاینه دقیق می توان به نتیجه رسید.
عوارض: این بیماری کشنده نیست و اثری روی طول عمر بیمار نمی گذارد ولی به علت درد و سایر مشکلات همراه، شدیدا کیفیت زندگی را کاهش می دهد. همین علت سبب شده است که متخصصین طب فیزیکی که به افزایش کیفیت زندگی اهمیت زیادی می دهند، به این بیماری علاقه زیادی پیدا کنند.
درمان: برای درمان این بیماری روش های متعددی پیشنهاد شده است که متداول ترین آنها عبارتند از: تزریق موضعی، فیزیوتراپی های خاص، و استفاده از روش "کشش واسپری". در مواردی که اختلالات زمینه ای نظیر کم خونی یا اختلال عملکرد تیروئید وجود دارند، آنها را نیز باید درمان کرد.
در پایان باید متذکر شد که علیرغم گذشت 25 سال از معرفی این بیماری و وجود کتب ومقالات تخصصی متعدد، هنوزهم برخی از صاحبنظران، این بیماری را قبول ندارند.
صرف نظر از مباحث ومجادلات فوق، باید پذیرفت که در صورت معاینه دقیق و صرف زمان کافی می توان بسیاری از بیماران دچار" دردهای عضلانی ناشناخته " را تشخیص داد و درمان کرد. به عبارت دیگر شاید" بیماری" را بتوان انکار کرد ولی "بیمار" و "درد وی" قابل انکار نیست بلکه محتاج توجه پزشک است.
با تشکر از شهاب باقری وهاشم ابریشم زاده کار - دانشجویان پزشکی
کمردرد
مقدمه
اگرکمردرد دارید تنها نیستید. تقریبا تمام افراد در طول زندگی دچار کمردرد می شوند. خوشبختانه اکثر کمردرد ها ظرف چند روز بهبود می یابند ولی برخی کمردردها مدت بیشتری طول می کشد.
کمردرد حاد به کمردردی می گویند که ظرف چند روز تا چند هفته بهبود می یابد.
کمردرد مزمن کمردردی است که بیش از سه ماه طول می کشد.
آناتومی ستون فقرات
ستون مهره ها از 30 استخوان (مهره) تشکیل شده است (شکل یک). این مهره ها توسط رباط ها و عضلات به صورتی روی هم قرار گرفته اند که در سوراخ وسط خود نخاع را محافظت می کنند. همچنین نحوه قرارگیری آنها باعث می شود که منافذی بین آنها ایجاد شود (سوراخ بین مهره ای). رشته های اعصاب نخاعی ( که از نخاع منشا می گیرند) از این سوراخ ها خارج می شوند و قسمت عمده حرکت و حس بدن را به عهده می گیرند. بین مهره ها غضروف خاصی به نام دیسک قرار دارد که نقش آن افزایش انعطاف پذیری ستون فقرات و نیز جذب ضربات وارد شده بر ستون فقرات است.
مهره های ستون فقرات پنج دسته هستند:
هفت مهره گردنی
دوازده مهره پشتی                                                                
پنج مهره کمری
پنج مهره ساکرال (خاجی)
یک دنبالچه
شکل یک، قسمت های مختلف ستون فقرات:   1) گردن، 2) پشت، 3) کمر، 4) خاجی، 5) دنبالچه
چه کسانی مستعد ابتلا به کمردرد هستند ؟
مردان و زنان به یک نسبت مبتلا می شوند. احتمال ابتلا به کمر درد درسن 50-30 سالگی بیشتر است.
علل کمردرد
اختلال دیسک بین مهره ای: دیسک های بین مهره ای خصوصا در ناحیه کمری همیشه تحت فشار هستند. این فشار سبب می شود که به تدریج آب دیسک کم شود و ترک هایی در آن  ایجاد شود. این ترک ها می توانند سبب ایجاد کمردردی شوند که حداکثر تا زانو منتشر می شود و معمولا همراه خواب رفتگی پاها نیست. شکل دو نمونه هایی
از اختلالات شایع دیسک و ستون فقرات را نشان می دهد.
شکل دو، نمونه هایی از اختلالات شایع دیسک و ستون فقرات:
دیسک سالم
دیسک کم آب (پیری دیسک)
بیرون زدگی دیسک (خفیف) 
بیرون زدگی دیسک (شدید)
از بین رفتن دیسک وکاهش فاصله بین مهره ای
از بین رفتن دیسک وکاهش فاصله بین مهره ای همراه با تشکیل خارهای استخوانی (خفیف) 
از بین رفتن دیسک وکاش فاصله بین مهره ای همراه با تشکیل خارهای استخوانی (شدید)
درد سیاتیک: گاهی هسته دیسک از طریق ترک های موجود در دیسک خارج می شود و روی نخاع یا ریشه های نخاعی فشار می آورد. معمولا در این موارد کمردرد خفیف است و مشکل بیمار درد یا خواب رفتن یک یا هر دو اندام تحتانی (پا) است. اگر فشار وارده بر این ساختمان ها خیلی شدید باشد می تواند سبب فلج، بی حسی یا اختلال در کنترل ادراریا مدفوع گردد.
آرتروزستون فقرات: پیرشدن ستون فقرات می تواند سبب ایجاد درد شود. در این موارد بیمار پس از مدتی  بی حرکتی (خصوصا پس از خواب) احساس سفتی و خشکی در ستون فقرات دارد.
تنگی کانال نخاع: می تواند سبب کمردرد یا انتشار به یک یا هر دو اندام تحتانی (پا) شود. معمولا بیماران از درد درهنگام ایستادن و راه رفتن شکایت دارند. این درد با نشستن بهبود می یابد.
اختلال در مفاصل کوچک ستون فقرات: مهره ها توسط دیسک و مفاصل کوچکی به نام فاست (facet) به همدیگر متصل می شوند. این مفاصل به علل مختلفی ممکن است دردناک شوند. درد این مفاصل نیز شبیه درد دیسک است (در کمر حس می شود و ممکن است به یک یا هر دو اندام تحتانی انتشار یابد). مهمترین علل دردناک شدن این مفاصل عبارتند ازآرتروز و اختلال عملکرد.
رگ به رگ شدگی (sprain/strain): همانطور که گفته شد رباط ها و عضلات مهره ها را روی یکدیگر حفظ می کنند. گاهی به علت ضربه مستقیم یا برداشتن جسم سنگین، این رباط ها یا عضلات دچار کشیدگی می شوند و ایجاد درد می کنند
پوکی استخوان: پوکی استخوان در حقیقت کاهش تراکم استخوان هاست. استخوان های پوک در معرض    شکستگی های بسیار کوچک هستند و این شکستگی ها درد شدیدی ایجاد می کند. احتمال پوکی استخوان در خانم ها چهار برابر مردان است.
اختلالات شکل ستون فقرات: ناهنجاری های شکل ستون فقرات مثل اسکولیوز، کیفوزو لوردوزمی توانند سبب کمردرد شوند.
فیبرومیالژی: بیماری مزمنی است که با درد منتشر بدن، خستگی، اختلال خواب و نقاط درد ناک متعدد شناخته می شود. در این بیماری کمردرد نیز وجود دارد.
سایرموارد: عفونت ها، بیماری های التهابی (مثل روماتیسم) یا تومورها نیزمی توانند سبب ایجاد کمردرد شوند.
تشخیص علت کمردرد
معمولا شرح حال و معاینه دقیق می تواند علل خوش خیم و بدخیم کمردرد را از یکدیگر جدا کند. در یک ویزیت استاندارد، پزشک از بیمار خود اطلاعاتی در مورد شروع درد، محل درد، شدت درد، علائم همراه درد، علل تشدید و تخفیف درد وسابقه بیماری های قبلی کسب می کند. روش های تشخیص ذیل به پزشک کمک می کند.
رادیولوژی ساده (XR): معمولا اولین روش تصویربرداری است که در تشخیص علت کمردرد به کار می رود. می تواند شکستگی ها و اختلالات مهره های کمری را نمایش دهد. با این روش نمی توان عضلات یا رباط ها را بررسی کرد. دررفتگی دیسک نیز به صورت مستقیم قابل بررسی نیست.
دیسکوگرافی(Discography)  : عبارت است از تزریق مواد رادیوگرافی حاجب به داخل دیسک و بررسی تصویر حاصل. اگر دیسک علت درد باشد تزریق ماده حاجب به داخل آن دردناک است. این روش فقط در افراد خاص کاربرد دارد و شایع نیست.
میلوگرافی (Myelography) : در این نوع بررسی، ماده حاجب در داخل مایع نخاعی تزریق می شود و پس از آن عکس هایی توسط اشعه x  گرفته می شود. این نوع بررسی فشار وارد برنخاع و ریشه های نخاعی را نشان می دهد. البته در حال حاضر به علت وجود MRI استفاده ازاین روش شدیدا کاهش یافته است.
توموگرافی کامپیوتری (CT-SCAN): بررسی توسط اشعه X صورت می گیرد ولی بازسازی کامپیوتری ویژه ای دارد. سریع انجام می شود و دردناک نیست. استخوان ها را با دقت زیادی نشان می دهد و در تشخیص دررفتگی دیسک و تنگی کانال نخاع و سایر اختلالات ستون فقرات نیز کمک کننده است.
تصویر برداری با تشدید مغناطیسی (MRI): در این روش یک میدان مغناطیسی قوی ایجاد می شود و نماهای حاصله توسط یک کامپیوتر پردازش می گردد. برای بررسی تمام بافت ها خصوصا بافت های غیر استخوانی مناسب است. معمولا در اوایل شروع کمردرد کاربرد ندارد.
بررسی های الکترودیاگنوستیک (EDX، نوار عصب و عضله): این روش شامل دو قسمت است: بررسی هدایت عصبی و بررسی فعالیت الکتریکی عضلات. تست بسیار دقیقی است که حدود 45 دقیقه وقت می گیرد و با آن می توان درگیری اعصاب و عضلات را تشخیص داد. در تشخیص آسیب عصب سیاتیک و فشار روی ریشه های نخاع نیز کاربرد زیادی دارد. اشکال آن یکی وقت گیر بودن آن است و دیگر این که نتیجه آن به دقت و مهارت شخص انجام دهنده بستگی دارد و در صورتی که تست بصورت دقیق انجام نشده باشد، باید کل آن دوباره انجام  شود.      
اسکن هسته ای: روش جدید و دقیقی است که برای تشخیص عفونت ها، تومورها، متاستازها و خصوصا شکستگیهای بسیار ریز استخوان و سایر بافت ها (مفاصل) کاربرد دارد. در این روش مقدار کمی ماده رادیواکتیو به بیمار تزریق می گردد، غلظت این ماده دراستخوان ها و بافت های دچار اختلال افزایش می یابد. به کمک دوربین های خاصی غلظت مواد را در بافت های مختلف می سنجند و تصاویر مزبور توسط کامپیوتر پردازش می شود.
اولتراسونوگرافی: سونوگرافی نیز خوانده می شود در این روش از صدای پرفرکانس برای ثبت تصاویر اعضای داخل بدن استفاده می شود. با این روش می توان آسیب رباط ها، عضلات و تاندون ها را در اطراف ستون فقرات بررسی کرد. دقت این روش نیز مانند نوار عصب و عضله به شخص انجام دهنده بستگی دارد.
درمان کمردرد
قسمت اعظم کمردردها، اگر علائم بیماری خطرناک (علائم خطر) را نداشته باشند ظرف مدت کوتاهی بهبود می یابند و احتیاج به اقدامات تشخیصی یا درمانی گران قیمت ندارند. اقدامات ذیل بسته به مورد می تواند در درمان کمردرد مفید باشد.
استفاده از گرما و سرما: معمولا استفاده از ماساژ یخ در سه روز اول کمردرد و ماساژگرم (پس از این مدت) به کاهش درد کمک میکند (نحوه انجام ماساژیخ: در یک کیسه نایلونی مقداری یخ بریزید و آن را روی قسمت دردناک به آرامی ماساژدهید. ابتدا مختصری احساس ناراحتی می کنید ولی پس از مدتی به تدریج آرام تر می شوید. برخی افراد حساسیت غیر عادی به ماساژ یخ دارند. در صورت ایجاد انقباض عضلانی ماساژیخ را سریعا متوقف کنید)
استراحت در بستر: حداکثر به مدت 2-1 روز قابل قبول است. مطالعات نشان داده اند که در استراحت طولانی مدت عوارضی نظیر افسردگی، کاهش قدرت عضلانی و افزایش احتمال لخته شدن خون در رگها به وجود می آید لذا بیمار باید به تدریج به زندگی عادی خویش بازگردد. بهتر است بیمار در وضعیت خوابیده به پشت (با بالش زیر زانو ها) یا خوابیده به پهلو (با بالش بین زانوها) استراحت کند و بخوابد.
ورزش: احتمالا بهترین راه برای تسریع بهبود درد است .تجویز آن بر حسب نتایج معاینه و نیز شدت درد بیمار صورت می گیرد.
دارو: معمولا در کاهش درد اهمیت دارد ولی حتما در مورد مصرف آن با پزشک خود مشورت کنید.
مانیپولاسیون ستون فقرات:عملی است که توسط متخصصین دوره دیده (متخصصین طب فیزیکی و کایروپراکتورها) روی ستون فقرات انجام می گیرد. در مواقعی که بیمار به خوبی انتخاب شود پاسخ بسیار خوبی می دهد.  
همانطور که ذکر شد عمده کمردردهای مکانیکی با مراقبت مناسب پزشکی و همکاری بیمار بهبود می یابد، گاهی اقدامات فوق به نتیجه نمی رسد و جراحی اجتناب ناپذیر می گردد.علایم خطر در کمردردها (خصوصا کمردردهای ناشی از دررفتگی دیسک و فشار روی سیاتیک) عبارتنداز:
اختلال در کنترل ادرار و مدفوع
فلج پا (خصوصا فلج پیشرونده)
درد شدید که به شش هفته درمان های استاندارد، منجمله فیزیوتراپی تخصصی پاسخ نداده است. البته در این مورد جراحی معمولا سبب تسکین درد تیر کشنده پاها می گردد و ممکن است کمردرد بیماربهبود نیابد.
پیشگیری از کمردرد
معمولا می توان از کمردردهایی که به علت اختلالات بیومکانیک ایجاد شده اند جلوگیری کرد. ورزش های مناسب، ایستادن یا نشستن وحمل اشیا در وضعیت مناسب کمک زیادی به پیشگیری کمردرد میکند. استفاده از کمربندهای چرمی یا پلاستیکی تاثیر ثابت شده ای در کاهش کمردرد ناشی از بلند کردن اجسام سنگین نداشته است.
توصیه های بهداشتی برای سلامت کمر
از بی حرکتی پرهیز کنید و ورزش را وارد زندگی روزمره خود کنید، سعی کنید روزی نیم ساعت قدم بزنید (پیاده روی سریع)، بیش از 25 دقیقه ننشینید، هر 25 دقیقه حداقل 5 دقیقه راه بروید و ورزش های کششی انجام دهید. هنگامی که نشسته اید زیر پاهای خود یک چهار پایه کوتاه بگذارید یا یک پا را روی پای دیگر بیندازید. از پزشک خود در مورد ورزش های تقویتی و کششی مناسب سن خود سوال کنید.
توصیه های زیرنیزمفید هستند :
قوز نکنید. وقتی در وضعیت عادی می ایستید یا می نشینید وزن به صورت مناسب روی کمر وارد می شود.
اگر صندلی شما محل مخصوص قوس کمر ندارد یک حوله لوله شده یا با لشتک در ناحیه مزبور قرار دهید.
کفش های پاشنه کوتاه و راحت بپوشید.
روی تشک خیلی نرم نخوابید.
وقتی می خواهید چیزی از روی زمین بردارید زانوهایتان را خم کنید، از کمر خود استفاده نکنید.
سیگار جریان خون ستون فقرات و دیسک را کاهش می دهد آن را ترک کنید.
درموقع بلند شدن از بستر حتما از پهلوی خود بلند شوید.
هنگام پوشیدن کفش و جوراب روی صندلی یا لبه تخت نشسته ومچ پای خود را روی زانوی مخالف قراردهید و حتی المقدور به جلو خم نشوید، همینطور بهتر است شلوار خود را در حالت درازکش یا نشسته بپوشید.
حتما پیاده روی در سطح هموار را جزو برنامه روزانه خود قرار دهید. حد شما برای پیاده روی، شروع درد در کمر یا پاها و یا بی حسی و گزگز در پاها می باشد که در اینصورت بایستی مدت کوتاهی استراحت نمائید و دوباره ادامه دهید. در هنگام پیاده روی توجه داشته باشید که دست های شما از طرف بدن بطور کامل حرکت کنند و عضلات شکم خود را بداخل بکشید تا فشار روی ستون فقرات به حداقل برسد.
موتور سیکلت سواری خصوصا در خیابان های پر دست انداز مضر است.
توصیه هایی برای بیمارانی که تزریقات موضعی داشته اند
الف-  تا دو روز به عضو تزریق شده فشار نیاورید (مثلا اگر تزریق در زانوست از پله بالا یا پایین نروید)
ب-   تا سه روز به هیچ وجه محل تزریق را گرم نکنید .
ج-  سعی کنید پس از رسیدن به منزل و تا دو روز، هر ساعت ده دقیقه محل تزریق را با یخ ماساژ دهید. نحوه انجام ماساژ در ذیل صفحه توضیح داده شده است.
د- ممکن است تا دو روز افزایش مختصری در شدت درد خود حس کنید، اگر دردتان درحد قابل تحملی بود نگران نباشید، درد به تدریج کاهش خواهد یافت.
ه- در صورت بروز درد شدید درمحل تزریق، با اینجانب تماس بگیرید .
و- این تزریق فقط برای کاهش درد یا التهاب شما انجام شده است، جهت تکمیل درمان حدودا دو تا سه هفته دیگر مراجعه فرمائید.
روش انجام ماساژ با یخ
یک کیسه یخ را در محل تزریق قرار داده شروع به ماساژ نمائید، ممکن است در ابتدای کار احساس درد و سرما کنید، اگراین اتفاق پیش آمد به آن توجه نکنید و ادامه دهید، بتدریج محل ماساژ کرخ می شود و می توانید بدون هیچ مشکلی آنرا به مدت ده دقیقه ادامه دهید.
توجه: اگر ماساژ یخ سبب انقباض دردناک عضلات شد آنرا ادامه ندهید .
توضیحاتی در مورد اقدامات پس از مانیپولاسیون
حرکتی که روی ستون فقرات شما انجام شده است نوعی آزادسازی و تنظیم "حرکت بین مهره ای" شماست. درحقیقت، اختلال خفیفی در عملکرد بین مهره ای شما وجود دارد که به تدریج با یک یا چند مانور بهبود می یابد.
این اختلال عملکرد علل مختلفی نظیر حرکت های نامناسب و ناگهانی، وضعیت های نادرست نشستن، خوابیدن یا کارکردن- آرتروزدارد.
چند نکته قابل ذکر است:
الف- گاهی پس از مانیپولاسیون دردی در ناحیه تحت درمان ایجاد می شود. نگران نباشید، این درد معمولا ظرف دو روز بهبود می یابد. در صورت عدم کاهش درد، با اینجانب تماس بگیرید.
ب- داروهایی  که برایتان تجویز شده است را حتما مصرف کنید.   
ج- یک هفته بعد جهت ادامه درمان مراجعه کنید .
مانیپولاسیون: هنر درمان دردهای ستون  فقرات با دست
مانیپولاسیون به معنی " استفاده از دست ماهر برای درمان یا تنظیم چیزی" است. برای پی بردن به  اهمیت این روش درمانی بهتر است ابتدا قدری در مورد دردهای ستون فقرات صحبت کنیم.
بسیاری از دردهای ستون فقرات با ضایعات پرتو شناسی (رادیولوژیک) تطابق ندارند،  یعنی بسیاری از بیماران دارای درد ستون فقرات، ‌یافته مهمی در بررسی رادیولوژیک (عکس ساده یا MRI) ندارند و برعکس،  بسیاری از اختلالات رادیولوژیک  ‌درد ایجاد نمی کنند. به عنوان مثال باید گفت که اگر MRIصد شخص بدون کمردرد را بررسی کنیم در 40 نفر دیسک خواهیم دید و این مساله نشان می دهد که مشاهده دیسک  لزوما" دلیل بر وجود درد نیست. 
توجه به این نکات و تجربه حاصل از سالیان متمادی ناشی از معاینه دقیق بیماران مبتلا به دردهای ستون فقرات،  باعث شد که پروفسور مینMaigne) )  فرانسوی در دهه 1960 فرضیه اختلال دردناک در عملکرد بین مهره ای  یا  PMID  را مطرح کند. بنا بر این فرضیه، ‌برخی از دردهای ستون فقرات (‌اعم از گردن، پشت، کمر)‌ به علت اختلال کارکرد یک قسمت از ستون فقرات ایجاد می شوند،‌ معمولاً‌ این دردها در مهره های ستون فقرات حس میشوند و به قسمتی از تنه یا دست و پا انتشار می یابند. حرکات قسمت مبتلا نیز دردناک است. تشخیص این بیماری (اختلال دردناک درعملکرد بین مهره ای)  صرفاً براساس شرح حال و معاینه دقیق انجام می گیرد.
گاهی علت ایجاد این بیماری کاملا" مشخص است (مثلا" خم شدن ناگهانی یا تماشای طولانی تلویزیون در وضعیت خوابیده به پهلو) گاهی هم نمی توان آنرا به علت خاصی ربط داد
درمان این اختلالات که به مانیپولاسیون "قولنج شکستن" معروف است،‌  روش خاصی است که در آن حرکتی ناگهانی،  سریع و حساب شده توسط پزشک متخصص به قسمت خاصی از ستون فقرات وارد می شود. معمولا" این عمل سبب ایجاد یک صدای "تلق" می گردد و درد بیمار شدیدا" کاهش می یابد
همانطور که ذکر شد، این روش صرفاً با دست انجام می شود و احتیاج به اقدامات یا آمادگی های خاصی نیست ولـی پزشک باید مطمئن باشد که ستون فقرات شما دچار ضایعه شدیدی نیست و میتوان از این روش برای درمان بیماری شما استفاده کرد. بنابراین حداقل یک عکس ساده که اخیراً گرفته شده باشد برای شروع درمان لازم است. غالباً درمان ظرف یک تا شش جلسه به پایان می رسد و وقتی درد کاهش یافت به تدریج باید ورزش های خاص تقویت عضلات منطقه مبتلا آغاز گردد. این ورزش ها باعث میشوند که احتمال عود بیماری در آینده کاهش یابد
در مورد نحوه اثر مانیپولاسیون و اینکه واقعاً چه چیزی سبب کاهش درد می گردد فرضیات متعددی وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره شده است:
الف ) آزاد شدن قسمت های گیر افتاده کپسول مفصلی
ب ) شل شدن عضلاتی که دچار انقباض دردناک  شده اند
ج ) افزایش تحرک در قسمت های کم تحرک مفصل
د) کاهش بیرون زدگی دیسک
دردهای ستون فقرات بسیار شایع هستند و بسیاری از آنها با مانیپولاسیون درمان میشوند ولی شرط لازم برای موفقیت پزشک در درمان عبارت است از: دانش، حوصله در شنیدن درد بیمار، معاینه دقیق  و مهارت.
لغزندگی مهره ها (اسپوندیلولیزی- اسپوندیلولیستزی) چیست؟
تعریف
شکستگی در قسمت خاصی از مهره های ستون فقرات (به نام قسمت بین مفصلی) را  اسپوندیلولیزی می گویند. اگر این شکستگی سبب جابجایی مهره ها شود به آن اسپوندیلولیستزی می گویند. این بیماری معمولا در مهره چهارم یا پنجم کمری رخ می دهد.
چه عواملی فرد را مستعد این اختلالات می کند؟
ژنتیک: شواهدی دال بر استعداد ژنتیکی ابتلا به برخی انواع اسپوندیلولیزی و اسپوندیلولیستزی وجود دارد. این بیماری ها معمولا در حوالی بلوغ خود را بروز می دهند
(گرچه از ابتدا وجود داشته اند).
فشاروحرکات بیش از حد: برخی ورزش ها نظیر فوتبال، ژیمناستیک و وزنه برداری مستلزم     فشار بیش از حد روی ستون فقرات (خصوصا با حرکات مکرر خم شدن به عقب) هستند که سبب افزایش احتمال اسپوندیلولیزی و اسپوندیلولیستزی می گردند.
علایم و نشانه ها
در بسیاری ازافراد این بیماری ها هیچ علامتی ایجاد نمی کنند.
گاهی درد ناحیه کمر وجود دارد (شبیه گرفتگی عضلانی).
اگر لغزندگی شدید باشد، ممکن است سبب فشار روی ریشه های نخاعی و درد یا فلج پاها و اختلال کنترل ادرار و مدفوع گردد.
شکل یک: شکستگی در قسمت "بین مفصلی" مهره پنجم کمری و اولین مهره خارجی را مشاهده می کنید.
شکل دو: مهره پنجم کمری روی مهره اول خاجی  لغزش پیدا کرده است.
درمان
معمولا در ابتدا سعی در درمان این بیماری به روش غیرجراحی است. می توان با استراحت های کوتاه مدت در خلال کار، شدت درد کمر را کاهش داد. ورزش های خاص تقویتی و کششی می توانند در بهبود علایم  بیماری کمک کننده باشند.
اگرعلیرغم درمان مناسب درد کاهش نیابد یا علایم فلج ظاهر شوند باید درمان توسط جراحی انجام گیرد.
سندرم تونل مچ دستی
پیش زمینه: سندرم تونل مچ دستی عبارتست از مجموعه علایمی که به علت وارد آمدن فشار روی عصب مدیان درمچ دست ایجاد می شوند.
علت ایجاد بیماری: عصب مدیان یکی از اعصاب مهم دست است که از ساعد وارد کف دست می شود و حس و حرکت برخی انگشتان را بر عهده دارد. این عصب از طریق تونلی به نام تول مچ دستی وارد دست می شود. این تونل، فضایی کوچک است. وقتی فشار داخل تونل به علت التهاب تاندون ها یا سایر علل افزایش بیابد، به عصب صدمه می رسد.
عوارض بیماری: در صورت عدم درمان، این بیماری می تواند به ضعف و ناتوانی شدید دست منجر شود.
عوامل مستعد کننده این بیماری: سفید پوستان، زنان و افراد 60-45 ساله بیشتر در معرض این بیماری هستند.
علایم و نشانه ها: خواب رفتن (گزگز ومورمور) دست ها، خصوصا در شب یا هنگام نگه داشتن تلفن یکی از شایع ترین علایم این بیماری هستند. در اشکال پیشرفته تر این بیماری، به تدریج، ضعیف شدن دست ها نیز بروز می کند (وسایلی که بیمار در دست گرفته است از دستش می افتد) معمولا انگشت کوچک دست درگیر نمی شود. برخی بیماران از درد دست، گرم یا سرد شدن و یا تورم آن نیز شکایت دارند.
تشخیص: روش استاندارد تشخیص این بیماری، عبارتست از نوار عصب و عضله. با نوار عصب و عضله می توان سایر بیماری ها یی که همین علایم را ایجاد می کنند (رادیکولوپاتی گردنی، نوروپاتی) را نیز تشخیص داد. همچنین شدت بیماری را نیزمی توان تعیین کرد که برای انتخاب نوع درمان بسیار مهم است (بر اساس پاسخ نوارعصب، این بیماری را به سه دسته: خفیف، متوسط و شدید تقسیم می کنیم).
درمان: معمولا در نوع خفیف و متوسط ، ابتدا درمان به صورت غیر جراحی (تجویز دارو-  مچ بند- فیزیوتراپی های خاص) شروع می شود ودر صورت عدم پاسخ مناسب، جراحی یا تزریق انجام می گیرد.
درنوع شدید باید از ابتدا به جراحی یا تزریق فکر کرد. قبلا معتقد بودند که جراحی در %90 موارد سبب بهبود بیماران می گردد ولی در حال حاضر فقط  %60 بیماران پس از پنج سال همچنان از عمل خود راضی هستند.
آرنج تنیس بازان (اپی کندیلیت خارجی)
تعریف: عبارتست از التهاب محل اتصال تاندونها به زائده خارجی استخوان بازو (درناحیه آرنج) 
علل ایجاد این بیماری: حرکات مکررمچ دست (چلاندن رخت، استفاده مکررازپیچ گوشتی و....) می تواند سبب این بیماری گردد.
علایم : درد در سمت بیرونی آرنج که با لمس زائده استخوانی این محل تشدید می یابد.  
ممکن است درد و نارحتی در ناحیه ساعد  نیز وجود داشته باشد. برداشتن و جابجا کردن اجسام سنگین سبب تشدید درد می گردد.
تشخیص: توسط معاینه انجام می گیرد، همانطور که گفته شد لمس برجستگی استخوانی آرنج سبب درد می گردد. مانورهای خاصی  نیز برای امتحان این تشخیص وجود دارد.
وسایل تشخیصی: گاهی استفاده ازرادیوگرافی، نوارعصب و عضله یا به ندرت تست های آزمایشگاهی ضروری است.
درمان: اساس درمان بر استفاده از داروهای ضد التهابی و سپس اقدامات توانبخشی  (در جهت جلو گیری ازعود بیماری) است.
دارو های ضد التهابی بر اساس وضعیت سلامتی شما توسط پزشک تجویز می شوند. با توجه به اینکه این داروها برای کاهش التهاب تجویز شده اند باید حتما طبق دستور پزشک و تا آخرین قرص یا کپسول استفاده شوند.
گاهی یک "باند" برای بستن در ناحیه آرنج و ساعد تجویز می گردد.
گاهی  تزریق موضعی یک ماده کورتونی مورد نیاز است.
فیزوتراپی: هم در کاهش درد و هم در تقویت عضلات استفاده می شود. اگر به روش صحیح انجام گیرد، بسیار مفید است و سبب پیش گیری از عود هم میگردد.
جراحی: اگر علیرغم درمان مناسب ظرف یکسال، درد بهبود نیابد می توان جراحی را در نظر گرفت.
نکات مهم: درمان مناسب سبب کاهش یا از بین رفتن درد در %85 بیماران می گردد.
عدم تکمیل دوره درمانی سبب عود بیماری در %70 موارد می گردد.
پیچ خوردگی مچ پا
پیش زمینه: در صد زیادی از آسیب های عضلانی اسکلتی بیماران مراجعه کننده به درمانگاه ها و مطب های خصوصی را "پیچ خوردگی مچ پا" تشکیل می دهد. درمان مناسب معمولا نتایج خوبی در بر دارد. حدود %40 بیمارانی که به طرز مناسب درمان نشده اند دچار علایم مزمن می گردند. هدف از درمان، صرفا کاهش درد نیست. بازیابی قدرت عضلات، محدوده کامل حرکتی  و تعادل مناسب و پیش گیری از تکرار آن  نیز اهمیت زیادی دارند.
انواع پیچ خوردگی ها: پیچ خوردگی های مچ پا به سه دسته تقسیم می شوند:
درجه یک: کشیدگی خفیف رباط هاست. ورم مختصری وجود دارد. بیمار می تواند روی پا راه برود.
درجه دو: ورم متوسطی وجود دارد و پارگی ناقص رباط ها به وجود آمده است.
درجه سه: ورم شدید و پارگی حداقل یک رباط در ناحیه مچ پا وجود دارد.
توجه: گاهی پیچ خوردگی مچ پا با شکستگی استخوان های پا یا دررفتگی ها در مفاصل مربوطه همراه است که باید تشخیص داده شده درمان گردند.
بررسی های  تصویری: بسته به نتایج معاینه، در صورت لزوم از رادیوگرافی ساده،   سی تی اسکن،  ام ار آی استفاده می شود. در برخی موارد، انجام اسکن استخوانی نیز کمک کننده است.
آرتروسکوپی: در مواردی که درد به صورت تحت حاد یا مزمن در آمده است کاربرد دارد. علاوه بر اهمیت تشخیص ارزش درمانی نیز دارد.
برنامه توانبخشی
فیزیوتراپی: معمولا در پیچ خوردگی های متوسط تا شدید کاربرد دارد. دو فاز عمده دارد:
الف) فاز ضد درد: که بیشترتلاش در جهت کاهش درد بیمار است.
ب) توانبخشی: در جهت بهبود محدوده حرکتی مفصل،  تقویت عضلات اطراف مچ پا و تمرینات خاص تعادلی است.
توضیح: اکثر افرادی که سابقه پیچ خوردگی مچ پا داشته اند، پس از پایان دوره حاد ( گچ گیری یا بستن با باند) همچنان از درد موضعی و یا شل بودن مچ پا و کاهش تعادل شکایت دارند. اکثر این  افراد احساس می کنند که مچ پایشان دیگر به اندازه قبل ثبات ندارد.
درد در این افراد به علت ایجاد چسبندگی بین رباط ها و بافت های اطراف است و کاهش تعادل به علت اختلال "حس عمقی" است، چرا که گیرنده های حس عمقی عمدتا در رباط ها قرار دارند. فیزیوتراپی تخصصی درمان مناسب در این موارد است.
بیمار زمانی می تواند به فعالیت های ورزشی بپردازد که شرایط  ذیل را داشته باشد.
محدوده حرکتی مچ پا کامل و بدون درد باشد.
درد وجود نداشته باشد.
قدرت عضلات در سمت آسیب دیده، حداقل %80 سمت سالم باشد.
بیمار بتواند به مدت سی ثانیه و با چشم بسته روی پای مبتلا بایستد.
درد گردنی (گردن درد)   
خلاصه
گردن درد علامتی است که به علت فشارآمدن روی بافت نرم، استخوانها یا مفاصل گردن یا بافتهای اطراف آن پدید می آید. گاهی این علامت به علت یک بیماری زمینه ای در کل بدن ایجاد می شود.
گردن انعطاف پذیرترین قسمت ستون فقرات است و وزن سررا نیز تحمل می کند. عوامل بسیاری میتوانند سبب گردن درد شوند (نظیروضعیت های نا مناسب گردن وبدن، ضربه، بیماری های دژنراتیو).  بیماری هایی نظیر مننژیت و پلی میالژیا روماتیکا نیز گردن درد ایجاد می کنند.
گاهی می توان گردن درد را با داروهای مسکن عادی درمان کرد ولی در صورتیکه این درد بیش از 3-2 روز طول بکشد یا همراه علایم  خطر باشد باید به یک متخصص مراجعه کرد.
در بسیاری از موارد- دارو، فیزیوتراپی و مانیپولاسیون ستون فقرات سبب درمان درد          می گردند.  درصد کمی از بیماران به جراحی نیاز دارند.
داروهای ضد درد کلیات
گردن درد اختلال شایعی است که علل مختلفی دارد: وضعیت های نا مناسب بدن یا گردن، تصادفات و بیماری های دژنراتیو. گاهی گردن درد جزیی از یک بیماری دیگر است، مثلا فیبرومیالژی و مننژیت می توانند گردن درد ایجاد کنند.
گردن از هفت مهره تشکیل شده است که توسط عضلات، تاندون ها و رباط ها روی هم قرار گرفته اند. مهره بالایی و پائینی توسط یک بافت نرم غضروفی به نام دیسک از هم جدا می شوند. دیسک در افزایش تحریک پذیری و جذب ضربه نقش مهمی دارد.
اتصال مهره بالا و پایین علاوه بر دیسک از طریق مفاصل کوچکی به نام فاست نیز صورت می گیرد.
آسیب هر یک از ساختمان های گردنی میتواند سبب ایجاد گردن درد شود. گاهی این درد ظرف مدت کوتاهی و بدون دخالت خاصی بهبود می یابد ولی در برخی اوقات درمان آن به مداخله پزشکی احتیاج دارد.
در صورتیکه علایم زیر در گردن درد مشاهده شوند، مشاوره پزشکی الزامی است:
گردن درد شدید پس از ضربه: در این موارد مشاوره با جراح مغزواعصاب ضروری است.
گردن دردی که همراه با انتشار درد به یک یا هر دو دست (اندام فوقانی) باشد. در این موارد احتمال فشارروی ریشه های گردنی وجود دارد. گزگز و مورمور دست نیزمی تواند بیانگر این بیماری باشد.
کاهش قدرت: ضعف در دست یا پا می تواند بیانگر ضایعه نخاعی باشد.
اختلال کنترل ادرار یا مدفوع : این مشکل نیز احتمال آسیب نخاع را مطرح می کند.
بهتر است برای درک بهتر، گردن دردها را به  دو دسته تقسیم کنیم:
الف) گردن دردی که به سایر قسمت ها انتشار می یابد.
ب) گردن دردی که منشا آن در سایر قسمت هاست.
گردن دردی که به سایر قسمت ها نیزانتشار می یابد
رادیکولوپاتی گردنی (آسیب ریشه های نخاع گردنی): معمولا به علت آرتروز یا در رفتگی دیسک ایجاد می شود. در این موارد علاوه بر درد گردنی، انتشار درد به یک یا هر دو دست همراه احساس برق گرفتگی یا گزگز و مورمور نیز وجود دارد.
تنگی کانال نخاع گردنی:  تنگی سوراخ های بین مهره ای سبب فشار روی ریشه های نخاعی می گردند. علایم آن شبیه رادیکولوپاتی گردنی است.
نا پایداری مهره های گردنی: می تواند درد و علایم رادیکولوپاتی و نیزعلایم فشار روی خود نخاع (اختلال ادراری – مدفوعی) ایجاد کند.
درگیری فاست ها: سبب درد گردن می گردد که معمولا به ناحیه بین دو کتف، شانه ها و بازوها انتشار می یابد.
گردن دردی که منشا آن در سایر قسمت ها است
ممکن است درد مفصل فک، گوش، میگرن یا شانه به گردن انتشاریابد.   
علل گردن درد
آسیب یا اختلال در هر یک از ساختمان های آناتومیک گردن منجمله عضلات، تاندون ها، رباط ها، مهره ها، دیسک ها و اعصاب گردنی و فاست ها می تواند سبب ایجاد درد شود.
هر یک از عوامل زیر می تواند منشا درد گردنی باشد.
فشار عضلانی: استفاده بیش از حد از عضلات گردنی می تواند سبب فشار عضلانی و درد گردنی شود. رانندگی طولانی مدت یا مطالعه با گردن خمیده می تواند سبب این درد شود. در این شرایط معمولا عضلات پشت گردن دچار درد می شوند.
ضربه: انعطاف پذیری گردن زیاد است و وزن سر را نیز تحمل می کند، همین مساله سبب آسیب پذیری آن می گردد. در مواردی که ضربه از پشت به شخص وارد شود ( مثلا اتومبیلی از عقب به یک اتومبیل دیگر برخورد کند) سر شخص ابتدا به جلو و سپس به عقب می رود  و آسیب شلاقی ایجاد می کند که هم دردناک است و هم می تواند سبب آسیب نخاع گردد.
آرتروز: مفاصل گردن نیز نظیر سایر مفاصل بدن با افزایش سن دچار تخریب (آرتروز) می گردند که می تواند دردناک باشد.
بیماری های التهابی مفاصل (آرتریت): نظیر روماتیسم مفصلی و اسپوندیلیت آنکیلوزان  می توانند مفاصل گردن را نیز درگیر کرده، درد ایجاد کنند.
اختلالات دیسک بین مهره ای: با افزایش سن بتدریج دیسک های بین مهره ای آب خود را از دست می دهند و خشک می شوند. وقتی دیسک خشک می شود، ارتفاعش کم می شود و فاصله بین مهره بالا و پائین آن کاهش می یابد ( آنچه به اشتباه بین عامه مردم به فاصله افتادن بین دو مهره معروف شده است، درحقیقت کاهش فاصله بین دو مهره است)، مجموع عواملی که درباره آنها صحبت شد می توانند سبب رادیکولوپاتی گردنی ودرد بعلت اختلال دیسک شوند.
تنگی کانال گردنی: درباره آن توضیح داده شد.        
بیماری های عفونی: عفونت های مغز، نخاع و ستون فقرات نظیر مننژیت، آنسفالیت، دیسکایتیس می توانند سبب درد و نیز علایمی از قبیل تب، لرزو...شوند. درمان این بیماری ها باید به سرعت انجام گیرد و گرنه می توانند سبب عوارض بسیار شدید می شوند.
فیبرومیالژی: یک بیماری مزمن است که سبب دردهای عضلانی – استخوانی می گردد. خستگی و افسردگی  نیز در این بیماری ها بسیار شایع هستند. با توجه به توضیحات داده شده مشخص می شود که گردن درد نیز در این بیماری دیده می شود.
سندرم درد میوفاسیال: یک اختلال مزمن عضله و بافت اطراف آن است ( که به فاسیا معروف است).  سبب درد مزمن در یک قسمت از بدن می شود. در همین وب سایت توضیحات بیشتری در مورد آن داده شده است.
پلی میالژی روماتیکا: یک بیماری التهابی است که سبب درد در گردن، شانه ها و مفاصل ران می گردد.
پوکی استخوان (اوستئوپوروز): عبارتست از کاهش تراکم استخوانها. معمولا در اوایل این بیماری هیچگونه درد و مشکلی وجود ندارد، ولی با پیشرفت آن به تدریج مهره ها دچار شکستگی های میکروسکوپی شده درد ایجاد می کنند، در صورت در گیری مهره های گردنی، درد گردن به وجود می آید.
بیماری پاژه استخوانی: بیماری ای است با علت نامشخص که سبب اختلال در مراحل ترمیم و جذب استخوان و افزایش غیرعادی تراکم آن و درد می گردد.
بررسی های تکمیلی
پزشکان برای تشخیص علت گردن درد ابتدا به شرح حال بیمار توجه می کنند  و سپس معاینه کاملی از وی به عمل می آورند. گاهی همین روش برای آغاز درمان بیمار کافی است ولی گاهی لازم می شود که تست های تکمیلی  نیز درخواست شود. شایع ترین تست های مورد استفاده در تشخیص علت گردن درد عبارتند از:
1 - رادیوگرافی ساده: اختلالات مهره های گردنی را نشان می دهد، انواع آن عبارتند از:
میلوگرافی: در این روش، مقداری ماده حاجب اشعه ایکس را وارد مایع مغزی-نخاعی       می کنند و سپس عکس هایی با اشعه ایکس می گیرند. می توان با آن فشار روی ریشه های نخاعی را بررسی کرد.
دیسکوگرافی: ماده حاجب به داخل دیسکی که احتمال می رود منشا درد باشد تزریق می شود، اگر تشخیص درست باشد، رنگ آمیزی دیسک به صورت غیرعادی خواهد بود و درد گردن نیز تشدید می یابد.
2 -  سنجش تراکم استخوانی: برای بررسی وضعیت تراکم استخوان صورت می گیرد. دقیق ترین روش آن تکنیکی است به نام  دگزا.
3 -  ام آر آی: روش خاصی است برای تشخیص و درمان بیماری های نخاع و ریشه های آن .
4 -  سی تی اسکن: روش خاصی است برای بررسی دقیق مهره ها و کانال نخاع.
5 -  اسکن استخوان: مقداری ماده رادیواکتیو به بیمار تجویزمی گردد، پس از مدتی با دوربین های خاص مقدار آن را در استخوان ها و بافت های بدن بررسی می کنند.
6 -  الکترودیاگنوز(نوارعصب و عضله): روشی است برای بررسی فشار روی ریشه های نخاع. به عبارت بهتر، باید گفت که وقتی  ام آرآی  فشار روی ریشه را نشان می دهد، ممکن است این فشار از نظر بالینی اهمیت نداشته باشد، در این جا با انجام نوارعصب وعضله می توان ازشدت فشار وارد بر ریشه های نخاعی مطلع شد.
روش های درمان گردن درد 

