چرا بسياري از مردان از نظر احساسي ضعيف هستند؟

چرا بسياري از مردان از نظر احساسي ضعيف هستند؟
خوب اين تقصير مغزمردانه است. دكتر ديويد پاول، رييس مركز بين‌المللي مطالعات سلامت مي‌گويد: « سيم‌كشي مغز مردان متفاوت است.» او توضيح مي‌دهد كه ارتباط بين نيم‌كره چپ مغز، جايگاه منطق، و نيم‌كره راست مغز، محل عواطف و احساسات، در زنان قوي‌تر است: «ارتباط بين دو نيم‌كره در زنان شبيه يك بزرگراه است، بنابراين مي‌توانند به راحتي بين دو نيم‌كره حركت كنند. اما در مردان اين ارتباط مانند يك كوره راه باريك است كه باعث مي‌شود دسترسي به احساسات براي ما مردها چندان آسان نباشد.»
اين مي‌تواند توضيحي براي نتايج 125 مورد مطالعه در فرهنگ‌هاي مختلف باشد: در اين بررسي‌ها مشاهده شد كه مردها و پسرها همواره در تفسير پيام‌هاي غيركلامي نهفته در ژست بدن، حالت صورت و لحن صدا دقت كمتري دارند.
هم‌چنين واكنش مردان نسبت به احساسات ضعيف‌تر است و زودتر هم آنها را فراموش مي كنند. در آزمايشي كه در دانشگاه استانفورد انجام گرفت، عكس‌هايي از صحنه‌هاي تكان‌دهنده يا ناراحت‌كننده باعث تحريك بخش گسترده‌تري در مغز زنان شد. پس از سه هفته، زنان در مقايسه با مردان جزييات بيشتري از اين تصاوير را به خاطر داشتند.
به همين صورت محققان گمان مي‌كنند كه يك زن ممكن است به خاطر بگو مگو يا بي‌اعتتنايي كوچكي كه شوهرش مدت‌هاست فراموش كرده هم‌چنان ناراحت و عصباني باشد.
پسرها در سن يك سالگي در مقايسه با دختران ارتباط چشمي كمتري برقرار مي‌كنند و به اشياي متحرك مثل ماشين توجه بيشتري نشان مي‌دهند تا چهره انسان‌ها. هم پدرها و هم مادرها با پسران‌شان كمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت مي‌كنند (به جز خشم)، و دايره لغات ذهن پسرها شامل تعداد كمتري از واژه‌هاي مربوط به احساسات مي‌شود.
در زمين بازي- اگر نه در خانه- پسرها ياد مي‌گيرند كه جلوي اشك‌شان را بگيرند و ترسي از خود نشان ندهند. چهره آنها، كه زماني به اندازه دختران نشان دهنده احساس‌شان بود، با رسيدن به سنين دبستان جدي تر مي‌شود.
در سنين بزرگ‌سالي مردان از كلمات كمتري استفاده مي‌كنند و صحبت كردن را حداقل در جمع ابزاري براي بالا بردن موقعيت خود مي‌دانند، برعكس خانم‌ها كه براي نزديكي به ديگران با آنها وارد صحبت مي‌شوند. مردان حتي هنگام صحبت با دوستان‌شان هم در حال تبادل اطلاعات در مورد خريد ، ورزش، ماشين يا كامپيوتر هستند.

چرا مردان منفجر مي‌شوند؟


اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصباني مي‌شوند ، اما خشم هم‌چنان يك ويژگي مردانه به حساب مي‌آيد. دكتر كنث ديليو كريستين، روان‌شناس و نويسنده مي‌گويد: «خشم به اين علت به وجود مي‌آيد كه شخص به علت سركوب كردن احساسات خودش دچار سرخوردگي شديد مي‌شود با اين وجود اين كاري است كه مردان انجام مي‌دهند، چون مي‌ترسند كه اگر كمي به احساسات‌شان بها بدهند ديگر كنترل آن از دست‌شان خارج مي‌شود. اگر شما همه ابعاد وجودتان را رشد ندهيد اگر ياد نگرفته باشيد كه چه‌طور با احساسات‌تان كنار بياييد، تبديل به سايه‌اي مي‌شويد كه فقط بخش كوچكي از شخصيت‌تان را نشان مي‌دهد و طولي نمي‌كشد كه اين بناي سستي كه از خود ساخته‌ايد فرو مي‌ريزد.»
در مقاله ي بعد حتما با ما باشيد تا راهكارهايي ارائه دهيم كه يك مرد در كنار مردانگي اش ،احساساتش را هم بروز دهد.
و همين طور يك زن بتواند به همسرش براي ابراز احساسات آسان تر كمك كند.

براي آنكه احساسات بيشتر در زندگي آقايان وارد شود ، رعايت اين نكات توصيه مي گردد:


آقايان اينها را امتحان كنيد!
«مرداني كه بيش از همه احساسات‌شان را پنهان مي‌كنند احتمالا حساس‌ترين مردها هستند!»
با اين حال شما آقايان مي‌توانيد بدون گريه و زاري راه انداختن، احساسات‌تان را ابراز كنيد.
خوب، چرا شروع نمي‌كنيد:
يك خروجي خلاقانه براي خودتان ايجاد كنيد.
سرگرمي‌هايي مثل نقاشي يا هر هنر مورد علاقه تان ، مي‌تواند ابزار خوبي براي غلبه احساسات يك مرد باشد. يادتان باشد كه بسياري از آثار برجسته هنري و ادبي جهان توسط جنسي خلق شده‌اند كه گفته مي‌شود احساس ندارد!
استرس و خشم خود را از طريق ورزش تخليه كنيد.
وستوور مي‌گويد: « وقتي به جايي مي‌رسيد كه فقط مي‌خواهيد سرتان را به ديوار بكوييد ، يك وقفه 10دقيقه‌اي براي آرام كردن شما كافي است.»
مي توانيد مواقعي كه دچار احساسات شديد مي‌شويد ، جايي پيدا كنيد و روي زمين شروع به شنا زدن كنيد.
سعي كنيد « يك كمي » از احساسات‌تان را بروز دهيد.

كلمن پيشنهاد مي‌كند: اين روش را با احساساتي آغازكنيد كه مي‌توانيد كنترل‌شان كنيد ، يك گوش شنوا پيدا كنيد و از عبارت « يك كمي» استفاده كنيد گفتن اينكه «يك كمي» ناراحتيد يا «يك كمي» مي‌ترسيد ، بي‌خطرتر از اين به نظر مي‌رسد كه بخواهيد آسيب‌پذيري خود را كاملا بيان كنيد.
وقتي به جايي مي‌رسيد كه فقط مي‌خواهيد سرتان را به ديوار بكوييد ، يك وقفه 10دقيقه‌اي براي آرام كردن شما كافي است.
به سمت ناراحتي‌هاي‌تان برويد.
به‌جاي اينكه از احساساتي كه نمي‌دانيد چه‌طور با آنها كنار بياييد اجتناب كنيد ، بيشتر به آنها بپردازيد. شما به زمان و تلاش نياز داريد تا ياد بگيريد چگونه احساسات‌تان را كنترل كنيد ، چرا كه بايد مغزتان دوباره آموزش ببيند. اما نگران نباشيد، به مرور زمان اين كار براي‌تان آسان‌تر مي‌شود.

خانم‌ها ، حواس‌تان باشد!


در اينجا روش‌هايي وجود دارد كه شما خانم‌ها مي‌توانيد از آنها استفاده كنيد تا همسرتان بتواند با احساساتش راحت‌تر برخورد كند.
براي صحبت كردن در كنار همسرتان باشيد تا او احساس كند در كنار اوهستيد نه در مقابلش.
هنگام صحبت با او در كنارش باشيد نه روبه‌رويش.
روان‌شناسان معتقدند وقتي رودر روي يك مرد قرار مي‌گيريد باعث مي‌شويد او احساس رقابت يا مقابله كند ،به جاي اينكه از آن سوي ميز به او خيره شويد ، در يك سمت در كنار شوهرتان بنشينيد.
با هم به يك فعاليت فيزيكي بپردازيد.
وقتي با شوهرتان پياده‌روي مي‌كنيد ، سد دفاعي او شكسته مي‌شود. بگذاريد موضوع صحبت خود به خود پيش بيايد هرگز يك مرد را مجبور نكنيد در مورد چيزي حرف بزند.
هرگز يك مرد را براي حرف زدن راجع به يك روز بد تحت فشار قرار ندهيد.
اگر مرد شما روزي طاقت‌فرسا را پشت سر گذاشته، شايد بخواهد از رنج و ناراحتي آن رها باشد. چه فايده‌اي دارد كه تمام شب را در احساس بدبختي بگذرانيد وقتي اين كار گره‌اي از كارتان را باز نمي‌كند؟
نشان دهيد ، فقط حرف نزنيد.
صحبت كردن شايد براي يك زن محبوب‌ترين شكل عشق ورزيدن باشد ، اما مردان رابطه زناشويي را نوعي وسيله برقراري ارتباط مي‌دانند. مردان بخش عظيمي از احساسات خود را به صورت فيزيكي ابراز مي‌كنند. به جاي اينكه مرد را مجبور كنيد احساسش را در قالب كلمات ترجمه كند ، به زبان خودش صحبت كنيد.
بگذاريد مردتان بداند كه به چه نوع حمايت عاطفي نياز داريد.
مردان نيز مانند زنان مي‌توانند از لحاظ عاطفي نسبت به همسرشان حساس و حمايت‌گر باشند ، اما اغلب وقت آنها كفايت نمي‌كند. مردان به اين مسايل بي‌توجه نيستند ، اما شما خانم‌ها بايد به آنها فرصت دهيد تا بدانند چه مي‌خواهيد و در چه زماني به آن نياز داريد.
از همسرتان نظرخواهي كنيد.
در يك روز آرام از شوهرتان بپرسيد: آيا من تا به حال كاري كرده‌ام كه فكر كني ديگر مثل روزهاي اول به تو احترام نمي‌گذارم و تحسينت نمي‌كنم؟ به او بگوييد كه چقدر از داشتن او خوشحاليد و اينكه متاسف هستيد كه در اغلب موارد نمي‌گذاريد او اين را بداند. اينجاست كه همسرتان دهانش باز مي‌ماند!!

مردان بدبین

مردان بدبین
درست است که مرد باید از همسرش مراقبت کند لیکن نه بحدیکه به وسواسیگری منتهی شود.بعض مردها به بیماری بدگمانی و سوءظن مبتلا هستند.بی جهت نسبت به همسرانشان بدبین هستند.درباره آنان احتمال خیانت میدهند.
هر مردیکه بدین بیماری خانمانسوز مبتلا شد زندگی را به خودش و خانواده اش تلخ میکند. ایراد و بهانه جویی میکند.نسبت به اعمال وحرکات همسرش به نظر بدبینی نگاه میکند و مانند سایه او را تعقیب مینماید.چون سوءظن دارد از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا میکند.
چیزهایی را که اصلا دلیل خیانت نیستند به منزله ادله قطعیه غیر قابل انکارمیشمارد.مثلا: چون فلان مرد برایش نامه نوشته لابد با هم سر و سری دارند.چون با فلان مرد سلام و تعارف کرد معلوم میشود خیانتکار است.
چون جوان همسایه از پشت بام باو نگاه کرد معلوم میشود خواهان یکدیگرهستند.چون از فلان مرد تعریف کرد معلوم میشود دل بسته اوست.چون نامه اش را از من مخفی نمود لابد از معشوقش بوده است.چون کمتر ازسابق اظهار محبت میکند معلوم میشود زیر سرش بلند است.چون قیافه دخترم با همسرم شباهت ندارد معلوم میشود خیانت کرده است.
این قبیل امور بلکه کوچکتر از آنها را دلیل قطعی خیانت میشمارد.
بدتر از همه اینکه گاهی مادر یا خواهر یا یکی از همسایگان در اثرغرض ورزی و کینه توزی عقیده اش را تایید نماید در اینصورت جرم وخیانت یقینی میشود.
بدبخت خانواده ایکه به مرض بدگمانی مبتلا شوند.آسایش وخوشی ندارند.آب خوش از گلوی هیچکدامشان پایین نمی رود.مرد همانندیک پلیس مخفی دائما از اعمال و حرکات همسرش مراقبت مینماید.از درو دیوار شاهد و دلیل می تراشد و در رنج و عذاب دائم بسر می برد. زن بیچاره هم ناچار است همانند یک متهم بیگناه همواره در شکنجه و عذاب روحی و در حال محدودیت و تحت نظر زندگی کند.بنیاد چنین خانواده ای همواره در معرض خطر قرار دارد. ممکن است طلاق و جدایی به میان آید و زن و شوهر هر دو بدبخت شوند.ممکن است در اثر بدبینی قتل و جنایت بوجود آید.
مردانیکه در اثر سوءظنهای بیجا همسران بیگناه خویش را بقتل رسانده و حتی خودشان انتحار کرده اند نمونه های فراوانی دارند.
در چنین موردی که واقعا یکی از مواقع حساس و خطرناک زناشویی است مرد و زن باید دست از لجبازی بردارند و قبل از وقوع حوادث ناگوار با عقل و تدبیر در صدد چاره بر آیند.زن و مرد اگر اندکی بخود آیند و خطر بزرگی را که در کمینشان نشسته در نظر بگیرند و بااحتیاط کامل و عاقبت اندیشی در صدد حل مشکل برآیند پیروز خواهندشد.
مرد باید تعصبهای غلط و توهمات بیجا را از خویش دور گرداند وبر طبق موازین عقل و وجدان رفتار کند.نسبت خیانت به کسی دادن موضوع بسیار دشوار و پر مسؤولیتی است.تا موضوع خیانت با دلیل وشاهد قطعی به اثبات نرسد نمی توان کسی را متهم کرد.خداوند متعال درقرآن میفرماید:ای کسانیکه ایمان آورده اید از بسیاری از گمانهای بداجتناب کنید زیرا بعض گمانها گناه است.
▪ رسول خدا (ص) فرمود:هر کس همسرش را (بی جهت) متهم به زنا کند همانند مار که از پوستش خارج میشود از حسناتش خارج خواهدشد.و به تعداد موهای بدنش هزار گناه در نامه اعمالش ثبت خواهد شد.
▪ پیغمبر اسلام (ص) فرمود:هر کس به مرد یا زن مؤمنی بهتان بزند خداوند متعال در قیامت او را بر تلی از آتش نگه میدارد تا به کیفر بهتانش برسد.
مادامیکه با ادله و براهین شرعی خیانت زن به اثبات نرسد مرد حق ندارد او را متهم سازد.و تهمت زدن به او گناه بسیار بزرگی است که درشرع مقدس اسلام هشتاد تازیانه برای آنان مقرر شده است.
به صرف احتمال یا به وسیله شواهد و علائم خیالی نمی توان یک چنین موضوع مهمی را اثبات نمود.مثلا اگر در روزگار جوانی برای کسی نامه فرستاده یا برایش نامه یا عکس فرستاده اند دلیل خیانت او نیست.
درست است که نباید چنین عملی را انجام داده باشد لیکن ممکن است در اثر سادگی و نادانی مرتکب این اشتباه شده باشد و واقعا عفیف وپاکدامن باشد.
برای جوانان از این قبیل اشتباهات اتفاق می افتد.اگر مردی برایش نامه فرستاده البته نباید نامه اش را قبول کند لیکن اگر از روی نادانی نامه اش را پذیرفت یا از ترس اتهام مخفی ساخت نمی توان صرف این نامه را دلیل خیانت شمرد.
اگر با مرد بیگانه ای سلام و تعارف کرد گر چه کار خوبی نکرده که با بیگانه ای گرم گرفته است لیکن تنها اینکار را نمی توان دلیل خیانت شمرد.شاید به عقیده خودش می خواسته خوش اخلاقی بخرج بدهد یامنظور دیگری داشته است.شاید از دوستان پدر یا برادرش بوده است.
شاید به مناسبتی سابقه آشنایی داشته اند.
اگر از مردی تعریف کرد دلیل آن نمی شود که به او دلبسته است.
البته زن کار خوبی نمیکند که نزد شوهرش از مرد دیگری تعریف میکندلیکن شاید از روی سادگی و عدم توجه باشد و نباید از علائم خیانت محسوب شود.
اگر نامه اش را مخفی ساخت یا در مورد معاشرتهایش مرتکب دروغ و خلافگویی شد دلیل خیانت نیست.شاید از ترس اتهام نامه اش را مخفی ساخته یا مرتکب دروغ شده باشد شاید مطلب دیگری در آن نامه بوده خواسته از شوهرش مخفی بماند.شاید برای خلافگویی منظور دیگری داشته است.
اگر کمتر از سابق اظهار محبت میکند دلیل آن نیست که نسبت به دیگری دلبسته است.شاید از شوهرش دلخوری داشته باشد.شاید غم وغصه ای به دل داشته باشد،شاید بیمار باشد.شاید در اثر بی توجهی و عدم اظهار محبت شوهرش،نسبت به زندگی دلسرد شده باشد.
به هر حال،در این قبیل امور که از علائم خیانت شمرده میشود دههااحتمال صحیح عقلایی وجود دارد که اگر با وجدان پاک و بی آلایش مورد سنجش قرار گیرد احتمال خیانت یک احتمال مرجوح و غیر عقلایی محسوب خواهد شد.
آقای محترم!ترا به خدا سوگند دست از سوءظن و وسواسیگری بردار.مانند یک قاضی با انصاف در محکمه داوری بنشین و ادله و شواهدخیانت همسرت را با دقت و انصاف بررسی کن و مقدار دلالت آنها رابسنج و ببین آیا قطعی هستند یا ظنی یا احتمالی؟
من نمیگویم لاابالی و بی غیرت باش بلکه میگویم:بهر دلیلی به مقدار دلالتش ترتیب اثر بده نه زیادتر.چرا برای بعضی توهمات بیجا و شواهد پوچ زندگی را به خودت و خانواده ات تنگ میکنی؟اگر کسی باهمین قبیل شواهد خیالی خودت را متهم سازد چه حالی پیدا میکنی؟ چراانصاف و وجدان نداری؟چرا آبروی خودت و همسرت را میریزی؟چرابر احوال زار و پریشان او ترحم نمیکنی؟هیچ فکر نمیکنی که ممکن است در اثر همین بددلیها و تهمتهای بیجا همسر پاکدامنت از وادی عفاف خارج شود و دامنش به فساد آلوده گردد.
▪ حضرت علی علیه السلام به فرزندش امام حسن فرمود:مواظب باش در غیر موضع غیرت، غیرت بخرج ندهی.زیرا این عمل افراد صحیح را به سوی فساد و افراد پاکدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت.
اگر نسبت به همسرت بدبین هستی مطلب را با هر کس در میان نگذار زیرا ممکن است در اثر دشمنی یا نادانی یا تظاهر به خیرخواهی،بدون دقت و بررسی،عقیده ترا تایید نمایند بلکه شواهد بی اساس دیگری را بدان بیفزایند و سوءظنت را به مرحله یقین برسانند و بدینوسیله دنیا وآخرتت را تباه سازند.مخصوصا با مادر و خواهرت در این باره صحبت نکن زیرا اکثر آنها باطنا با همسرت میانه خوبی ندارند.چه بسا در این مواقع حسد و کینه توزی آنان تحریک شود و بدون عاقبت اندیشی بدبینی ترا زیادتر گردانند.
اگر خواستی از راهنمائیهای دیگران استفاده کنی بادوستان عاقل و با تجربه و خیرخواه و عاقبت اندیش مشورت کن.بهتر ازهمه اینکه نسبت بهر یک از اعمال و رفتار همسرت بدبین هستی مطلب رابالصراحه با خودش در میان بگذاری و توضیح بخواهی.لیکن منظورت این نباشد که مطلب را باثبات برسانی.
بلکه حس بدبینی را و لو موقتا کنار بگذار و خودت را خالی الذهن بگیر.و مانند یک قاضی با انصاف که بخواهد درباره دیگران داوری کندبه توضیحات همسرت گوش بده.اقلا احتمال صدق درباره اش بده،فرض کن شوهر خواهرت برای داوری بنزد تو آمده و برای خیانت همسرش یک چنین شواهدی را ذکر میکند ببین درباره او چطور قضاوت میکنی درباره همسرت نیز همانطور حکم کن؟چرا گریه و زاریها و دلیل و برهانهای اودر دل سنگ تو اثر نمیکند؟و به عنوان یک مجرم قطعی به سخنانش نگاه میکنی؟
بردبار و عاقل باش.مبادا به مجرد این شواهد پوچ همسر بیگناهت را طلاق بدهی و خودت و او را بدبخت گردانی.گیرم این زن را طلاق دادی و توانستی با تحمل خسارتهای زیاد همسر دیگری انتخاب کنی ازکجا که او بهتر باشد؟حالت بدبینی تو آنوقت هم خواهد بود.وانگهی فکربچه های بیگناهت را نمیکنی؟آخر آنها چه کرده اند که باید فدای مرض بدبینی تو شوند؟ به چشمهای معصوم و رنگ پریده آنان نگاه کن و دست ازبددلی بردار.
مبادا در اثر بدبینیهای بیجا دست بخودکشی بزنی یا همسر بیگناهت را بقتل رسانی.از یک طرف مرتکب قتل نفس که بدترین گناه است و خدابدان وعده دوزخ داده بشوی،از طرف دیگر زندگی را از هم بپاشی وخودت را سیه روز و بدبخت گردانی.
این مطلب را بدان که کمتر خونی است که مخفی بماند.بالاخره آثار خون بروز میکند.آنگاه به کیفر اعمالت یا کشته میشوی یا برای همیشه باید در زندان بسر بری. اگر مطلب را قبول نداری به آمار محکومین که مقداری از آنها درصفحات مجلات و روزنامه ها منعکس میشود بنگر تا عواقب این قبیل جنایتها برایت روشن گردد.
همسران یک چنین مردانی نیز وظیفه بسیار سنگینی بر دوش دارند.
باید برای نجات خودشان و شوهر و فرزندانشان فداکاری کنند.باید واقعاشوهرداری کنند.در یک چنین مواقع دشوار است که مراتب لیاقت وکاردانی و عقل و تدبیر بانوان ظاهر میگردد.
خانم محترم!قبل از هر چیز این مطلب را بدان که شوهرت به یک بیماری خطرناک روانی مبتلا است.بی جهت نمیخواهد زندگی را به خودش و تو تلخ کند بیمار است.آری وسواسیگری نیز یکی از بیماریهای خطرناک است.با بیمار باید مدارا نمود تا بیماریش برطرف گردد.
تامیتوانی به او اظهار عشق و محبت کن.آنقدر اظهار علاقه کن تا یقین کندکه جز او کسی در دل تو راه ندارد.اگر ایراد و بهانه جویی میکند تحمل کن.در مقابل تندیها و خشونتهایش بردباری بخرج بده.در مقابل سختگیریهایش مدارا کن.
داد و قال راه نینداز.قهر و دعوا نکن.در مقابل پیشنهاداتش لجبازی نکن.اگر احساس کردی که نامه ها و معاشرتهایت راکنترل میکند اصلا برویش نیاور.تمام اعمال و رفتار و حوادث روزانه رابرایش تشریح کن.هیچ حادثه ای را از وی مخفی مدار.
در هر موردی توضیح خواست حقیقت را بدون کم و زیاد در اختیارش بگذار.از دروغ وکتمان واقع جدا اجتناب کن زیرا اگر یک مرتبه دروغت آشکار شد آنراسند جرم و دلیل قطعی خیانت محسوب میدارد و باین آسانیها بدبینی اوبرطرف نخواهد شد.اگر گفت: با فلان کس معاشرت نکن و فلان کار را انجام نده بدون چون و چرا بپذیر و سرسختی نشان نده که سوءظنش زیادتر میشود.
از کارهاییکه اسباب بدگمانی و تهمت میشوند جدا اجتناب کن.
▪ حضرت علی (ع) فرمود:هر که نفس خویشتن را در موضع تهمت قرار دهد نباید کسانی را که به او گمان بد میبرند ملامت کند.
اگر نسبت به شخص معینی حساسیت دارد او را به طور کلی رها کن.
تو اگر بتوانی شوهر و زندگی خودت را حفظ کنی بهتر است تااینکه دوستی با افراد مخصوصی را نگهداری کنی.پیش خود نگو مگر من اسیر و بنده زر خرید شوهرم هستم که مجبور باشم اینقدر مدارا کنم.البته بنده نیستی لیکن همسر یک مرد بیمار هستی.
در آن هنگام که با هم پیمان زناشویی بستید متعهد شدید که درمشکلات و گرفتاریها یار و غمخوار یکدیگر باشید آیا رسم وفا است که بایک شوهر بیمار لجبازی و ستیزه گری کنی؟ احساسات خام را کنار بگذارهوشمند و عاقبت اندیش باش.به خدا سوگند برای حفظ شوهر وخانواده ات هر چه بردباری و فداکاری کنی ارزش دارد.هنر زن در اینست که در یک چنین مواقع دشوار با چنین مردانی سازگاری کند.
▪ امام صادق (ع) فرمود:جهاد زن در این است که در مقابل اذیتها وغیرتهای شوهرش بردباری کند.
کاری نکن که شوهرت بدبین یا بدبین تر شود.از مردان بیگانه مخصوصا آنها که شوهرت نسبت به آنها حساسیت دارد تعریف نکن.به مردان نامحرم خیلی نگاه نکن.پیغمبر اسلام (ص) فرمود:خداوند متعال برزن شوهرداری که چشمش را از نگاه به نامحرم پر کند غضب شدید خواهدکرد.
با مردان بیگانه معاشرت و گفتگو نکن.بدون اجازه شوهرت به خانه آنها نرو.به اتومبیل آنها سوار نشو.عفت و پاکدامنی تو کافی نیست بلکه باید از اموری که اسباب سوء ظن می شود جدا اجتناب نمایی.ممکن است در اثر غفلت و سادگی کار کوچکی از تو سر بزند که شوهرت رابدبین گرداند.
به داستان زیر توجه فرمایید:
دختر ۲۷ ساله ای...در دادگاه گفت:در زمستان سال ۱۳۴۲ در یک روز برفی به تقاضای یکی از دوستانم به اتومبیل دایی او سوار شدم تا مرابه منزل برساند.و همین امر هشت سال است که مرا بلاتکلیف گذارده است،دو ماه قبل از واقعه موقعی که در کلاس ششم دبیرستان تحصیل می کردم عقد شده بودم.یک روز که برای حاضر کردن درس به خانه یکی از همشاگردیهایم رفته بودم برف شروع شد.
همشاگردی از من خواست که دایی اش مرا به منزل برساند.اتفاقا هنگامی اتومبیل حامل من به منزل رسید که شوهرم سر کوچه ایستاده بود.من که متوجه خطر شده بودم به راننده گفتم فرار کند او هم مانند یک مجرم فرار کرد و همین امر برسوءظن شوهرم افزود.بعدا نیز موقعی که مورد اعتراض قرار گرفتم جریان را انکار کردم و این امر سوءظن او را بیشتر کرد به طوری که بعداحتی شهادت همشاگردی و خانواده اش نتوانست خاطر او را آسوده سازد و مرا از اتهام برهاند.
شوهرم دیگر نه حاضر شد مرا به خانه ببرد و نه طلاقم گوید هشت سال است که همینطور بلا تکلیف مانده ام.
به نظر خوانندگان مقصر در این داستان کیست؟به نظر من عمده تقصیر به گردن زن است. اوست که در اثر سادگی و غفلت،خودش وشوهرش را به این روز انداخته است.
▪ اولا کار خطائی کرد که در اتومبیل مرد بیگانه ای سوار شد.برفرض اینکه شوهرش هم این قضیه را ندیده بود اصولا سوار شدن زن دراتومبیل یک مرد بیگانه کار زشت و خطرناکی است.
▪ ثانیا گیرم که در اثر غفلت این عمل را انجام داد لیکن وقتی دیدشوهرش سر خیابان ایستاده است باید فورا به راننده بگوید نگه دار.ازاتومبیل پیاده شود و با شوهرش به منزل برود و جریان را برای او شرح بدهد.
▪ ثالثا یکی از اشتباهات بزرگش اینست که به راننده دستور فرارداده.
▪ چهارمین اشتباهش اینست که بعدا قضیه را به کلی انکار نموده است.بعد از همه اینها جا داشت وقتی شوهرش را ملاقات می کرد تمام قضایا را برایش شرح می داد و اعتراف می کرد که من در اثر سادگی وخجالت اشتباه کردم.
البته مرد هم در مرتبه دوم بی تقصیر نبوده است.نباید تنها این حادثه را دلیل قطعی یانت بشمارد.باید احتمال بدهد که همسرش در اثر غفلت و سادگی و عدم تجربه مرتکب این خطا شده بعدا هم از ترس اتهام دستور فرار داده و به همین جهت هم اصل قضیه را منکر شده است.
در این صورت باید با کمال انصاف و بیطرفی در اطراف قضیه خوب تحقیق کند.وقتی به برائت او اطمینان حاصل کرد خطایش راببخشد و زیاد سختگیری نکند.