فیزیوتراپی: عبارتست از استفاده از گرما، سرما، اولتراسوند، ماساژ یا تجویز ورزش
مانیپولاسیون: عبارتست از حرکات حساب شده و کاملا تخصصی روی ستون فقرات که توسط کایروپراکتورها، اوستئوپات ها و متخصصین طب فیزیکی انجام می گیرد.
تزریقات خاص: گاهی تزریق در نقاط خاصی از گردن یا  تزریق مواد کورتنی به داخل مایع مغزی نخاعی یا بلوک و بیحس کردن مفاصل فاست مورد نیاز است.
بی حرکتی کوتاه مدت:  گاهی پزشک ناچار است با تجویز گردن بند طبی و محدود کردن حرکات گردن، درد را کاهش دهد. حداکثر مدت مجاز استفاده از آن 5-3 روز است.
سایرروش ها:  گاهی- خصوصا درگردن درد مزمن، مشورت روانپزشکی و استفاده از تکنیک های شناختی – رفتاری ضروری است.
جراحی در موارد خاص لازم است.
اصولا درمان درد، شامل دو مرحله است: 
کاهش درد و التهاب: معمولا توسط دارو و گاهی فیزیوتراپی های خاص انجام می گیرد.
مرحله توانبخشی:  دراین مرحله با تجویز ورزش های خاص، قدرت و انعطاف پذیری عضلات را افزایش می دهند و با توصیه های بهداشتی احتمال عود درد را کاهش می دهند.
روشهای پیشگیری از گردن درد
یکی از شایع ترین علل گردن درد، وضعیت نامناسب بدنی است. 
در ذیل توصیه هایی برای  پیش گیری از گردن درد ارائه شده:
صاف بنشینید به نحوی که گردن در وضعیت خنثی (به هیچ سمتی خم نشده باشد) قرارگیرد.
درهنگام کارودرفواصل منظم به خود استراحت دهید. کار کردن طولانی مدت با کامپیوتر یا رانندگی درازمدت سبب فشار آمدن به عضلات گردن می شود.
به صورت صحیح بنشینید: صندلی خود را به صورتی تنظیم کنید که مانیتورشما مختصری از خط دید پائین ترقرارگیرد و زانوها قدری از مفصل ران بالاتر باشند (زیرپایتان یک چهار پایه کوچک بگذارید)
صندلی باید حتما دسته داشته باشد  
هیچوقت گوشی تلفن را بین گردن و شانه نگه ندارید.
حتما ورزش های کششی و قدرتی را بطور منظم انجام دهید.
عضلات نگهدارنده گردن را نیز باید تقویت کنید (عضلات شانه ها و قفسه سینه)
هیچوقت به شکم نخوابید زیرا سبب آسیب ستون فقرات گردنی می شود. به پشت یا پهلو بخوابید. با لش شما باید ازقوس گردنی شما محافظت کند.
هیچوقت در رختخواب مطالعه نکنید.
هرگز کیف سنگین را برای مدت طولانی روی یک شانه حمل نکنید. بهتر است از کوله پشتی استفاده کنید.
برای برداشتن اجسام ( خصوصا اجسام سنگین) از زمین، از تکنیک مناسب استفاده کنید زیرا تکنیک اشتباه علاوه بر آسیب کمر، سبب آسیب گردن شما نیز می شود. 
ورزش های کششی در کمردرد و گردن درد
(کشش در دردهای ستون فقرات)
وقتی دچار کمر درد یا گردن درد می شوید، احتمالا فکر می کنید که ورزش در خط آخر درمان شما قرار دارد. شاید برایتان جا لب باشد که این روش، تنها درمان لازم برای برخی بیماران است! همه ما می دانیم که ورزش برای سلامتی ما مهم است ولی بیشتر افراد، انجام ورزش های کششی را فراموش میکنند. این ورزش ها خصوصا در افراد دارای کمردرد مهم هستند زیرا سبب کاهش شدت درد می شوند و احتمال عود درد را نیز کاهش می دهند. شکی نیست که تکنیک صحیح بسیار مهم است. در این قسمت می توانید مطالبی راجع به روش صحیح انجام کشش و نیز اهمیت آن در بیماران دارای کمردرد و گردن درد بیابید.
چرا کشش؟
ستون فقرات ساختمان پیچیده ای  است که ازعضله، تاندون، رباط و استخوان های متعددی ساخته شده است. این ساختمان به گونه ای طراحی شده است که بتواند به جلو، عقب، چپ و راست خم شود و وزن بدن را تحمل کند.
کشش منظم سبب می شود که عضلات و رباط ها انعطاف پذیر شوند. همچنین فشار وارد بر مفاصل ستون فقرات کاهش و جریان خون آن افزایش می یابد.
کشش مناسب
برای بهره بردن از کشش مناسب به کار گیری روش مناسب ضروری است. نکات ذیل را مد نظر داشته باشید:
از گردن شروع کنید و بتدریج روی عضلات پائین تر کار کنید.
کشش را به آهستگی و نرمی انجام دهید، شدت آن باید در حد احساس کشش خفیف باشد، نباید کشش یک عضله سبب درد شود.
کشش عضله را به مدت 30 – 20 ثانیه حفظ کنید، از کشش های نا گهانی و ضربه زدن پرهیز کنید.
در هنگام انجام کشش، نفس خود را حبس نکنید، به آرامی تنفس کنید.
اگر صبح خود را با کشش آغاز کنید، در تمام روز احساس طراوت و شادی خواهید داشت.
ورزش های ساده
چند کشش و ورزش ساده که می تواند در بیماران دارای کمردرد و گردن درد موثر باشد در ذیل توضیح داده شده اند، لازم به تذکر است که باید قبل از انجام این ورزش ها  با پزشک خود مشورت کنید.
کشش های گردنی
صاف روی زمین بایستید.
سر خود را به سمت راست بچرخانید تا وقتی که کشش خفیفی در عضلات گردن حس کنید، سر را در همین حالت به مدت 30 – 20 ثانیه نگه دارید.
برای سمت چپ نیز همین حالت را تکرار کنید.
حرکت شانه  
روی زمین صاف بایستید.
با حرکت موجی شکل شانه های خود را بصورت دایره ای به جلو ( ده بار ) و عقب ( ده بار) بچرخانید.
کشش عضلات پشت ران در وضعیت خوابیده
روی تخت دراز بکشید، به صورتی که پا هایتان دراز باشد.
یک ملحفه را به نحوی بگیرید که دو سر آن در دست شما و وسط آن پشت پاشنه پای راست شما قرار گیرد.
به آهستگی ملحفه را بکشید ( نباید زانوها خم شود) هر وقت کشش پشت ران را حس کردید آنرا حدود 30 -20 ثانیه حفظ کنید.
همین کار را برای پای چپ تکرار کنید.
عجله نکنید
افزایش انعطاف پذیری محتاج زمان است. این زمان در کسانی که جدیدا کشش را آغاز کرده اند یا درد مزمن ستون فقرات داشته اند طولانی تر است.
تسلیم نشوید! ورزش خود را ادامه دهید، پس از دو تا سه ماه اثر آن را خواهید دید.
کشش روی روح نیز اثرات مناسبی دارد
میتوان از کشش برای آرام ترشدن هم استفاده کرد. میتوانید برای ایجاد انگیزه بیشتر در خودتان به موسیقی ملایم گوش کنید یا با یک دوست ورزش کنید.
نکته مهم
قبل از هر نرمش یا ورزشی با پزشک خود مشورت کنید. اگر در هنگام انجام کشش دردتان تشدید می یابد، یا تکنیک شما نادرست است یا اینکه مشکلی دارید که باید درمان شود.
دردهای ناحیه شانه
آناتومی مفصل شانه:  شانه یکی از مهمترین مفاصل بدن است و اندام فوقانی را به تنه وصل می کند، این مفصل باید حرکات بسیار متعددی داشته باشد ولی ثبات خود را نیز حفظ کند (به خاطر داشته باشید که معمولا وقتی تحرک یک سیستم افزایش می یابد، ثبات آن کمتر می شود).
مفصل شانه از اتصال سر استخوان بازو با قسمت خاصی از استخوان کتف (اسکاپولا) تشکیل می شود (شکل 1 ). این مفصل برای ثبات خود دارای دو سیستم است:
نگهدارنده های ایستا (کپسول مفصلی و..)
نگهدارنده های پویا (شامل عضلات و تاندون های آنان)
سیستم پویا (کلاهک گرداننده شانه) با حرکات بسیار پیچیده سبب می شود که مفصل تحرک زیاد و ثبات قابل قبولی داشته باشد ولی پیچیدگی آن سبب می شود که بروز کوچکترین خطایی، در دراز مدت سبب مشکلات شانه گردند و درمان اساسی این مشکلات و دردها بدون توجه به علت اصلی آن غیر ممکن است. ذیلا" به صورت خلاصه به شایع ترین علل درد شانه می پردازیم.
آرتروزمفصل AC:مفصل AC در حقیقت جزو مفصل شانه نیست ولی چون نزدیک به این مفصل است و ممکن است درد آن با درد شانه اشتباه شود، در اینجا راجع به آن بحث می شود.
مفصل AC از اتصال قسمتی از استخوان کتف با سراستخوان ترقوه تشکیل می شود. آرتروز و آسیب این مفصل نسبتا شایع است ولی تشخیص آن نیاز به دقت و معاینه کامل دارد که معمولا به علت صرفه جویی در وقت، انجام نمی شود!!!
آرتروز مفصل AC  سبب درد در قسمت فوقانی یا قدامی ناحیه شانه می گردد، اگربیمار دست خود را روی شانه مقابل بگذارد، دردش شدید می شود. درمان این بیماری در مراحل اولیه ساده است ولی در صورت پیشرفت مشکل تر و پیچیده تر خواهد شد.
آرتروز مفصل شانه: عبارتست از فرسایش غضروف مفصلی و کاهش فاصله مفصلی که سبب درد مداوم مفصل شانه می گردد، این درد با فعالیت شدیدترمی شود و با استراحت کاهش می یابد. بررسی های رادیولوژیک می توانند تشخیص را تائید کنند.
التهاب تاندون های شانه (تاندونیت کلاهک گرداننده شانه): ضایعه شایعی است که در ورزشکاران و غیرورزشکاران دیده می شود.
این بیماری سبب درد در سمت عقب یا خارج شانه می گردد. درد بیمار خصوصا با بالا بردن دست (مثلا تعویض لامپ) یا خوابیدن روی شانه مبتلا تشدید می شود.
شانه منجمد (کپسولیت چسبنده): عبارتست از محدودیت پیشرونده درحرکات مفصل شانه. گاهی علت آن مشخص است (مثلا کم کاری تیروئید، دیابت، شکستگی) و گاهی نیز نمی توان علت آنرا مشخص کرد.
این بیماری با درد مفصل شانه شروع می شود و بتدریج سبب سفتی و محدودیت حرکات شانه می گردد. معمولا این بیماران نمی توانند کف دو دست خود را به حالت دعا به هم بچسبانند.
درمان بیماری مستلزم معاینه دقیق و تشخیص کامل است. گاهی تجویز داروهای ضد التهابی ضروری است ولی فیزیوتراپی همیشه لازم است. در فیزیوتراپی باید با ورزش های کاملا  اختصاصی و تدریجی حرکات شانه را افزایش داد.
دررفتگی مکرر شانه (نا پایداری مفصل شانه): عبارتست از دررفتگی های مکرر مفصل شانه. این دررفتگی ها ممکن است گذرا و لحظه ای (یک احساس دررفتگی و رفع دررفتگی) یا دائم (که باید برای جا انداختن آن به پزشک مراجعه کرد) باشد.
علل این بیماری مختلف هستند، ممکن است یک ضربه سبب دررفتگی و آسیب ساختمان های نگهدارنده شانه شوند و علیرغم جا انداختن، به علت آسیب این ساختمانها، دررفتگی های تکراری ایجاد شوند. گاهی نیز هیچ ضربه شدیدی در سابقه بیمار وجود ندارد بلکه حرکات مکرردرطول زمان سبب آسیب کلاهک چرخاننده شانه می گردد و ثبات شانه کاهش می یابد (مثلا ورزشکارانی که پرتاب وزنه انجام می دهند یا کارگرانی که مکررا مجبور هستند از شانه خود استفاده کنند).
بسیاری از بیماران از ضعف عضلانی، خصوصا در فعالیت هایی که باید دست را بالاتر از شانه نگهدارند (مثلا لامپ عوض کردن) شکایت می کنند.
معاینه دقیق این بیماران بسیارمهم است، از تست های تشخیصی، خصوصا MRI نیزمی توان استفاده کرد.
درمان بیماران شامل فیزیوتراپی  تخصصی و در موارد شدید، جراحی است.
سایرعلل:  بیماری هایی نظیر پلی میالژیا روماتیکا، فیبرومیالژی، عفونت ها و روماتیسم مفصلی نیز می توانند سبب درد شانه شوند که در اینجا صحبتی از آنها به میان نیامده است.

آزمایش های ساده برای سنجش هوش کودکان

آزمایش های ساده برای سنجش هوش کودکان
آزمایش اول
تصاویر ساده‌ای تهیه کنید و اجزایی از این تصاویر را حذف کنید. از کودک خود بخواهید بگوید تصویر مورد نظر چه اشکالی دارد. تصاویری که انتخاب می‌کنید معمولا تصاویر ساده‌ای خواهد بود که کودک با آنها آشنایی داشته باشد. مثل چهره یک آدمک که دهان و لبها حذف شده است یا ساعتی که عقربه ندارد یا میزی که پایه ندارد. کودکان به موازات رشد هوشی خود به تدریج این توانایی را بدست می‌آورند که بتوانند اجزای حذف شده در تصاویر پیچیده را شناسایی کنند. بر این اساس کودکان کوچکتر مثلا 6 - 5 ساله‌ها معمولا نقص در تصاویر مربوط به اشیا آشنا و عینی را راحت‌تر شناسایی می‌کنند. با بالا رفتن سن کودک می‌توان تصاویر پیچیده‌تر مثل مناظر و ... را مورد استفاده قرار داد.
آزمایش دوم
داستانهایی برای کودک انتخاب کنید و با تغییراتی که در آنها ایجاد می‌کنید منتظر پاسخ و واکنش کودک بمانید. توجه کنید این تغییرات متناسب با سطح سنی کودک باشد و بیان کننده مسائل غیر عادی و غیر طبیعی باشد. به این داستان توجه کنید. روزی روزگاری توی یک رودخانه زیبا و قشنگ که کنار جنگل سرسبزی قرار داشت چند تا ماهی کوچولو زندگی می‌کردند. ماهیها هر روز که از خواب بیدار می‌شدند شروع می‌کردند به بازی و تفریح.
یک روز یکی از ماهیها در حالی که بازی می‌کرد افتاد زمین و یکی از پاهایش زخمی شد. دوستانش به کمک او آمدند و پای او را پانسمان کردند. ماهی کوچولو خیلی ناراحت بود و درد شدیدی داشت. دوستانش هم خیلی ناراحت بودند چون نمی‌توانستند باهم بازی کنند. چند روز گذشت تا پای ماهی کوچولو خوب شد. ماهی قصه ما خیلی خوشحال بود پیش دوستانش رفت و دوباره شروع به بازی کنند. اما این دفعه ماهی کوچولو مراقب بود که اتفاق بدی برایش نیفتد.
آزمایش سوم
اشیا و وسایلی را انتخاب کنید و از کودکتان بخواهید بگوید این اشیا به چه دردی می‌خورند و به عبارتی چه کاربردی دارند. توجه داشته باشید نوع سوال کردن برای کودکان مهم است. سعی کنید بدون این که راهنمایی مستقیمی ارائه داده باشید طوری سوال کنید که کودک منظور شما را بتواند درک کند. به مثالهای زیر توجه کنید:
چاقو به چه دردی می‌خورد؟
کاسه به چه دردی می‌خورد؟
کلاه برای چیست؟
سوالات فوق برای کودکان سنین پایین مثل 5 - 4 ساله‌ها مناسب است اما برای کودکان بزرگتر می‌توان از مثالهای دیگری استفاده کرد:
با آچار و پیچ گوشتی چه کار می‌توان کرد؟
با سوزن چه کار می‌کنیم؟
آزمایش چهارم
چند مورد میوه ، اشیا یا چیزهای دیگر را که از یک جنبه خاص تشابهاتی با یکدیگر دارند انتخاب کنید و در اختیار کودک قرار دهید. و از کودک بخواهید بگوید این اشیا چه شباهتی به یکدیگر دارند. مثلا یک پرتغال ، یک سیب یک خیار و یک موز. که همگی میوه هستند. این آزمایش را با توجه به شرایط سنی کودک و سایر عوامل می‌توانید با اندک تغییراتی اجرا کنید. برای کودکان کوچکتر می‌توانید از خود اشیا یا از تصاویر آنها استفاده کرد. برای کودکان بزرگتر می‌توان نام اشیا را به ترتیب گفت و سپس از او سوال کرد.
آزمایش پنجم
گروهی از اشیا یا چیزهای دیگر را انتخاب کنید که شباهتهای اساسی به یکدیگر دارند. در میان این گروه شی را قرار دهید که در آن ویژگی مشترک با بقیه نیست. و از کودک بخواهید آن شی را که با بقیه تفاوت دارد در بین گروه انتخاب کند. مثلا چند شی دایره‌ای شکل انتخاب کنید و در بین آنها یک مکعب مربع قرار دهید. برای این آزمایش نیز می‌توانید از خود اشیا ، تصاویر آنها یا نام بردن اسامی ، آنها استفاده کنید. ولی توجه داشته باشید کودکان کوچکتر به دلیل این که رشد حافظه آنها به اندازه کودکان بزرگتر نیست نمی‌توانند در روش نام بردن وسایل عملکرد خوبی داشته باشند.
موفق نشدن آنها به حافظه آنها مربوط می‌شود نه به عملکرد هوشی آنها. برای این کودکان عملکرد کودک هر چه باشد نشان دهنده ادراک از وجود یک غریبه در گروه است. توجه داشته باشید که عکس‌العملی خاص از طرف گروه و یا آن فرد غریبه صورت نگیرد. کودکان در برخی سنین اگر در چنین شرایطی قرار گیرند، ممکن است گریه کنند.
درک کردن شرایط عاطفی اطرافیان توسط کودکان
کودکان حتی حالات عاطفی اطرافیان خود را ادراک می‌کنند. در حضور کودک خود شروع به خندیدن کنید و به واکنشهای او توجه کنید. بی‌شک واکنشهایی از او مشاهده خواهید کرد مثل دست و پا زدن ، غان و غون کردن ، خندیدن و از کودکان بزرگتر درخواست برای بغل شدن ، پرسیدن علت خنده و ... . همچنین اگر در حضور کودک شروع کنید به گریه کردن و واکنشهای کودک را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که واکنشهایی حاکی از درک شرایط عاطفی شما نشان می‌دهند. کودکان کوچکتر ممکن است متوجه تصنعی بودن شرایط نشوند و شروع کنند به گریه کردن یا نگاههای خیره و وارسی کننده . کودکان بزرگتر سعی می‌کنند کاری انجام دهند، مثل برداشتن دست مادر از جلوی چشمانش و ... .