زن خیانتکار


اگر با ادله و شواهد قطعیه باثبات رسید که زن خیانتکار است و بامردان بیگانه رابطه نامشروع دارد مرد با مشکل بسیار دشواری روبرومی شود.از یک طرف حیثیت و آبرویش در معرض خطر قرار دارد ازطرف دیگر تحمل چنین ننگی دشوار است.مرد در بن بست سختی گیرکرده که نجات از آن کار بسیار خطرناک و دشواریست.
در اینجا مرد چند راه در پیش دارد:
۱) برای حفظ آبرو و بقای خانواده اش دندان بر سر جگرنهاده موضوع خیانت همسرش را نادیده بگیرد و با وضع موجود تا آخرعمر بسازد.البته این راه درستی نیست.زیرا هیچ مرد غیرتمندی نمی تواندشاهد خیانتهای همسرش باشد و وجود اطفال نامشروع را تحمل کند.
غیرت برای مرد یکی از صفات پسندیده است و مرد بی غیرت نزد خدا ومردم خوار و فرومایه و بی آبروست.
واقعا چه زندگی کثیف و ننگ آوری دارند نامردانی که بدین خوی بد آلوده اند؟!
نه تنها مرد نیستند بلکه از حیوانات هم پست ترند. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
بوی بهشت از پانصد سال راه استشمام می شود لیکن دو دسته مردم از بوی بهشت محرومند: عاق والدین و دیوث.عرض شد:یا رسول الله دیوث کیست؟فرمود:مردی که میداند همسرش زناکار است (و در مقابل خیانت او سکوت می کند).
۲) همسر خودش یا مرد خیانت پیشه را به قتل برساند.
البته بدین طریق می تواند انتقام بگیرد و به طور موقت تشفی قلب حاصل کند.لیکن کار بسیار خطرناکی است و عاقبت خوشی ندارد.زیرا کمتراتفاق می افتد که موضوع قتل برای همیشه مخفی بماند.
بالاخره قاتل شناخته و مورد تعقیب قرار خواهد گرفت.در دادگاه هم موضوع خیانت همسرش را به این آسانیها نمی تواند به ثبوت برساند.بدین جهت احتمال تبرئه شدنش بسیار ضعیف است.یا محکوم به اعدام می شود یا اینکه اقلامدت درازی را باید در زندان بسر برد.زندگی او از هم می پاشد.اطفالش بدبخت و بی سرپرست می شوند.بنابراین، عقلایی نیست که انسان تحت تاثیر احساسات خام قرار بگیرد و برای تشفی نفس و ارضای حس کینه توزی دست به چنین اقدامات خطرناکی بزند و جان خودش را درمعرض خطر قرار بدهد.
مرد باید عاقل و بردبار و عاقبت اندیش باشد.آنقدر قدرت نفس داشته باشد که دست به اقدامات جنون آمیز نزند تا اینکه چاره واقعی را پیداکند.
مردانی که به یک چنین بلیه زندگی گرفتارند باید قبل از هر گونه اقدام خطرناک،عواقب آن را بخوبی بسنجند و به آمار مردانی که همسرخویش یا مرد خیانت پیشه را به قتل رسانده اند، و در صفحات مجلات وروزنامه ها هر روز منعکس می شوند،مراجعه کند و نتیجه کارشان را ببیند وآنگاه تصمیم بگیرد.
۳) خودکشی کند تا خیانتهای همسرش را نبیند و از این زندگی ننگین نجات پیدا کند، البته این راه هم عقلایی نیست.زیرا از یک طرف مرتکب قتل نفس شده که از لحاظ شرع یکی از گناهان بزرگی است که خداوند متعال وعده دوزخ بدان داده است.
از طرف دیگر،خودش را نابود و از زندگی محروم نموده است.
این چه کار غیر عقلایی است که انسان برای انتقام از دیگران خودش را به هلاکت دنیوی و اخروی بیندازد؟!و همسرش را برای ارتکاب خیانت آزادی بیشتری بدهد؟شاید بدترین راهها همین راه باشد.
۴) در صورتی که خیانت همسرش به طور یقین به اثبات رسید و دید به هیچ قسمی حاضر نیست از کارهای غیر مشروعش دست بردارد بهترین و بی خطرترین و عقلایی ترین راه اینست که او را طلاق بدهد و از شر او نجات پیدا کند.
درست است که در اثر طلاق زندگی او از هم می پاشد و خسارتهای زیادی هم خواهد دید و تحمل اینکار دشوار است مخصوصا اگر بچه دارباشد لیکن به هر حال چاره ای جز این وجود ندارد.بهترین راه اینست که همسرش را طلاق بدهد و فرزندانش را تحویل بگیرد.زیرا صلاح نیست فرزندان بیگناهش را در اختیار یک زن فاسد قرار دهد.
البته نگهداری از بچه ها دشوار است لیکن باید مرد مطمئن باشد که چون برای رضای خدا این طریق را انتخاب نموده خدا هم یاریش می کند وبزودی یک زن پاکدامن و عفیف نصیبش می گردد و طولی نخواهد کشیدکه زندگی او در یک مسیر عادی و آبرومند قرار خواهد گرفت فرمود:استفاده از نعمتهای خدا جزء دین است.
▪ پیغمبر اسلام (ص) فرمود:آدم کثیف بد بنده ای است.
▪ پیغمبر اکرم فرمود:آنقدر جبرئیل درباره مسواک به من سفارش کرد که بر دندانهایم ترسیدم.
▪ حضرت علی (ع) فرمود:خدا زیبا است و زیبایی را دوست دارد.ودوست دارد که آثار نعمتهایش را بر بندگانش ببیند.
پاکیزه گی و زیبایی اختصاص به زن ندارد.بلکه مرد هم باید به سرو وضع خویش برسد و تمیز و شیک باشد.بسیاری از مردها اصلا مقید به نظافت و لباس خوب نیستند.دیر به دیر به حمام می روند.به اصلاح سر وصورت چندان مقید نیستند.با لباسهای کثیف و موهای ژولیده در منزل ودر حضور مردم ظاهر میشوند.بوی عرق بدن و پاهایشان مردم را اذیت میکند.
البته شاید اکثر مردها به زینت کردن و نظافت و شیک پوشی مقیدباشند لیکن آن هم در خارج منزل و برای مردم است.اما در داخل منزل اصلا مقید نیستند.وقتی می خواهند به اداره یا بازار و خیابان یا مجلس مهمانی بروند سر و صورتشان را اصلاح میکنند،موهایشان را شانه ورنگ و روغن میزنند،بهترین لباسهایشان را پوشیده از منزل خارج می شوند اما وقتی به منزل بازگشتند فورا لباسهای اتو کرده و زیبا را درآورده لباسهای مندرس و کثیف را می پوشند.کمتر اتفاق می افتد که در منزل موهایشان را شانه بزنند و به آرایش و زیبایی مقید باشند.
بامداد که ازخواب برخاستند با همان موهای ژولیده و چشمهای قی کرده برای خوردن صبحانه سر سفره می نشینند.اگر اتفاقا یک یا چند روز از منزل خارج نشوند با همان وضع نامرتب بسر می برند.به طوری در منزل زندگی میکنندکه هیچکس نمی خواهد به او نگاه کند نظافت و آرایش و شیک پوشی رافقط برای خارج منزل و برای مردم بیگانه گذاشته است.و هیچ به فکرخانواده اش نیست.
آقای محترم!چنانکه تو از زن کثیف و ژولیده بدت می آید و ازهمسرت انتظار داری که در منزل به سر و وضع خودش برسد و تمیز وقشنگ باشد مطمئن باش او هم همین انتظار را از تو دارد.او هم از شوهرژولیده و بدقیافه بدش می آید دوست دارد همیشه شوهرش را زیبا و مرتب ببیند.
اگر تو در داخل منزل به وضع خودت نرسی چشم همسرت درخارج منزل به مردان شیک پوش و خوش قیافه می افتد و خیال میکند که آنان از آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند.
وقتی آنان را با تو مقایسه میکند از تو ناراضی و دلسرد میگردد.توهم در داخل خانه به سر و وضع خودت برس و تمیز و شیک باش تاهمسرت ببیند که تو هم از مردان دیگر کمتر نیستی. تا محبتش زیاد شود وبه خانه و زندگی بیشتر علاقه مند گردد و از فساد و انحراف سالم بماند.
اصولا چه ثمری دارد که برای مردان بیگانه و زنان کوچه و بازار زینت کنی با اینکه اصلا احتیاجی به آنها نداری لیکن برای همسرت که شریک زندگی است و به مهر و محبت او کاملا نیازمندی با بدترین وضع و قیافه ظاهر شوی؟!
بدین جهت،دین مقدس اسلام به مردان سفارش میکند که برای همسران خویش آرایش و زینت کنند.
▪ پیغمبر اسلام (ص) فرمود:
بر مرد واجب است که غذا و لباس همسرش را تامین کند و باصورت و قیافه بد بر او ظاهر نشود.اگر چنین کرد حقش را ادا کرده است .
▪ رسول خدا (ص) فرمود:باید شما خودتان را برای همسرتان مرتب و آماده گردانید،چنانکه دوست دارید آنان خودشان را برای شما مهیاسازند پ .
▪ حسن بن جهم می گوید:حضرت ابو الحسن علیه السلام را دیدم که خضاب کرده بود.عرض کردم خضاب کرده اید؟فرمود:آری.مرتب و مهیابودن باعث عفت زنان میشود.به واسطه نامرتبی و مهیا نبودن مردان است که زنان،عفت خویش را از دست میدهند.سپس فرمود:آیا دوست داری همسرت را نامرتب ببینی؟گفتم:نه.فرمود:او هم عینا مانند تو است. امام رضا علیه السلام فرمود:زنان بنی اسرائیل بدان جهت از طریق عفت خارج شدند که مردانشان به مرتب بودن و زیبایی مقید نبودند.سپس فرمود:همان انتظاری که تو از همسرت داری او نیز همان انتظار را دارد.

بیان احساست درونی مردان

بیان احساست درونی مردان
نمیدونم به چی فكر میكنه چون اون هیچوقت درمورد احساسش با من حرف نمیزنه
ایـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ برای اكثر زنان واداشتن شـوهـرشـان بـرای ایـنكه احـساسات درونی خود را با آنها در میـان بـگـذارنـد، كـار مشكلی بنظر میرسد. در این شرایط زن احساس میكند كه ناموفق بوده و برای مرد سوء تعبیر پـیــش می آید. اما در این میان موضوعی وجود دارد كه اغلب زن هـا
از آن بـی اطـلاع هستند. مردها میخواهند صحبت كنـنـد. تحـت شـرایـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت میپردازند. اكثر مردان نیاز دارند كه با همسرشان درد دل نموده و كمی سبك شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان برای بیان احساساتش چـیسـت؟

راز شماره 1
مردان حقیقی از عدم پذیرش وحشت دارند — واقعا!.


این درست است. اغـلب مـردها احساس می كنند كه زنها در مورد آنها بسیار منتقدانه رفتار می نمایند، و نگران این هستند كه نكند بعد از بیـان آنچـه كـه در ذهنشان میگذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذیش او تحقیر شوند. برای زنها مهم اسـت بدانند كـه نفس و شخصیت یك مرد شكننده تر از نفس و شخصیت آنها بوده و آسانتر مورد تهدید قرار میگیرد. این موضوع بخصوص زمانیـكه یك مرد در رابطه ای نـزدیـك و صمـیـمانه بـا هـمسرش قـرار گرفته است بیشتر نمود پیدا می كند: او مشتاق تصدیق و عكس العملهای مثبت همسرش بوده و دوست داردبداند كه موجب خشنودی او شده است.بنابراین اگر مردی احساس نماید كه شما تصمیم دارید در موردش قضاوت كنید، و یا بدلیل گفتـه هـایش به گونه ای متفاوت به او نگاه كنید، مطمئن باشید كه وی صحبت نخواهد كرد.
داوری كردن در مورد شریك زندگی به معنای اجازه دادن به او بـرای بیان ذهنیاتش نبوده و شما را مشتاق برای شنیدن حرفهای او نشان نخواهد داد.منـظور این نیست كه شما نظر و ایده ای نداشته باشید و یا نتـوانید آن را در فرصـتی بیان كنید. یك مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس كند بدلیل آنچه كـه هست مورد پذیرش حقیقی قرار گرفته، نه به دلیـل آنـچه كه ممكن است شما دوست دارید باشد. صبر و بردباری نمایید. اگـر عـجـولانـه تـوسط پیشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتی از قبیل “خوب، اشتباه میكنی، من قبول ندارم” یا “از كجا این فكر مسخره بـه ذهنـت رسیــده”، در برابر عقاید او عكس العمل نشـان دهیـد، هـر مـردی از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ایستاد. آنها نگران آن هستند كه مبادا حرفی بسیار خصوصی از دهانشان خارج شـود كـه مطابق با تصور ذهنی شما از آنها نبوده و یا تصویری كه بروز از خودشان در ذهن شما ایـجاد كرده اند را مخدوش كند
یـك مرد دارای ایده های متفاوت بسیاری در موضوعات مختلف زندگیش اسـت — حتـی در طـول یـك هفـتـه و یـا یـك روز می تواند بسیار متفاوت عمل نماید. به او اجـازه دهـیـد جنبه های مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانید از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقیقتا سعی در شناخت هویت و ماهیت او نمایید،وی فورا این موضوع را حس كرده، احساس راحتی زیادی نموده و از صحبت كردن با شما لذت خواهد برد

راز شماره 2
شما نیز درون خود را آشكار كنید


بین زوجین بیان احساسات درونی باید به صـورت متقـابـل انـجام بگیرد. هر فردی دارای مشكلات، دغدغه ها و مسائل پنهانی در صندقچه قلبش می بــاشد. بسیاری از مردان تصور می كنند ” اگر این مسـائـل را به او بگویم، تركم خواهد كرد.” شما مجبورید نشان دهیـد كـه جـریان ایـن نیست. به این منظور برای او از خود چیزی را فاش كنید كه نشان دهد به همان اندازه ای كه او به شما اعتماد دارد، شما نیز به او اعتماد دارید
هنگامیكه او شروع بـه بـیان احساسات دورنی خود میكند، به آنچه كه میگوید گوش فرا داده، قدمی به جلو بـرداشته و در عـوض پیشنهادی مثبـت ارائـه دهیـد. بعد از اینكه وی مسئله ای خصوصی را ابراز نمود، چیزی شبیه این بگوید “خوب، اینكه چیز بدی نیست من بدتر از اینها بودم.” یا “من واقعا آن چیزی كه اتفاق افتاده را تحسین می كنـم.” و آن چیزی از داستان را كه واقعا می پسندید انتخاب كنید. ( از مسائل ساختگی دوری كنید چون موضـوع لوس شده و تبدیل بـه دست انداختن خواهد شد. مردم همیشه میتوانند متوجه شوند كه كسی آنها را دسـت انـداخـته و این موضوع هیچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.) به او اجازه دهید بداند كه شما جانبدار او هستید و با تجربیاتش تنها نخواهد ماند.
در حالیكه عملا نشان میدهید، مطمئن شوید كه از او طرفداری میكنید. بسیاری از زنها فقط به این دلیل به داستانهای شوهرشان گوش می دهند كه به او بگویند كه چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است.
آنها طرفداری شخص دیگری را میكنند. با ایـن حـال مـهـم است كه موضوع را از این نقطه نظر بنـگرید: اكنـون زمـان درس دادن بـه او نـیست، بلكه زمـان “ایـجاد دوستی و مودت” است. وقتی دو نفر پیمان دوستی می بندند، بـه تـبـادل متقابل تجربیات خود پرداخته، و به همین دلیل احساس نزدیكی و آسودگی می كنــند. این جـا شـما در حال ایجاد سازگاری و تفاهم می باشیـد، احساسی كه هر دوی شما سیاره ای یكسان را اشغال نموده و در دنیایی متشابه زندگی می كند.
اینكه چه تعدادی از مردان احساس تنهایی شدید مینمایند، شگفت انگیز است. نه تنها بـه آنهـا آمـوزش داده شـده اسـت كـه هـمیشه سـاكـت بـاشـنـد، ایـن تـصور غلط نیز در ذهـنشان پـرورانده شـده كه صحـبـت نـمودن در مورد احساسات درونی عملی به دور از شان و منزلت مردان بشمار میرود.عـكس العملهای مثبت و صادقانه شما بسیار ضروری است. اگر بـه ایـن نـحو رفـتـار نـمایید، شـوهر شما احساس خواهد كرد كه كسی وجود دارد كه او را درك كند، و آنگاه حتی بیشتر و بیشتر از ذهنیاتش برایتان خواهد گفت.

راز شماره 3
گذشته را فراموش كنید


آیـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود “گـفـتـگویی” داشـتـه ایـد كه به بگو مگوهای مـربـوط بـه نارضایتی های گذشته،اشتباهاتی كه انجام داده،اذیت و آزارهایی كه بشما روا داشته، و آنچه كه اكنون مدیون شما است، منتهی شده باشـد؟ چنـیـن مـوضوعی تقریبا در هر رابـطـه ای اتــفاق می افتند اما واقعیت باقی می مـاند؛ مـردها وقـتـی آمـدنـش را حـس میكنند، آشفته حال شده و عقب می نشینند.
وقتی مردی از این وحشت دارد كه صحبتهایش در آینده تـحـریف و سـوء تـعبـیر شده، به دیـگران گــفته شده و یا علیه خودش مورد استفاده قرار گیرد، بیان احسـاسـات بـرایـش غیر ممكن می شود. و تنها راه عبور از این تله ارتباطی این اسـت كـه بدانید آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده، و هــر آنچه كه او انجام داده و یا گفته، شما نیز درگـیـرش بوده اید. روابط همگی مانند رقص هستند. هیچكس خوب مطلق و یا بد مطلق نیست. در واقـع، بجای در نظر گرفتن یك فرد به عـنـوان شخصی بد یا خوب، بهتر است كه نقشهای بازی شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقشهایـی كه قدرت رها ساختن خود را از آنها نداریم، مورد توجه قرار داده شوند
بـرای مثـال بـرخـی از زنـها عـاشق بازی نمودن با قربانی عشق خود هستند. آنها برای اعتبار بخشیدن و توجیه كردن احساسـات خودشان و نیز احساس قدرتـمندی در بـرابـر شریك زندگی خود، اشتباهات و خطاهای گذشته او را بهانه میــكنند. در حقیقت ممكن است با این روش مدتی او را برای خود نگه دارند ولی آنچه كه مشخص است این رابطه متزلزل بوده و در آستانه شكست قرار دارد.
اگر میخواهید این وضعیت تاسف بار زندگی زناشویی را تغیـیـر داده و یـا از آن پیشگیری كرده و به شوهرتان كمك نمایید تا راحت با شـما حـرف بـزند، این راه را امتحان كنید: به سهم خود در شرایطی كه پیش آمده مسئولیتی را بعهده بگیرید و ببینید كه به چه نحو در مورد اتفاقی كه روی داده مـمكن است دخیل بوده باشید. البته این موضوع به معنای مقصر دانستن خود نیست. به شرایـط با دیدی باز بـنـگرید. به روی تمام مسـائلی كه او “درست،” و نه “غلط” انـجـام داده، تمركـز كـنـیـد. اگـر نــیاز به راهنمایی بیشتر داشتید، لیستی از آنچه كه در رابطه تان عاید شما شده است، و آنـچـه كه شما در عوض نصیب شـوهـرتـان نـموده اید، تـهیه كنیـد. بـه زمان هـایی كـه شما نیز مرتكب كوتاهی و قصور شده اید، و به راه هایی كـه هـر دوی شـما تـوسـط آن رشد یافته و تغییر كرده اید، توجه نمایید.
توانایی بخشش دیگران ممكن است فقط بـسادگی دانستن این باشد كه آنچه در مورد او یكسال پیش حقیقت داشته ( و نیز در مورد خـود شما ) شاید اكنون حقیقت نداشته باشد. در زمان حال متمركز باشید. یك ارتباط ماندگار و راستین مستلزم داشتن قابلیت ماندن در زمان حال و فراموش كردن گذشته میباشد.

راز شماره 4

شنونده ای استوار و ایمن باشید.