 

تعریف کم توانی ذهنی

تعریف کم توانی ذهنی
کم توان ذهنی مثل داشتن یک صفت ، مثلا" چشم های آبی یا یک ویژگی مثلا" قد کوتاه یا لاغری نیست.کم توان ذهنی ،نه یک اختلال پزشکی و نه یک اختلال ذهنی است.کم توان ذهنی عبارت است از یک وضعیت خاص عملکردی که در دوران کودکی شروع می شود و مشخصه آن محدودیت در مهارت های هوشی و انطباقی است.کم توان ذهنی در واقع نشانگر"هماهنگی" بین قابلیت های افراد از یک سوو ساختار و انتظارات محیط آنها از سوی دیگر است.
تعریف انجمن کم توانی ذهنی آمریکا از کم توانی ذهنی
از مشخصه های کم توانی ذهنی به عنوان یک ناتوانی عبارت است از محدودیت های قابل ملاحظه در عملکرد هوشی و در رفتار انطباقی که خودش را در مهارت های مفهومی ،اجتماعی و مهارت های انطباقی عملکردی نشان می دهد.
این ناتوانی قبل از 18 سالگی بروز می نماید .در بکارگیری  این تعریف پنج فرض ضروری باید در نظر گرفته شوند:
1-     محدودیت ها در عملکرد فعلی را باید در بستری از بافت اجتماعی مربوط به گروه سنی فرد و فرهنگ وی در نظر گرفت.
2-    به منظور انجام ارزیابی معتبر باید تنوع فرهنگی و زبانی و همچنین تفاوت های مربوط به جنبه های برقراری ارتباط ،حسی،حرکتی و رفتاری را در نظر گرفت.
3-    در هر فردی،محدودیت ها همراه با نقاط قوت هستند.
4-    هدف از توصیف محدودیت ها عبارت است از ایجاد نیمرخی از حمایت های لازم.
5-    با فراهم کردن حمایت های شخصی مناسب و مداوم ،عملکرد زندگی فرد دارای کم توانی ذهنی عموما" بهبود می یابد.
منبع:
انجمن کم توان ذهنی آمریکا (American Assouiation on Mental Retardation )2002
انجمن کم توانی ذهنی آمریکا  (AAMR)یک انجمن بین المللی چند رشته ای متشکل از متخصصین است.این انجمن مسئولیت ارائه تعریف کم توانی ذهنی را از سال 1921 بر عهده داشته است.

 

تعریف کم توانی ذهنی

تعریف کم توانی ذهنی
کم توان ذهنی مثل داشتن یک صفت ، مثلا" چشم های آبی یا یک ویژگی مثلا" قد کوتاه یا لاغری نیست.کم توان ذهنی ،نه یک اختلال پزشکی و نه یک اختلال ذهنی است.کم توان ذهنی عبارت است از یک وضعیت خاص عملکردی که در دوران کودکی شروع می شود و مشخصه آن محدودیت در مهارت های هوشی و انطباقی است.کم توان ذهنی در واقع نشانگر"هماهنگی" بین قابلیت های افراد از یک سوو ساختار و انتظارات محیط آنها از سوی دیگر است.
تعریف انجمن کم توانی ذهنی آمریکا از کم توانی ذهنی
از مشخصه های کم توانی ذهنی به عنوان یک ناتوانی عبارت است از محدودیت های قابل ملاحظه در عملکرد هوشی و در رفتار انطباقی که خودش را در مهارت های مفهومی ،اجتماعی و مهارت های انطباقی عملکردی نشان می دهد.
این ناتوانی قبل از 18 سالگی بروز می نماید .در بکارگیری  این تعریف پنج فرض ضروری باید در نظر گرفته شوند:
1-     محدودیت ها در عملکرد فعلی را باید در بستری از بافت اجتماعی مربوط به گروه سنی فرد و فرهنگ وی در نظر گرفت.
2-    به منظور انجام ارزیابی معتبر باید تنوع فرهنگی و زبانی و همچنین تفاوت های مربوط به جنبه های برقراری ارتباط ،حسی،حرکتی و رفتاری را در نظر گرفت.
3-    در هر فردی،محدودیت ها همراه با نقاط قوت هستند.
4-    هدف از توصیف محدودیت ها عبارت است از ایجاد نیمرخی از حمایت های لازم.
5-    با فراهم کردن حمایت های شخصی مناسب و مداوم ،عملکرد زندگی فرد دارای کم توانی ذهنی عموما" بهبود می یابد.
منبع:
انجمن کم توان ذهنی آمریکا (American Assouiation on Mental Retardation )2002
انجمن کم توانی ذهنی آمریکا  (AAMR)یک انجمن بین المللی چند رشته ای متشکل از متخصصین است.این انجمن مسئولیت ارائه تعریف کم توانی ذهنی را از سال 1921 بر عهده داشته است.

 

باورهای ناصحیح در مورد کم توانی ذهنی

باورهای ناصحیح در مورد کم توانی ذهنی
باور ناصحیح1: کم توانی ذهنی همان "بیماری"روانی است.
واقعیت آن است که :کم توانی ذهنی به معنای آن است که رشد ذهنی فرد در سطحی پایین تر از حد متوسط است.افراد دارای کم توانی ذهنی ممکن است مشکلاتی در یادگیری و در سازگاری اجتماعی داشته باشند. ولی آنها می توانند یاد بگیرند.با مداخله و آموزش مناسب ،آنها
 می توانند زندگی رضایت بخش و مفیدی در جامعه داشته باشند.
باور ناصحیح 2:کم توانی ذهنی یک بیماری مسری است.
واقعیت آن است که :کم توانی ذهنی یک بیماری نیست و مطمئنا" نیز مسری نیست.کم توانی ذهنی یک وضعیتی است که به علت تغییر یا آسیبی که بر روی مغز یا سیستم عصبی در حال رشد   می گذارد ،فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.
باور ناصحیح 3 : افرادی که دارای کم توانی ذهنی شدید و عمیق هستند ، برای حفظ امنیت خود و جامعه باید در مراکز خاصی نگهداری شوند.
واقعیت آن است که :تلاش هایی که در جهت آموزش های نظام مند انجام گرفته اند ،ثابت کرده اند که اکثر افراد با کم توانی ذهنی شدید و عمیق نیز می توانند یاد بگیرند که نیازهای اولیهً خود را بر طرف نمایند. بسیاری از آنها می توانند کارهای مفید را با کمک انجام دهند و بنابراین
 می توانند خودشان را با الگو های طبیعی زندگی وفق دهند ..ثابت شده است که کارآمدترین محیط برای یادگیری و رشد تمام افراد محیطی است که در داخل خود جامعه است و فضایی مشابه فضای خانواده از نظر مراقبت و پرورش بر آن حاکم است.
باور ناصحیح 4: آموزش های تحصیلی و شغلی کمکی به افرادی که دارای کم توانی ذهنی هستند ،نمی کنند.
واقعیت آن است که : اکثر افراد دارای کم توانی ذهنی ،هر چند با سرعت کند تر ،ولی توانایی یادگیری دارند،و قادر هستند که  با حداقل حمایت یا بدون هیچگونه خدمات حمایتی در جامعه زندگی کنند.بر روی مداخلهٌ زود هنگام تاکید زیادی گذاشته می شود،زیرا ثابت شده است که هر چقدر زودتر تشخیص داده شود که فردی دارای کم توانی ذهنی است و هر چقدر زودتر نیز برنامه های مناسب شروع شوند،این افراد برای داشتن یک زندگی معنی دار در جامعه از توانایی و قابلیت بیشتری برخوردار خواهند بود.برنامه های حرفه ای به ارائهٌ خدمات متنوعی برای آماده کردن افراد برای اشتغال می پردازند. از این طریق آنها می توانند یک حرفه را یاد بگیرند یا از کمک اشتغال حمایتی برای آماده شدن برای پیدا کردن یک شغل در یک محیط کار رقابتی بهره مند شوند.
باور ناصحیح 5 : ما نمی دانیم که چه چیزی منجر به کم توانی ذهنی می شود و نمی توان از آن پیشگیری کرد
واقعیت آن است که : کم توانی ذهنی ناشی از هر گونه عاملی است که به رشد مغز قبل یا حین تولد یا در دوران اولیه کودکی آسیب می رساند.بیش از 250 عامل کشف شده اند ولی این تعداد عوامل مسئول تنها یک –چهارم از علل کم توانی ذهنی هستند.شناخته شده ترین این عوامل عبارتند از : سرخجه در زنان باردار ،مننژیت ،توکسوپلاسموز ،عامل ارهاش(Rh)، و ناهنجاری های کروموزومی مثل نشانگان دان ،در پاره ای از موارد می توان از کم توان ذهنی پیشگیری کرد.بعضی از راهبردهای پیشگیری شامل موارد زیر هستند :
•        وجود مراقبت خوب قبل و بعد از تولد برای مادر و کودک.
•        بهبود تغذیه در زنان باردار و اطفال .
•        اجتناب از استفاده از داروها و الکل در حین بارداری.
•        غربالگری نوزادان برای تشخیص اختلالاتی مثل کم کاری تیروئید (هیپو تیروئیدیسم) و فنیل کیتونوریا (PKU).
•        غربالگری و واکسن مادران برای پیشگیری از اثر عامل ارهاش (Rh)خون .
•        استفاده از صندلی های کودک و بستن کمربند صندلی برای جلوگیری از افتادن و ضربه به سر.
فرد دارای کم توانی ذهنی در وهلهٌ اول یک انسان است.او همان نیازها و خواسته هایی را دارد که دیگران دارند.با او به عنوان یک انسان برخورد کنید.توانایی های او را بشناسید، و نه ناتوانی هایش را.

افسردگی در نابینایان

افسردگی در نابینایان
در سال 1374 مطالعهای مقدماتی و آزمایشی Pilot Study در زمینه افسردگی در نابینایان صورت گرفت. نتایج مقدماتی حاکی از اینکه نابینایان دارای افسردگی خفیفی هستند.
نتایج همچنان نشان داد که دختران نابینا نسبت به پسران نابینا افسرده‌ترهستند. در این تحقیق محدودیت‌هایی از جمله تهیه پرسشنامه به خط بریل و اجرای آن وجود داشت. اما مهمترین محدودیت حجم نمونه می‌باشد که در تحقیق جامعی که در حال اجرا بود کل جامعه آماری نابینایان تحت پوشش بهزیستی و مراکز توانبخشی استان اصفهان مورد سنجش قرار گرفت.
افسردگی در پسران و دختران نابینا
دختران نابینا نسبت به پسران نابینا افسرده‌تر هستند.
مقدمه
همه علوم سعی دارند به گونه‌ای در حل مشکلات و مسائل زیستی بشری نقشی بر عهده بگیرند و بشر را در دست یافتن به آمال و هدفهایش یاری دهند. تحقق این امر بدون تحقیق و پژوهش پیرامون مشکلات زندگی انسانی غیر‌ممکن به نظر می‌رسد و می‌توان گفت جامعه‌ای به ترقی و درجات بالای علمی دست خواهد یافت که از تمام نیروهای انسانی خود برای پیشبرد اهدافش استفاده نماید.
اصولاٌ اگر این نظریه علمی را بپذیریم که ضعف و ناتوانی هر انسانی در پاره‌ای از فعالیتها سد پیشرفت و توانمندی او در سایر جنبه‌های ذهنی و عملی نیست ناگزیر باید  این نکته را نیز بپذیریم که توجه و رسیدگی به مشکلات انسانهای معلول گامی در جهت رسیدن به جامعه‌ای مترقی و سالم است.
از جمله افراد معلول نابینایان هستند که بخشی از هر جامعه را تشکیل می‌دهند. این گروه به علت نقص عضو از کارآیی لازم مؤثر در مدیریت جامعه محروم مانده‌اند، در صورتی که با آموزش صحیح و مناسب و با تقویت دیگر حواس خود می‌توانند به نحوی از انحنا در عرصه فعالیتهای اجتماعی نقشی بر عهده بگیرند. بنابراین توجه به مشکلات این افراد برای توسعه و تقویت نیروهای فعال جامعه و نهایتاٌ پیشرفت کشور باید بیش از بیش جدی گرفته شود. البته نابینایان به علت نقص عضو با مشکلاتی مواجه هستند و مشکلات روانی افراد را می‌توان سرچشمه سایر مشکلات آنان دانست. به این ترتیب رسیدگی به مسائل و اقدام برای رفع گرفتاری‌های این قشر زوایای گوناگون از جمله تأمین رفاه بیشتر آنان می‌تواند در رسانیدن این افراد به سطحی قابل قبول از توانایی که منجر به استفاده از استعدادها و توانمندی‌هایشان شود، ضروری است.
رهنمودهایی برای خانواده ها :
بهترین راه برای پیشگیری از رفتار نا درست ، حمایت از رفتارهای درست است . از هر فرصتی استفاده کنید تا درباره ی قواعد ساده ی رفتاری صحبت کنید سپس از کودکان بخواهید به این قواعد عمل کنند . با رویکردهای زیر می توان کودکان را در جهت عمل به قواعد هدایت کرد : 
- بگذارید کودکان بدانند شما از آنها چه انتظاراتی دارید جمله های ساده ای را به کار ببرید مانند این :     لطفاً همین حالا اسباب بازیهایت را از این جا بردار.
-  بی آنکه فرزند خود را بترسانید تذکر دهید وقواعد را برایش یادآوری کنید : 
     پس از آنکه اسباب بازیهایت را جمع کردی ،می توانی با دوستانت بازی کنی .
-  بهتر است به کودک بگویید چه کاری را باید انجام بدهد نه اینکه چه کاری را نباید انجام دهد .
      لطفاً آرام صحبت کن   به جای   دادنزن
-   هنگامی که کودک آموزشهای شما را دنبال می کند به او پاداش دهید واگر نافرمانی کرد پی آمد ونتیجه ای برای نافرمانی اش در تظر بگیرید .
    هنگامی که قواعد جایگزین نشده در همه ی موقعیتها پدر ومادر می توانند راههای زیر را در پیش گیرند :
-  برخی از رفتارهای خشمگینانه  را نا دیده بگیرید اگر خطر ناک نیستند مانند نق زدن ، فحش دادن وکج خلقی . در غیر این صورت ، یعنی اگر یه این رفتار ها واکنشی نشان داده شود 
بدرفتاری کودک بیش از رفتارهای مطلوب او موفق به جلب توجه می شود وبنا براین افزایش می یابد .    
- در مقابل بد رفتاری تبعیض قایل نشوید در سنی که کودک به اندازه ی کافی رشد کرده که پی آمد ونتیجه ی کارخود را درک کند بازخورد مناسب به رفتارهایش بدهید .
-  اجازه دهید نتایج کار به کودک درس عبرت بدهد . تا آنجا نتیجه ها را اعمال کنید که امنیت کودک به خطر نیافتد . مثلاً اگر کودک روی دیوار خط کشید مدادرنگی را از او بگیرید و وادارش کنید  دیوار را تمیز کند .
-  هنگامی که کودکان کوچکتر با هم دعوا می کنند لازم است پدر ومادر میانداری کنند .با زانو زدن کنار بچه ها بهتر می توانید به آنچه آنها توضیح می دهند گوش دهید .از آنها بخواهید درباره ی راههای حل مساله فکر کنند .بچه ها را راهنمایی کنید که راههای دوستانه وغیر خصمانه را پیدا کنند . اگر پیشنهاد های آنها موثر واقع شد به آنها پاداش دهید . اگر موثر نبود آنها باید راه دیگری را آزمایش کنند . اگر یکی از بچه ها دیگری را زد اول با کودکی صحبت کنید که کتک خورده است .به او اجازه دهید هر چه می خواهد بگوید وهرچه را احساس می کند ابراز دارد . از کودک بخواهید به چهره ی  کودک ضارب نگاه کند و آن چه را احساس می کند بگوید .بسیار مهم است که کودک مهاجم بیشتر از بچه ای کتک خورده توجه شما را به خود جلب نکند .
-  Time out  که گاهی به آن محروم سازی گفته می شود . درکلاس درس نوعی برنامه ریزی شده از همان اخراج است . روشی است که در آن معلم یا خانواده به کودک فرصت می دهد که کمی  آرام شود . برای این منظور یک اتاق کوچک در نظر گرفته می شود که کودک باید مدتی در آنجا بماند . اگر از این روش استفاده می کنید ، زمان باید کوتاه باشد ، یک مکان مشخص امن وتحت نظر را تعیین کنید وکودک را در آنجا قرار دهید . وقتی کودک از آن مکان خارج شد با او درباره ی مشکلش صحبت کنید . 
- کتابها ومنابع خوبی با عنوانهای اصلاح رفتار ، تغییر رفتار ، مدیریت رفتار ، مدیریت کلاس توسط مولفان ومترجمان کشور تهیه شده که در کتابخانه ها وکتابفروشیها در دسترس است این منابع را بیابید ، مطالعه کنید وبهره ببرید

 

دزدی :

دزدی :
برای دزدی همیشه علت و انگیزه وجود دارد .
علل دزدی :
1- احتیاج به پول داشتن .           
 2- گرسنه بودن .
3- تلافی و انتقام گرفتن .      
4- تنوع طلبی و زیاده خواهی .
شناخت انگیزه دزدی مهم است .
احساس مالکیت شخصی را تقویت کنید .
راههای مناسب کسب محبوبیت را آموزش دهید .
روش محترمانه و آبرومندانه طرح کردن نیاز و یا روشهای تأمین آن را آموزش دهید .
*رشد دادن شخصیت و ارضای « من » کودک .
« احساس عزت ناشی از سلامت نفس در عین حال با فقر زندگی کردن ، بسیار شرافت مند تر از کسب غرور کاذب ناشی از دزدی است »
دزدی بیمارگونه ( جنون دزدی یا وسواس دزدی ) که ناشی از عادت به دزدی و یا کسب لذت ازدزدی می باشد
نوعی دیگر از دزدی که علت آن  خودنمایی و نمایش قدرت است .  طرح سؤال
در یک موقعیت مدرسه بچه ها گزارش می کنند اشیاء آنها گم شده یا دزدیده شد شما به عنوان معلم  چه می کنید ؟
پاسخ :
1- از« شاید نیاورده باشی و یا گم کرده باشی » شروع کنید .
2- طرح مسأله بین بچه ها و ایجاد فرصت برای بازگرداندن آن .
3- بچه ها هر کسی وسایل خودش را نگاه کند ببیند اشتباهاً قاطی وسایل او نشده باشد .
4- بازدید بدنی  به صورت انفرادی و در صورت پیدا کردن فرد سارق او را به دیگران معرفی نکنید  .
5- بعداً پیگیری کنید . در فرصتی مناسب با آن فرد صحبت کنید و علت را جویا شوید در صورت ادامه تکرار رفتار او را به مشاور معرفی کنید .

 

دزدی :

دزدی :
برای دزدی همیشه علت و انگیزه وجود دارد .
علل دزدی :
1- احتیاج به پول داشتن .           
 2- گرسنه بودن .
3- تلافی و انتقام گرفتن .      
4- تنوع طلبی و زیاده خواهی .
شناخت انگیزه دزدی مهم است .
احساس مالکیت شخصی را تقویت کنید .
راههای مناسب کسب محبوبیت را آموزش دهید .
روش محترمانه و آبرومندانه طرح کردن نیاز و یا روشهای تأمین آن را آموزش دهید .
*رشد دادن شخصیت و ارضای « من » کودک .
« احساس عزت ناشی از سلامت نفس در عین حال با فقر زندگی کردن ، بسیار شرافت مند تر از کسب غرور کاذب ناشی از دزدی است »
دزدی بیمارگونه ( جنون دزدی یا وسواس دزدی ) که ناشی از عادت به دزدی و یا کسب لذت ازدزدی می باشد
نوعی دیگر از دزدی که علت آن  خودنمایی و نمایش قدرت است .  طرح سؤال
در یک موقعیت مدرسه بچه ها گزارش می کنند اشیاء آنها گم شده یا دزدیده شد شما به عنوان معلم  چه می کنید ؟
پاسخ :
1- از« شاید نیاورده باشی و یا گم کرده باشی » شروع کنید .
2- طرح مسأله بین بچه ها و ایجاد فرصت برای بازگرداندن آن .
3- بچه ها هر کسی وسایل خودش را نگاه کند ببیند اشتباهاً قاطی وسایل او نشده باشد .
4- بازدید بدنی  به صورت انفرادی و در صورت پیدا کردن فرد سارق او را به دیگران معرفی نکنید  .
5- بعداً پیگیری کنید . در فرصتی مناسب با آن فرد صحبت کنید و علت را جویا شوید در صورت ادامه تکرار رفتار او را به مشاور معرفی کنید .