آیـا داشتن روابط صادقانه امكان پذیر است؟ فرض بر این است كه همه افراد بـرای صـادق بودن تلاش می كنـنـد. حـقیـقت این است كه تعداد اندكی چنین هستند. و دلیل عمده عدم صداقت این است كه عواقب و نتایج آن خوب و قابل توجه می بـاشد. اغـلـب مردان احساس می كنند كه زنهـا می خواهد و نیاز دارند كه دروغ بشنوند چون قادر به پذیرش صادقانه حقیقت نیستند. برخی از مردها تصور میكنند كه از بیان حقایق زندگی خود به هـمسرشان وحشت دارند چـرا كـه باعث آشفتگی و اضطراب وی خواهد شـد. در واقـع، بسیاری از زنان برای كنترل شوهر — و رابطه — خود از احساساتشان استفاده میكنند. آنها پاسخهای بخصوصی را از شوهر خود طلب می كـنند و در صورتی كه آن پاسخها را دریافت ندارند، احساس پریشانی خواهندنمود.سپس وقتی شوهرشان دهان نگشوده و صحبتی نمی كند، متعجب میگردند.
متاسفانه، بسیاری از زنان تصوراتی قدرتمند از چگونگی احسـاس و تـفكر یك مرد را نیز در سـر مـی پرورانند كه این نـوع خـیـال پـردازی بـاعث ویرانی حقیقت شده، و بـنـابـراین این گـونه بـه مردان اجازه میدهند كه از طریق طرز برخوردهای مختلف متوجه شوند كـه نیازی به بیان حقیقت نداشته و آنها نیز تمایلی به دانستن حقیقت ندارند.واضح است؟ اكثر زنها در این مـورد مقصرند، امـا اشـتیاق بـرای گوش دادن به آنچه كه او مجبور است بگویید سرآغاز یك رابطه كامل حقیقی محسوب میگردد. این باعث می شود تا یك مرد احـساس كند شریكی ثابت قدم دارد كه در پستی بلندی های زندگی همراه او خـواهـد بود.
اگر برای خروج از ایـن تصورات غیر واقعی آمادگی دارید، زمان آن رسیده كه سه چیز را از خـود سـؤال كنـید. چه میزان از حقیقت را میتوانید تحمل كنید؟چقدر واقعا نیاز داریـد؟ آیا از شوهر خود می خواهـیـد كـه تـصـویری خیالی بـرای شما باشید، و آیـا مشتاقید به او اجـازه دهیـد حقیقی گردد؟ اینها سؤالاتی بزرگ هستند. شاید نتوانید همین حالا تمام واقعیت را به یك باره دریابید، اما قطـعـا مـی توانید عـضلات بردباری خود را پرورش داده و در مسیری مستقیم حركت نمایید.
به طرز عجیبی، همه تصور می كنیم كه تخـیـلات بـاعـث ایـجاد احساسی شگرف در ما میگـردد، اما در واقع، هر قدر بتوانیم حقایق بیشتری را دریابیم، نیرومندتر رشد خواهیم كـرد. تـوانـایی پـذیرش حقیقت از دیگران همچنان كه متوجه می شویم امنیت واقعی نه از تصدیق دیگران بلكه از صادق بودن با خود نشات میگیرید، افزایش می یابد.

راز شماره ۵
با خودتان صادق باشید — آگاه باشید.

این پرسشی قدیمی ولی خـوب است: اگر با خودمان صادق نباشیم چگونه میتوانیم با دیگران صداقت داشته باشیم؟بهترین روش كمك بـهر مـرد برای بیان راحت احساساتش این است كه ابتدا خود شما راحـت بـوده، طبـیعی رفـتـار نـمـوده صادق بوده و جو گرم و قابل پذیرشی ایجاد كنید. كسانی كـه در زنـدگـی بـا آنـهـا مـواجـه مـی شویم انـعــكاس بـخشهای مختلف خودمان هستند و ما افرادی را جذب می كنیم كه هركدام بنـحوی ما را در عشق ورزیدن به بخش دیگری از خودمان یاری می كنند.
به همین دلیل است كه عناوین مصرح شده در این مقاله را نه تنها در مورد مردان، بلكه باید در رابطه با خـودمـان هـم بكـار بـبـندیم. بــرای مثال آیا شما قادرید از قضاوت درمورد خودتان بگذرید؟ آیـا نارضـایـتی حـاصـل از اشتـبـاهاتی كـه در گذشته مرتكب شده اید را پایان میدهید؟ و آیا همیشه در انجام اشتباهاتی كه مرتكب شده اید پافشاری میكنید؟ وقتی با خود به این طریق رفتار می نـمایـیـد، طبـعـتا با شریك زندگی خود نیز به همین مـنوال رفــتار خواهید كرد. اگر شما در جوانی همیشه مورد بد رفتاری قرار گرفته و یـا در برخی از مسائل احساس كمـبود نـمـوده بـاشید، احـتمـال دارد همیـن رویـه را در مــورد شوهرتان در پیش بگیرید.
آگاهی در اینجا نقش تعیین كننده ای دارد. اگر می خواهید فضای پویاتر و باز تری را بین خود و شوهرتان ایجاد كنید، فهرست دقیقی از نـحوه رفـتار و مراعات خود با خود و نحوه برخورد نـزدیكانتان در گذشته با خود را تهیـه كنـید. اگر صدمه دیده اید، این فرصتی برای شما خواهد بود كه تصمیم بگیرید دیگر زندگی خود را بر اسـاس معـیـارهـای گذشته بنا نكنید. آنرا تغییر دهید. تصمیم بگیرید در بـرابـر خـود و كـسی كـه با او هستید، مهربان و پذیرا باشید.
گاهی اوقات ما در برابر فرد دیگری تسلیم میشویم به این انتظار كـه او نـیـز همین كار را انجام دهد. وقتی آن محقق نمیشود، خشمی پنهانی شروع به پیدایش میكند. چنـیـن حالتی باعث بروز رفتارهای متـنـاقـص و عـدم صـداقـت با خود و دیگران خواهد شد. برای رسیـدن بـه عدالت واقعی باید بدانید كه به همان اندازه ای كه می بـخشید، بـه هـمـان انـدازه هم بدست می آورید. وقتی به فردی احترام و توجهی مطلق را روا می داریـد، آن احترام و توجه را به خود نیز مبذول می نمایید. شما بهترین روش را در پیش گرفته اید و اثرات و نتایج سودمنـد آن دیـر یـا زود نـمایـان خواهند شد. زمانیكه با دیگران طوری رفتار میكنید كـه مـورد احـترامتان است، درحقیقت حسی از ارزش و اعتبار را ایجاد مینمایید.
با خودتان صادق باشید و متوجه خواهید شد كه این عمل مسری است. شریك زندگـی شما به همین منوال رفتارش را پیش خواهد گرفت. او بصورتی راحت و طبیعی صحبــت كرده و احساست واقعیش را ابراز خواهد نمود.

مرداني با روحياتي جديد

مرداني با روحياتي جديد
"نميدونم به چي فكر ميكنه چون اون هيچوقت درمورد احساسش با من حرف نميزنه." ايـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ براي اكثر زنان واداشتن شـوهـرشـان بـراي ايـنكه احـساسات دروني خود را با آنها در ميـان بـگـذارنـد، كـار مشكلي بنظر ميرسد. در اين شرايط زن احساس ميكند كه ناموفق بوده و براي مرد سوء تعبير پـيــش مي آيد. اما در اين ميان موضوعي وجود دارد كه اغلب زن هـا از آن بـي اطـلاع هستند.
مردها ميخواهند صحبت كنـنـد. تحـت شـرايـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت ميپردازند.
اكثر مردان نياز دارند كه با همسرشان درد دل نموده و كمي سبك شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان براي بيان احساساتش چـيسـت؟

راز شماره 1 مردان حقيقي از عدم پذيرش وحشت دارند


-- واقعا! اين درست است. اغـلب مـردها احساس مي كنند كه زنها در مورد آنها بسيار منتقدانه رفتار مي نمايند، و نگران اين هستند كه نكند بعد از بيـان آنچـه كـه در ذهنشان ميگذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذيش او تحقير شوند. براي زنها مهم اسـت بدانند كـه نفس و شخصيت يك مرد شكننده تر از نفس و شخصيت آنها بوده و آسانتر مورد تهديد قرار ميگيرد. اين موضوع بخصوص زمانيـكه يك مرد در رابطه اي نـزديـك و صمـيـمانه بـا هـمسرش قـرار گرفته است بيشتر نمود پيدا مي كند: او مشتاق تصديق و عكس العملهاي مثبت همسرش بوده و دوست داردبداند كه موجب خشنودي او شده است.بنابراين اگر مردي احساس نمايد كه شما تصميم داريد در موردش قضاوت كنيد، و يا بدليل گفتـه هـايش به گونه اي متفاوت به او نگاه كنيد، مطمئن باشيد كه وي صحبت نخواهد كرد. داوري كردن در مورد شريك زندگي به معناي اجازه دادن به او بـراي بيان ذهنياتش نبوده و شما را مشتاق براي شنيدن حرفهاي او نشان نخواهد داد.منـظور اين نيست كه شما نظر و ايده اي نداشته باشيد و يا نتـوانيد آن را در فرصـتي بيان كنيد. يك مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس كند بدليل آنچه كـه هست مورد پذيرش حقيقي قرار گرفته، نه به دليـل آنـچه كه ممكن است شما دوست داريد باشد. صبر و بردباري نماييد. اگـر عـجـولانـه تـوسط پيشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتي از قبيل "خوب، اشتباه ميكني، من قبول ندارم" يا "از كجا اين فكر مسخره بـه ذهنـت رسيــده"، در برابر عقايد او عكس العمل نشـان دهيـد، هـر مـردي از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ايستاد. آنها نگران آن هستند كه مبادا حرفي بسيار خصوصي از دهانشان خارج شـود كـه مطابق با تصور ذهني شما از آنها نبوده و يا تصويري كه بروز از خودشان در ذهن شما ايـجاد كرده اند را مخدوش كند. يـك مرد داراي ايده هاي متفاوت بسياري در موضوعات مختلف زندگيش اسـت
-- حتـي در طـول يـك هفـتـه و يـا يـك روز مي تواند بسيار متفاوت عمل نمايد. به او اجـازه دهـيـد جنبه هاي مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانيد از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقيقتا سعي در شناخت هويت و ماهيت او نماييد،وي فورا اين موضوع را حس كرده، احساس راحتي زيادي نموده و از صحبت كردن با شما لذت خواهد برد.
راز شماره 2 شما نيز درون خود را آشكار كنيد بين زوجين بيان احساسات دروني بايد به صـورت متقـابـل انـجام بگيرد. هر فردي داراي مشكلات، دغدغه ها و مسائل پنهاني در صندقچه قلبش مي بــاشد.
بسياري از مردان تصور مي كنند " اگر اين مسـائـل را به او بگويم، تركم خواهد كرد." شما مجبوريد نشان دهيـد كـه جـريان ايـن نيست. به اين منظور براي او از خود چيزي را فاش كنيد كه نشان دهد به همان اندازه اي كه او به شما اعتماد دارد، شما نيز به او اعتماد داريد. هنگاميكه او شروع بـه بـيان احساسات دورني خود ميكند، به آنچه كه ميگويد گوش فرا داده، قدمي به جلو بـرداشته و در عـوض پيشنهادي مثبـت ارائـه دهيـد. بعد از اينكه وي مسئله اي خصوصي را ابراز نمود، چيزي شبيه اين بگويد "خوب، اينكه چيز بدي نيست من بدتر از اينها بودم." يا "من واقعا آن چيزي كه اتفاق افتاده را تحسين مي كنـم." و آن چيزي از داستان را كه واقعا مي پسنديد انتخاب كنيد. ( از مسائل ساختگي دوري كنيد چون موضـوع لوس شده و تبديل بـه دست انداختن خواهد شد. مردم هميشه ميتوانند متوجه شوند كه كسي آنها را دسـت انـداخـته و اين موضوع هيچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.)
به او اجازه دهيد بداند كه شما جانبدار او هستيد و با تجربياتش تنها نخواهد ماند. در حاليكه عملا نشان ميدهيد، مطمئن شويد كه از او طرفداري ميكنيد. بسياري از زنها فقط به اين دليل به داستانهاي شوهرشان گوش مي دهند كه به او بگويند كه چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است. آنها طرفداري شخص ديگري را ميكنند. با ايـن حـال مـهـم است كه موضوع را از اين نقطه نظر بنـگريد: اكنـون زمـان درس دادن بـه او نـيست، بلكه زمـان "ايـجاد دوستي و مودت" است.
وقتي دو نفر پيمان دوستي مي بندند، بـه تـبـادل متقابل تجربيات خود پرداخته، و به همين دليل احساس نزديكي و آسودگي مي كنــند. اين جـا شـما در حال ايجاد سازگاري و تفاهم مي باشيـد، احساسي كه هر دوي شما سياره اي يكسان را اشغال نموده و در دنيايي متشابه زندگي مي كند. اينكه چه تعدادي از مردان احساس تنهايي شديد مينمايند، شگفت انگيز است. نه تنها بـه آنهـا آمـوزش داده شـده اسـت كـه هـميشه سـاكـت بـاشـنـد، ايـن تـصور غلط نيز در ذهـنشان پـرورانده شـده كه صحـبـت نـمودن در مورد احساسات دروني عملي به دور از شان و منزلت مردان بشمار ميرود.عـكس العملهاي مثبت و صادقانه شما بسيار ضروري است. اگر بـه ايـن نـحو رفـتـار نـماييد، شـوهر شما احساس خواهد كرد كه كسي وجود دارد كه او را درك كند، و آنگاه حتي بيشتر و بيشتر از ذهنياتش برايتان خواهد گفت.
راز شماره 3 گذشته را فراموش كنيد آيـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود "گـفـتـگويي" داشـتـه ايـد كه به بگو مگوهاي مـربـوط بـه نارضايتي هاي گذشته،اشتباهاتي كه انجام داده،اذيت و آزارهايي كه بشما روا داشته، و آنچه كه اكنون مديون شما است، منتهي شده باشـد؟ چنـيـن مـوضوعي تقريبا در هر رابـطـه اي اتــفاق مي افتند اما واقعيت باقي مي مـاند؛ مـردها وقـتـي آمـدنـش را حـس ميكنند، آشفته حال شده و عقب مي نشينند.
وقتي مردي از اين وحشت دارد كه صحبتهايش در آينده تـحـريف و سـوء تـعبـير شده، به ديـگران گــفته شده و يا عليه خودش مورد استفاده قرار گيرد، بيان احسـاسـات بـرايـش غير ممكن مي شود. و تنها راه عبور از اين تله ارتباطي اين اسـت كـه بدانيد آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده، و هــر آنچه كه او انجام داده و يا گفته، شما نيز درگـيـرش بوده ايد. روابط همگي مانند رقص هستند. هيچكس خوب مطلق و يا بد مطلق نيست.
در واقـع، بجاي در نظر گرفتن يك فرد به عـنـوان شخصي بد يا خوب، بهتر است كه نقشهاي بازي شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقشهايـي كه قدرت رها ساختن خود را از آنها نداريم، مورد توجه قرار داده شوند. بـراي مثـال بـرخـي از زنـها عـاشق بازي نمودن با قرباني عشق خود هستند.
آنها براي اعتبار بخشيدن و توجيه كردن احساسـات خودشان و نيز احساس قدرتـمندي در بـرابـر شريك زندگي خود، اشتباهات و خطاهاي گذشته او را بهانه ميــكنند.
در حقيقت ممكن است با اين روش مدتي او را براي خود نگه دارند ولي آنچه كه مشخص است اين رابطه متزلزل بوده و در آستانه شكست قرار دارد. اگر ميخواهيد اين وضعيت تاسف بار زندگي زناشويي را تغيـيـر داده و يـا از آن پيشگيري كرده و به شوهرتان كمك نماييد تا راحت با شـما حـرف بـزند، اين راه را امتحان كنيد: به سهم خود در شرايطي كه پيش آمده مسئوليتي را بعهده بگيريد و ببينيد كه به چه نحو در مورد اتفاقي كه روي داده مـمكن است دخيل بوده باشيد. البته اين موضوع به معناي مقصر دانستن خود نيست. به شرايـط با ديدي باز بـنـگريد. به روي تمام مسـائلي كه او "درست،" و نه "غلط" انـجـام داده، تمركـز كـنـيـد.
اگـر نــياز به راهنمايي بيشتر داشتيد، ليستي از آنچه كه در رابطه تان عايد شما شده است، و آنـچـه كه شما در عوض نصيب شـوهـرتـان نـموده ايد، تـهيه كنيـد. بـه زمان هـايي كـه شما نيز مرتكب كوتاهي و قصور شده ايد، و به راه هايي كـه هـر دوي شـما تـوسـط آن رشد يافته و تغيير كرده ايد، توجه نماييد. توانايي بخشش ديگران ممكن است فقط بـسادگي دانستن اين باشد كه آنچه در مورد او يكسال پيش حقيقت داشته ( و نيز در مورد خـود شما ) شايد اكنون حقيقت نداشته باشد. در زمان حال متمركز باشيد. يك ارتباط ماندگار و راستين مستلزم داشتن قابليت ماندن در زمان حال و فراموش كردن گذشته ميباشد.
راز شماره 4 شنونده اي استوار و ايمن باشيد آيـا داشتن روابط صادقانه امكان پذير است؟ فرض بر اين است كه همه افراد بـراي صـادق بودن تلاش مي كنـنـد. حـقيـقت اين است كه تعداد اندكي چنين هستند. و دليل عمده عدم صداقت اين است كه عواقب و نتايج آن خوب و قابل توجه مي بـاشد. اغـلـب مردان احساس مي كنند كه زنهـا مي خواهد و نياز دارند كه دروغ بشنوند چون قادر به پذيرش صادقانه حقيقت نيستند. برخي از مردها تصور ميكنند كه از بيان حقايق زندگي خود به هـمسرشان وحشت دارند چـرا كـه باعث آشفتگي و اضطراب وي خواهد شـد.
در واقـع، بسياري از زنان براي كنترل شوهر -- و رابطه -- خود از احساساتشان استفاده ميكنند. آنها پاسخهاي بخصوصي را از شوهر خود طلب مي كـنند و در صورتي كه آن پاسخها را دريافت ندارند، احساس پريشاني خواهندنمود.سپس وقتي شوهرشان دهان نگشوده و صحبتي نمي كند، متعجب ميگردند. متاسفانه، بسياري از زنان تصوراتي قدرتمند از چگونگي احسـاس و تـفكر يك مرد را نيز در سـر مـي پرورانند كه اين نـوع خـيـال پـردازي بـاعث ويراني حقيقت شده، و بـنـابـراين اين گـونه بـه مردان اجازه ميدهند كه از طريق طرز برخوردهاي مختلف متوجه شوند كـه نيازي به بيان حقيقت نداشته و آنها نيز تمايلي به دانستن حقيقت ندارند.واضح است؟ اكثر زنها در اين مـورد مقصرند، امـا اشـتياق بـراي گوش دادن به آنچه كه او مجبور است بگوييد سرآغاز يك رابطه كامل حقيقي محسوب ميگردد. اين باعث مي شود تا يك مرد احـساس كند شريكي ثابت قدم دارد كه در پستي بلندي هاي زندگي همراه او خـواهـد بود. اگر براي خروج از ايـن تصورات غير واقعي آمادگي داريد، زمان آن رسيده كه سه چيز را از خـود سـؤال كنـيد.
چه ميزان از حقيقت را ميتوانيد تحمل كنيد؟چقدر واقعا نياز داريـد؟ آيا از شوهر خود مي خواهـيـد كـه تـصـويري خيالي بـراي شما باشيد، و آيـا مشتاقيد به او اجـازه دهيـد حقيقي گردد؟ اينها سؤالاتي بزرگ هستند.
شايد نتوانيد همين حالا تمام واقعيت را به يك باره دريابيد، اما قطـعـا مـي توانيد عـضلات بردباري خود را پرورش داده و در مسيري مستقيم حركت نماييد. به طرز عجيبي، همه تصور مي كنيم كه تخـيـلات بـاعـث ايـجاد احساسي شگرف در ما ميگـردد، اما در واقع، هر قدر بتوانيم حقايق بيشتري را دريابيم، نيرومندتر رشد خواهيم كـرد.
تـوانـايي پـذيرش حقيقت از ديگران همچنان كه متوجه مي شويم امنيت واقعي نه از تصديق ديگران بلكه از صادق بودن با خود نشات ميگيريد، افزايش مي يابد. راز شماره 5 با خودتان صادق باشيد -- آگاه باشيد اين پرسشي قديمي ولي خـوب است: اگر با خودمان صادق نباشيم چگونه ميتوانيم با ديگران صداقت داشته باشيم؟
بهترين روش كمك بـهر مـرد براي بيان راحت احساساتش اين است كه ابتدا خود شما راحـت بـوده، طبـيعي رفـتـار نـمـوده صادق بوده و جو گرم و قابل پذيرشي ايجاد كنيد. كساني كـه در زنـدگـي بـا آنـهـا مـواجـه مـي شويم انـعــكاس بـخشهاي مختلف خودمان هستند و ما افرادي را جذب مي كنيم كه هركدام بنـحوي ما را در عشق ورزيدن به بخش ديگري از خودمان ياري مي كنند. به همين دليل است كه عناوين مصرح شده در اين مقاله را نه تنها در مورد مردان، بلكه بايد در رابطه با خـودمـان هـم بكـار بـبـنديم. بــراي مثال آيا شما قادريد از قضاوت درمورد خودتان بگذريد؟ آيـا نارضـايـتي حـاصـل از اشتـبـاهاتي كـه در گذشته مرتكب شده ايد را پايان ميدهيد؟ و آيا هميشه در انجام اشتباهاتي كه مرتكب شده ايد پافشاري ميكنيد؟ وقتي با خود به اين طريق رفتار مي نـمايـيـد، طبـعـتا با شريك زندگي خود نيز به همين مـنوال رفــتار خواهيد كرد. اگر شما در جواني هميشه مورد بد رفتاري قرار گرفته و يـا در برخي از مسائل احساس كمـبود نـمـوده بـاشيد، احـتمـال دارد هميـن رويـه را در مــورد شوهرتان در پيش بگيريد. آگاهي در اينجا نقش تعيين كننده اي دارد. اگر مي خواهيد فضاي پوياتر و باز تري را بين خود و شوهرتان ايجاد كنيد، فهرست دقيقي از نـحوه رفـتار و مراعات خود با خود و نحوه برخورد نـزديكانتان در گذشته با خود را تهيـه كنـيد.
اگر صدمه ديده ايد، اين فرصتي براي شما خواهد بود كه تصميم بگيريد ديگر زندگي خود را بر اسـاس معـيـارهـاي گذشته بنا نكنيد. آنرا تغيير دهيد. تصميم بگيريد در بـرابـر خـود و كـسي كـه با او هستيد، مهربان و پذيرا باشيد. گاهي اوقات ما در برابر فرد ديگري تسليم ميشويم به اين انتظار كـه او نـيـز همين كار را انجام دهد. وقتي آن محقق نميشود، خشمي پنهاني شروع به پيدايش ميكند. چنـيـن حالتي باعث بروز رفتارهاي متـنـاقـص و عـدم صـداقـت با خود و ديگران خواهد شد. براي رسيـدن بـه عدالت واقعي بايد بدانيد كه به همان اندازه اي كه مي بـخشيد، بـه هـمـان انـدازه هم بدست مي آوريد. وقتي به فردي احترام و توجهي مطلق را روا مي داريـد، آن احترام و توجه را به خود نيز مبذول مي نماييد. شما بهترين روش را در پيش گرفته ايد و اثرات و نتايج سودمنـد آن ديـر يـا زود نـمايـان خواهند شد. زمانيكه با ديگران طوري رفتار ميكنيد كـه مـورد احـترامتان است، درحقيقت حسي از ارزش و اعتبار را ايجاد مينماييد. با خودتان صادق باشيد و متوجه خواهيد شد كه اين عمل مسري است. شريك زندگـي شما به همين منوال رفتارش را پيش خواهد گرفت.
او بصورتي راحت و طبيعي صحبــت كرده و احساست واقعيش را ابراز خواهد نمود
منبع:daneshpajooh.ir

نیازهای مردان

نیازهای مردان
توجه به انتظارات ، خواسته ها و نیازهای یكدیگر


حفظ رابطه ای كه شكل می گیرد نیازمند تلاشی مداوم و مستمر از سوی هر دو طرف می باشد. یكی از اصلی ترین پایه های نگهدارنده رابطه ، توجه به نیازها ، انتظارات و خواسته های طرف مقابل است. اطلاع از نیازهای طرف مقابل ، در هر رابطه ، خصوصاً در زندگی زناشویی به ما امكان می دهد بتوانیم از بسیاری سوءتفاهم ها و مشاجرات ناخواسته در زندگی روزمره خود بكاهیم. به عنوان مثال نیازهای مردان را در محیط خانواده می توان به دو بخش اساسی تقسیم كرد:

1 - نیازهای عاطفی


شاید بتوان ازدواج را به سپرده گذاری در یك بانك تشبیه كرد. یكی از مقاصد هر یك از ما برای افتتاح حساب و یا افزایش موجودی ، حق برداشت از آن است . بسیار طبیعی می نماید كه در روابط عاطفی نیز داد و ستدی وجود داشته و دریافت و پرداختی در كار باشد. هر یك از ما همانقدر كه در روابط عاطفی خود با اطرافیان ، خصوصاً در محیط منزل و در ارتباط با همسر محبت پرداخت می كنیم، انتظار دریافت هم داریم. پس الزامی است كه به منظور ایجاد توازن عاطفی در زندگی مشترك و جلوگیری از احساس زیان در یك طرف ، از نیازهای اصلی یكدیگر مطلع باشیم.
اما نیازهای عاطفی مردان چه هستند؟
مقبولیت : از مهمترین نیازهای عاطفی مردان مقبول بودن و مورد پذیرش قرار گرفتن است. تمام مردان نیازمند آن هستند تا به آنها اثبات شود كه در محیط خانواده ، خواستنی هستند نه به خاطر شغل ، درآمد و یا مقام و موقعیت اجتماعی ، كه تماماً صوری و موقتی هستند بلكه فقط به خاطر وجود خودشان .
اعتماد :
از دیگر نیازهای اساسی مردان ، مورد اعتماد بودن است. اگر مردی در محیط خانواده با این احساس ناخوشایند روبرو شود كه همسر نسبت به او اعتماد و اطمینان لازم و كافی را ( در هر زمینه ) ندارد، احساس بی كفایتی ، عدم اعتماد به نفس و ناخشنودی بر وجود او مستولی شده ، احساس می كند حامی خوبی برای خانواده اش نیست. حتی تصور این كه زن ، شوهرش را بی لیاقت و بی كفایت بداند و در موقعیت های دشوار و یا حتی معمول زندگی ، آن طور كه باید او را تكیه گاه قرار ندهد برای مرد به منزله مرگ عاطفی است. اگر برداشت زن از مرد با توانایی ها ، امكانات و استعدادهای او بی تعصب و واقع بینانه باشد و توقعات و انتظارات خود را بر مبنای واقعیت تنظیم كند، احساس عدم امنیت و اطمینان و یا بی لیاقتی را به شوهر و محیط خانواده خود منتقل نمی كند. چطور ممكن است فرزندان ، پدر را مظهر قدرت و تكیه گاه خود بپندارند در حالی كه مادر با حركات خواسته یا ناخواسته خود ، اقتدار و كفایت را از شوهر خود سلب می كند؟ چه خوب است به جای تنزل جایگاه مرد در خانواده به منزلت اصلی و واقعی او بیندیشیم و آن را به شریك زندگی خود هدیه كنیم تا با احساس امنیت بیشتر، بر تلاش خود برای درك خانواده و ارتقاء كیفیت و كمیت ارتباطات و بهبود وضعیت رفتاری و اخلاقی خود بیفزایند. فرزندان نیز با اطمینان به قدرت فكری و توانایی های پدر ، خود را در جامعه تنها و بی یاور و بدون پشتیبان تصور نمی كنند. احساس بی پشتوانگی فرزندان سبب می شود تا دیدگاهی منفی از دنیا ، افراد و موقعیت ها در ذهن آنان شكل بگیرد. برای فرزند مهم است پدرش را مظهر قدرت و قهرمان تصور كند. علاوه بر این هر مردی در اعماق وجود خود می خواهد در نظر خانواده اش قهرمانی ارزشمند باشد. پهلوانی كه در هر شرایطی مورد اطمینان خانواده قرار داشته ، به عنوان الگویی از دانش و چاره اندیشی ، حلاّل مشكلات خانواده و اطرافیان است.تشویق : تشویق نیز یكی دیگر از نیازهای مردان است. هر مردی برای امیدوار بودن به زندگی ، به تشویق همسر خود نیازمند است. تشویق و قدرشناسی از زحمات و تلاشهای مرد، احساس ارزشمندی و رضایت را به او هدیه می كند. تحسینِ ویژگیهای منحصر به فرد ، استعدادها، خلق و خو ، توانایی و مقاومت مرد ، احساس امنیت را به او هدیه می كند. همه ما قبول داریم رفتاری كه مورد تشویق قرار گیرد تكرار خواهد شد. پس بیایید به جای آن كه عیوب طرف مقابل را به رخ او بكشیم و یا نقصان و ناتوانایی های او را به طور مداوم به خودش ( و یا در جمع ) یادآور شویم، اعمال نیكو، نقاط قوت و توانایی هایش را این بار نه فقط در خلوت ، كه در جمع نیز متذكر شویم تا رفتار نامناسب به شیوه ای ضمنی و غیر مستقیم كاهش یابد.

2 - نیازهای اخلاقی :


علاوه بر نیازهای ذكر شده، مردان نیازهای دیگری نیز دارند كه بد نیست از آنها به عنوان نیازهای اخلاقی یاد كنیم. خلق خوش و نیكوی خانم منزل یكی از پایه های نگهدارنده و حتی شاید بتوان ادعا كرد اصلی ترین ستون زندگی مشترك محسوب می شود. زنانی كه ناخواسته در محیط منزل و در مقابل شوهرانشان پرخاشگری می كنند خوب است متوجه این نكته باشند كه اگر گلایه ای از شوهران خود دارند ، با لحنی آرام و با كلماتی مناسب و بدون توهین به شخصیت شوهر ، آن را مطرح كنند. از طرفی مردان نیز از این زاویه به قضیه بنگرند كه پرخاشگری در زن ، نتیجه احساس عدم امنیت عاطفی و روانی در اوست. چه خوب می شد اگر هر دو طرف به جای آنكه مثل كوه ، تنها صوت را انعكاس داده و فریاد بكشند ، علت رفتار پرخاشگرانه را جویا شوند .
اما اگر از همدیگر شكایت یا انتقادی داشتیم چطور یا چگونه بیان كنیم؟
قبل از هرچیز از قضاوت عجولانه بپرهیزید. قبل از اقدام به هر عمل یا هر گونه صحبت خوب است بدانیم واقعاً چه پیش آمده است . با دیدگاهی منطقی و واقع بینانه ، ابعاد گوناگون قضیه را بررسی كرده ، از سوء تفاهم پیشگیری كنیم. دیدن از دریچه چشم دیگری به معنای درك عواطف ، احساسات ، اندیشه ها و افكار اوست. بدان گونه كه پیشینه ی فرهنگی ، تربیتی و خانوادگی او ، طی سالیان متمادی به او آموخته است.
اگر واقعاً بتوانیم در قضاوت ها ، نه تنها خود ، بلكه دیگران را نیز در نظر بگیریم زندگی بسیار زیباتر از آن چیزی می شود كه انتظار داریم.
نكته ی بعدی رعایت احترام خود و طرف مقابل در تمام شئون زندگی حتی طرح شكایت هاست. اگر از عملكرد و نوع كاركرد همدیگر انتقاد كنیم بسیار بهتر از آن است كه با به كارگیری الفاظ تند و توهین آمیز، شخصیت یكدیگر را آماج حمله قرار داده، احساس تنفر نسبت به خودمان را در ذهن طرف مقابل شكل داده، شدت بخشیم. گاه دیده می شود برخی افراد برای اثبات نظر خود و یا فرو نشاندن خشم ناشی از پیشامدی ( كه البته طرف مقابل را مسبب آن وضعیت می دانند) در انتقادها و یا سخنان خود از واژه هایی استفاده می كنند كه مطمئن هستند طرف مقابل را می آزارد و یا حداقل خشم او را برمی انگیزد. بیایید فكر كنیم. با این عمل چه چیزی به اثبات می رسد. كدام وضعیت بهبود می یابد؟ چه نتیجه ای از چنین رفتاری عایدمان می شود؟ آیا غیر از این است كه یك آدم خشمگین و عصبی تبدیل به دو نفر می شود؟
اگر تصور می كنیم مردی به لحاظ مادی امكاناتی را كه انتظار داشته ایم فراهم نكرده و یا آن گونه كه باید در جهت رفاه معنوی خانواده نكوشیده است، حق داریم او را با دیگران ،خصوصاً افراد معینی كه حساسیت او را برمی انگیزد، مقایسه كنیم ؟ آیا چنین مقایسه ای تحقیر آشكار او نیست؟ آیا انتظار داریم همه به شیوه ای یكسان عمل كنند؟ آیا می پسندیم خودمان نیز مورد قیاس قرار گیریم؟ نتیجه مقایسه ، احساس حقارت ، كمبود، عدم اعتماد به نفس و خشم است و چگونه می توان در تمام طول زندگی با كسی زیر یك سقف زندگی كرد كه هر لحظه برای شما یادآور احساسات منفی و خاطرات تلخ و نامطلوب است؟
بیایید مشكلات را به هم ربط ندهیم. اگر مشكلی پیش آمده ، در همان زمان و مكان خودش ، به رفع آن مبادرت ورزیده و یك مورد را به تمام وقایع زندگی مرتبط نكنیم.
در غیر این صورت یك مشكل كوچك آنقدر دامنه دار می شود كه كنترل عواقب ناشی از آن كاری دشوار خواهد بود. قرار نیست یك سوء تفاهم كوچك یا اشتباه ناچیزی كه از یكی از طرفین یا بستگان او سر زده در هر موقعیت یا هر مشاجره یا اختلاف نظر ( برای گرفتن امتیاز بیشتر از طرف مقابل ) تكرار شود! در چنین موقعیتی نه تنها برای مشكلِ زمان حال چاره ای اندیشیده نشده و نتیجه ای از بحث موجود حاصل نمی شود بلكه زخمهای كهنه سر باز می كنند و فرصت التیام دست نمی دهد. علاوه بر این كه موردی نیز برای ادامه مشاجره و شدت یافتن آن پیدا می شود. این مسیر طولانی مطمئناً هدف اصلی ما را در نتیجه گیری تأمین نمی كند.با تغییر در صحبت كردن و یا حتی تغییر عبارات ساده به روابطی بسیار مطلوب تر، صمیمانه تر و خوشایندتر دست می یابیم. گاهی اوقات تغییر الگوی رفتاری در زندگی الزامی به نظر می رسد. استفاده از عبارات و كلمات و نوع بیان ، یا تغییر در سبك گفتاری به ما امكان می دهد از موقعیت های استرس زا دوری گزیده ، شرایط را به شكلی مطلوب به سمت آرامش و رفاه خانواده سوق دهیم. زبان خوش چیزی نیست جز رعایت احترام طرف مقابل و به كارگیری الفاظ و عباراتی كه كمترین میزان تنش را مابین طرفین ایجاد كرده و بهترین نتیجه را به بار می آورد. و تمام اینها مبیّن یك شیوه ارتباطی است: "ارتباط بدون سرزنش " .
منبع: Persianv.com

مردان بدبین

مردان بدبین
درست است که مرد باید از همسرش مراقبت کند لیکن نه بحدیکه به وسواسیگری منتهی شود.بعض مردها به بیماری بدگمانی و سوءظن مبتلا هستند.بی جهت نسبت به همسرانشان بدبین هستند...

مردان بدبین


درست است که مرد باید از همسرش مراقبت کند لیکن نه بحدیکه به وسواسی گری منتهی شود.بعض مردها به بیماری بدگمانی و سوءظن مبتلا هستند.بی جهت نسبت به همسرانشان بدبین هستند.درباره آنان احتمال خیانت میدهند.
هر مردیکه به بیماری خانمانسوز بدبینی مبتلا شد زندگی را به خودش و خانواده اش تلخ میکند. ایراد و بهانه جویی میکند.نسبت به اعمال وحرکات همسرش به نظر بدبینی نگاه میکند و مانند سایه او را تعقیب مینماید.چون سوءظن دارد از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا میکند.
چیزهایی را که اصلا دلیل خیانت نیستند به منزله ادله قطعیه غیر قابل انکارمیشمارد.مثلا: چون فلان مرد برایش نامه نوشته لابد با هم سر و سری دارند.چون با فلان مرد سلام و تعارف کرد معلوم میشود خیانتکار است.
چون جوان همسایه از پشت بام باو نگاه کرد معلوم میشود خواهان یکدیگرهستند.چون از فلان مرد تعریف کرد معلوم میشود دل بسته اوست.چون نامه اش را از من مخفی نمود لابد از معشوقش بوده است.چون کمتر ازسابق اظهار محبت میکند معلوم میشود زیر سرش بلند است.چون قیافه دخترم با همسرم شباهت ندارد معلوم میشود خیانت کرده است.
این قبیل امور بلکه کوچکتر از آنها را دلیل قطعی خیانت میشمارد.
بدتر از همه اینکه گاهی مادر یا خواهر یا یکی از همسایگان در اثرغرض ورزی و کینه توزی عقیده اش را تایید نماید در اینصورت جرم وخیانت یقینی میشود.
بدبخت خانواده ایکه به مرض بدگمانی مبتلا شوند.آسایش وخوشی ندارند.آب خوش از گلوی هیچکدامشان پایین نمی رود.مرد همانندیک پلیس مخفی دائما از اعمال و حرکات همسرش مراقبت مینماید.از درو دیوار شاهد و دلیل می تراشد و در رنج و عذاب دائم بسر می برد. زن بیچاره هم ناچار است همانند یک متهم بیگناه همواره در شکنجه و عذاب روحی و در حال محدودیت و تحت نظر زندگی کند.بنیاد چنین خانواده ای همواره در معرض خطر قرار دارد. ممکن است طلاق و جدایی به میان آید و زن و شوهر هر دو بدبخت شوند.ممکن است در اثر بدبینی قتل و جنایت بوجود آید.
مردانیکه در اثر سوءظنهای بیجا همسران بیگناه خویش را بقتل رسانده و حتی خودشان انتحار کرده اند نمونه های فراوانی دارند.
در چنین موردی که واقعا یکی از مواقع حساس و خطرناک زناشویی است مرد و زن باید دست از لجبازی بردارند و قبل از وقوع حوادث ناگوار با عقل و تدبیر در صدد چاره بر آیند.زن و مرد اگر اندکی بخود آیند و خطر بزرگی را که در کمینشان نشسته در نظر بگیرند و بااحتیاط کامل و عاقبت اندیشی در صدد حل مشکل برآیند پیروز خواهندشد.
مرد باید تعصبهای غلط و توهمات بیجا را از خویش دور گرداند وبر طبق موازین عقل و وجدان رفتار کند.نسبت خیانت به کسی دادن موضوع بسیار دشوار و پر مسؤولیتی است.تا موضوع خیانت با دلیل وشاهد قطعی به اثبات نرسد نمی توان کسی را متهم کرد.خداوند متعال درقرآن میفرماید:ای کسانیکه ایمان آورده اید از بسیاری از گمانهای بداجتناب کنید زیرا بعض گمانها گناه است (۱) .
▪ رسول خدا (ص) فرمود:هر کس همسرش را (بی جهت) متهم به زنا کند همانند مار که از پوستش خارج میشود از حسناتش خارج خواهدشد.و به تعداد موهای بدنش هزار گناه در نامه اعمالش ثبت خواهد شد (۲) .
▪ پیغمبر اسلام (ص) فرمود:هر کس به مرد یا زن مؤمنی بهتان بزند خداوند متعال در قیامت او را بر تلی از آتش نگه میدارد تا به کیفر بهتانش برسد (۳) .
مادامیکه با ادله و براهین شرعی خیانت زن به اثبات نرسد مرد حق ندارد او را متهم سازد.و تهمت زدن به او گناه بسیار بزرگی است که درشرع مقدس اسلام هشتاد تازیانه برای آنان مقرر شده است.
به صرف احتمال یا به وسیله شواهد و علائم خیالی نمی توان یک چنین موضوع مهمی را اثبات نمود.مثلا اگر در روزگار جوانی برای کسی نامه فرستاده یا برایش نامه یا عکس فرستاده اند دلیل خیانت او نیست.
درست است که نباید چنین عملی را انجام داده باشد لیکن ممکن است در اثر سادگی و نادانی مرتکب این اشتباه شده باشد و واقعا عفیف وپاکدامن باشد.
برای جوانان از این قبیل اشتباهات اتفاق می افتد.اگر مردی برایش نامه فرستاده البته نباید نامه اش را قبول کند لیکن اگر از روی نادانی نامه اش را پذیرفت یا از ترس اتهام مخفی ساخت نمی توان صرف این نامه را دلیل خیانت شمرد.
اگر با مرد بیگانه ای سلام و تعارف کرد گر چه کار خوبی نکرده که با بیگانه ای گرم گرفته است لیکن تنها اینکار را نمی توان دلیل خیانت شمرد.شاید به عقیده خودش می خواسته خوش اخلاقی بخرج بدهد یامنظور دیگری داشته است.شاید از دوستان پدر یا برادرش بوده است.
شاید به مناسبتی سابقه آشنایی داشته اند.
اگر از مردی تعریف کرد دلیل آن نمی شود که به او دلبسته است.
البته زن کار خوبی نمیکند که نزد شوهرش از مرد دیگری تعریف میکندلیکن شاید از روی سادگی و عدم توجه باشد و نباید از علائم خیانت محسوب شود.
اگر نامه اش را مخفی ساخت یا در مورد معاشرتهایش مرتکب دروغ و خلافگویی شد دلیل خیانت نیست.شاید از ترس اتهام نامه اش را مخفی ساخته یا مرتکب دروغ شده باشد شاید مطلب دیگری در آن نامه بوده خواسته از شوهرش مخفی بماند.شاید برای خلافگویی منظور دیگری داشته است.
اگر کمتر از سابق اظهار محبت میکند دلیل آن نیست که نسبت به دیگری دلبسته است.شاید از شوهرش دلخوری داشته باشد.شاید غم وغصه ای به دل داشته باشد،شاید بیمار باشد.شاید در اثر بی توجهی و عدم اظهار محبت شوهرش،نسبت به زندگی دلسرد شده باشد.
به هر حال،در این قبیل امور که از علائم خیانت شمرده میشود دههااحتمال صحیح عقلایی وجود دارد که اگر با وجدان پاک و بی آلایش مورد سنجش قرار گیرد احتمال خیانت یک احتمال مرجوح و غیر عقلایی محسوب خواهد شد.
آقای محترم!ترا به خدا سوگند دست از سوءظن و وسواسیگری بردار.مانند یک قاضی با انصاف در محکمه داوری بنشین و ادله و شواهدخیانت همسرت را با دقت و انصاف بررسی کن و مقدار دلالت آنها رابسنج و ببین آیا قطعی هستند یا ظنی یا احتمالی؟
من نمیگویم لاابالی و بی غیرت باش بلکه میگویم:بهر دلیلی به مقدار دلالتش ترتیب اثر بده نه زیادتر.چرا برای بعضی توهمات بیجا و شواهد پوچ زندگی را به خودت و خانواده ات تنگ میکنی؟اگر کسی باهمین قبیل شواهد خیالی خودت را متهم سازد چه حالی پیدا میکنی؟ چراانصاف و وجدان نداری؟چرا آبروی خودت و همسرت را میریزی؟چرابر احوال زار و پریشان او ترحم نمیکنی؟هیچ فکر نمیکنی که ممکن است در اثر همین بددلیها و تهمتهای بیجا همسر پاکدامنت از وادی عفاف خارج شود و دامنش به فساد آلوده گردد.
▪ حضرت علی علیه السلام به فرزندش امام حسن فرمود:مواظب باش در غیر موضع غیرت، غیرت بخرج ندهی.زیرا این عمل افراد صحیح را به سوی فساد و افراد پاکدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت (۴) .
اگر نسبت به همسرت بدبین هستی مطلب را با هر کس در میان نگذار زیرا ممکن است در اثر دشمنی یا نادانی یا تظاهر به خیرخواهی،بدون دقت و بررسی،عقیده ترا تایید نمایند بلکه شواهد بی اساس دیگری را بدان بیفزایند و سوءظنت را به مرحله یقین برسانند و بدینوسیله دنیا وآخرتت را تباه سازند.مخصوصا با مادر و خواهرت در این باره صحبت نکن زیرا اکثر آنها باطنا با همسرت میانه خوبی ندارند.چه بسا در این مواقع حسد و کینه توزی آنان تحریک شود و بدون عاقبت اندیشی بدبینی ترا زیادتر گردانند.
اگر خواستی از راهنمائیهای دیگران استفاده کنی بادوستان عاقل و با تجربه و خیرخواه و عاقبت اندیش مشورت کن.بهتر ازهمه اینکه نسبت بهر یک از اعمال و رفتار همسرت بدبین هستی مطلب رابالصراحه با خودش در میان بگذاری و توضیح بخواهی.لیکن منظورت این نباشد که مطلب را باثبات برسانی.
بلکه حس بدبینی را و لو موقتا کنار بگذار و خودت را خالی الذهن بگیر.و مانند یک قاضی با انصاف که بخواهد درباره دیگران داوری کندبه توضیحات همسرت گوش بده.اقلا احتمال صدق درباره اش بده،فرض کن شوهر خواهرت برای داوری بنزد تو آمده و برای خیانت همسرش یک چنین شواهدی را ذکر میکند ببین درباره او چطور قضاوت میکنی درباره همسرت نیز همانطور حکم کن؟چرا گریه و زاریها و دلیل و برهانهای اودر دل سنگ تو اثر نمیکند؟و به عنوان یک مجرم قطعی به سخنانش نگاه میکنی؟
بردبار و عاقل باش.مبادا به مجرد این شواهد پوچ همسر بیگناهت را طلاق بدهی و خودت و او را بدبخت گردانی.گیرم این زن را طلاق دادی و توانستی با تحمل خسارتهای زیاد همسر دیگری انتخاب کنی ازکجا که او بهتر باشد؟حالت بدبینی تو آنوقت هم خواهد بود.وانگهی فکربچه های بیگناهت را نمیکنی؟آخر آنها چه کرده اند که باید فدای مرض بدبینی تو شوند؟ به چشمهای معصوم و رنگ پریده آنان نگاه کن و دست ازبددلی بردار.
مبادا در اثر بدبینیهای بیجا دست بخودکشی بزنی یا همسر بیگناهت را بقتل رسانی.از یک طرف مرتکب قتل نفس که بدترین گناه است و خدابدان وعده دوزخ داده بشوی،از طرف دیگر زندگی را از هم بپاشی وخودت را سیه روز و بدبخت گردانی.
این مطلب را بدان که کمتر خونی است که مخفی بماند.بالاخره آثار خون بروز میکند.آنگاه به کیفر اعمالت یا کشته میشوی یا برای همیشه باید در زندان بسر بری. اگر مطلب را قبول نداری به آمار محکومین که مقداری از آنها درصفحات مجلات و روزنامه ها منعکس میشود بنگر تا عواقب این قبیل جنایتها برایت روشن گردد.
همسران یک چنین مردانی نیز وظیفه بسیار سنگینی بر دوش دارند.
باید برای نجات خودشان و شوهر و فرزندانشان فداکاری کنند.باید واقعاشوهرداری کنند.در یک چنین مواقع دشوار است که مراتب لیاقت وکاردانی و عقل و تدبیر بانوان ظاهر میگردد.
خانم محترم!قبل از هر چیز این مطلب را بدان که شوهرت به یک بیماری خطرناک روانی مبتلا است.بی جهت نمیخواهد زندگی را به خودش و تو تلخ کند بیمار است.آری وسواسیگری نیز یکی از بیماریهای خطرناک است.با بیمار باید مدارا نمود تا بیماریش برطرف گردد.
تامیتوانی به او اظهار عشق و محبت کن.آنقدر اظهار علاقه کن تا یقین کندکه جز او کسی در دل تو راه ندارد.اگر ایراد و بهانه جویی میکند تحمل کن.در مقابل تندیها و خشونتهایش بردباری بخرج بده.در مقابل سختگیریهایش مدارا کن.
داد و قال راه نینداز.قهر و دعوا نکن.در مقابل پیشنهاداتش لجبازی نکن.اگر احساس کردی که نامه ها و معاشرتهایت راکنترل میکند اصلا برویش نیاور.تمام اعمال و رفتار و حوادث روزانه رابرایش تشریح کن.هیچ حادثه ای را از وی مخفی مدار.
در هر موردی توضیح خواست حقیقت را بدون کم و زیاد در اختیارش بگذار.از دروغ وکتمان واقع جدا اجتناب کن زیرا اگر یک مرتبه دروغت آشکار شد آنراسند جرم و دلیل قطعی خیانت محسوب میدارد و باین آسانیها بدبینی اوبرطرف نخواهد شد.اگر گفت: با فلان کس معاشرت نکن و فلان کار را انجام نده بدون چون و چرا بپذیر و سرسختی نشان نده که سوءظنش زیادتر میشود.
از کارهاییکه اسباب بدگمانی و تهمت میشوند جدا اجتناب کن.
▪ حضرت علی (ع) فرمود:هر که نفس خویشتن را در موضع تهمت قرار دهد نباید کسانی را که به او گمان بد میبرند ملامت کند (۵) .
اگر نسبت به شخص معینی حساسیت دارد او را به طور کلی رها کن.
تو اگر بتوانی شوهر و زندگی خودت را حفظ کنی بهتر است تااینکه دوستی با افراد مخصوصی را نگهداری کنی.پیش خود نگو مگر من اسیر و بنده زر خرید شوهرم هستم که مجبور باشم اینقدر مدارا کنم.البته بنده نیستی لیکن همسر یک مرد بیمار هستی.
در آن هنگام که با هم پیمان زناشویی بستید متعهد شدید که درمشکلات و گرفتاریها یار و غمخوار یکدیگر باشید آیا رسم وفا است که بایک شوهر بیمار لجبازی و ستیزه گری کنی؟ احساسات خام را کنار بگذارهوشمند و عاقبت اندیش باش.به خدا سوگند برای حفظ شوهر وخانواده ات هر چه بردباری و فداکاری کنی ارزش دارد.هنر زن در اینست که در یک چنین مواقع دشوار با چنین مردانی سازگاری کند.
▪ امام صادق (ع) فرمود:جهاد زن در این است که در مقابل اذیتها وغیرتهای شوهرش بردباری کند (۶) .
کاری نکن که شوهرت بدبین یا بدبین تر شود.از مردان بیگانه مخصوصا آنها که شوهرت نسبت به آنها حساسیت دارد تعریف نکن.به مردان نامحرم خیلی نگاه نکن.پیغمبر اسلام (ص) فرمود:خداوند متعال برزن شوهرداری که چشمش را از نگاه به نامحرم پر کند غضب شدید خواهدکرد (۷) .
با مردان بیگانه معاشرت و گفتگو نکن.بدون اجازه شوهرت به خانه آنها نرو.به اتومبیل آنها سوار نشو.عفت و پاکدامنی تو کافی نیست بلکه باید از اموری که اسباب سوء ظن می شود جدا اجتناب نمایی.ممکن است در اثر غفلت و سادگی کار کوچکی از تو سر بزند که شوهرت رابدبین گرداند.
به داستان زیر توجه فرمایید:
دختر ۲۷ ساله ای...در دادگاه گفت:در زمستان سال ۱۳۴۲ در یک روز برفی به تقاضای یکی از دوستانم به اتومبیل دایی او سوار شدم تا مرابه منزل برساند.و همین امر هشت سال است که مرا بلاتکلیف گذارده است،دو ماه قبل از واقعه موقعی که در کلاس ششم دبیرستان تحصیل می کردم عقد شده بودم.یک روز که برای حاضر کردن درس به خانه یکی از همشاگردیهایم رفته بودم برف شروع شد.
همشاگردی از من خواست که دایی اش مرا به منزل برساند.اتفاقا هنگامی اتومبیل حامل من به منزل رسید که شوهرم سر کوچه ایستاده بود.من که متوجه خطر شده بودم به راننده گفتم فرار کند او هم مانند یک مجرم فرار کرد و همین امر برسوءظن شوهرم افزود.بعدا نیز موقعی که مورد اعتراض قرار گرفتم جریان را انکار کردم و این امر سوءظن او را بیشتر کرد به طوری که بعداحتی شهادت همشاگردی و خانواده اش نتوانست خاطر او را آسوده سازد و مرا از اتهام برهاند.
شوهرم دیگر نه حاضر شد مرا به خانه ببرد و نه طلاقم گوید هشت سال است که همینطور بلا تکلیف مانده ام (۸) .
به نظر خوانندگان مقصر در این داستان کیست؟به نظر من عمده تقصیر به گردن زن است. اوست که در اثر سادگی و غفلت،خودش وشوهرش را به این روز انداخته است.
▪ اولا کار خطائی کرد که در اتومبیل مرد بیگانه ای سوار شد.برفرض اینکه شوهرش هم این قضیه را ندیده بود اصولا سوار شدن زن دراتومبیل یک مرد بیگانه کار زشت و خطرناکی است.
▪ ثانیا گیرم که در اثر غفلت این عمل را انجام داد لیکن وقتی دیدشوهرش سر خیابان ایستاده است باید فورا به راننده بگوید نگه دار.ازاتومبیل پیاده شود و با شوهرش به منزل برود و جریان را برای او شرح بدهد.
▪ ثالثا یکی از اشتباهات بزرگش اینست که به راننده دستور فرارداده.
▪ چهارمین اشتباهش اینست که بعدا قضیه را به کلی انکار نموده است.بعد از همه اینها جا داشت وقتی شوهرش را ملاقات می کرد تمام قضایا را برایش شرح می داد و اعتراف می کرد که من در اثر سادگی وخجالت اشتباه کردم.
البته مرد هم در مرتبه دوم بی تقصیر نبوده است.نباید تنها این حادثه را دلیل قطعی یانت بشمارد.باید احتمال بدهد که همسرش در اثر غفلت و سادگی و عدم تجربه مرتکب این خطا شده بعدا هم از ترس اتهام دستور فرار داده و به همین جهت هم اصل قضیه را منکر شده است.
در این صورت باید با کمال انصاف و بیطرفی در اطراف قضیه خوب تحقیق کند.وقتی به برائت او اطمینان حاصل کرد خطایش راببخشد و زیاد سختگیری نکند.