 

استرس حافظه را کم می کند

استرس حافظه را کم می کند
تحقیقات نشان می دهد نگرانی ، اضطراب یا افسردگی منجر به نقص شناختی خفیف می شود. اگر می خواهید ذهن سالمی داشته باشید ، از نگرانی پرهیز کنید و شاد باشید.
این پیام تحقیق جدیدی است که نشان می دهد احتمال ابتلای افرادی که مستعد نگرانی ، اضطراب یا افسردگی هستند به نقص شناختی خفیف (MCI) ، حالتی که غالبا به عنوان زمینه بیماری آلزایمر درنظر گرفته می شود ، بیشتر است.
به گزارش ساینس دیلی محققان دریافتند درمیان افراد سالمند بدون نشانه نقص شناختی در آغاز مطالعه استرس مزمن پیش بینی کننده ابتلا به MCI است. تعیین میزان استرس مانند سنجش فعالیت ذهنی است. این ها فاکتورهایی هستند که استاندارد کردن و سنجش آنها در هریک از افراد دشوار است. البته 50 درصد افرادی که نقص شناختی خفیف دارند به زوال ذهن دچار نمی شوند و این مطالعه نباید افراد را دچار نگرانی کند

تاثیر مشکلات خواب بر تغذیه افراد
جام جم آنلاین: مشکلات مربوط به خواب برنامه غذایی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. کسانی که خواب کافی ندارند در مواقع کمتری خودشان غذا طبخ می کنند و در عوض ترجیح می دهند غذای سرد یا فست فود بخورند.
این غذاهای آماده فاقد ارزش غذایی و ممکن است در طولانی مدت مشکلاتی را برای سلامت افراد ایجاد کنند.
به گزارش ساینس دیلی ، یافته های این مطالعه نشان می دهد افرادی که از نظر زمان خوابمشکل دارند ، دیر می خوابند یا مکررا بیدار می شوند بیشتر به غذاهای سرد روی می آورند و کمتر غذای طبخ شده در خانه را مصرف کرده و به این ترتیب برنامه غذایی ناسالمی پیدا می کنند.
میزان خواب هر فرد بر سلامت جسم ، وضعیت هیجانی ، قابلیت های ذهنی ، بازدهی و عملکرد روزانه او تاثیر دارد.

ناخن مصنوعی و عوارض آن

ایرنا-ناخن، یکی از ضمایم پوستی است که نقش مهمی را در انگشتان دست و زیبایی آنها ایفا می‌کند و به همین خاطر نیز از گذشته همیشه زنان سعی می‌کردند ناخن‌های خود را با انجام تغییرات مختلفی از نظر رنگ و فرم آن، زیبا جلوه دهند.

استفاده از ناخن‌های مصنوعی یکی از روش‌هایی است که زنان برای زیبا کردن ناخن‌های خود به کار می‌برند.
تحقیقات در سالهای اخیر ثابت کرده است که استفاده از ناخن‌های مصنوعی و کاشت آنها می‌تواند عوارضی را برای فرد بوجود آورد.

فراموشی ناشی از آسیب مغزی، قابل برگشت است

ایرنا-بر اساس یک مطالعه، بیماری‌های مغزی پیش رونده از جمله آلزایمر را می‌توان با داروهایی که موجب بازگرداندن حافظه از دست رفته می‌شوند، درمان کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاریس، در این مطالعه که در مجله انگلیسی "نیچر" منتشر شده آمده است بکار بردن اصطلاح "از دست دادن حافظه" در این موارد بی‌مسمی است.

طبق این مطالعه که توسط محققان "موسسه فناوری ماساچوست‪ "MITانجام شده است، در جریان تجربه‌های آزمایشگاهی مشاهده شد موش‌های مبتلا به این نوع آسیب مغزی که در انسان‌ها معمولا به زوال عقل منجر می‌شود، توانستند خاطراتی را که در جریان شرطی‌شدن‌های قبلی بدست آورده بودند، بازیابند.

مصرف بیش از حد کلسیم و ویتامین ‪ Dموجب آسیب مغزی می‌شود

ایرنا-پژوهشگران در یکی از نخستین تحقیقات انجام شده بر روی رابطه رژیم غذایی و بروز آسیب‌های مغزی دریافتند، افراد مسنی که میزان بیشتری کلسیم و ویتامین دی دریافت کرده‌اند، به مراتب بیشتر از دیگران در خطر آسیب‌های مغزی در نواحی ادراکی قرار دارند.
به گزارش پایگاه اینترنتی رویترز، دکتر "مارتا ای. پاین" از دانشگاه دوک در دورهام ایالت کارولینای شمالی آمریکا گفت یافته‌های این گروه تحقیقاتی در زمینه آسیب‌های مغزی و میزان مصرف کلسیم و ویتامین دی، سوالاتی را در زمینه اثر منفی مصرف زیاد این مواد مطرح کرده است.
در سالهای اخیر مصرف زیاد کلسیم و ویتامین دی به عنوان راهی برای پیشگیری از بروز پوکی استخوان در سنین پیری رواج یافته است.

خوردن میوه‌های خشک تاثیر بسیار زیادی بر سلامت قلب دارد

محققین دریافته‌اند که خوردن میوه‌های خشک حداقل دو بار در هفته تاثیر بسیار زیادی بر سلامت قلب انسان دارد.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه مرکزی، بر اساس اظهار نظر کنگره جهانی بیماری‌های قلب و عروق مصرف میوه‌های خشک به اندازه هشت گرم در هفته خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را تا حدود 11 درصد کاهش می دهد.

این میوه‌های خشک شامل گردو، بادام، پسته شامی و از این قبیل می باشند.

تحقیقات نشان داده است که خوردن مقدار کمی از این میوه‌ها پنج بار در هفته تاثیر بسیار اندکی در افزایش وزن دارد.

 

 

اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی
برای قابل فهم شدن عقاید متناقض در مورد اسکیزوفرنی بهتر است مطلب را با مقایسه‌ای ساده بین دو مفهوم اساسی شروع کنیم. اسکیزوفرنی حاد و مزمن.
اساسا در اسکیزوفرنی حاد ، خصوصیات بارز عبارتند از هذیانها و توهّمات و تداخل در فکر. این نوع خصوصیت را علائم مثبت می‌نامند. بعضی از بیماران پس از مرحله حاد بهبود می‌یابند و برخی دیگر وارد مرحله مزمن بیماری می‌شوند.
خصوصیات اسکیزوفرنی مزمن عبارتند از فقدان احساس و انگیزه و مردم گریزی. این خصوصیات را اغلب علائم منفی می‌نامند پس از تثبیت فرم مزمن بیماری معدودی از مبتلایان ممکن است بطور کامل بهبود یابند.
تاریخچه
اگر چه احتمالاً بیماری اسکیزوفرنی برای هزاران سال با ما بوده است. اما فقط از اواخر قرن نوزدهم این بیماری به عنوان یک اختلال متمایز شناخته شده است. اولین بار این بیماری در سال 1896 ، هنگامی که امیل کراپلین پیشنهاد کرد که سه نوع اصلی روان پریشی وجود دارد شناسایی گردید. کراپلین اعتقاد داشت که این بیماری معمولا در نوجوانی شروع می‌شود و موجب یک تباهی غیر قابل برگشت می‌شود. در سال 1911 بلولر روانپزشک سوئیسی اعلام کرد که این اختلال همیشه «پیشرس» نبوده است و اغلب تا تباهی کامل نمی‌روند.
ملاک‌های تشخیص اسکیزوفرنی
ملاک A : دو یا چند علامت از موارد زیر در یک دوره یک ماهه دوام داشته باشد.
هذیان
توهم
رفتار آشفته
تکلم آشفته
علائم منفی اسکیزوفرن
ملاک B : اختلال در عملکردهای شغلی و تحصیلی
ملاک C : علائم فوق حتما باید 6 ماه دوام داشته باشد.
حتماً باید سه ملاک با هم وجود داشته باشد اگر یک ملاک فرد اسکیزوفرن نیست.
درمان اسکیزوفرنی
درمان دارویی : اولین و مهمترین اقدام تجویز دارو است. داروهای ضد جنون مناسب است علائم را کنترل می کند اما بهبود نمی‌دهد.
روان درمانی : روان درمانی مناسب نیست مگر کسانی که در این زمینه آموزش دیده‌اند. رفتار درونی با این افراد مهم است.
خانواده درماني و گروه درماني هم می‌تواند مفید باشد


 

افسردگی چیست؟

افسردگی چیست؟
تقریباٌ همه ما گاهی احساس افسردگی کرده‌ایم. در چنین وضعیتی ما فهم درستی از وقایع روزمره نداریم و تقریباٌ باور می‌کنیم که هرگز اوضاع بهتر از این که هست، نمی‌شود. در چنین مواقعی اغلب افکاری از این دست به ذهن ما خطور می‌کند. «من هرگز به چیزی که می‌خواهم نمی‌رسم.» و «احساس غمگینی می‌کنم.»
این احساسات عموماٌ پس از ناامید شدن در کار، تحصیل و شکست‌ها و کمبودهای ویژه‌ای امکان بروز می‌یابند. در خلال چنین تجربیاتی به این اعتقاد می‌رسیم که آنچه احساس می‌کنیم شبیه آن چیزی است که :« اختلال روانشناسی افسردگی » نامیده شده است.
اختلال یاد شده نوعی بیماری است که ویژگی اول و عمده آن تغییر خلق است و شامل احساس غم و اندوه است که دامنه آن از حالت نومیدی خفیف تا احساس یأس شدید است.
همراه این تغییر خلق تغییرات شخصی در رفتار، نگرش، تفکر، کارآیی و اعمال فیزیولوژیک نیز مشاهده می‌شود. با این تعبیر تعداد اندکی از مردم خود را افسرده می‌پندارند. یعنی در واقع اندکی از مردم از اختلال روانی افسردگی به معنای دقیق آن رنج می‌برند. دو نوع از افسردگی‌ها هستند که بین افسردگی بالینی – که به عنوان یک اختلال روانی برچسب می‌خورد – و افسردگی طبیعی از لحاظ اندوه و شدت با یکدیگر متفاوت هستند.
افسردگی بالینی جزو اختلالت خلقی بوده و کسی که به این اختلال دچار است بانشانه‌های زیر قابل توصیف است :
1.    خلق او عمدتاٌ غمگین است.
2.    مشکل خوابیدن دارد.
3.    اشتهایش را از دست می‌دهد.
4.    انرژی او ناکافی است.
5.    احساس بی‌ارزشی و گناه می‌کند.
6.      افکاری در رابطه با خودکشی در او دیده می‌شود.
شخصی که یک سری از نشانه‌های بالا را برای دوره‌ای طولانی داشته باشد، به عنوان شخص افسرده تشخیص داده می‌شود. هرچند در رابطه با وقایع طبیعی هم اکثر ما احساس می‌کنیم روحیه ضعیفی داریم. لیکن افسردگی یکی از رایجترین اختلالهای خلقی می‌باشد. بر طبق یک قضاوت بیش از 25 درصد آمریکائیها در شرایطی از زندگیشان از افسردگی جدی رنج می‌برند.
حتی افسردگی گاه با سرماخوردگی مقایسه شده و آن را « سرماخوردگی روانی » قلمداد کرده‌اند. لیکن سرماخوردگی هرگز کسی را نکشته در صورتی که افسردگی منجر به مرگ می‌گردد.
در حقیقت بخشی از خودکشی‌ها در آمریکا توسط افرادی صورت می‌گیرد که از افسردگی رنج می‌برند. بر طبق ژامارهای بین‌المللی حدود 15 درصد افراد بین 15 تا 20 ساله دچار افسردگی هستند.
از سوی دیگر تحقیقات نشان می‌دهد که افراد نابینا و ناشنوا با از دست دادن بینایی و شنوایی دچار کمبود و ضعفهای روحی می‌باشند. این مشکل در پاره‌ای از آنان وخیم و بحرانی می‌باشد.

 

افسردگی چیست؟

افسردگی چیست؟
تقریباٌ همه ما گاهی احساس افسردگی کرده‌ایم. در چنین وضعیتی ما فهم درستی از وقایع روزمره نداریم و تقریباٌ باور می‌کنیم که هرگز اوضاع بهتر از این که هست، نمی‌شود. در چنین مواقعی اغلب افکاری از این دست به ذهن ما خطور می‌کند. «من هرگز به چیزی که می‌خواهم نمی‌رسم.» و «احساس غمگینی می‌کنم.»
این احساسات عموماٌ پس از ناامید شدن در کار، تحصیل و شکست‌ها و کمبودهای ویژه‌ای امکان بروز می‌یابند. در خلال چنین تجربیاتی به این اعتقاد می‌رسیم که آنچه احساس می‌کنیم شبیه آن چیزی است که :« اختلال روانشناسی افسردگی » نامیده شده است.
اختلال یاد شده نوعی بیماری است که ویژگی اول و عمده آن تغییر خلق است و شامل احساس غم و اندوه است که دامنه آن از حالت نومیدی خفیف تا احساس یأس شدید است.
همراه این تغییر خلق تغییرات شخصی در رفتار، نگرش، تفکر، کارآیی و اعمال فیزیولوژیک نیز مشاهده می‌شود. با این تعبیر تعداد اندکی از مردم خود را افسرده می‌پندارند. یعنی در واقع اندکی از مردم از اختلال روانی افسردگی به معنای دقیق آن رنج می‌برند. دو نوع از افسردگی‌ها هستند که بین افسردگی بالینی – که به عنوان یک اختلال روانی برچسب می‌خورد – و افسردگی طبیعی از لحاظ اندوه و شدت با یکدیگر متفاوت هستند.
افسردگی بالینی جزو اختلالت خلقی بوده و کسی که به این اختلال دچار است بانشانه‌های زیر قابل توصیف است :
1.    خلق او عمدتاٌ غمگین است.
2.    مشکل خوابیدن دارد.
3.    اشتهایش را از دست می‌دهد.
4.    انرژی او ناکافی است.
5.    احساس بی‌ارزشی و گناه می‌کند.
6.      افکاری در رابطه با خودکشی در او دیده می‌شود.
شخصی که یک سری از نشانه‌های بالا را برای دوره‌ای طولانی داشته باشد، به عنوان شخص افسرده تشخیص داده می‌شود. هرچند در رابطه با وقایع طبیعی هم اکثر ما احساس می‌کنیم روحیه ضعیفی داریم. لیکن افسردگی یکی از رایجترین اختلالهای خلقی می‌باشد. بر طبق یک قضاوت بیش از 25 درصد آمریکائیها در شرایطی از زندگیشان از افسردگی جدی رنج می‌برند.
حتی افسردگی گاه با سرماخوردگی مقایسه شده و آن را « سرماخوردگی روانی » قلمداد کرده‌اند. لیکن سرماخوردگی هرگز کسی را نکشته در صورتی که افسردگی منجر به مرگ می‌گردد.
در حقیقت بخشی از خودکشی‌ها در آمریکا توسط افرادی صورت می‌گیرد که از افسردگی رنج می‌برند. بر طبق ژامارهای بین‌المللی حدود 15 درصد افراد بین 15 تا 20 ساله دچار افسردگی هستند.
از سوی دیگر تحقیقات نشان می‌دهد که افراد نابینا و ناشنوا با از دست دادن بینایی و شنوایی دچار کمبود و ضعفهای روحی می‌باشند. این مشکل در پاره‌ای از آنان وخیم و بحرانی می‌باشد.

 

اختـلالـهای رفـتاری وهیـجانی

اختـلالـهای رفـتاری وهیـجانی
تعریف:
اختلالهای رفتاری وهیجانی شامل رفتار وبروز هیجانهایی در کودکان ونوجوانان است که با سن آ‎نها متناسب نیست، ‏‏با وضعیت فرهنگی آنها همخوانی ندارد وشرایط اخلاقی محیط زندگی این گونه رفتارهارا تایید نمی کند . این عدم تناسب در رفتارها وهیجانها بر زندگی عمومی فرد اثر می گذارد ونشانه های آن را در تحصیل زندگی اجتماعی زندگی شخصی ومحیط شغلی او می توان دید  . برخی از نشانه های اختلالهای رفتاری وهیجانی را در همه ی کودکان می توان دید ولی این نشانه ها در برابر فشارهای زندگی وناراحتیها به وجود می آید وموقت و زود گذر است . اختلالهای رفتاری وهیجانی دوام دارند وماندگار هستند ومعمولا در موقعیتهای مختلف زندگی مانند خانه، مدرسه، محل کار و محیطهای اجتماعی دیده می شوند . به علاوه روشهای مرسوم ومعمو ل تربیتی که پدر ومادر یا معلم برای کودکان خود انجام می دهند، درباره ی اختلالهای رفتاری وهیجانی بی  تاثیر است .  
شیوع :
تعداد این کودکان را در بین جمعیت کودکان مدرسه رو بسیار متفاوت گزارش کرده اند . در مدارس ایالات متحد امریکا که کودکان دارای اختلالهای رفتاری و هیجانی در مدرسه های عادی درس می خوانند، تا 2 درصد جمعیت مدارس را از این گروه دانسته اند . تحقیقات انجام شده نشان می دهد که حداقل 6 در صد کودکان دارای این دسته از مشکلات هستند . به هر صورت تعداد این افراد در جامعه و مدارس کم نیست و مشکلات آنها به حدی هست که خانواده ها و معلمان را  به جستجوی  کمک می کشاند وگاه به طور کامل درمانده می کند .
علتها :
درباره  اختلالهای رفتاری وهیجانی نیز مانند بسیاری از اختلالهای رایج دو دسته علت زیستی ومحیطی ذکر شده است . از عوامل زیستی می توان به نقش ارث ، عوامل عصبی  و عوامل بیو شیمیایی اشاره کرد. هر کدام از این عوامل به تنهایی می توانند باعث برخی اختلالها شوند . گاهی نیز دو یا چند عامل در شکل گیری اختلالی نقش بازی می کنند .
    از عوامل محیطی نامطلوب بودن محیط اولیه ی تربیتی ،  وجود الگوی پرخاشگری در بدو ورود به مدرسه ، طرد اجتماعی به وسیله ی هم سالان یا بزرگسالان به خصوص در شکل گیری اختلال سلوک ورفتار ضد اجتماعی ذکر شده است .    در زمینه ی خانواده نیز ارتباط با پدر ومادر و تعامل پدر ومادر با فرزندان در شکل دهی به رفتارها وهیجانهای کودک اثر قابل توجهی دیده شده است .