زن خیانتکار


اگر با ادله و شواهد قطعیه باثبات رسید که زن خیانتکار است و بامردان بیگانه رابطه نامشروع دارد مرد با مشکل بسیار دشواری روبرومی شود.از یک طرف حیثیت و آبرویش در معرض خطر قرار دارد ازطرف دیگر تحمل چنین ننگی دشوار است.مرد در بن بست سختی گیرکرده که نجات از آن کار بسیار خطرناک و دشواریست.
در اینجا مرد چند راه در پیش دارد:
۱) برای حفظ آبرو و بقای خانواده اش دندان بر سر جگرنهاده موضوع خیانت همسرش را نادیده بگیرد و با وضع موجود تا آخرعمر بسازد.البته این راه درستی نیست.زیرا هیچ مرد غیرتمندی نمی تواندشاهد خیانتهای همسرش باشد و وجود اطفال نامشروع را تحمل کند.
غیرت برای مرد یکی از صفات پسندیده است و مرد بی غیرت نزد خدا ومردم خوار و فرومایه و بی آبروست.
واقعا چه زندگی کثیف و ننگ آوری دارند نامردانی که بدین خوی بد آلوده اند؟!
نه تنها مرد نیستند بلکه از حیوانات هم پست ترند. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
بوی بهشت از پانصد سال راه استشمام می شود لیکن دو دسته مردم از بوی بهشت محرومند: عاق والدین و دیوث.عرض شد:یا رسول الله دیوث کیست؟فرمود:مردی که میداند همسرش زناکار است (و در مقابل خیانت او سکوت می کند) (۹) .
۲) همسر خودش یا مرد خیانت پیشه را به قتل برساند.
البته بدین طریق می تواند انتقام بگیرد و به طور موقت تشفی قلب حاصل کند.لیکن کار بسیار خطرناکی است و عاقبت خوشی ندارد.زیرا کمتراتفاق می افتد که موضوع قتل برای همیشه مخفی بماند.
بالاخره قاتل شناخته و مورد تعقیب قرار خواهد گرفت.در دادگاه هم موضوع خیانت همسرش را به این آسانیها نمی تواند به ثبوت برساند.بدین جهت احتمال تبرئه شدنش بسیار ضعیف است.یا محکوم به اعدام می شود یا اینکه اقلامدت درازی را باید در زندان بسر برد.زندگی او از هم می پاشد.اطفالش بدبخت و بی سرپرست می شوند.بنابراین، عقلایی نیست که انسان تحت تاثیر احساسات خام قرار بگیرد و برای تشفی نفس و ارضای حس کینه توزی دست به چنین اقدامات خطرناکی بزند و جان خودش را درمعرض خطر قرار بدهد.
مرد باید عاقل و بردبار و عاقبت اندیش باشد.آنقدر قدرت نفس داشته باشد که دست به اقدامات جنون آمیز نزند تا اینکه چاره واقعی را پیداکند.
مردانی که به یک چنین بلیه زندگی گرفتارند باید قبل از هر گونه اقدام خطرناک،عواقب آن را بخوبی بسنجند و به آمار مردانی که همسرخویش یا مرد خیانت پیشه را به قتل رسانده اند، و در صفحات مجلات وروزنامه ها هر روز منعکس می شوند،مراجعه کند و نتیجه کارشان را ببیند وآنگاه تصمیم بگیرد.
۳) خودکشی کند تا خیانتهای همسرش را نبیند و از این زندگی ننگین نجات پیدا کند، البته این راه هم عقلایی نیست.زیرا از یک طرف مرتکب قتل نفس شده که از لحاظ شرع یکی از گناهان بزرگی است که خداوند متعال وعده دوزخ بدان داده است.
از طرف دیگر،خودش را نابود و از زندگی محروم نموده است.
این چه کار غیر عقلایی است که انسان برای انتقام از دیگران خودش را به هلاکت دنیوی و اخروی بیندازد؟!و همسرش را برای ارتکاب خیانت آزادی بیشتری بدهد؟شاید بدترین راهها همین راه باشد.
۴) در صورتی که خیانت همسرش به طور یقین به اثبات رسید و دید به هیچ قسمی حاضر نیست از کارهای غیر مشروعش دست بردارد بهترین و بی خطرترین و عقلایی ترین راه اینست که او را طلاق بدهد و از شر او نجات پیدا کند.
درست است که در اثر طلاق زندگی او از هم می پاشد و خسارتهای زیادی هم خواهد دید و تحمل اینکار دشوار است مخصوصا اگر بچه دارباشد لیکن به هر حال چاره ای جز این وجود ندارد.بهترین راه اینست که همسرش را طلاق بدهد و فرزندانش را تحویل بگیرد.زیرا صلاح نیست فرزندان بیگناهش را در اختیار یک زن فاسد قرار دهد.
البته نگهداری از بچه ها دشوار است لیکن باید مرد مطمئن باشد که چون برای رضای خدا این طریق را انتخاب نموده خدا هم یاریش می کند وبزودی یک زن پاکدامن و عفیف نصیبش می گردد و طولی نخواهد کشیدکه زندگی او در یک مسیر عادی و آبرومند قرار خواهد گرفت فرمود:استفاده از نعمتهای خدا جزء دین است (۱۰) .
▪ پیغمبر اسلام (ص) فرمود:آدم کثیف بد بنده ای است (۱۱) .
▪ پیغمبر اکرم فرمود:آنقدر جبرئیل درباره مسواک به من سفارش کرد که بر دندانهایم ترسیدم (۱۲) .
▪ حضرت علی (ع) فرمود:خدا زیبا است و زیبایی را دوست دارد.ودوست دارد که آثار نعمتهایش را بر بندگانش ببیند (۱۳) .
پاکیزه گی و زیبایی اختصاص به زن ندارد.بلکه مرد هم باید به سرو وضع خویش برسد و تمیز و شیک باشد.بسیاری از مردها اصلا مقید به نظافت و لباس خوب نیستند.دیر به دیر به حمام می روند.به اصلاح سر وصورت چندان مقید نیستند.با لباسهای کثیف و موهای ژولیده در منزل ودر حضور مردم ظاهر میشوند.بوی عرق بدن و پاهایشان مردم را اذیت میکند.
البته شاید اکثر مردها به زینت کردن و نظافت و شیک پوشی مقیدباشند لیکن آن هم در خارج منزل و برای مردم است.اما در داخل منزل اصلا مقید نیستند.وقتی می خواهند به اداره یا بازار و خیابان یا مجلس مهمانی بروند سر و صورتشان را اصلاح میکنند،موهایشان را شانه ورنگ و روغن میزنند،بهترین لباسهایشان را پوشیده از منزل خارج می شوند اما وقتی به منزل بازگشتند فورا لباسهای اتو کرده و زیبا را درآورده لباسهای مندرس و کثیف را می پوشند.کمتر اتفاق می افتد که در منزل موهایشان را شانه بزنند و به آرایش و زیبایی مقید باشند.
بامداد که ازخواب برخاستند با همان موهای ژولیده و چشمهای قی کرده برای خوردن صبحانه سر سفره می نشینند.اگر اتفاقا یک یا چند روز از منزل خارج نشوند با همان وضع نامرتب بسر می برند.به طوری در منزل زندگی میکنندکه هیچکس نمی خواهد به او نگاه کند نظافت و آرایش و شیک پوشی رافقط برای خارج منزل و برای مردم بیگانه گذاشته است.و هیچ به فکرخانواده اش نیست.
آقای محترم!چنانکه تو از زن کثیف و ژولیده بدت می آید و ازهمسرت انتظار داری که در منزل به سر و وضع خودش برسد و تمیز وقشنگ باشد مطمئن باش او هم همین انتظار را از تو دارد.او هم از شوهرژولیده و بدقیافه بدش می آید دوست دارد همیشه شوهرش را زیبا و مرتب ببیند.
اگر تو در داخل منزل به وضع خودت نرسی چشم همسرت درخارج منزل به مردان شیک پوش و خوش قیافه می افتد و خیال میکند که آنان از آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند.
وقتی آنان را با تو مقایسه میکند از تو ناراضی و دلسرد میگردد.توهم در داخل خانه به سر و وضع خودت برس و تمیز و شیک باش تاهمسرت ببیند که تو هم از مردان دیگر کمتر نیستی. تا محبتش زیاد شود وبه خانه و زندگی بیشتر علاقه مند گردد و از فساد و انحراف سالم بماند.
اصولا چه ثمری دارد که برای مردان بیگانه و زنان کوچه و بازار زینت کنی با اینکه اصلا احتیاجی به آنها نداری لیکن برای همسرت که شریک زندگی است و به مهر و محبت او کاملا نیازمندی با بدترین وضع و قیافه ظاهر شوی؟!
بدین جهت،دین مقدس اسلام به مردان سفارش میکند که برای همسران خویش آرایش و زینت کنند.
▪ پیغمبر اسلام (ص) فرمود:
بر مرد واجب است که غذا و لباس همسرش را تامین کند و باصورت و قیافه بد بر او ظاهر نشود.اگر چنین کرد حقش را ادا کرده است (۱۴) .
▪ رسول خدا (ص) فرمود:باید شما خودتان را برای همسرتان مرتب و آماده گردانید،چنانکه دوست دارید آنان خودشان را برای شما مهیاسازند (۱۵) .
▪ حسن بن جهم می گوید:حضرت ابو الحسن علیه السلام را دیدم که خضاب کرده بود.عرض کردم خضاب کرده اید؟فرمود:آری.مرتب و مهیابودن باعث عفت زنان میشود.به واسطه نامرتبی و مهیا نبودن مردان است که زنان،عفت خویش را از دست میدهند.سپس فرمود:آیا دوست داری همسرت را نامرتب ببینی؟گفتم:نه.فرمود:او هم عینا مانند تو است. (۱۶) امام رضا علیه السلام فرمود:زنان بنی اسرائیل بدان جهت از طریق عفت خارج شدند که مردانشان به مرتب بودن و زیبایی مقید نبودند.سپس فرمود:همان انتظاری که تو از همسرت داری او نیز همان انتظار را دارد. (۱۷)

پي نوشت :


۱-اطلاعات ۲۶ بهمن ماه ۱۳۵۰
۲-اطلاعات ۲۷ بهمن ماه ۱۳۴۸
۳-سوره نور آیه ۳۰
۴ و ۵-وسائل ج ۱۴،صفحه ۱۳۸ و ۱۳۹
۶-و نمیدانند چرا؟ص ۱۴۰.
۷-شافی ج ۱ ص ۱۹۷
۸-شافی ج ۱ ص ۱۹۷
۹-بحار ج ۶۲ ص ۱۲۹
۱۰-شافی ج ۱ ص ۲۰۸
۱۱-شافی ج ۱ ص ۲۰۸
۱۲-شافی ج ۱ ص ۲۱۰
۱۳-شافی ج ۱ ص ۲۱۲
۱۴-بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۴
۱۵-مستدرک ج ۲ ص ۵۵۹.
۱۶-وسائل ج ۱۴ ص ۱۸۳
۱۷-بحار ج ۷۶ ص

 

چطور بهترین شوهر دنیا باشیم‌؟

چطور بهترین شوهر دنیا باشیم‌؟
جدي گرفتن ده توصيه ساده، شما را به بهترين شوهر دنيا براي همسرتان تبديل مي‌كند. جدي گرفتن ده توصيه ساده، شما را به بهترين شوهر دنيا براي همسرتان تبديل مي‌كند. اگر شما هم از آن دسته آقایانی هستید که خود را در کار و مشکلات روزانه غرق کرده‌اید‌، بهتر است چند دقیقه‌ای دست از سر قبض‌های پرداخت نشده آب‌، برق و گاز‌....و قسط‌های عقب مانده شهریه بچه‌ها بردارید‌ و فقط با برداشتن 10 گام ناقابل‌، مثل همیشه برای همسرتان بهترین شوهر دنیا باشید‌:
گام 1. خانم‌ها مقدم‌اند ! برای یک بار هم که شده دنیا را از چشم همسرتان ببینید‌.
شاید تا به حال اصلاً به این موضوع توجه نکرده باشید که ممکن است خدای نکرده علایق و خواسته‌های خانم‌تان با علایق شما کاملاً متفاوت باشد‌! اما حالا وقتش شده که به قول معروف‌، چشم‌هایتان را بشویید و جور دیگر ببینید‌.
گام 2. خواباندن بچه‌ها هم لذتی دارد‌، امتحان کن د هفته‌ای یکبار به همسرتان مرخصی بدهید و وظیفه خواباندن بچه‌ها را شما به عهده بگیرید‌، تا حداقل خانم‌تان یک ساعت سرو صدای بچه‌ها را فراموش کرده و با خیال راحت این وقت را برای خواندن کتاب‌، انجام کارهای شخصی عقب‌افتاده و یا حتی برای گشت زدن در اینترنت اختصاص دهد‌. مطمئن باشید با این کار دعای خیر همسرتان همیشه پشت سر شما خواهد بود‌.
گام 3. عذرخواهی هم کلمه مفیدی است ! در این یک مورد با شما همدردی می‌کنیم‌، چون به همان اندازه که عذرخواهی از طرف مقابل ساده به نظر می‌آید‌، احتمالاً به همان اندازه هم برایتان سخت‌ترین کار روی زمین خواهد بود‌. اگر تا به حال متوجه شده باشید ازدواج شباهت زیادی به مسابقه دوی ماراتن دارد‌، چر ؟ از این جهت که هر چقدر در بگو‌مگوهای خانوادگی زود از کوره در بروید‌، زودتر از پا می‌افتید و ادامه زندگی زناشویی برای شما سخت‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود . اما فقط کافیست یکبار هم که شده با قضیه جور دیگری برخورد کنید‌، رفتار آرام و متانت‌آمیز بهترین مسکن برای آرام کردن موقتی تنش‌های رفتاری است‌، اما اگر احیاناً شما مقصر بودید‌، می‌توانید تنها با به زبان آوردن یک عذرخواهی ساده پرچم صلح را به همسرتان نشان داده و اجازه ندهید دلخوری پیش آمده بزرگ و بزرگتر شود‌.
گام 4. از همسرتان برای اینکه شما را تحمل می‌کند تشکر کن د شاید حتی خواندن این گام هم به مذاقتان خوش نیاید‌، چه رسد به عمل کردن به آن‌. اما منظور ما این نیست که در مقابل همسرتان بنشینید و در حالی که لیستی از اشتباهات خود تهیه کرده‌اید‌، مورد به مورد را شرح داده و به‌خاطر آنها عذرخواهی کنید‌ نه‌! مسلماً برای هر مردی پیش آمده که قول و قرارهایش را فراموش نماید یا با دیدن دوستان خود آن‌چنان زمان و مکان را گم کند که ساعت‌ها همسرش را چشم انتظار نگه دارد‌. اما همین اندازه که به او بگویید زندگی کردن با شما چندان هم کار ساده‌ای نیست و به‌خاطر صبر و تحمل همسرتان از او تشکر کنید‌، کفایت می‌کند .
گام 5. کمی ‌و فقط کمی ‌از ریخت و پاش‌های خودتان را جمع کنید باور کنید آسمان به زمین نمی‌آید اگر استکان چای قند پهلوی آخر شب‌، یا لیوان چایی صبحانه خود را از کف اتاق و یا از روی میز صبحانه به سینک ظرفشویی انتقال دهید‌. از ما به شما نصیحت‌، تحقیقات نشان داده استکان چای یکی از معضلات زندگی مشترک و عامل بسیاری از جدایی‌ها بوده‌!
گام 6. برای با هم بودن زمان بگذارید شما هم از آن دسته افرادی هستید که با شنیدن نام دوران نامزدی به یاد شام‌های خاطره انگیزی می‌افتید که در یک رستوران دنج خورده‌اید‌؟ چه اشکالی دارد اگر حتی با وجود داشتن دو فرزند برای گذاشتن قرارمدارهای این‌چنینی باز هم زمانی را معین کنید‌؟! می‌توانید بچه‌ها را نزد یکی از دوستان خود بگذارید و مثل آن روزها فقط برای با هم بودن شام را بیرون از خانه صرف کنید.‌
گام 7. آراسته و خوش تیپ باشید سعی کنید همیشه به آراستگی و مرتب بودن ظاهر خود اهمیت دهید‌. این برای خانم‌ها نکته مهمی‌ است‌.
گام 8. شما هم به تمدد اعصاب نیاز دار د گاهي وقت‌ها شرایطی را ایجاد کنید که برای چند ساعتی کمی‌ از محیط خانواده و مسئولیت‌های خود فاصله بگیرید‌. مثلاً با دوستانتان به کوه بروید و یا به ورزش‌های مورد علاقه‌تان بپردازید تا شادی و نشاط و آرامش باعث تجدید نیروی از دست رفته‌تان شده ‌و وقتی به خانه بر‌می‌گردید‌، به مردی ایده‌آل برای زندگی تبدیل شده باشید‌.
گام 9. مسئولیت تصمیمات خود را شخصاً به عهده بگیر د هیچ وقت و در هیچ شرایطی از پذیرش عواقب تصمیمات خود شانه خالی نکنید‌. اگر شما به هر دلیلی نمی‌توانید دعوت پدر و مادر‌تان را برای مهمانی شب جمعه قبول کنید‌، خودتان گوشی تلفن را برداشته و به آنها اطلاع دهید‌. هیچ وقت مسئولیت چنین کاری را به گردن همسرتان نیندازید‌ .
گام 10. فراموش نکنید روزی شما هم فرهاد کوه‌کن بودید یادتان می‌آید قبل از ازدواج چقدر به رفتارها و حرکات خود توجه داشتید و چقدر سعی می‌کردید با پرستیژ و تاثیرگذار باشید‌؟! اما احتمالاً دیگر مدت‌هاست که خبری از آن فرهاد کوه‌کن نیست و او هم در میان روزمره‌گی هر روزه‌تان گم شده . اما هنوز هم دیر نشده از همین امروز هر کاری که می‌توانید برای گرم کردن آتش زندگی‌تان انجام دهید‌، کاری کنید تا مثل گذشته همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید و از بودن در کنار یکدیگر راضی باشید.
منبع:http://daneshpajooh.ir

شوهران بخوانند

شوهران بخوانند
اینجا مقرراتی آمده که منتظرش بودید، مقرراتی که شاید کسی به شما گوشزد نکرده باشد و یا فراموشتان شده باشد، ولی به نوعی منجی زندگی مشترکتان محسوب می شود. هیچ وقت پدرت، تو رو ننشونده که بهت بگه: "پسرم، وقتی ازدواج کردی، گاهی باید از کنترل تلویزیون بگذری" دوستای متأهلت هیچ وقت تو رو کناری نکشیدن که بگن: "وقتی ازدواج کردی دیگه مجرد نیستی پس برای پنج شنبه و جمعه با دوستات قرار نگذار" . هیچکس بهت نگفته که زندگی با جنس مخالف، قاعده و قانون داره. فراموش کردن یه سالگرد عروسی، گناه کبیره زندگی زناشوییه. اگه بشه با رعایت یک سری نکات یک کانون پر مهر و مصفا ساخت، چرا تنش؟ که زندگی به کام هر دو تلخ بشه.(نگران نباشید با همسرانتان هم حرف دارم)
مقررات رو می گم، عمل کن تا ببینی متقابلا چقدر همسرت برات مایه می ذاره.
یک اسباب برقی خانگی، هدیه نیست. ماکروفر یه ابزاره. تو ابزار رو دوست داری و اون هدیه رو.
آنچه را برای دیگران بپسند، که خودشان می پسندند این ضرب المثل قدیمی رو که میگه هر چه برای خود می پسندی، برای دیگران بپسند را فراموش کن.
عذر خواهی کن.چرا؟ چون کار اشتباهی کردی ولی هنوز نمی دانی چه کاری.