اختـلالـهای رفـتاری وهیـجانی

اختـلالـهای رفـتاری وهیـجانی
تعریف:
اختلالهای رفتاری وهیجانی شامل رفتار وبروز هیجانهایی در کودکان ونوجوانان است که با سن آ‎نها متناسب نیست، ‏‏با وضعیت فرهنگی آنها همخوانی ندارد وشرایط اخلاقی محیط زندگی این گونه رفتارهارا تایید نمی کند . این عدم تناسب در رفتارها وهیجانها بر زندگی عمومی فرد اثر می گذارد ونشانه های آن را در تحصیل زندگی اجتماعی زندگی شخصی ومحیط شغلی او می توان دید  . برخی از نشانه های اختلالهای رفتاری وهیجانی را در همه ی کودکان می توان دید ولی این نشانه ها در برابر فشارهای زندگی وناراحتیها به وجود می آید وموقت و زود گذر است . اختلالهای رفتاری وهیجانی دوام دارند وماندگار هستند ومعمولا در موقعیتهای مختلف زندگی مانند خانه، مدرسه، محل کار و محیطهای اجتماعی دیده می شوند . به علاوه روشهای مرسوم ومعمو ل تربیتی که پدر ومادر یا معلم برای کودکان خود انجام می دهند، درباره ی اختلالهای رفتاری وهیجانی بی  تاثیر است .  
شیوع :
تعداد این کودکان را در بین جمعیت کودکان مدرسه رو بسیار متفاوت گزارش کرده اند . در مدارس ایالات متحد امریکا که کودکان دارای اختلالهای رفتاری و هیجانی در مدرسه های عادی درس می خوانند، تا 2 درصد جمعیت مدارس را از این گروه دانسته اند . تحقیقات انجام شده نشان می دهد که حداقل 6 در صد کودکان دارای این دسته از مشکلات هستند . به هر صورت تعداد این افراد در جامعه و مدارس کم نیست و مشکلات آنها به حدی هست که خانواده ها و معلمان را  به جستجوی  کمک می کشاند وگاه به طور کامل درمانده می کند .
علتها :
درباره  اختلالهای رفتاری وهیجانی نیز مانند بسیاری از اختلالهای رایج دو دسته علت زیستی ومحیطی ذکر شده است . از عوامل زیستی می توان به نقش ارث ، عوامل عصبی  و عوامل بیو شیمیایی اشاره کرد. هر کدام از این عوامل به تنهایی می توانند باعث برخی اختلالها شوند . گاهی نیز دو یا چند عامل در شکل گیری اختلالی نقش بازی می کنند .
    از عوامل محیطی نامطلوب بودن محیط اولیه ی تربیتی ،  وجود الگوی پرخاشگری در بدو ورود به مدرسه ، طرد اجتماعی به وسیله ی هم سالان یا بزرگسالان به خصوص در شکل گیری اختلال سلوک ورفتار ضد اجتماعی ذکر شده است .    در زمینه ی خانواده نیز ارتباط با پدر ومادر و تعامل پدر ومادر با فرزندان در شکل دهی به رفتارها وهیجانهای کودک اثر قابل توجهی دیده شده است .

اختلال وسواسی-جبری

اختلال وسواسی-جبری
همه ما هر از گاهی دارای افکار برجای مانده از گذشته در ذهنمان هستیم. این افکار، حتی با وجود عدم تمایل خود ما، به طور مرتب به ذهن ما می‌آیند و طبیعت تکرار شونده آن‌ها تا حدّی موجبات ناراحتی ما را فراهم می‌سازد. گاهی متوجه می‌شویم که یک خط از یک ترانه به طور مداوم به ذهن ما می‌آید، گرچه خود ما نمی‌خواهیم. همچنین برخی از ما گاهی مجبور به انجام یک کار به شیوه‌ای می‌شویم که خودمان می‌دانیم غیرمنطقی و احمقانه است. به این‌ها نشخوار ذهنی و عمل وسواسی گفته می‌شود. البته به دلیل آن که این مشکلات معمولاً زودگذر هستند به عنوان مشکلات آسیب‌شناسانه تلقی نمی‌گردند.
نوع حاد این مشکلات که برخی از افراد گرفتار آن هستند اختلال وسواسی-جبری نام دارد. افراد مبتلا به این اختلال روانی به راحتی نمی‌توانند از شرّ افکار و اعمال مربوط خلاصی یابند و این اختلال به صورت گرفتاری و ناراحتی بزرگی برای آن‌ها در می‌آید. برای مثال، در یک نفر ممکن است این حس به وجود آید که دستانش کثیف است و به طور مکرّر به شستشوی دستانش بپردازد. او همچنین ممکن است فکر کند که اگر دستانش را نشوید میکروب‌ها به هنگام غذا خوردن وارد بدنش خواهند شد. و یا در فرد دیگری ممکن است به طور ناگهانی ترس از بیماری هاری به وجود آید. حتی دیدن سایه سگ هم برای او کافی است که زنجیره‌ای از افکار ناخوشایند در ارتباط با هاری و پیامدهای وحشتناک آن را به ذهنش آورد. وقتی با او صحبت می‌شود او می‌پذیرد که ترسش غیرمنطقی است و هیچگونه پایه علمی ندارد. او حتی ممکن است مطالب علمی متعدد و گوناگونی درباره این اختلال روانی بخواند و همه چیز را درباره آن دریابد. امّا با همه این‌ها نتواند از شرّ این افکار خلاصی یابد. او ممکن است رفت و آمد با دوستان یا خویشاوندانی که سگ دارند را متوقف کند. و حتی با حاد شدن این اختلال، از خانه‌اش هم حتی‌المقدور خارج نشود.
بر حسب موارد گزارش شده، تخمین زده می‌شود که 20 تا 30 درصد مردم به نوعی گرفتار این اختلال باشند. انواع اصلی و شایع اختلال وسواسی-جبری عبارتند از شستشو، کنترل و شمارش.
شستشو
همان گونه که در بالا گفته شد، بسیاری از افراد به طور وسواسی به شستشوی مداوم دست‌ها و یا تمام بدنشان می‌پردازند. این افراد حس می‌کنند که در تماس با آلودگی یا کثیفی قرار گرفته‌اند و باید آن بخش از بدنشان را تمیز کنند. برخی از این بیماران آنقدر دستشان را می‌شویند که پوستشان خشک می‌شود و دچار بیماری‌های پوستی می‌گردند. برخی دیگر ممکن است برای جلوگیری از آلودگی دائماً دستکش به دست داشته باشند و یا هرگز با دست اقدام به خوردن چیزی نکنند.
 کنترل
برخی از افراد از نظر ذهنی گرفتار کنترل و بررسی مداوم هستند. برای مثال، فردی ممکن است بارها درب خانه‌اش را کنترل کند که قفل کرده است یا نه. بیماری را می‌شناختم که هر روز صبح به طور میانگین هشت بار قفل بودن یا نبودن درب خانه را کنترل می‌کرد و گاهی بعد از رفتن به محل کار، تلفنی از همسایگان درخواست می‌کرد که درب خانه‌اش را کنترل کنند که باز نمانده باشد.
شمارش
این اختلال در بعضی بیماران به شکل شمارش مکرّر مداوم، به ویژه در هنگام انجام بعضی فعالیت‌ها، بروز می‌کند. دانش‌‌آموزی را می‌شناختم که هر روز صبح قبل از رفتن به کلاس، تمام چراغ‌های راهروهای مسیر خود را می‌شمرد. دانش‌آموز دیگری عادت داشت قبل از ورود به سالن امتحان، بیست و یک بار درِ خودنویسش را باز و بسته کند. کودکان معمولاً این مشکل خود را با کس دیگری در میان نمی‌گذارند و اولیاء و معلمان آن‌ها از طریق افت عملکرد تحصیلی آن‌ها متوجه مشکل می‌شوند. وقتی از دانش‌آموز اولی علّت شمارش چراغ‌ها را پرسیدند گفت که این کار را به منظور باز شدن فکرش قبل از حضور در کلاس انجام می‌داده و دومی گفت که حس می‌کرده اگر به طور مرتب درِ خودنویسش را باز و بسته کند، سوالات امتحان آسانترخواهند شد.
اختلال وسواسی- جبری (OCD) به این شکل توصیف می‌گردد: افکار یا اعمال تکرار شونده در فرد، به صورتی که باعث اضطراب وی گردد و با علم به غیرمنطقی بودن آن‌ها نتواند به راحتی آن‌ها را از ذهنش خارج سازد.
درمان
خوشبختانه برای درمان اختلال وسواسی-جبری هم روش‌های رفتار درمانی و هم دارو درمانی وجود دارد. با وجودی که هر یک از این دو روش می‌توانند به تنهایی وضعیت بیمار را تا حدّ قابل ملاحظه‌ای بهبود بخشند امّا ترکیب آن دو بهترین نتیجه را به بار می‌آورد.
ترجمه:  کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
"Obsessive Compulsive Disorder", Dr. Krishna Prasad Sreedhar,
 http://www.psychology4all.com/

بیماران روماتیسمی

بیماران روماتیسمی
اکثر بیماران روماتیسمی به دلیل خاصیت بیماریشان که درد مزمن همراه دفورمیتی و محدودیت حرکتی در مفاصل ایشان وجود دارد، در انجام کارهایشان چه در زمینه شغلی و چه در امور شخصی و فعّالیت‌های روزمره که اصطلاحاً A.D.L )) گفته می‌شود، دچار محدودیت‌هایی هستند؛ یعنی به طور ساده فرد بیمار در خوردن غذا، لباس پوشیدن و انجام نظافت شخصی خود با مشکلاتی مواجه می‌شود. علاوه بر این بیماران فوق دارای مشکلات روحی و همچنین اشکالاتی در زمینه جنسی نیز هستند که هر کدام درمان‌های توانبخشی خاص خود را می‌طلبد. به طور کلی هدف از اقدامات توانبخشی در این بیماران ایجاد یک زندگی با کیفیت مطلوب و استقلال نسبی در انجام کارهای شغلی و شخصی است که با توجه به پتانسیل‌های موجود در بیمار تعریف می‌شود. هر چه اقدامات توانبخشی زودتر و در مراحل اولیه شروع شود، اثرات درمانی آن بیشتر خواهد بود و تأکید ما در این نوشتار بر جنبه‌های
فعّالیت‌های فیزیکی است که عبارتند از :
حفظ محدودة حرکت مفصل
به حداقل رساندن آتروفی عضلانی
کاهش دفورمیتی 
تأمیـن استراحت در حد لزوم : این بخش آن قــدر
مهم است که باید جزء برنامه روزانه بیمار باشد مانند: حمام کردن، شانه زدن، مسواک زدن و حداقل 8 ساعت خواب شبانه و یک ساعت خواب در روز برای بیماران با روماتیسم فعّال توصیه می‌شود.
به حداقل رساندن ضربات شدید به مفاصل .
برای تعیین برنامه توانبخشی در این بیماران به نکات خاصی در معاینه و تاریخچه توجه شود. مانند بررسی وضعیت مفاصل از نظر التهاب، درد، محدودة حرکتی و Contracture و ناپایداری مفصل، به علاوه بررسی قدرت عضلانی فرد، محل زندگی، نوع و محل کار، میزان کارایی و توانایی بیمار در شرایط فعلی در محل زندگی و کار مهم است. سپس برنامه توانبخشی بیماران بر اساس نکات ذکر شده و نیز مرحله بیماری شامل حاد، تحت حاد و مزمن تعیین می‌شود.
مرحله حاد (Acute Stage)
در این مرحله اقدامات توانبخشی عبارتند از:
دادن دارو.
استراحت موضعی و بی‌حرکت کردن مفصل درگیر که معمولاً 10-7 روز طول می‌کشد، به علاوه خود بیمار تمایل دارد وضعیت مفصل ملتهب را در حالتی نگاه دارد که کمترین کشش روی مفصل باشد که این ممکن است به ایجاد Contracture و اختلال در عملکرد منتهی شود، لذا بهترین حالت برای بی‌حرکت کردن مفصل در مرحله حـاد ، Functional Position یا حتی‌المقدور نزدیک به حالت فوق باشد که این برای هر مفصل متفاوت است. عملاً در زانو Extension کامل در مچ پا در 90 درجه Flexion و یا در شانه 45 درجه Abduction است. ایجاد این وضعیت توسط وسایلی مثل Splint و Sling و بالش صورت می‌گیرد و در طول 24 ساعت مفصل بی‌حرکت نگاه داشته می‌شود. ورزش مناسب که در این مرحله ورزش‌های ایزومتریک که بدون ایجاد حرکت در مفصل بیشترین Tension را در عضله ایجاد می‌کند و از آتروفی و کاهش قدرت عضله جلوگیری می‌کند.
مرحله تحت حاد: ( Subacute )
1. در این مرحله التهاب به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش پیدا کرده است و می‌توان حرکت فعّال در مقابل مقاومت به مفصل را شروع کرد. حرکت مفصل باید در حد تحمل و بدون ایجاد فشار بر روی مفصل باشد. از مسائل مهم و مورد توجه در این مرحله ایجاد توازن و تعادل بین زمانهای استراحت و ورزش است. یعنی ورزش باید در حدی فعّال باشد که در عین برطرف کردن بی‌حرکتی بیمار باعث افزایش التهاب در مفصل نشود. بهترین زمان برای انجام ورزش درمانی در اواسط صبح  است یعنی زمانی که فرد خسته نیست و در عین حال خستگی صبحگاهی هم از بین رفته است. •  به علاوه بهتر است قبل از ورزش از یک حــرارت
سطحی مرطوب نیز استفاده کرد، یا جهت انجام حرکات ورزشی از استخر استفاده کرد و نکته قابل توجه عدم استفاده از حرارتهای عمقی مانند اولتراسوند یا دیاترمی است و ورزشهای کششی و مقاومتی هم از آنجا که باعث التهاب مفصل می‌شوند، مضر هستند و نباید بکار روند. •  اسپلینت شبانه  می‌تواند از حرکات غیرارادی شبانه جلوگیری کند و از شدت درد هم بکاهد و با ایجاد تغییرات مختصر در Splint می‌توان از انحرافات و جابجائی‌های  رایج ایجاد شده در مفاصل بیماران مبتلا به روماتیسم جلوگیری کرد.
استفاده از متدهایی که باعث کاهش مصرف انرژی، حفظ مفصل و ساده شدن تکنیک کار است که در محل کار و زندگی شروع می‌شود. توضیح این که از آنجا که این بیماران به علت دفورمیتی و محدودیت‌های مختلـف حرکتی در انجام امور شخصی و استفاده از وسایل موجود در یک محیط و شرایط معمولی زندگی دچار اشکال می‌شوند، می‌توان در محیط زندگی و وسایل مورد استفاده و همچنین روش استفاده از این وسایل تغییراتی ایجاد کرد. به عنوان مثال از جمله کارهایی که انجام آن برای بیمار روماتیسمی مشکل است و باید از آن اجتناب کند خم شدن بیش از حد و یا بالا بردن بیش ازحد دست به بالای سر و بلند کردن اجسام و حمل آن با دست است که بیشتر از تحمل بیمار می‌باشد. لذا به این منظور وسایل مورد استفاده این بیماران باید از نظر ارتفاع در سطح بدن و سینة آنها قرار داشته باشد و حتی‌المقدور از چرخ و ترالی برای حمل وسایل استفاده شود و به علاوه اجسام مورد استفاده باید سبک باشند. لباس و کفش باید سبک و براحتی قابل پوشیدن و خارج کردن باشند. لباس دارای زیپ یا Velcro بوده و فاقد دکمه باشد. کفشها بی‌بند باشند و با زیــپ یا Velcro باز و بسته شوند. شانه، مسواک و وسایل شخصی باید دارای دسته بلند باشند تا در انجام امور نظافت دارای استقلال نسبی باشد. ارتفاع صندلی مورد استفاده و Toilet و نیز تخت بیماران باید از حد معمول بلندتر باشد تا جابجایی بیمار راحت‌تر انجام شود و فشار کمتری به مفاصل دست و پا وارد آورد.
استفاده از کفش مناسب و ایجاد تغییرات در کفش گاهی به دلیل دفورمیتی در این بیماران ضرورت پیدا می‌کند و در آنها که دفورمیتی شدید است، بهترین کفش پیشنهادی Molded Castum است که به شکل پا طراحی شده است.
گاهی استفاده از وسایل کمک حرکتی مانند واکر، عصا و عصا با دسته‌ای جهت قرار گرفتن ساعد توصیه می‌شود. استفاده از این وسایل برای کاهش فشار وزن بر روی اندام تحتانی در کسانی که مفاصل اندام تحتانی آنها درگیر است، ضرورت دارد. در مواردی که کاملاً از کارافتادگی است از صندلی چرخدار، انواع مکانیکی تا به صورت موتوریزه و الکترونیکی، بسته به وضعیت بیمار جهت تسهیل در جابجایی استفاده می‌شود.
مرحله مزمن (Chronic Stage)
در این مرحله معمولاً تخریب مفصلی و دفورمیتی و به دنبال آن ناتوانی و معلولیت برای فرد ایجاد شده است. درمان انتخابی در این مرحله ورزشهای کششی است که برای جلوگیری از Contructure و یا در صورت وقوع برای درمان آن به شکلهای مختلف صورت می‌گیرد.
در یک ورزش کششی موفق Contructure باید به میزان یک درجه در روز از بین برود. از متدهای مؤثر کمک کننده به این امر استفاده از گچ‌گیری سریال است که به صورت تدریجی با یک نیروی طولانی محدودیت حرکتی کم می‌شود. با یک گچ‌گیری موفق باعث کاهش Contructure زانو به میزان 5 درجه در هفته می‌شویم. معمولاً هر 5 تا 7 روز یک بار گچ عوض می شود که همراه ورزشهای کششی صورت می‌گیرد. زمانی که تصحیح به حداکثر میزان خود رسید، یعنی زمانی که هیچ افزایشی در حرکات برای دو هفته پشت سر هم نداشتیم، می‌توانیم Splint را جایگزین گچ کنیم. نکته مهم در این مواقع مواظبت جهت جلوگیری از دررفتگی در مفاصل مستعد است.
وقتی درد و التهاب کنترل شد، می‌توان ورزشهای با مقاومت کم و ورزشهای ایزومتریک را شروع کرد. بهترین نوع این ورزش بلند کردن اجسام سبک در محدوده کوتاه حرکتی است. در این مرحله می‌توان با توجه به وضعیت مفصل، تعداد این حرکات را تغییر داد و وقتی حرکات به میزان مطلوب رسید، دادن یک بار ورزش روزانه کافی خواهد بود. این بیمار با وجود آتروفی عضلانی بایستی از انجام ورزشهای مقاومتی جداً منع گردد.
ورزشهای شنا، دوچرخه‌سواری و پیاده‌روی در این مرحله مفید است ولی پیاده‌روی با سرعت زیاد باعث افزایش فشار بر روی مفاصل اندام تحتانی می‌گردد و باید از آن خودداری کرد.
از وسایل کمک حرکتی مانند عصا و واکر می‌توان استفاده کرد.
استفاده از برس به دلیل تغییر در حجم مفصل در طول روز راحت و عملی به نظر نمی‌رسد؛ اما در کسانی که ستون فقرات گردنی آنها درگیر است، آرتزگردنی برای جلوگیری از دررفتگی مهره‌ها و صدمه به نخاع توصیه می‌گردد.
باید توجه داشت در بیماران روماتیسمی ، ورزش درمانی باید از اصول زیر پیروی کند :
هنگام ورزش درمانی نباید درد شدید برای بیمار ایجاد شود.
نباید درد بیش از 2 ساعت پس از ورزش ادامه داشته باشد.
ورزش درمانی نباید باعث افزایش التهاب و درد در روز بعد از ورزش شود. لذا اگر این حالات اتفاق افتاد یعنی ورزش صحیح صورت نمی‌گیرد و باید در نحوه ورزش درمانی تجدیدنظر کرد.
در انتها باید گفت اگر اقدامات توانبخشی هر چه زودتر و در شکل مناسب‌تر شروع شود، مؤثرتر خواهد بود ولی گاهی حتی با اقدامات درمانی و توانبخشی به بهترین شکل و در مناسب‌ترین زمان باز هم نمی‌توان از ناتوانی و معلولیت بیماران روماتیسم مفصلی جلوگیری کرد و اقدامات جراحی ضرورت پیدا می‌کند.