کنترل تلویزیون نشان مردانگی شما نیست


عاشق قدرتی میدانم. ولی معنی زندگی زناشویی سهیم شدنه و معنیش اینه که گاهی بذاری اون کنترل رو دست بگیره و تصمیم بگیره چی تماشا کنین.
مثل روزهای اول باش. گاهی در ماشین رو براش باز کن، در بدو ورود ببوسش و یه شاخه گل بده، متوجه آرایشی که برات کرده باش. یک کم براش خرج کن تا ببینی چه قدر برات خرج می کنه.
بگذار ابزار قدرت شما را ببیند حالا این فرصتیه تا مردونگی حقیقی خودتو نشون بدی. یک کار فنی منزل را انجام بده. شیری را که داره چکه می کنه درست کن، ترانس مهتابی رو که داره پرت پرت می کنه رو عوض کن. خیلی خوبه که کفایت و مردانگیت رو هر از گاهی نشون بدی و باورت کنه.
مهمون کن. یک روز جمعه، بساط منقل کباب پز رو به راه بینداز و محیط خونه رو با صفا کن.
کلیشه ای نباش.همیشه سر سفره آماده ننشین. غذاها خود به خود سر میز ظاهر نمی شوند، یه نفر هست که اونها رو اونجا می ذاره و اون یه نفر می تونی تو باشی.
همکاری کن .وقتی می خواهید از خانه بیرون برید، قبول کن که اون بیش از تو کار داره که انجام بده. پس اونطوری قدم نزن، در پوشاندن لباس بچه ها کمکش کن، کولر و چراغها رو خاموش کن...
مرتب دوش بگیر.تو یه مردی، عرق می کنی و بوی بد می دی. قبول کن.
وسایلتو جمع و جور کن.خیلی زشته منظره پیژامه ای روی زمین با دو جای پا، یا پیراهن روی مبل.
راه را بپرسید. گم شدی، بپذیر. درسته که بالاخره می رسی؟ درست، ولی بالاخره برای رسیدن زمان دیری است.
در صورت تأخیر تلفن بزن. آخه اون دوستت داره و غذا نخورده و منتظره تا در کنارت باشه!
واقعا گوش کنید. این کار یعنی گوش دادن به حرفهایی که میگه و فهمیدن آنها. نمی خواد زیاد راه حل بهش نشون بدی یا انتقاد کنی ، احساساتش را فقط از کلامش متوجه باش.
تاریخ های کلیدی رو به خاطر بسپار.یا در تقویمت یادداشت کن و نشون بده که به یاد داری.
خرید های بعضی کارهای منزل را هفتگی یا ماهیانه ، با هم و تفریحی انجام دهید.
عذر مردانه نیار. نگو«من یه مرد هستم، پس نمی تونم...فلان کار رو بکنم» مثلا بچه بیارم، حمام زایمان بگیرم، بچه شیر بدم.خیلی خوب، کسی هم ازت نخواست. ولی می تونی که هدیه ای برای حمام زایمان انتخاب کنی، یا شب شیر کمکی رو با شیشه به بچه بدی.
تقسیم کردن کارهای خونه این نیست که آشغالها رو ببری بیرون و منتظر شنیدن «ممنون» باشی.
از جاتون بلند شوید.فکر نکن وقتی از روی لیست خانم خرید می کنی، خریدهای مغازه رو جابجا می کنی، آشغالها رو دم در می گذاری ...، لطف می کنی. اینا اسمشون زندگیه. تو هم یه بازیگری نه یه تماشاگر. این طور نباشه که فقط کف بزنی.
سیگار نکش یا لااقل بیرون از منزل بکش ، راستی بوی سیگار دهانت را چکار می کنی!
گاهی اوقات باید یه دوست رو، روی محراب ازدواج قربانی کرد .ممکنه کسی باشه که تو بهش توجه داری ولی رفتارش همسرتو می رنجونه.

بیش از حد انتظار او، به خودت رسیدگی نکن.


حتی یک شوخی بیجا با زنان دیگر نکنید. اگر نمی تونید بفهمید از این حالت چقدر خانمتون می رنجه می تونید یکبار نقشتون رو در این مورد عوض کنید. تا ببینید چقدر این عادت ناپسند و مخرب است.
دلیل عاشق شدنتان را به خاطر بسپارید. هر از چند گاهی، وقتی از دست او ناراحت و عصبانی هستی، یه قدم به عقب بردار. زنی که عاشقش شدی رو بخاطر بیار. همون زن، تو اتاق بغلی نشسته، اون که باهاش ازدواج کردی. او منتظرته.
سعی نکنید زنتان را تغییر دهید.او یه شخصه نه یه شیء. سعی نکن یک کمی بهش اضافه، یا کم کنی. تو با تغییر خودت می تونی به کمال او کمک کنی.
فی البداهه باشید.اون رو با چیزهای کوچک غافلگیر کن: شام، هدیه، یه کارت ناقابل. اون فقط می خواد بدونه که به او فکر می کنی و احساسش می کنی.
دست هم رو بگیرید و تو چشماش با مهربانی نگاه کنید و از اینکه در کنارتون هست احساس رضایت کنید.این کار احساس خوبی به هر دوی شما می ده.
از الفاظ خودمانی استفاده کنید. اون رو با اسامی عاشقانه مثل عزیزم، خانومم صدا کن.

زیادی یا کم هدیه ندهید.


گاهی اولین ملاقاتتون رو یاد آوری کنید. روزهای شیرین آغاز ازدواج رو .شیک و پیک کن، در ماشین رو براش باز کن، با هم به رستوران بروید، بهش بگو چقدر دوستش داری.
به زنتان بنازید.چرا که نه؟ اینو به تمام دنیا بگید. یا لااقل تو جمع خانواده پدری خودتون یا اون ابراز تشکر و قدردانی از زنتان بکنید.
زمانی را تنها و بدون دیگران بگذرانید و به تفریح بروید.
از همون اول حقیقت رو بگید.صادق باشید و راستگو. طرف حسابتون رقیب نیست، شریک زندگیتونه.
هماهنگ شوید. گاهی روابط زناشویی ناهماهنگ میشه. کمی موضع خودتو عوض کن. تو می خواهی کاری کنی ولی اون نمی خواد. خوب نکن. فقط ریتم رو عوض کن.مهم انجام هر کاریه که با هم انجام
بدید.
دعوا پیش می آید.دعوا بین کسانی اتفاق می افته که به هم اهمیت می دن. دعواها آخر دنیا نیستند.
وقتی دعوا میکنی می بازی. برای برنده شدن در دعواهای زناشویی پاداشی وجود نداره. در حقیقت، بُرد بدتر از باخته. بباز و برو با زندگیت حال کن.
هیچ وقت راجع به سیاست مجادله نکنید. فکر می کنید سیاستمدارا در مورد شما بحث می کنند.
عصبانی نمانید. فردا که بهش فکر کنی می بینی آنقدرها هم ارزش عصبانیت رو نداشته.
آشتی کنید. این تنها بخش خوب دعوا کردنه. این لذت رو از دست نده.
بوسه شب بخیر رو فراموش نکنید. این کار رو بدون استثنا انجام بده.
بچه داشته باشید.زندگی رو وزین می کنه و معنا می ده. پیش بچه ها از مادرشون قدردانی وتشکر کنید و بگویئد که چقدر خانم خوبی دارید. احساستون رو به بچه هاتون نشون بدید.
عکس بگیرید. یادآوری گذشته بهتر از آنچه که واقع شده بود، هست. شاید واقعا خوب بوده و تو قدر ندانستی.
تکامل پیدا کنید. به گذشته نچسبید، تغییر کنید، با هم ادامه بدید، تکامل پیدا کنید. بگذارید او از شما راحت انتقاد کنه. اگه اشتباه کنه از شما کم نمی شه و اگه درست بگه بر شما افزوده میشه.
پرستار خوبی باشید. در بیماری هر مراقبتی رو که او از تو می کرده رو ازش بکن. درسته اون به تنهایی می تونه ولی اگر درکنارش باشی ، یه احساس خوشایندی از دوست داشته شده بهش دست میده.
با هم مسن شوید. یه روز که خیلی زود می رسه، احساس پیری خواهی کرد. کی دلش می خواد این دوران رو به تنهایی پشت سر بذاره؟

«ما» باشید نه «من».


زندگی زناشویی آسان نیست، سعی کنید. تسلیم شدن آسونه. باید سعی کنی. چرا؟ چون ارزشش رو داره.
تفریح کردن رو فراموش نکنید. در کشاکش زندگی گم نشید.
یادت باشه، وقتی همسرت از تو و از زندگی راضی باشه، کاری می کنه تا تو هم از او و از زندگی راضی باشی.
منبع:http://www.hamdardi.net

چگونه مردان را به سخن واداریم؟

چگونه مردان را به سخن واداریم؟
نمي‌دونم به چي فكر مي‌كنه چون اون هيچ وقت در مورد احساسش با من حرف نمي‌زنه."
ايـن جمله بـه گوشتان آشنا است؟ براي اكثر زنان، واداشتن شوهرشان بـراي اينكه احساسات دروني خود را با آنها در ميان بگذارند، كار مشكلي به نظر مي‌رسد. در اين شرايط زن احساس مي‌كند كه ناموفق بوده و براي مرد سوء تعبير پيش مي‌آيد. اما در اين ميان موضوعي وجود دارد كه اغلب زن‌ها از آن بي‌اطلاع هستند. مردها مي‌خواهند صحبت كنند. تحت شرايط مناسب، آنها سرتاسر شب به صحبت مي‌پردازند. اكثر مردان نياز دارند كه با همسرشان درد دل نموده و كمي ‌سبك شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان براي بيان احساساتش چـيسـت؟

راز شماره 1 مردان حقيقي از عدم پذيرش وحشت دارند

واقعا اين درست است. اغـلب مـردها احساس مي‌كنند كه زن‌ها در مورد آنها بسيار منتقدانه رفتار مي‌نمايند و نگران اين هستند كه نكند بعد از بيـان آنچـه كـه در ذهنشان مي‌گذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذيرش او تحقير شوند. براي زن‌ها مهم است بدانند كـه نفس و شخصيت يك مرد شكننده‌تر از نفس و شخصيت آنها بوده و آسان‌تر مورد تهديد قرار مي‌گيرد. اين موضوع به خصوص زماني كه يك مرد در رابطه‌اي نـزديك و صميمانه بـا همسرش قـرار گرفته است بيشتر نمود پيدا مي‌كند؛ او مشتاق تصديق و عكس‌العمل‌هاي مثبت همسرش بوده و دوست دارد بداند كه موجب خشنودي او شده است. بنابراين اگر مردي احساس نمايد كه شما تصميم داريد در موردش قضاوت كنيد، و يا به دليل گفتـه‌هـايش به گونه‌اي متفاوت به او نگاه كنيد، مطمئن باشيد كه وي صحبت نخواهد كرد.
داوري كردن در مورد شريك زندگي به معناي اجازه دادن به او بـراي بيان ذهنياتش نبوده و شما را مشتاق براي شنيدن حرف‌هاي او نشان نخواهد داد. منـظور اين نيست كه شما نظر و ايده‌اي نداشته باشيد و يا نتـوانيد آن را در فرصـتي بيان كنيد. يك مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس كند به دليل آنچه كـه هست مورد پذيرش حقيقي قرار گرفته، نه به دليل آنچه كه ممكن است شما دوست داريد باشد. صبر و بردباري نماييد. اگـر عـجـولانـه تـوسط پيشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتي از قبيل "خوب، اشتباه مي‌كني، من قبول ندارم" يا "از كجا اين فكر مسخره بـه ذهنـت رسيــده"، در برابر عقايد او عكس‌العمل نشـان دهيـد، هـر مـردي از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ايستاد. آنها نگران آن هستند كه مبادا حرفي بسيار خصوصي از دهانشان خارج شـود كـه مطابق با تصور ذهني شما از آنها نبوده و يا تصويري كه بروز از خودشان در ذهن شما ايـجاد كرده‌اند را مخدوش كند.

راز شماره 2 شما نيز درون خود را آشكار كنيد


بين زوجين بيان احساسات دروني بايد به صـورت متقـابـل انـجام بگيرد. هر فردي داراي مشكلات، دغدغه‌ها و مسايل پنهاني در صندقچه قلبش مي‌بــاشد. بسياري از مردان تصور مي‌كنند " اگر اين مسـايـل را به او بگويم، تركم خواهد كرد." شما مجبوريد نشان دهيـد كـه جـريان ايـن نيست. به اين منظور براي او از خود چيزي را فاش كنيد كه نشان دهد به همان اندازه‌اي كه او به شما اعتماد دارد، شما نيز به او اعتماد داريد.
هنگاميكه او شروع بـه بـيان احساسات دورني خود مي‌كند، به آنچه كه مي‌گويد گوش فرا داده، قدمي‌به جلو بـرداشته و در عـوض پيشنهادي مثبـت ارايـه دهيـد. بعد از اينكه وي مساله‌اي خصوصي را ابراز نمود، چيزي شبيه اين بگويد "خوب، اينكه چيز بدي نيست من بدتر از اين‌ها بودم." يا "من واقعا آن چيزي كه اتفاق افتاده را تحسين مي‌كنـم." و آن چيزي از داستان را كه واقعا مي‌پسنديد انتخاب كنيد. (از مسايل ساختگي دوري كنيد چون موضـوع لوس شده و تبديل بـه دست انداختن خواهد شد. مردم هميشه مي‌توانند متوجه شوند كه كسي آنها را دسـت انـداخـته و اين موضوع هيچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.) به او اجازه دهيد بداند كه شما جانبدار او هستيد و با تجربياتش تنها نخواهد ماند.
در حالي كه عملا نشان مي‌دهيد، مطمئن شويد كه از او طرفداري مي‌كنيد. بسياري از زن‌ها فقط به اين دليل به داستان‌هاي شوهرشان گوش مي‌دهند كه به او بگويند كه چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است. آنها طرفداري شخص ديگري را مي‌كنند. با ايـن حال مهم است كه موضوع را از اين نقطه نظر بنـگريد.

راز شماره 3 گذشته را فراموش كنيد


آيـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود "گـفـتـگويي" داشـتـه‌ايـد كه به بگومگوهاي مـربـوط بـه نارضايتي‌هاي گذشته، اشتباهاتي كه انجام داده، اذيت و آزارهايي كه به شما روا داشته و آنچه كه اكنون مديون شما است، منتهي شده باشـد؟ چنين مـوضوعي تقريبا در هر رابطه‌اي اتفاق مي‌افتند اما واقعيت باقي مي‌‌ماند؛ مردها وقتي آمدنش را حس مي‌كنند، آشفته حال شده و عقب مي‌نشينند.
وقتي مردي از اين وحشت دارد كه صحبت‌هايش در آينده تـحـريف و سـوء تـعبـير شده، به ديـگران گــفته شده و يا عليه خودش مورد استفاده قرار گيرد، بيان احسـاسـات بـرايـش غير ممكن مي‌شود و تنها راه عبور از اين تله ارتباطي اين اسـت كـه بدانيد آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده و هــر آنچه كه او انجام داده و يا گفته، شما نيز درگـيـرش بوده‌ايد. هيچكس خوب مطلق و يا بد مطلق نيست. در واقـع، به جاي در نظر گرفتن يك فرد به عـنـوان شخصي بد يا خوب، بهتر است كه نقش‌هاي بازي شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقش‌هايـي كه قدرت رها ساختن خود را از آنها نداريم، مورد توجه قرار داده شوند.
براي مثال؛ برخي از زن‌ها عـاشق بازي نمودن با قرباني عشق خود هستند. آنها براي اعتبار بخشيدن و توجيه كردن احساسـات خودشان و نيز احساس قدرتـمندي در بـرابـر شريك زندگي خود، اشتباهات و خطاهاي گذشته او را بهانه مي‌كنند. در حقيقت ممكن است با اين روش مدتي او را براي خود نگه دارند ولي آنچه كه مشخص است اين رابطه متزلزل بوده و در آستانه شكست قرار دارد.
اگر مي‌خواهيد اين وضعيت تاسف بار زندگي زناشويي را تغيـيـر داده و يـا از آن پيشگيري كرده و به شوهرتان كمك نماييد تا راحت با شما حرف بزند، اين راه را امتحان كنيد؛ به سهم خود در شرايطي كه پيش آمده مسووليتي را به عهده بگيريد و ببينيد كه به چه نحو در مورد اتفاقي كه روي داده مـمكن است دخيل بوده باشيد. البته اين موضوع به معناي مقصر دانستن خود نيست. به شرايط با ديدي باز بـنگريد. به روي تمام مسـايلي كه او "درست،" و نه "غلط" انجام داده، تمركز كنيد. اگر نياز به راهنمايي بيشتر داشتيد، ليستي از آنچه كه در رابطه‌تان عايد شما شده است و آنـچـه كه شما در عوض نصيب شـوهـرتـان نـموده‌ايد، تـهيه كنيـد. بـه زمان‌هايي كـه شما نيز مرتكب كوتاهي و قصور شده‌ايد و به راه‌هايي كـه هـر دوي شـما تـوسـط آن رشد يافته و تغيير كرده‌ايد، توجه نماييد.

راز شماره 4 شنونده اي استوار و ايمن باشيد


آيـا داشتن روابط صادقانه امكان‌پذير است؟ فرض بر اين است كه همه افراد براي صادق بودن تلاش مي‌‌كنند. حقيقت اين است كه تعداد اندكي چنين هستند و دليل عمده عدم صداقت اين است كه عواقب و نتايج آن خوب و قابل توجه مي‌بـاشد. اغـلـب مردان احساس مي‌كنند كه زن‌هـا مي‌خواهد و نياز دارند كه دروغ بشنوند چون قادر به پذيرش صادقانه حقيقت نيستند. برخي از مردها تصور مي‌كنند كه از بيان حقايق زندگي خود به هـمسرشان وحشت دارند چـرا كـه باعث آشفتگي و اضطراب وي خواهد شـد. در واقـع، بسياري از زنان براي كنترل شوهر و رابطه خود از احساساتشان استفاده مي‌كنند. آنها پاسخ‌هاي بخصوصي را از شوهر خود طلب مي‌كـنند و در صورتي كه آن پاسخ‌ها را دريافت ندارند، احساس پريشاني خواهند نمود. سپس وقتي شوهرشان دهان نگشوده و صحبتي نمي‌كند، متعجب مي‌گردند.
متاسفانه، بسياري از زنان تصوراتي قدرتمند از چگونگي احسـاس و تـفكر يك مرد را نيز در سـر مي‌پرورانند كه اين نـوع خـيـال پـردازي بـاعث ويراني حقيقت شده و بـنـابـراين اين گـونه بـه مردان اجازه مي‌دهند كه از طريق طرز برخوردهاي مختلف متوجه شوند كـه نيازي به بيان حقيقت نداشته و آنها نيز تمايلي به دانستن حقيقت ندارند. واضح است؟ اكثر زن‌ها در اين مـورد مقصرند، امـا اشـتياق بـراي گوش دادن به آنچه كه او مجبور است بگوييد سرآغاز يك رابطه كامل حقيقي محسوب مي‌گردد. اين باعث مي‌شود تا يك مرد احـساس كند شريكي ثابت قدم دارد كه در پستي بلندي‌هاي زندگي همراه او خـواهـد بود.
اگر براي خروج از ايـن تصورات غير واقعي آمادگي داريد، زمان آن رسيده كه سه چيز را از خـود سـوال كنـيد. چه ميزان از حقيقت را مي‌توانيد تحمل كنيد؟ چقدر واقعا نياز داريـد؟ آيا از شوهر خود مي‌خواهيد كـه تـصـويري خيالي بـراي شما باشيد و آيـا مشتاقيد به او اجـازه دهيـد حقيقي گردد؟ اين‌ها سوالاتي بزرگ هستند. شايد نتوانيد همين حالا تمام واقعيت را به يك باره دريابيد، اما قطـعـا مي‌توانيد عـضلات بردباري خود را پرورش داده و در مسيري مستقيم حركت نماييد.

راز شماره 5 با خودتان صادق باشيد- آگاه باشيد


اين پرسشي قديمي‌ ولي خـوب است؛ اگر با خودمان صادق نباشيم چگونه مي‌توانيم با ديگران صداقت داشته باشيم؟ بهترين روش كمك بـه هر مـرد براي بيان راحت احساساتش اين است كه ابتدا خود شما راحـت بـوده، طبـيعي رفـتـار نـمـوده صادق بوده و جو گرم و قابل پذيرشي ايجاد كنيد. كساني كـه در زنـدگي بـا آنها مـواجه مي‌شويم انـعــكاس بـخش‌هاي مختلف خودمان هستند و ما افرادي را جذب مي‌كنيم كه هر كدام به نـحوي ما را در عشق ورزيدن به بخش ديگري از خودمان ياري مي‌كنند.
به همين دليل است كه عناوين مصرح شده در اين مقاله را نه تنها در مورد مردان، بلكه بايد در رابطه با خـودمـان هـم به كـار بـبـنديم. بــراي مثال؛ آيا شما قادريد از قضاوت درمورد خودتان بگذريد؟ آيـا نارضـايـتي حـاصـل از اشتـبـاهاتي كـه در گذشته مرتكب شده‌ايد را پايان مي‌دهيد؟ و آيا هميشه در انجام اشتباهاتي كه مرتكب شده‌ايد پافشاري مي‌كنيد؟ وقتي با خود به اين طريق رفتار مي‌نـمايـيـد، طبيـعـتا با شريك زندگي خود نيز به همين مـنوال رفــتار خواهيد كرد. اگر شما در جواني هميشه مورد بدرفتاري قرار گرفته و يـا در برخي از مسايل احساس كمـبود نـمـوده بـاشيد، احـتمـال دارد هميـن رويـه را در مــورد شوهرتان در پيش بگيريد.
آگاهي در اينجا نقش تعيين كننده‌اي دارد. اگر مي‌خواهيد فضاي پوياتر و بازتري را بين خود و شوهرتان ايجاد كنيد، فهرست دقيقي از نـحوه رفـتار و مراعات خود با خود و نحوه برخورد نـزديكانتان در گذشته با خود را تهيـه كنـيد. اگر صدمه ديده‌ايد، اين فرصتي براي شما خواهد بود كه تصميم بگيريد ديگر زندگي خود را بر اساس معيارهاي گذشته بنا نكنيد. آن را تغيير دهيد. تصميم بگيريد در برابر خـود و كـسي كـه با او هستيد، مهربان و پذيرا باشيد.
گاهي اوقات ما در برابر فرد ديگري تسليم مي‌شويم به اين انتظار كه او نيز همين كار را انجام دهد. وقتي آن محقق نمي‌شود، خشمي ‌پنهاني شروع به پيدايش مي‌كند. چنين حالتي باعث بروز رفتارهاي متناقص و عـدم صداقت با خود و ديگران خواهد شد. براي رسيدن بـه عدالت واقعي بايد بدانيد كه به همان اندازه‌اي كه مي‌بـخشيد، بـه همان انـدازه هم به دست مي‌آوريد. وقتي به فردي احترام و توجهي مطلق را روا مي‌داريـد، آن احترام و توجه را به خود نيز مبذول مي‌نماييد. شما بهترين روش را در پيش گرفته‌ايد و اثرات و نتايج سودمنـد آن دير يا زود نمايان خواهند شد. زماني كه با ديگران طوري رفتار مي‌كنيد كـه مـورد احترامتان است، درحقيقت حسي از ارزش و اعتبار را ايجاد مي‌نماييد.
با خودتان صادق باشيد و متوجه خواهيد شد كه اين عمل مسري است. شريك زندگـي شما به همين منوال رفتارش را پيش خواهد گرفت. او به صورتي راحت و طبيعي صحبــت كرده و احساست واقعيش را ابراز خواهد نمود.
منبع: www.noandish.com

10 اشتباه مخرب که هر مشاجره ای را بدتر می کند

10 اشتباه مخرب که هر مشاجره ای را بدتر می کند
تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.

1 ـ اجتناب از دعوا به طور کل:


به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

2 ـ حالت دفاعی گرفتن:


بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

3 ـ تعمیم افراطی


بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند. هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

4 ـ حق داشتن


اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

5 ـ روانکاوی


بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.

6 ـ گوش ندادن


بعضی افراد حرف به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.

7 ـ تقصیر را گردن دیگری انداختن


بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

8 ـ سعی در برنده شدن در دعوا


هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.