پرسشهای متداول مراجع به کم توانی ذهنی

 پرسشهای متداول مراجع به کم توانی ذهنی
اطلاعات دقیق و مفصل در بارهٌ تعریف انجمن کم توانی ذهنی آمریکا (AAMR) در سال 2002 از کم توانی ذهنی را کجا می توانم بدست آورم ؟
ویرایش دهم" کم توانی ذهنی : تعریف ،طبقه بندی و نظامهای حمایتی" ،تعریف سال 2002 انجمن کم توانی ذهنی آمریکا AAMR و نظام طبقه بندی مذکور را بطور دقیق و مفصل مورد بحث و بررسی قرار می دهد.این تعریف بیانگر اندیشه ها جدید در بارهٌ کم توانی ذهنی است و شامل ابزارها و راهبردهای مهم به منظور شناسایی کم توانی ذهنی به همراه اطلاعات دقیق و مفصل در باره تدوین یک برنامه فردی از حمایتهای فردی شده است.این تعریف در پایگاه اطلاع رسانی AAMR  در دسترس است.
تعریف رسمی  انجمن کم توانی ذهنی آمریکا AAMR  از کم توانی ذهنی چیست ؟
کم توانی ذهنی یک نوع ناتوانی است که با محدودیتهای عمده در عملکرد عقلانی و نیز رفتار سازشی آنگونه که در مهارتهای مفهومی ، اجتماعی و عملی پیداست ،مشخص می شود.این ناتوانی قبل از 18 سالگی تظاهر پیدا می کند. درک کامل و دقیق کم توانی ذهنی و از جمله فهم این موضوع که کم توانی ذهنی به حالت خاصی از عملکرد اشاره دارد که از کودکی شروع می شود ، می تواند ابعاد مختلفی داشته باشد و سخت تحت تاثیر مثبت حمایتهای فردی شده است. الگوی عملکردشامل شرایط و محیطی است که در آن ،فرد رفتار و تعامل دارد و این الگوی عملکرد نیازمند رویکرد و دیدگاهی چند بعدی و بوم شناختی است که نشانگر تعامل فرد با محیط و پیامد های این تعامل با توجه به استقلال ،ارتباطات ،مشارکت در انجمنها ،مشارکت در مدرسه و جامعه وفاه فردی است.
زمانیکه فردی دارای کم توانی ذهنی تشخیص داده می شود به هنگام تدوین برنامه حمایت فردی شده چه عواملی باید در نظر گرفته شوند؟
به هنگام استفاده از تعریف ،طبقه بندی و نظامهای حمایتی AAMR  متخصصین و سایر اعضای گروه باید :
1.   محدودیتها در عملکرد فعلی را با توجه به بافت فرهنگی فرد و همسالان وی ارزشیابی کنند.
2. تفاوتهای فرهنگی و زبانی و همینطور عوامل ارتباطی ،حسی،حرکتی و رفتاری را در نظر بگیرند.
3.  در کنار محدودیتهای فردی نقاط قوت موجود را شناسایی کنند.
4. محدودیتها را آنگونه توصیف کنند که یک برنامه فردی شده از حمایت های مورد نیاز برای آنها قابل تدوین باشد.
5. برای بهبود عملکرد فرد دارای کم توانی ذهنی حمایتهای فردی مناسب را ارائه کنند.
ناتوانی چیست ؟
ناتوانی به محدودیتهای فردی اطلاق می شود که در کوشش برای رفتار در جامعه نقص یا محدودیتی اساسی را نشام می دهد.یک ناتوانی باید در بافت محیط ،عوامل محیطی و نیاز به حمایتهای فردی شده ، مورد ملاحظه قرار گیرد.
هوش چیست ؟
هوش به یک توانایی ذهنی عمومی اطلاق می شود . هوش شامل توانایی استدلال ،برنامه ریزی ،حل مسائل ،تفکر انتزاعی ،درک افکار پیچیده ،یادگیری سریع و یادگیری از تجارب است. گرچه این چه تعریف کامل نیست اما هوش با استفاده  از نمرات  ضریب هوشی (IQ)بدست آمده از آزمونهای استاندارد ارائه شده بوسیلهٌ یک متخصص آموزش دیده ارائه می شود.با توجه به ملاک عقلانی برای تشخیص کم توانی ذهنی ،این اختلال عموماٌ در صورتی محرز می شود که فرد در یک آزمون ،نمره IQ یی در حدود 70 یا پایین تر داشته باشد.
نمره IQ ی بدست آمده همیشه باید در پرتو خطای استاندارد اندازه گیری ،تناسب و همخوانی با نحوه اجرای آن مورد بررسی قرار گیرد.در حالیکه خطای استاندارد اندازه گیری برای اغلب آزمونهای IQ تقریبا 5 است ،اما سقف آن تا 75 نیز ممکن است افزایش پیدا کند. این نمره ،با توجه به خطای استاندارد اندازه گیری در حدود 2 انحراف استاندارد پایین تر از میانگین است.اما ذکر این نکته حائز اهمیت است که نمرهٌ IQ تنها یک جنبه از تشخیص کم توانی ذهنی است.محدودیتهای عمده در مهارتهای سازشی و شواهد و قرائن حاکی از بروز ناتوانی پیش از 18  سالگی نیز دو جز مهم دیگر تشخیص کم توانی ذهنی هستند.
رفتار سازشی چیست ؟
رفتار سازشی مجموعه ای از مهارتهای مفهومی ،اجتماعی و عملی است که افراد یادگرفته اند و به این ترتیب با توجه به آنها در زندگی روزمره رفتار مناسبی دارند.محدودیتهای عمده در رفتار سازشی به  زندگی روزمرهٌ فرد تاثیر می گذارند و توانایی پاسخدهی وی را به یک موقعیت خاص یا محیط تحت تاثیر قرار می دهد.محدودیتها در رفتار سازشی با استفاده از آزمونهای استاندارد شده ای که بر روی جمعیت کلی شامل افراد دارای ناتوانی و افراد عادی هنجار شده اند ،قابل تعیین هستند. در این مقیاسهای استاندارد شده ،محدودیتها ی عمده در رفتار سازشی ،از لحاظ عملی بصورت عملکردی تعریف می شوند که حداقل 2 انحراف استاندارد پایین تر از میانگین را در یکی از موارد زیر داشته باشند: (الف)یکی از سه نوع رفتار سازشی که در پی ادامه می آید : مفهومی ،اجتماعی ،یا عملی؛ (ب)نمرهٌ کلی در یک مقیاس استاندارد شده از مهارتهای مفهومی ،اجتماعی و عملی.
به عنوان نمونه مهارتهای رفتاری سازشی (انطباقی)شامل چه مواردی هستند؟
مهارتهای مفهومی :
زبان دریافتی و بیانی
خواندن و نوشتن
مفاهیم پولی
خودگردانی
مهارتهای اجتماعی :
بین فردی
مسئولیت پذیری
خود پنداره
ساده لوحی(احتمال فریب خوردن)
خام اندیشی
پیروی از مقررات
اطاعت از قوانین
اجتناب از قربانی شدن
مهارتهای عملی :
فعالیتهای شخصی در زندگی روزمره از قبیل خوردن ،لباس پوشیدن ،تحرک و توالت رفتن و نظافت.فعالیتهای ابزاری در زندگی روزمره از قبیل آماده کردن غذا ،مصرف دارو ،استفاده از تلفن ،مدیریت مالی یا پولی ، استفاده از وسائط نقلیهٌ عمومی و فعالیتهای خانه داری.
مهارتهای حرفه ای و شغلی
حفظ یک محیط سالم وامن
;حمایت ها شامل چه مواردی می شوند؟
در حدود 15 سال پیش مفهوم حمایت ها مطرح شد و شیوه توانبخشی و ارایه خدمات آموزشی به اشخاص کم توان ذهنی را دگرگون ساخت در رویکرد حمایت ها به جای آنکه فرد را در طبقه های تشخیصی موجود  بگنجانید و او را وادار کنید تا از مدل های خدماتی موجود استفاده  کند، ابتدا نیازهای خاص فرد ارزیابی و پس از آن راهبردها ،خدمات و حمایتهایی به فرد ارایه می شود تا عملکرد وی بهبود یابد.در این رویکرد تغییر نیازهای فرد و شرایط  محیطی در اثر گذشت زمان نیز مد نظر است در دستنامه انجمن آمریکایی کم توانی ذهنی که در سال 1992 تهیه شده موضوع حمایتها بعنوان یک نو آوری مطرح بود که در سامانه ای که در سال 2002 تهیه شده نیز موجود است. در سال 2002 حمایتها بسیار گسترش یافته و کیفیت آنها بهتر شده که نشان از پیشرفتها ی چشمگیر ی دارد که در دهه گذشته روی داده است.
حمایتها منابع و راهبردهای فردی هستند که برای تقویت رشد ،آموزش ،علایق و رفاه فردی که دچار کم توانی ذهنی است ضروری می باشد.حمایت ها را یک والد ،دوست، معلم ،روانشناس ،دکتر یا هر فرد یا موسسه با صلاحیتی می تواند ارایه دهد.
چرا حمایت ها اهمیت دارند؟
تدارک حمایت های متناسب با فرد می تواند عملکرد فردی را بهبود بخشد ،خود مختاری و مشارکت اجتماعی را افزایش دهد و رفاه اشخاص کم توان ذهنی را بیشتر کند.یکی از بخشهای مهم رویکردهای مبتنی بر فرد توجه به حمایتها بعنوان شیوه ای برای بهسازی آموزش ،اشتغال ،تفریح و محیط زندگی کم توانان ذهنی است .
حمایتهای ضروری را چگونه تعیین می کنید ؟
انجمن آمریکایی کم توانی ذهنی توصیه نموده که دست کم در 9 حیطه اصلی یعنی رشد ، آموزش و تحصیل ،امور زندگی در منزل ،زندگی اجتماعی، اشتغال ،بهداشت و ایمنی ،رفتار ،اجتماع ،حفاظت و مسایل حقوقی نیازهای حمایتی فرد باید تحلیل گردد. موارد خاص مربوط به حیطه ها و فعالیتهای حمایتی کدامند؟
فعالیتهای رشدی
فراهمآوری فرصتهایی برای رشد جسمی که شامل هماهنگی چشم و دست مهارتهای حرکتی ظریف و درشت است.فراهم آوری فرصتهایی برای رشد شناختی نظیر استفاده از واژه هاو تصویرها به منظور بازنمایی جهان و استدلال منطقی در مورد رویدادهای واقعی می شود.فراهم آوری فعالیتهای رشدی اجتماعی و عاطفی که باعث تقویت حس اعتماد ،خود مختاری  و قوه ابتکار می شود.
فعالیتهای آموزشی و تحصیلی
تعامل با مربیان ،معلمان و شاگردان و دانش آموزان دیگر
مشارکت در تصمیم سازی در زمینه فعالیتهای تمرینی و آموزشی
یادگیری و بکارگیری راهبردهای مشکل گشایی
بکار گیری فناوری برای یادگیری
یادگیری و استفاده از دروس کاربردی (درک علایم و تابلوها ،حساب، باقیمانده پول و مواردی از این دست )
یادگیری و استفاده از مهارتهای خود مختاری
فعالیتهای زندگی در منزل
استفاده از دستشویی/توالت
رخت شویی و نگهداری لباسها
آشپزی و غذا خوردن
خانه داری و نظافت منزل
لباس پوشیدن
استحمام و توجه به بهداشت فردی و آراستگی ظاهری
کار با لوازم منزل و استفاده از فناوری موجود در منزل
شرکت در فعالیتهای اوقات فراغت در منزل
فعالیتهای مربوط به زندگی اجتماعی
استفاده از وسایل حمل و نقل  عمومی
شرکت در فعالیتهای تفریحی و فعالیتهای مربوط به اوقات فراغت
سر زدن به دوستان و خانواده
خرید کردن
تعامل با آدمهای محل زندگی
استفاده از ساختمانها و محیط های همگانی
فعالیتهای مربوط به اشتغال
یادگیری و بکارگیری مهارتهای ویژه شغلی
تعامل با همکاران
تعامل با سرپرستان
انجام سریع و با کیفیت و ظایف شغلی
تغییر و ظایف شغلی
دسترسی و دستیابی به کمکها و امکانات مداخله ای در زمان بحران
فعالیتهای مربوط به سلامت و ایمنی
دسترسی و دستیابی به خدمات درمانی
دارو خوردن
پرهیز از خطرهایی که به ایمنی و سلامت فرد آسیب می رساند
ارتباط با مراقبان بهداشتی
دسترسی به خدمات اضطراری
حفظ رژیم غذایی
حفظ سلامت بدن
حفظ سلامت روانی/وضعیت هجانی مطلوب
فعالیتهای رفتاری
یادگیری مهارتها یا رفتاری های خاص
یادگیری و اتخاذ تصمیم های مناسب
دسترسی و دستیابی به درمان مشکلات روانی
دسترسی و دستیابی به درمان اعتیاد به سو مصرف مواد
گنجاندن توجیحات فردی در فعالیتهای روزانه
حفظ رفتار جامعه پسند در اجتماع
مهار خشم و پرخاشگری
فعالیتهای اجتماعی
معاشرت داشتن با اعضا خانواده
شرکت در فعالیتهای تفریحی و اوقات فراغت
اتخاذ تصمیم های جزئی مناسب
معاشرت با اشخاصی غیر از اعضا خانواده
دوست یابی وحفظ دوستی
بیان نیازهای شخصی به ديگران
داشتن روابط عاشقانه و صمیمی
کمک کردن و پذیرفتن کمک
فعالیتهای حفاظتی و حقوقی
مدیریت مالی و سرمایه های شخصی
جلوگیری از سو استفاده
احقاق حقوق قانونی و انجام مسئولیت های قانونی
عضویت و مشارکت در سازمانهای حمایتی/خود حمایتی
دستیابی به خدمات حقوقی
انجام کارهای بانکی و نقد کردن چک
آیا انجمن آمریکا کم توان ذهنی همیشه همین تعریف را از کم توانی ذهنی ارایه داده است ؟
اینطور نیست زیرا انجمن آمریکایی کم توانی ذهنی از سال 1908 تاکنون 10 بار تعریف کم توانی ذهنی را تغییر داده است .هرگاه اطلاعاتی تازه مطرح شده یا تغییراتی در کارهای بالینی  رخ داده  یا در زمینه پژوهش علمی دگرگونی هایی پیش آمده ،تعریف کم توان ذهنی تغییر کرده است.در دهمین چاپ کتاب کم توانی ذهنی ،تعریف ،طبقه بندی و سامانه های حمایتی نسبت به چاپ سال 1992 این کتاب به صورتی جامع روز آمد شده و در این رشته و به هر کسی که با کم توانان ذهنی سروکار دارد،اطلاعات مهم و تازه ،ابزارها و راهبردهایی را ارایه می دهد .
علتهای ابتلا به کم توانی ذهنی کدامند؟
علتهای ایجاد کم توانی ذهنی را میتوان به عوامل خطر آفرین زیستی پزشکی ،اجتماعی، رفتاری و تربیتی تقسیم کرد که در طی زندگی فرد و یا در طی نسلهایی از والد به کودک، با هم در تعامل هستند.عوامل زیستی پزشکی به فرایندهای زیستی نظیر اختلالهای ژنتیکی یا تغذیه مربوط است.عوامل اجتماعی به تعامل خانواده و اجتماع مانند تحریک کودک و واکنش گری بزرگسالان مربوط می شود.عوامل رفتاری به رفتارهای آسیب زا مانند اعتیاد مادر به سو مصرف مواد مربوط می شود.
عوامل تربیتی به دسترس پذیری به حمایتهای خانوادگی و تحصیلی مربوط است که رشد روانی را تقویت می کند و مهارتهای سازگاری را افزایش می دهد.عواملی که در یک نسل وجود دارد می تواند بر دستاوردهای نسل بعد از خود اثر بگذارد.با شناخت علتهای بین نسلی می توان برای پیشگیری از اثرات عوامل خطر ساز ،یا معکوس سازی تاثیر آنها از حمایتهای مناسب استفاده کرد.

خوابهای وحشتناک در کودکان - چرا کودکان افسرده می شوند؟

خوابهای وحشتناک در کودکان - چرا کودکان افسرده می شوند؟

خوابهای وحشتناک در کودکان

در این حالت کودک به علت دیدن خوابهای ترسناک از خواب بیدار می شود و اغلب بخشی از خوابی که موجب ترس وی شده و یا تمامی آن را به یاد می آورد. در این زمان کودک اکثرا در رختخواب خود می نشیند و فریاد می کشد و یا گریه می کند و یا به طرف اتاق خواب و تخت والدین می آید و از آنها تقاضای کمک می کند. گاهی هم ممکن است کودک دچار وحشت شبانه در خواب شود و با صدای بلند در خواب داد بکشد و گریه کند اما از خواب بیدار نشود.

علل اصلی کابوســــها

علل و موجبات اصلی کابوسها ممکن است بر اثر رویدادها و مسائل ترسناکی باشد که کودک در طی روز در تلویزیون می بیند یا در داستانها و کتابها می خواند و یا اطرافیان تعریف می کنند و یا اصولا مسئله ای باشد که کودک خود شخصا با آن رو به رو است مانند: دعواها، مشکلات احساسی و در بچه های بزرگتر مشکلات در مدرسه و شاید سختی تکالیف درسی و غیره. همچنین کابوسهای کودک می تواند تاثیراتی از اعمال روزانه باشد، یک روز فشرده و سخت می تواند باعث کابوس هنگام خواب شود . البته خوابهای وحشتناک می تواند از تخیل کودک هم شکل بگیرد بدون اینکه معنای خاصی داشته باشد. در بچه های کوچک این خوابها قسمتی از رشد آنهاست و وقتی از خواب می پرند بلافاصله به خواب می روند و در فردا آن روز چیزی به یاد نمی آورند. هر کابوسی به این معنی نیست که مسئله ای وجود دارد. در کودکان تب، مریضی، زیاد یا دیر خوردن غذا می تواند نقش مهمی در کابوس داشته باشد.

نحوه بر خورد والدین هنگام دیدن خوابهای وحشتناک به این گونه است که:

هنگامی که کودکی در دل شب فریاد کشید، بی آن که از خواب بیدار شود ، باید او را نوازش کرد و آرام در گوشش لالایی نجوا کرد و در این هنگام نباید کودک را حتی الامکان از خواب بیدار کرد. اما زمانی که کودکتان از صدای فریاد خودش بیدار شد ، همچنان وحشت زده و ترسیده است او را در آغوش بگیرید و یک لیوان آب به او بدهید و او را نوازش کنید و با صدای آهسته برایش تعریف کنید که این فقط یک خواب بود و گذشت ، آنچه که دیدی همه در خواب بود.

حتی اگر کودک معنی واژه رویا (خواب) را هنوز یاد نگرفته باشد ، طنین آرام بخش صدایتان او را تسکین خواهد داد و به او خواهد فهماند که آنچه که دیده واقعیت نداشته است ، و اگر کودک باز هم بی قراری کرد می توان چراغ را روشن کرد و گفت بیا به دنبال آن چیزی که می ترسی بگردیم و یا به او بگوییم چراغ را برایت روشن می گذارم. البته امکان دارد که در بعضی موارد، صحنه های از آن کابوس وحشتناک در ذهنش دوباره تکرار شود و از ترس اینکه دوباره آن منظره های وحشتناک را ببیند از رفتن به رختخواب امتناع ورزد، توصیه ای که در این زمان وجود دارد این است که موضوع خوابی را که کودک عنوان می کند را به شکل دیگری به پایان برسانیم به این شکل که مثلا اگر خواب اژدها را دید به او بگوییم که در انتها تو شمشیری داشتی و اژدها را کشتی.

سعی کنید وقتی کودک خواب ترسناک می بیند و به طرف تخت شما می آید او را به تخت خودش باز گردانید چون بعدا خیلی مشکل است که شب های بعد در اتاق خودش به خواب رود و سعی کنید پیش کودک تا به خواب رفتن وی بمانید و بعد اتاق او را ترک کنید. هنگامی که احساس می کنید دیدن کابوس در کودکتان به علت این است که ذهنش مشغول مسئله ای است باید دقت کنید که چه چیزی در زندگی کودک تغییر یافته است.

البته باید از خود کودک کمک گرفت و یک سئوال باز و دقیق پرسید مثلا دیشب چه خوابی دیده بودی؟ یا دقیقا از چه چیزی می ترسی؟ و بگذاریم خودش تعریف کند و سعی کنیم بین صحبتهایش حرف نزنیم با دقت گوش کنیم زیرا کودک با این عمل ما احساس خواهد کرد که وی را درک می کنیم. البته در کودکانی که کوچکتر هستند نباید انتظار داشته باشیم که خوابشان را واضح بتوانند بیان کنند زیرا کودکان در سنین پائین نمی توانند دقیقا خوابی را که دیده اند به روشنی برای دیگران تعریف کنند و فقط ممکن است یک لغت بگویند مثل: زن بد جنس یا سگ بزرگ. در این صورت باید به آنها گفت که در واقعیت و در اتاق او چیزی وجود ندارد و می توان به همراه کودک همه جای خانه را جستجو کرد.

پیشگیــــری

شبها سعی کنید همیشه یک چراغ خواب در اتاق کودک روشن باشد و در تاریکی قبل از اینکه کودک به خواب رود به وسایل در اتاق کودک نگاه کنید که بد نمانده باشد مثلا سایه یک صندلی ممکن است برای کودک ایجاد ترس کند. و یا می توان یک عروسک به کودک داد و یا در اتاق او آویزان کرد و به او بگویید که این عروسک جلوی خوابهای بد را می گیرد. سعی کنیم کودکان قبل از به خواب رفتن فیلمهای خشن و ترسناک نبینند و یا بازیهای خشن و هیجان انگیز انجام ندهند ، سعی کنید قبل از به خواب رفتن کودک برایش قصه بخوانید(البته نه قصه های هیجان انگیز) و یا یک مسئله که برای کودک جالب است برایش تعریف کنید و به او بگویید :امیدوارم امشب در موردش خواب ببینی. شما می توانید یک موقعیت روحی خوب و آرامش قبل از خواب، برای کودکتان ایجاد کنید.