9 ـ حمله های شخصیتی


گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

10 ـ توپ را به زمین مقابل شوت کردن


وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.
منبع:mobin.com

هنر گفت و گو در زندگی زناشویی

هنر گفت و گو در زندگی زناشویی
یکی از لذت بخش ترین تجربیات زندگی مشترک این است که حرف مبهمی را بزنید و بدانید که همسرتان دقیقاً منظور شما را می فهمد. توانایی در صحبت خودمانی، ایماء و اشاره، نکته پرانی و چشمک زدن و نظایر آن، نشانه ی نزدیکی و صمیمیت است. گفت و گویی که پایان خوش دارد نشانه صمیمیت است. طرفین می دانند که دیگری چه می گوید و تدریجاً از این که می توانند آزادانه حرف بزنند و منظور یکدیگر را بفهمند لذت می برند.
اما در ازدواج های ناموفق ، لذت گفت و گو در فضای شکایت ها و گله مندی های خشمگینانه و سوءتفاهم ها گم می شود و جای اشارات دلنشین ابروها و چشمک های خوشایند را نگاه های خیره و اشارات انتقادی و بهانه گیری ها و تهدیدها پر می کند. چه اتفاقی می افتد؟ چرا صحبت های دلنشین از دست می روند؟ مسئله اینجاست که به مرور شیوه های متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهای متفاوت و سوءتفاهم ها روی هم انباشته می شوند و آهنگ دلپذیر صحبت را تغییر می دهند. برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» یا «بی ملاحظه»، «لجباز» و غیره خودداری کنید.زن و شوهر ممکن است هنگام صحبت علی رغم حُسن نیت به بیراهه بروند. به جای صحبت نرم و ملایم ، با هم مشاجره کنند و چون یکی از آنها به قصد سبک کردن فضای سنگین صحبت، به شوخی حرفی بزند، دیگری چنان واکنش نشان دهد که انگار در شوخی هم قصد و شری در کار بوده است. در این شرایط هر اقدامی برای تلطیف فضای صحبت، نتیجه معکوس می دهد. هم صحبتی زن و شوهر با هم، برای رشد و بقای احساس صمیمیت آنها نقش قطعی دارد. متأسفانه «بسیاری از زوج ها» و شاید بتوان گفت «اغلب» آنها از مهارت های لازم برای گفت و گو با یکدیگر برخوردار نیستند و بی آنکه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردی و تکدر خاطر می شوند.در این جا به چند نمونه از مسائل و مشکلاتی که بر سر راه گفت و گوی مؤثر همسران وجود دارد اشاره می کنیم:
1- مسئله: «نمی توانم با همسرم صادق باشم.»
2- مسئله: «نمی توانم خودم باشم» بسیاری از اشخاص مدعی هستند که نمی توانند با همسرشان راحت صحبت کنند، باید احتیاط کنند مبادا حرفی بزنند و همسرشان را ناراحت کنند. زنی شکایت می کند که «وقتی به شوهرم حرفی می زنم واکنش بسیار بدی نشان می دهد. باید مواظب باشم، باید روی کلماتم فکر کنم.»
سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند. برای آموختن شیوه های جدید صحبت با همسر خود،کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید، ساده نیست. در این صورت برای ایجاد تغییر باید تلاش بیشتری کنید. شکستن عادت ها ساده نیست، اما با یاد گرفتن الگوهای جدید می توانید بدون کنترل و به طیب خاطر با همسرتان حرف بزنید.
3- مسئله: «همسرم مرتب سر من داد می کشد» به اعتقاد بعضی ها بلند صحبت کردن همسر، نشانه عصبانیت و حتی ضعف اخلاقی است. در این مورد زن و شوهر می توانند با گفت و گو، مسئله بلند صحبت کردن را حل کنند. زن یا مردی که از صدای بلند همسرش رنجیده ، باید این احتمال را در نظر بگیرد که ممکن است بلند صحبت کردن همسرش را اشتباه تفسیر کرده باشد. از سوی دیگر همسر نیز می تواند لحن صدای خود را ملایم تر کند. راه حل بهتر این است که کسی که از صدای بلند همسرش ناراحت می شود نسبت به آن حساسیت نشان ندهد. می تواند به ملایمت اعتراض کند، اما رنجشی به دل نگیرد.
4- مسئله: «شوهرم فقط به خودش فکر می کند و به صحبت های من گوش نمی دهد» بسیاری از زن ها از شوهرانشان انتظار دارند که از احساسات خودشان حرف بزنند، این موجب می شود که آنها نسبت به شوهرانشان احساس صمیمیت بیشتری کنند. واکنش احساسی زن و مرد نسبت به فراز و نشیب های زندگی، به آنها احساسی از وحدت و انسجام می بخشد. بسیاری از نویسندگان، احتیاط در ابراز احساسات از سوی مردها را یکی از اشکالات عمده آنها می دانند. بسیاری از زن ها هم درباره همسرشان همین نظر را دارند: «شوهرم مثل آهن سرد و خشک است. اگر احساساتش را بروز می داد خیلی بهتر می شد.» اما اغلب شوهرها، احتیاط در ابراز احساسات را دلیل نقص و ضعف نمی دانند. مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.
5- مسئله: «با هم صحبت می کنیم اما صحبت ما سرد و بی روح است» مسئله این است که طرفین موضوعات مورد علاقه یکدیگر را طرح نمی کنند. از آن گذشته طراوت و شادابی گفت و گوهای اوایل آشنایی، دیگر وجود ندارد و طرفین اقدامی برای جلب نظر یکدیگر صورت نمی دهند. دلیل دیگر این است که زن و شوهر نتوانسته اند گفت و گو برای حل مشکلات را از مکالمات خوشایند جدا کنند. بنابراین وقتی یکی از آنها با یک تعریف محبت آمیز شروع می کند، دیگری ممکن است فرصت را برای طرح یکی از گرفتاری های خود مناسب بپندارد، در نتیجه گفت و گوی محبت آمیز و لذتبخش کمیاب می شود.

مقررات و آداب گفت و گو


قانون شماره 1- با همسر خود هماهنگ شوید.


زن و شوهر برای این که بتوانند با یکدیگر ارتباط سازنده برقرار کنند باید در مسیر صحبت یکدیگر قرار گیرند، زیرا در بسیاری از مواقع زن و شوهر با آنکه درباره ی موضوع واحدی صحبت می کنند اما روش صحبت آنها به قدری متفاوت است که نمی توانند با هم هماهنگ شوند. ممکن است زن یا شوهر قصد تسکین ناراحتی همسر خود را داشته باشد، اما بر شدت ناراحتی او بیفزاید. متأسفانه بسیاری از زوج ها در مخابره افکار و احساسات خود به یکدیگر با دشواری روبه رو هستند. بعضی خواسته هایشان را چنان طرح می کنند که به درک طرف مقابل منجر نمی شود؛ عقاید خود را مبهم طرح می کنند، از طرح موضوع اصلی طفره می روند ، حاشیه می روند و با این حال خیال می کنند که همسرشان موضوع را دقیقاً و آن طور که هست درک می کند. یکی بیش از حد وارد جزئیات می شود و دیگری به قدری در کلمات صرفه جویی می کند که کلامش تفهیم نمی شود و هر دو بر این باورند که به تفاهم میان خود کمک می کنند.
گاه به نظر می رسد که اصولاً به دو زبان متفاوت حرف می زنند. در این شرایط، هرگز عجیب نیست که زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند، زیرا هر کدام بی خبر از تفصیر خویش، دیگری را به دیر فهمی و سرسختی متهم می کند.
(توجه داشته باشید که همسر شما با گفت و گوی خود ، گاهی فقط به حمایت شما و گاهی نیز به راهنمایی های عملی شما نیاز دارد، پس باید نسبت به اشاره ها و احساسات همسرتان حساس باشید تا راه های مناسب ارتباط با همسرتان را پیدا کنید.)

قانون شماره2 - با علاقه گوش بدهید.


گاهی اوقات زن شکایت می کند که شوهرش به حرف های او گوش نمی دهد و حال آنکه شوهر در مقام اعتراض مدعی است که همه حرف های او را شنیده است. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که در این زمینه اختلاف جنسی مشهودی وجود دارد. زن ها هنگام گوش کردن با ابراز کلماتی نظیر «آره»، «عجب» و تکان دادن سر، به گوینده می فهمانند که به حرف های او گوش می دهند و حال آن که مردها هنگام گوش دادن بیشتر سکوت می کنند.
گاه شما فراموش می کنید که گفت و گو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست. صحبت کردن و جواب نگرفتن در حکم صحبت با دیوار است. اگر شما هنگام گوش دادن سکوت اختیار می کنید احتمالاً می توانید به اشاره کردن و تکان دادن سر، عادت کنید و نشان دهید که به راستی گوش می دهید و همسرتان را از تردید بیرون آورید.

قانون شماره 3: از قطع صحبت اجتناب کنید.


قطع صحبت برای کسی که این کار را می کند احتمالاً طبیعی به نظر می رسد اما ممکن است در کسی که صحبت او قطع می شود ایجاد نارضایتی و افکار منفی کند. «او به حرف هایم گوش نمی دهد، تنها می خواهد خودش حرف بزند.»
قطع صحبت هم مانند سایر عادات ممکن است بخشی از طرز مکالمه اشخاص باشد و برخلاف برداشت احتمالی کسی که صحبتش قطع می شود ارتباطی با خود محوری و مخالفت و غیره ندارد. در اینجا نیز زن و مرد رفتار متفاوتی نشان می دهند. مردها بیش از زن ها صحبت را قطع می کنند، اما قطع صحبت آنها مشمول زن ها نیست، یعنی با مردهای دیگر هم که صحبت می کنند همین سیاست را دارند. بنابراین زنی که برای قطع صحبت از سوی همسرش دلایل منفی می تراشد باید به خاطر داشته باشد که این رفتار ممکن است مربوط به طرز صحبت او باشد. اما با این حال کسی که صحبت را قطع می کند باید به انتظار پایان صحبت بپرد و صبر کند. ممکن است مردی با تأنی و با جملات فاصله دار حرف بزند و زنش که حاضر جواب و بی قرار است مرتب به میان صحبت پریده، رشته کلام را قطع کند. در این شرایط ممکن است مرد عصبانی شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد. غافل از این که رفتار خانم او دلایل عمیق تری دارد. مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.

قانون شماره4: ماهرانه سؤال کنید.


سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی ها طبیعتاً کم حرف هستند، در برخورد با این اشخاص می باید زمینه صحبت را فراهم نمود. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند. در برخی از مواقع، لحن عتاب انگیز و یا پرخاشگرانه سؤالات مسئله ساز می شود: «چرا دیشب دیر آمدی؟»، «چرا این همه به خودت رسیده ای؟ » در بسیاری از موارد سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند تولید اشکال می کنند، علتش این است که این قبیل سؤالات اغلب مخاطب را در موضع دفاعی قرار می دهد. با آنکه ممکن است سؤال کننده صرفاً برای کسب اطلاع سؤال کرده و منظور دیگری هم نداشته باشد، استفاده از کلمه «چرا» در شروع یک جمله سؤالی احتمالاً شما نت ها و خطاب های پدر و مادر در دوران کودکی را تداعی می کند: «چرا دیر کردی؟»
از آن گذشته سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند، اغلب بی اعتمادی و یا حتی سوء ظن را تداعی می کند. می توان برای اجتناب از این مشکل ، سؤالات را به شکل دیگری مطرح کرد مثلاً به جای «چرا دیر کردی؟» می توان پرسید «مشکلی پیش آمده که دیر به منزل برگشتی؟» در این صورت همسرتان از این که شما نگران او هستید و یا دوست دارید در جریان مشکلات او قرار گیرید خوشحال خواهد شد.

قانون شماره 5: سیاست و نزاکت به خرج دهید.


شاید در ظاهر رعایت این قانون در روابط زناشویی عجیب به نظر برسد اما در عمل، هر کس حساسیت هایی دارد و حتی نزدیک ترین اشخاص ممکن است احساسات ما را جریحه دار کنند. برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» یا «بی ملاحظه»، «لجباز» و غیره خودداری کنید. این برچسب ها با ایجاد تکدر خاطر، فضای حاکم بر گفت و گوی شما را تیره می کند. از مطلق گویی و استفاده از کلماتی مانند «هرگز» یا «همیشه» خودداری کنید. این واژه ها معمولاً اشتباه هستند. چون به ندرت همسری پیدا می شود که «هرگز» کارش را درست انجام ندهد و یا «همیشه» در انجام کاری کوتاهی کند.
- حرفتان را بزنید و از انتقاد خودداری کنید . مثلاً به جای این که بگویید «تو هرگز به من کمک نمی کنی» بگویید «اگر در شستن ظرف ها به من کمک کنی بسیار ممنون می شوم».
- ذهن خوانی نکنید، احتمال این که ذهن خوانی اشتباه باشد، زیاد است و در نتیجه زمینه عصبانیت همسرتان را فراهم می سازید. اگر فکر می کنید که همسرتان از شما دلگیر است بهتر است به او بگویید «احساس می کنم از من دلگیر هستی» تا او برای شما توضیح دهد.
صحبت با همسر خود، کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید.

اگر شنونده صحبت های همسرتان هستید این اصول را رعایت کنید


- زمینه های توافق را پیدا کنید. ببینید با کدام یک از نکات مورد اشاره همسرتان موافق هستید تا در نقش مخالف او ظاهر نشوید« بله قبول دارم که اخیراً سرم خیلی شلوغ بوده است.»
- مضامین منفی صحبت های همسرتان را ناشنیده بگیرید، بعید نیست که همسر شما در حالت دلخوری یا عصبانیت در بیان مسئله مبالغه کند. به «علت» عصبانیت توجه کنید و انتقادها و سرزنش ها را نادیده بگیرید.
- مطمئن شوید که منظور همسرتان را درک کرده اید، در غیر این صورت از او سؤال کنید . مثلاً: «فکر می کنم منظور تو این است که حاضر نیستی دخالت های مادرم را تحمل کنی. درست است؟»
از گفتن «متأسفم» ترسی به دل راه ندهید. روابط زناشویی ایجاب می کند که اگر خواسته و ناخواسته اسباب تکدر خاطر همسرتان را فراهم کرده اید در مقام پوزش برآیید و تأسف خود را به او اطلاع بدهید.
منبع:http://motaharfamily.com  /

پدران و تربیت فرزندان

پدران و تربیت فرزندان
انسان موجودی متعهد و مسئول است واین مسئولیت او بخاطر بكار گیری عقل است و برای انسان ضروری است كه مسئولیت های خود را بشناسد و آنها را به مرحله اجرا و عمل برساند.از جمله مسئولیت هایی كه اسلام به آن تأكید دارد مسئولیت پدر و مادر است. در اسلام پدر دارای مقام ارجمند و چهره ای برجسته و مورد احترام است و شأن پدر پس از شأن خدا ذكر شده است. احترامی كه برای پدر ذكر شده بخاطر لیاقت او و انجام وظیفه پدری می باشد.پدر در رابطه با فرزند از طریق وراثت و محیط اثر می گذارد و بخاطر اینكه از این دو كانال اثر گذار می باشد باید مراقب رفتار و اعمال خود باشد.
به امید روزی كه تمام پدران جامعه اسلامی ، رعایت مواردی را كه قبل از انعقاد نطفه ، زمان جنینی و...می باشد را رعایت كرده تا نسلی سالم را تحویل جامعه دهند.

بخش اول : تربیت


معنای تربیت
برای واژه تربیت معانی گوناگونی در فرهنگ لغات ذكر شده است كه به چند مورد آن اشاره می كنیم:
تربیت: پروردن، پروراندن ، آداب و اخلاق را به كسی آموختن ، پرورش
تربیت: پروراندن ، پرورش دادن ، ادب و اخلاق را به كسی آموختن و یاد دادن
تربیت: تهذیب ،ادب آنچه كه در همه لغت نامه ها و فرهنگ های لغت در معنای تربیت ذكر شده است ، همان پرورانیدن و ادب و اخلاق را به كسی یاد دادن می باشد.
:هدف تربیت
هدف از تربیت ،همان پاك تربیت كردن فرزند است. یعنی كودك را بگونه ای تربیت كنیم تا بتواند به راه صحیح قدم گذاشته و باعث شود برای پدر و مادرش در دنیا و آخرت مفید باشد.اگر فرزند را صحیح تربیت كنیم، برای پدر و مادر نوعی باقیات الصالحات است و چراغ این باقیات هرگز خاموش نمی شود.
اهمیت فرزند برای خانواده
وجود فرزند برای خانواده نعمتی است كه زن و مرد را به هم نزدیك كرده ،كانون گرم خانوادگی را با نشاط و شاد می كند.اختلافات و نابسامانی های خانوادگی را از بین برده و روزهای بلند والدین را به روزهای كوتاه تبدیل می كند.
وجود فرزند سبب تعادل خانواده می شود. البته این تعادل زمانی محسوس می شود كه تعداد فرزندان از یك و دو متجاوزنباشد . وجود فرزند ضامن تلاش والدین و مایهء امید و دلگرمی و شور و نشاط آنهاست. اگر فرزند نباشد ، زن و شوهر به چه امیدی تلاش كنند؟ میزان كوشش زن و شوهر ، وقتی فرزندی نداشته باشند به حدی است كه تنها خود را شاداب نگه دارند آن هم با حالتی یأس آمیز. هنگامی كه فرزند تلاش پدر و مادر را استفاده می كند ، برای والدین اجر و پاداش به حساب می آید.
چرا در امر تربیت به خانواده توجه شده است ؟
آدمی در محیطی به نام خانه و خانواده پا به عرصهء وجود می گذارد و در آن محیط در كنار سایر افراد پرورش یافته و بزرگ می شود. از طرف دیگر ثابت شده است كه هر فردی دارای ظرفیت و استعداد ذاتی می باشد كه از پدر و مادر ارث می برد و تحت تأثیر و نفوذ عوامل مختلف محیطی قرار گرفته و تربیت می شود.
به عبارت دیگر : مجموعه استعدادها و توانائیهای ارثی و تأثیرات تربیتی گرفته شده از محیط، شخصیت فرد را می سازد. در تشكیل شخصیت و تربیت انسان ها، خانواده بزرگترین نقش را ایفا می كند، بخاطر همین در امر تربیت به خانواده توجه شده است.

بخش دوم : اقسام تربیت


به عقیدهء علمای تربیت ، دو نوع تربیت داریم:
الف) عمدی ب) غیر عمدی.
الف) تربیت عمدی : در این نوع تربیت فرد یا افرادی شیوهء خاصی از تربیت را دربارهء فردی اعمال می كنند.مثلاً وقتی كه مادر دست كودك خود را گرفته و به آرامی به او راه رفتن یاد می دهد، می گویند:مادر او را در امر راه رفتن تربیت كرد.
ب) تربیت غیر عمدی: به تربیتی گفته می شود كه بدون طرح و نقشهء قبلی انجام گیرد. مثلاًوقتی كه كودك نزاع و درگیری را می بیند به طور ناخواسته تهاجم و پرخاشگری را یاد می گیرد.
برخی از روانشناسان برای تربیت تقسیم دیگری بیان كرده اند ، این گروه تربیت را به دو دستهء تربیت جنسی و تربیت مذهبی تقسیم كرده اند:
الف) تربیت جنسی : چنین به نظر می رسد كه غریزهء جنسی مربوط به دوران بلوغ است ،اما در واقع این موضوع از خردسالی همراه با كودك بوده و كودك همواره نیازمند تربیت و هدایت است.گواه این موضوع وجود نوجوانان نابالغی است كه به انحرافات جنسی گرایش پیدا كرده اند. رغبت به خودنمایی، لذت بردن از نوازش، لمس اعضای بدن و...همه ازنشانه های غریزهء جنسی در فرد است.
البته اوج این حالت در سن بلوغ است، ولی آغاز آن در سن 6-5 سالگی می باشد.در سن 6-5 سالگی كودك سؤالاتی را نسبت به اعضای بدن خود از پدر و مادر می پرسد و آنها نیز باید جواب قانع كننده ای را به او بدهند و او را با مسائلی كه برایش اتفاق می افتد، آشنا سازند.اسلام غریزهء جنسی را پلید نمی داند بلكه آن را عاملی برای استحكام زندگی زناشویی، نعمت و موهبت الهی و بقای نسل آدمی می داند.
حال این سؤال مطرح می شود كه والدین چه راهكارهایی را برای تربیت جنسی باید انجام دهند؟
از جمله راهكارهایی كه والدین می توانند انجام دهند عبارتند از:
مادران در هنگام نظافت بچه ها به این نكته توجه داشته باشند كه در حضور كودك دیگر نباشد.
نباید از زمان كودكی، با اندام های تناسلی و حتی ران های بچه بازی كرد.
نباید كودك را با كودكان دیگر در محیط های خلوت تنها گذاشت.
پدر یا سایر بزرگترها نباید دختر بچه 6ساله به بالا را روی زانوی خود بنشانند.
نباید اندام دختر بچه ها در معرض دیگران عریان باشد.
پس از ذكر مطالب بالا ، محیط نیز در هدایت غریزهء جنسی مؤثر و دارای اهمیت خاصی است.
قران كریم در سورهء عنكبوت آیه45 می فرماید:
« ان الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنكر»
قران نمازرا عامل دوری از فحشا و اعمال زشت معرفی می كند.كسی كه تربیت جنسی صحیحی داشته باشد، در آینده مشكل ساز نخواهد بود.
ب) تربیت مذهبی : كودكان عناصر پاكی و پذیرش و صمیمیت هستند، خوب و بد را از پدر ومادر یاد می گیرند و به هر راهی كه پدر و مادر دعوتشان كنند، به هما ن راه پا می گذارند.اگر آنان را با روحیهء خداترسی پرورش دهیم، طبیعی است در آینده افرادی خیرخواه ، مسالمت جو و مطیع خواهند شد و اگر آنان را رها كنیم ،خام و هرزه بار می آیند.
حال این سؤال مطرح می شود كه والدین باید چه راهكارهایی رابرای پرورش روحیهء مذهبی كودكان بكار گیرند؟
پدر و مادر باید خود بر اصول استوار دین پایبند باشند.
گر پدر و مادر نسبت به نماز و روزه و حجاب تأكید دارند، به همان نسبت هم به ادب و نرم زبانی نظافت هم تأكید داشته باشند و هیچ گاه افراط نكنند.
محیط خانواده و اجتماع نیز باید همسو باشد، اگر تضادی بین خانواده و اجتماع وجود داشته باشد، تربیت مذهبی طفل ضعیف می شود.
شیوهء فراخوانی نیز باید حساب شده و با برنامه ریزی قبلی باشد.هیچگاه كودك را وادار به انجام كاری نكنیم بلكه اجازه دهیم با میل قلبی اش آن كار را انجام دهد، تا در ذهن فرزند ملكه شود.
در نظر گرفتن روحیات فرزند و استعدادهایش ضروری است و علاوه بر این باید از روش مستقیم جداً پرهیز كرد.
در هر برنامه تربیتی ، تنها فاعلیت كافی نیست بلكه روح پذیرش و قابلیت نیز شرط می باشد.خداوند در سوره تكویر آیه 28 می فرماید:
«لمن شاء منكم ان یستقیم»
قران مایهء بیداری است برای آنها كه می خواهند به راه راست بپیوندند.

بخش سوم : عوامل مؤثر در تربیت


عوامل مؤثر در تربیت به دو دسته تقسیم می شوند :
الف) عوامل انسانی ب) عوامل غیر انسانی
فصل اول : عوامل انسانی مؤثر در تربیت عبارتند از :
الف) مادر ب) پدر ج) خواهر و برادر بزرگتر د) معلم و اعضای مدرسه ه) افراد اجتماع و) معاشران ز) خویشان و بستگان ح) رهبران اجتماع
الف ) مادر :
بخاطر اینكه كودك مدت زمان بیشتری را با مادر می گذراند‏، مادر بر روی كودك هم از نظر وراثت و هم محیط تأثیر می گذارد. از طریق وراثت : بعضی از صفات ارثی از طریق ژنهای مادر به كودك منتقل می شود.از طریق محیط : كودك 9 ماه در رحم مادر قرار دارد، حجم رحم ، فشار رحم ، سلامتی یا بیماری مادر ، غذای مادر و...در دوران حمل بر كوك تأثیر گذار است. پس از تولد نیز كودك مدتها در آغوش مادر است و اولین كلمات را مادر به او یاد می دهد.
ب ) پدر :
پدر از نظر كودك مظهر قانون و عدل و انصاف است و می تواند پناهگاه خوبی برای خانواده باشد. مشی پدر،مهر و انصاف او ،ظلم و ستم و قدرت و ضعف پدر در رفتار و آینده اش اثر می گذارد.
ج ) خواهر و برادر بزرگتر :
اگر در خانه ای كودك 4-3 ساله باشد و نوزادی به دنیا آید ، چون توجه پدر و مادر بیشتر به سمت نوزاد است، در كودك این احساس بوجود می آید كه بین او و نوزاد تازه متولد شده تبعیض قرار داده اند و این تصور در او اثر سوئی دارد.
د ) معلم و اعضای مدرسه :
مدرسه خانه دوم كودك است. اخلاق و رفتار معلم، طرز فكر او، سطح فرهنگی و... همه در كودك تأثیر گذار است. اگر معلم از نظر دینی و مذهبی دچار مشكل باشد، كودك نیز از او تأثیر گرفته و از مذهب متنفر می شود.
ه ) افراد اجتماع :
در روابطی كه كودك (فرزند) با افراد اجتماع دارد، از آنها تأثیر می گیرد و اگر آنها افراد سالمی باشند، تأثیری كه كودك می گیرد درست و اگر بالعكس باشد، تأثیر منفی در بر خواهد داشت.
و ) معاشران :
معاشران گروهی هستند كه ممكن است همسن كودك یا بزرگتر از او باشند ولی با او رفت و آمد می كنند، باهم بازی می كنند و در مدرسه كنار هم می نشینند.بررسی ها نشان می دهد كه كودكان میتوانند تحت تأثیر معاشران قرار بگیرندو حتی این تأثیر در سه مورد بیشتر از والدین است :
1 ) زمانی كه خانواده از محلی به محل دیگر كوچ كنند.
2 ) زمانی كه كودك در مرز نوجوانی و بلوغ قرار می گیرد.
3 ) مواقعی كه در خانواده آشفتگی و درگیری وجود دارد.
ز ) رهبران اجتماع :
یكی دیگر از عوامل مؤثر در تربیت، رهبران اجتماع هستند. منظور از رهبران اجتماع كسانی هستند كه در جامعه نقش مهمی را ایفا می كنند. مانند پلیس.اگر شخصی از یك پلیس تخلفی را ببیند، نسبت به پلیس و جامعه بدبین می شود.
فصل دوم : عوامل غیر انسانی نیز عبارتند از :
عامل غذا، دارو، جغرافیایی، طبیعی، شغلی و...
در این جا به ذكر خاطره ای از دكتر محمد حسین طباطبایی، معجزه قرن می پردازیم: پدر محمد حسین طباطبایی می فرمایند: در سفری كه به مشهد داشتیم، تعداد 300 نفر از اساتید قران حضور داشتند. از محمد حسین پرسیدند: به نظر شما مهمترین عامل تربیت كودك چیست؟ ایشان با تأمل جواب دادند:
"فطوعت له نفسه قتل اخیه "یعنی نفس قابیل او را ترغیب یا تشویق به قتل برادرش هابیل كرد. همه سكوت كردند و نتوانستند بین سؤال و جواب ارتباط برقرار كنند.
بعد از لحظاتی مراد ایشان را فهمیدم؛ ایشان می خواستند بگویند كه مهمترین عامل تربیت كودك، تشویق است. آن چه از این خاطره فهمیده می شود این است كه اگر كودك را مورد تشویق قرار دهیم، اثرات مفید و بهتری در تربیت او خواهد داشت.
آنچه از مطالب بخش سوم بدست می آید این است كه تربیت در خانواده نقش مهمی را ایفا می كند و اگر خانواده ای سالم باشند، فرزندان آن خانواده نیز در اجتماع حضوری سالم خواهند داشت.