کــــودکــــان چرا کودکان افسرده می شوند؟  

نه تنها بزرگسالان افسرده می شوند، بلکه بچه ها و نوجوانان نیز به افسردگی که بیماری قابل علاجی است، مبتلا می گردند. در حدود پنج درصد کودکان و نوجوانان در جامعه از افسردگی رنج می برند. کودکانی که زیر فشار استرس هستند، در معرض خطر بیشتری برای افسردگی می باشند. این کودکان اختلالات توجه، یادگیری یا اضطراب دارند. افسردگی می تواند جنبه خانوداگی داشته باشد. رفتار کودکان و نوجوانان افسرده با رفتار بزرگسالان افسرده تفاوت دارد. علایم زیر می تواند والدین را در شناسایی افسردگی کودکان خود کمک کند:

اندوه، اشک و گریه مداوم
2- ناامیدی
3- کاهش انگیزه فعالیت (از فعالیته های مطلوب گذشته نمی تواند لذت ببرد)
4- خستگی مداوم و انرژی تحلیل رفته
5- انزوای اجتماعی و ارتباط ضعیف با دیگران
6- اعتماد به نفس پایین و احساس گناه
7- افزایش حساسیت به خود یا ناتوانی
8- افزایش بیقراری، خشم یا تنفر
9- اشکال در ارتباط با دیگران
10- شکایت های مکرر از بیماری جسمی مانند سردرد و شکم درد
11- غیبت های مکرر از مدرسه و یا عدم انجام تکالیف مدرسه
12- تمرکز ضعیف بر روی مطالب
13- اختلالات عمده در خواب و خوراک
14- سخن گفتن درباره فرار از خانه و یا تلاش در جهت آن
15- افکار یا رفتار دال بر خودکشی

کودکی که معمولا با دوستانش بازی می کرد، حالا بیشتر وقتش را در خانه و بدون انگیزه به تنهایی می گذارند. اموری که قبلا برای کودک نشاط آور بودند، حالا لذتی برای او ندارند. این کودکان از مرگ دم می زنند و می گویند که می خواهند بمیزند. کودکان افسرده در سنین بزرگسالی تمایل بیشتری برای خودکشی دارند. نوجوانان افسرده ممکن است به سوی مصرف مواد مخدر، داروها و الکل روی آورند. کودکان و نوجوانانی که درخانه و یا در مدرسه مشکلاتی را به بار می آورند، ممکن است واقعا افسرده باشند، ولی خود ندانند. کودکان افسرده همیشه غمگین نیستند بنابراین والدین و معلمین ممکن است ندانند که دردسرهایی که آنها ایجاد می کنند به افسردگی آنها ارتباط دارد. وقتی که ما مستقیما از این کودکان افسرده بپرسیم، گاهی ممکن است بگویند که غمگین هستند. تشخیص و درمان به موقع برای کودکان افسرده ضروری است. افسردگی یک بیماری جدی است که به کمک روانپزشک کودکان نیاز دارد. درمان کامل شامل درمان فرد و خانواده است. در درمان افسردگی کودکان ممکن است که داروهای ضدافسردگی نیز نیاز باشد.

خوابهای وحشتناک در کودکان - چرا کودکان افسرده می شوند؟

خوابهای وحشتناک در کودکان - چرا کودکان افسرده می شوند؟

خوابهای وحشتناک در کودکان

در این حالت کودک به علت دیدن خوابهای ترسناک از خواب بیدار می شود و اغلب بخشی از خوابی که موجب ترس وی شده و یا تمامی آن را به یاد می آورد. در این زمان کودک اکثرا در رختخواب خود می نشیند و فریاد می کشد و یا گریه می کند و یا به طرف اتاق خواب و تخت والدین می آید و از آنها تقاضای کمک می کند. گاهی هم ممکن است کودک دچار وحشت شبانه در خواب شود و با صدای بلند در خواب داد بکشد و گریه کند اما از خواب بیدار نشود.

علل اصلی کابوســــها

علل و موجبات اصلی کابوسها ممکن است بر اثر رویدادها و مسائل ترسناکی باشد که کودک در طی روز در تلویزیون می بیند یا در داستانها و کتابها می خواند و یا اطرافیان تعریف می کنند و یا اصولا مسئله ای باشد که کودک خود شخصا با آن رو به رو است مانند: دعواها، مشکلات احساسی و در بچه های بزرگتر مشکلات در مدرسه و شاید سختی تکالیف درسی و غیره. همچنین کابوسهای کودک می تواند تاثیراتی از اعمال روزانه باشد، یک روز فشرده و سخت می تواند باعث کابوس هنگام خواب شود . البته خوابهای وحشتناک می تواند از تخیل کودک هم شکل بگیرد بدون اینکه معنای خاصی داشته باشد. در بچه های کوچک این خوابها قسمتی از رشد آنهاست و وقتی از خواب می پرند بلافاصله به خواب می روند و در فردا آن روز چیزی به یاد نمی آورند. هر کابوسی به این معنی نیست که مسئله ای وجود دارد. در کودکان تب، مریضی، زیاد یا دیر خوردن غذا می تواند نقش مهمی در کابوس داشته باشد.

نحوه بر خورد والدین هنگام دیدن خوابهای وحشتناک به این گونه است که:

هنگامی که کودکی در دل شب فریاد کشید، بی آن که از خواب بیدار شود ، باید او را نوازش کرد و آرام در گوشش لالایی نجوا کرد و در این هنگام نباید کودک را حتی الامکان از خواب بیدار کرد. اما زمانی که کودکتان از صدای فریاد خودش بیدار شد ، همچنان وحشت زده و ترسیده است او را در آغوش بگیرید و یک لیوان آب به او بدهید و او را نوازش کنید و با صدای آهسته برایش تعریف کنید که این فقط یک خواب بود و گذشت ، آنچه که دیدی همه در خواب بود.

حتی اگر کودک معنی واژه رویا (خواب) را هنوز یاد نگرفته باشد ، طنین آرام بخش صدایتان او را تسکین خواهد داد و به او خواهد فهماند که آنچه که دیده واقعیت نداشته است ، و اگر کودک باز هم بی قراری کرد می توان چراغ را روشن کرد و گفت بیا به دنبال آن چیزی که می ترسی بگردیم و یا به او بگوییم چراغ را برایت روشن می گذارم. البته امکان دارد که در بعضی موارد، صحنه های از آن کابوس وحشتناک در ذهنش دوباره تکرار شود و از ترس اینکه دوباره آن منظره های وحشتناک را ببیند از رفتن به رختخواب امتناع ورزد، توصیه ای که در این زمان وجود دارد این است که موضوع خوابی را که کودک عنوان می کند را به شکل دیگری به پایان برسانیم به این شکل که مثلا اگر خواب اژدها را دید به او بگوییم که در انتها تو شمشیری داشتی و اژدها را کشتی.

سعی کنید وقتی کودک خواب ترسناک می بیند و به طرف تخت شما می آید او را به تخت خودش باز گردانید چون بعدا خیلی مشکل است که شب های بعد در اتاق خودش به خواب رود و سعی کنید پیش کودک تا به خواب رفتن وی بمانید و بعد اتاق او را ترک کنید. هنگامی که احساس می کنید دیدن کابوس در کودکتان به علت این است که ذهنش مشغول مسئله ای است باید دقت کنید که چه چیزی در زندگی کودک تغییر یافته است.

البته باید از خود کودک کمک گرفت و یک سئوال باز و دقیق پرسید مثلا دیشب چه خوابی دیده بودی؟ یا دقیقا از چه چیزی می ترسی؟ و بگذاریم خودش تعریف کند و سعی کنیم بین صحبتهایش حرف نزنیم با دقت گوش کنیم زیرا کودک با این عمل ما احساس خواهد کرد که وی را درک می کنیم. البته در کودکانی که کوچکتر هستند نباید انتظار داشته باشیم که خوابشان را واضح بتوانند بیان کنند زیرا کودکان در سنین پائین نمی توانند دقیقا خوابی را که دیده اند به روشنی برای دیگران تعریف کنند و فقط ممکن است یک لغت بگویند مثل: زن بد جنس یا سگ بزرگ. در این صورت باید به آنها گفت که در واقعیت و در اتاق او چیزی وجود ندارد و می توان به همراه کودک همه جای خانه را جستجو کرد.

پیشگیــــری

شبها سعی کنید همیشه یک چراغ خواب در اتاق کودک روشن باشد و در تاریکی قبل از اینکه کودک به خواب رود به وسایل در اتاق کودک نگاه کنید که بد نمانده باشد مثلا سایه یک صندلی ممکن است برای کودک ایجاد ترس کند. و یا می توان یک عروسک به کودک داد و یا در اتاق او آویزان کرد و به او بگویید که این عروسک جلوی خوابهای بد را می گیرد. سعی کنیم کودکان قبل از به خواب رفتن فیلمهای خشن و ترسناک نبینند و یا بازیهای خشن و هیجان انگیز انجام ندهند ، سعی کنید قبل از به خواب رفتن کودک برایش قصه بخوانید(البته نه قصه های هیجان انگیز) و یا یک مسئله که برای کودک جالب است برایش تعریف کنید و به او بگویید :امیدوارم امشب در موردش خواب ببینی. شما می توانید یک موقعیت روحی خوب و آرامش قبل از خواب، برای کودکتان ایجاد کنید.

کــــودکــــان چرا کودکان افسرده می شوند؟  

نه تنها بزرگسالان افسرده می شوند، بلکه بچه ها و نوجوانان نیز به افسردگی که بیماری قابل علاجی است، مبتلا می گردند. در حدود پنج درصد کودکان و نوجوانان در جامعه از افسردگی رنج می برند. کودکانی که زیر فشار استرس هستند، در معرض خطر بیشتری برای افسردگی می باشند. این کودکان اختلالات توجه، یادگیری یا اضطراب دارند. افسردگی می تواند جنبه خانوداگی داشته باشد. رفتار کودکان و نوجوانان افسرده با رفتار بزرگسالان افسرده تفاوت دارد. علایم زیر می تواند والدین را در شناسایی افسردگی کودکان خود کمک کند:

اندوه، اشک و گریه مداوم
2- ناامیدی
3- کاهش انگیزه فعالیت (از فعالیته های مطلوب گذشته نمی تواند لذت ببرد)
4- خستگی مداوم و انرژی تحلیل رفته
5- انزوای اجتماعی و ارتباط ضعیف با دیگران
6- اعتماد به نفس پایین و احساس گناه
7- افزایش حساسیت به خود یا ناتوانی
8- افزایش بیقراری، خشم یا تنفر
9- اشکال در ارتباط با دیگران
10- شکایت های مکرر از بیماری جسمی مانند سردرد و شکم درد
11- غیبت های مکرر از مدرسه و یا عدم انجام تکالیف مدرسه
12- تمرکز ضعیف بر روی مطالب
13- اختلالات عمده در خواب و خوراک
14- سخن گفتن درباره فرار از خانه و یا تلاش در جهت آن
15- افکار یا رفتار دال بر خودکشی

کودکی که معمولا با دوستانش بازی می کرد، حالا بیشتر وقتش را در خانه و بدون انگیزه به تنهایی می گذارند. اموری که قبلا برای کودک نشاط آور بودند، حالا لذتی برای او ندارند. این کودکان از مرگ دم می زنند و می گویند که می خواهند بمیزند. کودکان افسرده در سنین بزرگسالی تمایل بیشتری برای خودکشی دارند. نوجوانان افسرده ممکن است به سوی مصرف مواد مخدر، داروها و الکل روی آورند. کودکان و نوجوانانی که درخانه و یا در مدرسه مشکلاتی را به بار می آورند، ممکن است واقعا افسرده باشند، ولی خود ندانند. کودکان افسرده همیشه غمگین نیستند بنابراین والدین و معلمین ممکن است ندانند که دردسرهایی که آنها ایجاد می کنند به افسردگی آنها ارتباط دارد. وقتی که ما مستقیما از این کودکان افسرده بپرسیم، گاهی ممکن است بگویند که غمگین هستند. تشخیص و درمان به موقع برای کودکان افسرده ضروری است. افسردگی یک بیماری جدی است که به کمک روانپزشک کودکان نیاز دارد. درمان کامل شامل درمان فرد و خانواده است. در درمان افسردگی کودکان ممکن است که داروهای ضدافسردگی نیز نیاز باشد.

تئاتر درمانی

تئاتر درمانی
امروزه تئاتر درمانی به عنوان شیوه‌ای موثر و روشی جدید در توانبخشی و درمان افراد دچار عارضه‌های روحی و روانی مورد توجه کارشناسان و فعالان حوزه علوم توانبخشی و هنرهای نمایشی (تئاتر) قرار گرفته است. به طوری که در حال حاضر این شیوه درمانی در بسیاری از کشورها بخصوص کشورهای اروپایی و آمریکایی و کشورهای اسکاندیناوی به عنوان روشی موثر در درمان افراد نیازمند مورد توجه است.
این شیوه درمانی در ایران قدمت چندانی ندارد و آغاز فعالیت آن به سال 1348 و پژوهش‌های دکتر «حمید اشکانی» و «حسن حق‌شناس» در مرکز روان‌پزشکی حافظیه شیراز برمی‌گردد.
اما در چند سال گذشته به مدد کارشناسان رشته‌های مختلفی چون روان‌شناسی کاردرمانی و هنرهای نمایشی در بسیاری از مراکز توانبخشی معلولان و مصدومان جنگی شیوه تئاتر درمانی با عناوین مختلف به عنوان یکی از روش‌های نوین و مهم درمان و توانبخشی مورد استفاده قرار گرفته است.
این شیوه درمانی برای نخستین بار بر روی مصدومان جنگی «جانبازان گروه اعصاب و روان» (اسکیزوفرنیک مزمن) از پنج سال پیش در مرکز روان‌پزشکی سعادت‌آباد تهران مورد استفاده قرار گرفت که در قالب فعالیتی درمانی و عضوی ازتیم درمان این مرکز ظرف مدت زمانی کوتاه تغییرات معنی داری در افراد تحت پوشش این شیوه درمانی دیده شده است و در این زمینه نتایج قابل توجهی به دست آمده است.
تئاتر درمانی یکی از روش‌های هنر درمانی است که امروزه در مسیر توانبخشی و درمان بیماران روحی و روانی به درستی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
این روش درمانی در یکصد سال گذشته به عنوان نقطه تلاقی هنر نمایش و روان‌شناسی در ارتباط با پالایش روح و روان انسان و رسیدن به «کاتارسیس» و تعادل روانی مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است.
در تئاتر درمانی می‌توان به کمک روش‌ها و تکنیک‌های درمانی خاص بر اختلالات‌روانی غلبه کرد و در راه افزایش قوه یادگیری، ثبات و سلامت شخصیت، کسب مهارت‌های فردی و ارتقای حس خود ادراکی، افزایش توانایی‌های فیزیکی و تقویت مهارت‌های حرکتی و تعادل روحی و روانی افراد گام برداشت.
این شیوه درمانی برای نخستین بار در سال 1939 توسط روان‌پزشک و نظریه‌پرداز بزرگ رومانیایی «جاکوب لویی مورنو» مطرح شد.
در این روش درمانی به کمک شیوه‌های مختلف نمایشی و تکنیک‌های خاص روان‌شناسی در اجرای نمایش، به بیمار فرصت داده می‌شود تا در پشت نقاب نقش و بازیگری تعارضات و کشمکش‌های درونی خود را بازگو نماید و فرصت مواجهه و آشنایی با درون خویش را پیدا کند و در صدد تغییر و اصلاح رفتاری خود برآید.
در نمایش درمانی تکرار و رو به روشدن‌های مکرر بیمار یا (مراجع) با رفتار و اندیشه‌هایی که شاید برای اولین بار رنج‌آور و آزاردهنده ذهن و روان است باعث کم شدن حساسیت‌های فردی به آن اعمال و افکار می‌شود و این همان چیزی است که با عنوان «به نمایش درآوردن وارونه» مطرح می‌شود و معنی دقیق آن «کیفیت نامناسب و نامقبول چیزی را زایل کردن» است.
نمایش درمانی نوعی کاوش علمی جهت دریافت حقیقت از طریق شیوه‌های نمایشی است در این روش درمانگر با دو عنصر «عمل» و «مشاهده فعالانه» دست به گریبان است.
عمل در نمایش درمانی به معنای تجسم بخشیدن به ذهنیات «مراجع درمان‌پذیر» از طریق حرکت‌های نمایشی است که این کار توسط تکنیک‌هایی خاص صورت می‌گیرد.
مضاعف‌سازی، آئینه، جابجایی نقش‌ها، صندلی داغ، اتاق تاریک و صندلی خالی از جمله تکنیک‌هایی است که در این شیوه درمانی مورد استفاده درمانگر نمایشی قرار می‌گیرد.
در نمایش درمانی، فرد قادر است بر بسیاری از دل نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و ترس‌های مرضی خود غلبه کند.
بازی‌سازی و قرار گرفتن در مرحله آزمون و خطا از جمله مهمترین عناصر تخلیه کننده انسان در تئاتر درمانی است. منشاء بسیاری از اضطراب‌های فردی، ترس‌ها و نگرانی‌ها، ترس از عمل است که نمایش درمانی به روش‌های خاص خود این مشکلات را برطرف می‌کند.
بداهه‌پردازی، غیرقابل پیش‌بینی بودن، تزکیه کردن و دراماتیک بودن به عنوان مهم‌ترین عناصر ساختار در نمایش درمانی است.
افشاگری، امور زندگی و آفرینندگی به عنوان مهمترین وجوه درمانی هنر نمایش است که در تئاتر درمانی به نهایت خود می‌رسد.
به اعتقاد کارشناسان از گذشته تا حال حرکات نمایش، رقص، آواز، پانتومیم و شکل‌های دیگر نمایشی چه از نظر بازیگر و چه از دید تماشاگر، نوعی نیاز بشری محسوب می‌شده است.
از حدود چهار هزار سال پیش از میلاد مصریان باستان برای بیان و نشان دادن آداب و سنن مذهبی و آیینی خود وارتباط انسان با خدایان نمایش‌هایی برگزار می‌کردند که از این میان می‌توان به آیین «اوزیس و اوزیروس» دو رب‌النوع مصری اشاره کرد که به نام آیین «مصائب آبیدوس» معروف است.
این آیین درباره مرگ و رستاخیز است اما بعدها یونانیان باستان تئاتری را پایه‌گذاری کردند که در آن افسانه‌ها و اساطیر و داستان‌های کهن در آن اجرا می‌شد در همین زمان بود که درام نویسان بزرگی چون آشیل، سوفوکل و اوریپید به عنوان مثلث تراژدی نویسان یونان باستان به ظهور رسیدند.
عجیب نیست اگر تئاتر و نمایش در مواردی خاص مانند آموزش تعلیم و تربیت روانی به تدریج جای خود را باز کرد و با محدوده‌ای مشخص پذیرفته شد.
در نمایش درمانی، زمان همیشه زمان حال است حتی اگر فرد بخواهد بخش‌هایی از گذشته یا آینده خود را به تصویر بکشد. نمایش درمانی روشی درمانی است که می‌تواند در آموزش‌های مشاوره‌ای، مشکلات مراکز صنعتی و به طور کلی همه مواردمشاوره و راهنمایی با روش شناختی مشخص مورد استفاده قرار گیرد.
در این روش نمایش درمانگر با تلفیق مبانی علمی و تکنیکی و محتوایی قادر است با ارتباط علم روان‌شناسی و هنر تئاتر در راه مداوای مراجعان تلاش کند.
در این شیوه درمانگربا به‌کارگیری روش‌های مختلف درمان در ایجاد موقعیت‌های مناسب و فضاسازی ذهنی، شیوه‌های بازیگری خلاق و روش‌های وجودی و روش انتقال و روابط اشیا را به گونه‌ای ملموس، مورد مداوای روانشناختی قرار می‌دهد. نمایش درمانی یکی از راه‌های بروز مشکلات درونی انسان‌هایی است که دچارعارضه‌هایی روحی و روانی شده‌اند.
در این شیوه درمانی، درمانگر در مسیر درمانی غیردارویی می‌تواند در راه برطرف کردن بسیاری از گرفتگی‌های روحی و روانی افراد نیازمند تلاش کند.
عنصر تزکیه و پالایش روحی و روانی در نگاه ارسطو به عنوان مهم‌ترین عنصر درمانی نمایش است که در این شیوه درمانی به عنوان نخستین نقطه تلاقی هنر نمایش با علم روان‌شناسی مطرح شده است.
با توجه به آمار بالای بیماران دچار عارضه‌های روحی و روانی هنگام آن فرا رسیده است که نمایش درمانی به عنوان روشی نوین در درمان مشکلات روحی و روانی جامعه کارکردهای اجتماعی خود را بیشتر نشان دهد.
اکنون که دنیا به سوی درمان‌های غیردارویی گام برمی‌دارد برماست که تلاش کنیم تا در مسیر آموزش‌های مختلف هنر درمانی از این قافله عقب نمانیم.