بخش چهارم : مراحل تربیت


روان شناسان و علمای تعلیم و تربیت دوران عمر را به اقتضای نیازهای جسمی، روانی، عاطفی، اجتماعی و... به دوره های مختلف تقسیم كرده اند ، معروف ترین این مطالب عبارتند از:
1- دوران جنینی – كودكی از تولد تا 11 سالگی
2- دوران نوجوانی 17- 11 سالگی
3- دوران جوانی 25 – 18 سالگی
4- دوران كهولت و پیری
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در كتاب مكارم الاخلاق مراحل تربیت را در سه قسمت بیان كرده اند :
1- دوره سیادت در 7 سال اول سید و آقاست.
2- دوره اطاعت در 7 سال دوم بنده و مطیع است.
3- دوره وزارت در 7 سال سوم وزیر و طرف شور است.

بخش پنجم : شأن و مقام پدر


فصل اول: ارزش تلاش و مجاهدت پدر
زحماتی كه هر پدری متقبل می شود، از یك سو وظیفه دینی و از سوی دیگر وظیفه اخلاقی است. از نظر دینی كودكان و همسر برگردن پدر حقی دارند. از نظر اخلاقی نیز كودكان همانند مهمان هایی هستند كه به دعوت پدر و مادر در این سفره كه همان خانواده است حاضر شده اند. حالا كه حضور پیدا كرده اند، پدر وظیفه دارد از این مهمان ها به خوبی و به وجه شایسته و نیك پذیرایی كند.
رسول گرامی اسلام محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:
«الكاد علی عیاله كالمجاهد فی سبیل الله»
آن كس كه برای خانواده اش تلاش كند، همانند مجاهد نستوه و در حال جهاد است.
جهاد كردن فقط در هنگام نبرد و جنگ نمی باشد، بلكه تلاشی كه پدر برای كسب لقمه حلال برای خانواده اش انجام می دهد نیز مانند جهاد است و خداوند اجری كه به مجاهدین فی سبیل الله می دهد، همان اجر را به پدر نیز می دهد.
یك پدر نمونه، پدری است كه بتواند روزی خانواده اش را از راه حلال بدست آورد واین روزی حلال در سرنوشت فرزندان بسیار مؤثر است. اگر دعائی را كه فرزندان می كنند، برآورده شود همه اش از روزی حلالی است كه پدر برایشان آورده است و فرزندان همیشه باید قدردان چنین پدری باشند.
فصل دوم : روایاتی در مقام پدر
در این جا به ذكر چند روایت از پیامبر و امامان معصوم (صلوات الله علیهم) می پردازیم :
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :
« احفظ ود ابیك لا تقطعه فیطفی الله نورك»
دوستی پدر خود را حفظ كن و رشته آن را مبر كه خداوند متعال نور تو را قطع می كند.
آنچه كه بنده از مضمون روایت متوجه شدم این است كه آدمی همواره احترام و مودت پدر و مادر را حفظ كند و لحظه ای از احترام و مودت آنها كم نشود. اگر لحظه ای كم شود باعث می شود كه خداوند متعال نظر لطف خود را از فرزند برداشته و دیگر نوری برای فرزند نباشد. منظور از نور در اینجا همان فرزندان آدم می باشند.
حضرت یوسف (علیه السلام) در هنگام ملاقات با پدر، چون از روی مركب خود پایین نیامد خداوند نور نبوت را از او گرفت و در بعضی از منابع آمده است كه حضرت یوسف به خاطر همین سهل انگاری كوچك دچار بی اولادی شد و از حضرت یوسف فرزندانی وجود ندارد.
قال الصادق علیه السلام :
« برو ابائكم یبركم ابنائكم و غضوا عن النساء یغض عن نسائكم»
به پدران خود نیكی كنید تا فرزندان شما هم به این سنت مقدس عمل كنند و به شما نیكی كنند و چشمهایتان را از زنان مردم ببندید تا از زنان شما چشم پوشی كنند.
آنچه كه بنده از مضمون این روایت متوجه شدم این است كه فرزند همواره باید به پدر خود نیكی كند و طبق آیه قرآن «و بالوالدین احسانا» (به پدر و مادر خوود نیكی كنید) همواره به والدین خود احسان و نیكی داشته باشد.
فصل سوم : اسلام و احترام پدر
اسلام برای پدرانی كه وظیفه خود را به درستی انجام می دهند، ارزش و احترم قائل است. این ارزش و احترام به حدی است كه در آیات قران پس از انجام وظیفه ، احترام به خدا و اطاعت از فرمانش از احترام به والدین یاد شده است.
در اینجا چند نمونه از موارد ارزش و احترام پدر را ذكر می كنیم :
اصل بر رعایت حكم پدر است و بدون اجازه او‏، جز در واجبات نمی توان گام برداشت.
فرزند وظیفه دارد بال رحمت و عنایت خود را در زیر پای پدر و مادر بگستراند.
فرزند حق اهانت به پدر را ندارد، حتی گفتن ا’ف.
حرمت پدر چون حرمت خداست و نمی توان آبروی پدر را زیر سؤال برد و شخصیت ا و را خدشه دار كرد.
حال این همه احترام برای پدری است كه تمرین عظمت و لیاقت كرده باشد، عواملی كه سبب بغض و نارسایی در رشد و حیات خود و كودك است از خود دور كند و برای صلاح و فساد فرزندش و جامعه بیندیشد.

بخش ششم : رابطه پدر بافرزند


فصل اول : اهمیت نقش پدر
پدر در جنین از دو لحاظ سهم دارد :
1- وراثت 2- محیط.
از نظر وراثت نیمی از كروموزوم های جنین از پدر و نیمی از مادر است. ممكن است پدر بیماری داشته باشد و از طریق كروموزوم ها به كودك نیز منتقل می شود. رفتار پدر الگو و غرور او كارساز است. شیوه محبت یا خشونت ، اتكای به نفس ، قاطعیت پدر و... همه برای كودك در س و آموزنده می باشد. رابطه پدر با فرزند باید بر اساس انس و تفاهم باشد، براساس اندیشه و تدبر، تحسین و تشویق، بكارگیری شیوه الگویی مناسب و همت گذاشتن برای سازندگی و رشد و شخصیت او باشد.
پدر از لحاظ محیط نیز نقش دارد. اگر پدر فردی پاك، شریف، مؤمن و متعبد باشد كودك از او تأثیر می پذیرد و اگر پدر آلوده باشد ناخواسته كودك نیز آلوده خواهد شد. طرز فكرها، فلسفه ها، ادبیات و هنر، اخلاق و رفتار و جرائم و انحرافات، مواضع سیاسی و اقتصادی همه در كودك مؤثر است و شخصیت كودك را تحت تأثیر قرار می دهد.
بخش هفتم : تصور كودك از پدر
طفل از زمان تولد تا حدود دو ماهگی شدیداً وابسته به مادر است و مادر را مركز آرزوها و آمال خود می داند. به تدریج كه كودك وارد دو ماهگی می شود، پدر وارد زندگی و ذهن و تصور او می شود. كودك این را در می یابد كه پدر برای او پناهگاه است، معلم است، رهبر و قانونگذار است.
تصور اینكه پدر از مادر كم اهمیت تر است از جهاتی درست است اما در مواردی نیز نقش پدر مهم تر از مادر می باشد. تجسم عالم شعور، مظهر عقل و دانش در خانواده در قبضه پدران است و طفل پدر را به این گونه می شناسد.
كودك به تدریج كه بزگتر می شود تصوراتی از پدر را در ذهن خود پرورش داده و آنها را پروبال می دهد. از جمله تصوراتی كه كودك از پدر خود دارد عبارتند از :
الف ) چهره برجسته خانواده ب ) همانندی با پدر ج ) ضامن رفع نیازها د ) عامل تأمین امنیت
ه )مركز دانایی و اندیشه.
الف ) چهره برجسته خانواده : كودك در سن 3-2 سالگی پدر را بزرگترین شخصیت و عاقل ترین افراد می داند. اگر كسی علیه پدر چیزی بگوید، ا و از پدر خود دفاع می كند. كودك در خانه با پدر رفتاری رسمی دارد و بیشتر اوقات از كانال مادر با پدر ارتباط برقرار می كند.
ب ) همانندی با پدر : از نظر روان شناسان، كودك 6-3 ساله مخصوصاً پسر بچه ها پدر را الگوی خود قرار می دهند. پدر از نظر كودك سمبل قدرت است. ضامن خانواده است و همه آرزوی كودك این است كه مثل پدرش باشد.
ج ) ضامن رفع نیازها: پدر از نظر كودك ضامن رفع نیازهاست. هر چیزی را كه اعضای خانواده احتیاج دارند ، پدر تهیه می كند، كودك در سایه پدر، نیكو پرورش می یابد. هر چقدر سن كودك بیشتر شود، دید او نسبت به ضمانت پدر بیشتر می شود بطوریكه در سنین نوجوانی مادر را عامل مهر و محبت و پدر را عامل تأمین زندگی و انضباط می داند.
د ) عامل تأمین امنیت : اگر خطری برای كودك پیش آید به پدرش پناه می برد.
ه ) مركز دانایی و اندیشه: پدر نماینده دنیای خارج كودك است، مركز دانایی و آگاهی است. كودك گمان داردكه پدرش در همه اصول و قواعد داناست.
منبع: http://.mihanblog.com

10 فرمان برای فيصله دعوا

10 فرمان برای فيصله دعوا
1 ـ خودتان را جاي همسرتان بگذاريد:


وسط داد و بيداد هايي که مي کنيد،
يک لحظه خودتان را جاي همسرتان بگذاريد
و سعي کنيد تا جايي که مي توانيد مشکلاتش، استرس هايي که دارد
و احساسات فعلي اش را درک کنيد.

2 ـ باورهاي غير واقع بينانه را تغيير دهيد:


يک دعوا يعني خراب کردن هر چي تا حالا ساخته ايم.
همسرم بايد هميشه مرا بفهمد چون همسرم است ديگر.
همسرم هيچ وقت خودش را عوض نمي کند.
نيازهاي همسرم، زمين تا آسمان با نيازهاي من فرق مي کندو...
اين باورها ممکن است با قيافه اي حق به جانب ته ذهن شما نشسته باشند.
کاري نداريم که کي و ازکجا آمده اند توي ذهن شما؛
ولي حاصلش اين است که اگر تغييرشان ندهيد،
به قول لازاروس اين فکر هاي سمي مي تواند شما را ديوانه کند
واقعيت اين است که
هميشه و در همه ي روابط زناشويي، اختلاف هايي پيش مي آيد.
همسران نمي توانند هميشه ذهن طرف مقابلشان را بخوانند.
همه تا حدي تغييرپذيرند
و «افرادي که دو طرف يک رابطه طولاني مدت قرار مي گيرند، معمولا نياز هاي مشابه هم دارند».

3 ـ دعوا را به شخصيت همسرتان ربط ندهيد:


اگر بعد از دعوا فکر کنيد که
دعوا به اين خاطر بوده که همسرتان اصولا خودخواه است،
ديگر جايي براي صلح نمي ماند.
شخصيت دعوايي ممکن است وجود داشته باشد
اما غالبا رفتار همسران موقع دعوا تحت تاثير موقعيت است.
اگر بيشتر تامل کنيد مي بينيد که
همسرتان هميشه اين طور عمل نمي کند
و با اينکه رفتارش خوب نبوده اما مي دانيد که به شما علاقه مند است.

4 ـ دعوا را به قسمت هاي عميق رابطه نکشانيد:


اگر هميشه توي دعوايتان به اصطلاح «رو» دعوا کنيد،
در عمق هميشه يک وفاداري هميشگي پنهان وجود خواهد داشت.
دعوايتان را به اين جاها ربط ندهيد.

5 ـ احساسات تان را با صراحت بيان کنيد:


به جاي اينکه بگوييد «حس سينما رفتن داري؟
، بگوييد «دوست دارم برم سينما.
به جاي اينکه از جملات تو من را... ،
از جملات «من احساس مي کنم...» استفاده کنيد..

6 ـ درباره همسرتان کلي گويي نکنيد:


اينکه بگوييد «تو آدم بي ملاحظه اي هستي» چيزي را عوض نمي کند.
دقيقا به همسرتان بگوييد که چه چيزي بايد در رفتارش تغيير کند.

7 ـ جايگزين بگذاريد:


اينکه داد و بيداد کنيد که
از رنگ هاي صورتي و قهوه اي و آبي و زرشکي
براي پرده خانه خوشتان نمي آيد،
چيزي را درست نمي کند؛
به جاي اينها البته اگر رنگي باقي مانده بود بگوييد
از کدام رنگ خوشتان مي آيد.

8 ـ خوب گوش کنيد:


بله، خوب گوش نمي دهيد !
به قول قدما با گوش دل حرف هاي طرف مقابل را نمي شنويد.
تا همسرتان حرف مي زند در مقابلش توي ذهنتان يک جمله آماده مي کنيد.
اينکه نشد گوش دادن !
فيدبک بدهيد ببينيد اصلا آن جوري که شما فهميده ايد، همسرتان حرف زده است يا نه.

9 ـ ببخشيد:


بعضي وقت ها واقعا همسرتان مقصر بوده و اشتباه کرده است.
شما بهتر است در اين مواقع، لذت توفيق اجباري بخشش را بچشيد.

10 ـ تمرين «روزهاي صميمانه» را انجام دهيد:


شايد به نظرتان خنده دار باشد .
اما گاهي چاره اي جز اين نمي ماند که يک تمرين مکانيکي انجام دهيد.
مي توانيد يک تعداد روز متوالي را مشخص کنيد
و در اين روزها توافق کنيد که هر روز حداقل 5 مورد از فهرست
کارهايي که همسرتان مي خواهد را انجام دهيد.
البته او هم بايد متقابلا کارهايي که شما مي خواهيد را انجام دهد.
اين کارها اول بايد امري باشند؛ يعني طرف را از کاري نهي نکنند،
دوم بايد عملياتي باشند؛
سوم آن قدر کوچک باشند که بتوان هر روز انجامشان داد
و چهارم مربوط به دعواي اخير نباشند.
باور کنيد اين تمرين ها معجزه مي کند.
امتحانش ضرر که نداره ، داره ؟؟
منبع: www.daneshrangarang.com

روش ارتباط موثر با شوهر

روش ارتباط موثر با شوهر
برقراری ارتباط جزئی از زندگی روزمره است و همه ما دائما در حال تکرار این امر هستیم، اما دلیل اینکه نمی توانیم به طور مناسب با شوهر خود ارتباط برقرار کنیم چیست؟ شاید در آغاز زندگی مشترک همه چیز بر وفق مراد پیش رود، اما اگر شما قادر به برقراری ارتباط مؤثر نباشید، چیزی نخواهد گذشت که تعادل زندگی از بین میرود. اغلب خانم ها عادت دارند که تقصیر همه مسائل و مشکلات را به گردن همسرانشان بیندازند و اصلا اعتقادی ندارند که نقایص و عیوبی در وجود خودشان نیز هست که باید رفع شود.
بر اساس کتاب "قبل از اینکه خیلی دیر شود، دل همسر خود را بدست آورید" نوشته " گری سمالی" 5 مورد وجود دارد که مانع ایجاد ارتباط سالم بین شما و شوهرتان میشود.

1 ـ گوشزد کردن تمام مشکلات هنگامیکه از کار برمیگردد


آقایون به اندازه کافی در شغل خود با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند که باید تمام آنها را حل و فصل نمایند و دوست ندارند زمانیکه به منزل باز می گردند باز هم با مشکلات دیگری مواجه شوند. انسان ها به طور غریزی زمانیکه با مسائلی که در حد توانشان نیست برخورد می کنند، یکی از این دو راه را انتخاب می کنند: یا دعوا یا فرار؛ به همین دلیل زمانیکه شما همسرتان را با کوهی از مشکلات گلوله باران می کنید او هم در مقابل یکی از دو راه ذکر شده را انتخاب می کند. اگر در دعوا با شما شکست بخورد، راه دوم را انتخاب کرده و از برقراری ارتباط سالم با شما می گریزد.

2 ـ پر حرفی


بیشتر اوقات خانم ها در مورد مشکلات خود شروع به پر حرفی می کنند. زمانیکه میتوان بازگو کردن آنها را در چند جمله خلاصه کرد، دیگر نیازی نیست که شروع به داستانسرایی کنید. بیشتر خانم ها پر حرف هستند و بحث را خیلی بیشتر از آن چیزی که نیاز است، به درازا می کشانند. بهتر است زمانی که می خواهید با همسر خود در مورد کارهای خانه و مسائل مربوط به زندگی مشترکتان صحبت کنید، گفتگوی کوتاه و شیرینی داشته باشید تا بتوانید بهترین نتیجه را دریافت کنید. همچنین اگر بتوانید بر روی نقاط مثبت خود و همسرتان تمرکز کنید بیشتر پیشرفت می کنید و بسیاری از مشکلات به خودی خود رفع خواهند شد. نباید در موقع بروز مشکلات فقط در مورد ازدواجتان صحبت کنید. راه حل دیگر این است که بیشتر گوش کنید تا اینکه بخواهید صحبت کنید. یکی از بزرگان می گوید: "همه باید آماده گوش کردن باشند، نشان دهند که قصد صحبت کردن دارند و به ندرت عصبانی شوند."

3 ـ هرج و مرج در دعواها


به همه ما آموزش داده اند که دعوا باید عادلانه باشد. اما به راستی معنای واقعی این جمله چیست؟ بر اساس اظهارات سمالی 14 قانون برای "دعوا کردن" وجود دارد که باید در هر رابطه ای رعایت شود:
1 ـ پیش از هر چیز مشکل به وجود آمده را روشن کنید.
2 ـ فقط بر روی همان مشکل تمرکز کنید.
3 ـ سعی کنید با هم ارتباط فیزیکی ملایمی را برقرار کنید؛ مثلا دست های یکدیگر را بگیرید.
4 ـ از طعنه زدن به یکدیگر خودداری کنید.
5 ـ از جملاتی که در آنها "تو" وجود دارد، خودداری کنید.
6 ـ از "عبارات هیستریک" که مبالغه آمیز و تعمیم دهنده هستند، استفاده نکنید.
7 ـ پیش از اینکه به ادامه بحث بپردازید، باید هر گونه احساس ناراحتی و کینه را در طرف مقابل از بین ببرید.
8 ـ بر روی اشتباهات گذشته فرد مقابل دست نگذارید.
9 ـ عکس العمل های تند از خود نشان ندهید و از عباراتی نظیر "من دیگه نمی تونم ادامه بدهم" و یا " تو داری منو به کشتن میدی" استفاده نکنید.
10 ـ در مقابل او از استراتژی سکوت استفاده نکنید.
11 ـ بحث و مشاجرات خود را در یک مکان کاملا خصوصی انجام دهید.
12 ـ برداشت شخصی خود از گفته های طرف مقابل را برای خودتان یک مرتبه دیگر تکرار کنید.
13 ـ مشکلات خود را با راه حل برنده-برنده حل نمایید.
14 ـ برای همسر خود ارزش و احترام قائل باشید.
رعایت این قوانین مشکلات شما را به حداقل رسانده و به شما و همسرتان کمک می کند تا بر سر مشکلات به توافق دست پیدا کنید.

4 ـ سرزنش کردن


سرزنش کردن شریک زندگی تنها به این معناست که شما قصد دارید احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. این کار در حین بحث و مشاجره های خانوادگی به هیچ وجه صحیح نمی باشد. مسئولیت تمام کارهای خود را به عهده بگیرید و اشتباهات خود را به گردن دیگران نیندازید. زمان صحبت کردن با همسر خود از کلمات مناسب استفاده کرده و به او احترام بگذارید تا مجال برقراری ارتباط صحیح را پیدا کنید.

5 ـ استفاده از عبارات ناسزا


عبارات ناسزا می تواند شامل هر چیزی که همسرتان را حقیر می کند از جمله کلمات تند و رکیک باشد. زمانی که ما عصبانی می شویم دوست داریم مشکلات خود را با هر کسی که در نزدیکیمان است در میان بگذاریم، حال او چه یکی از اقوام باشد چه یک دوست. در این وضعیت سعی کنید همسر خود را در پیش روی دیگران كوچك نکنید و از جنبه های منفی او صحبت نکنید. این کار سبب می شود تا فاصله میان شما دو نفر بیشتر شود. باید تنها از نقاط قوت همسر خود در مقابل دیگران حرف بزنید و اگر هم نمی توانید، بهتر است که اصلا در مورد او هیچ حرفی نزنید.
تا این جا به نکاتی اشاره داشتیم که شما باید در زندگی مشترک خود از انجامشان خودداری کنید. در این قسمت سمالی به ما چند نکته یاد می دهد که استفاده آنها در زندگی مشترک سودمند خواهد بود. این موارد عبارتند از : "گوش کردن، درک کردن، ارزش قائل شدن، و واکنش درست نشان دادن"
گوش کردن: با این کار شما به همسر خود ثابت می کنید که حرف هایش برای شما ارزشمند و مهم هستند.
درک کردن: با این کار شما گفته های او را برای خود مجددا تجزیه تحلیل می کنید تا هیچ گونه سوء تفاهمی پیش نیاید.
ارزش قائل شدن: شما دو نفر منظور اصلی خود را برای یکدیگر توضح می دهید تا هیچ گونه برداشت غلطی ایجاد نشود.
واکنش صحیح: با نوعی ارزش و احترام خاص به درک متقابل او پاسخ می دهید.
نکات ذکر شده چندان زیاد نبودند و شما می توانید به راحتی از آنها بهره بگیرید. سعی کنید همین حالا طرز برخورد خود با همسرتان را تغییر دهید. منتظر نباشید تا از او حرکتی سر بزند، برای اینکه شاید او به درستی نداند که باید از کجا شروع کنید. فقط تا آن جا که می توانید، سعی کنید تا به بهترین نحو با او ارتباط بر قرار کنید. یاد گرفتن این کار تنها در طول زمان دارازی امکان پذیر خواهد شد.
منبع: http://examp3.com
www.persiancod.com

8 رفتار مردانه مورد پسند خانم ها

8 رفتار مردانه مورد پسند خانم ها
هرچند خانم ها ادعا مي كنند كه از مردهاي مرتب و تميز و شيک پوش خوششان مي آيد، اما گاهي اوقات اگر با لباس هاي ورزشي كج و كوله جلوي آنها ظاهر شويد، غذا را بدون رعايت آداب ويژه بخوريد، و در كوچه فوتبال بازي كنيد، شايد به نظر خانم ها خيلي جذاب تر هم جلوه كنيد.او بدش نمي آيد كه هر چند وقت يكبار براي نجاتش تلاش كنيد، و يا اگر از عهده ی تعمير برخي وسايل بر مي آييد اين كار را انجام دهيد، و يا حتي با دوستان خود گپ بزنيد. يک خانم با يک آقا قرار نمي گذارد تا بر سر اين موضوع كه كدامشان كفش ها و يا موهاي شيک تري دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلكه اين تفاوت هاي موجود ميان شما دو نفر است كه منجر به اتصال هرچه بيشتر شما به هم مي شود. البته نبايد فراموش كنيد كه زماني كه براي مشاهده تئاتر و يا صرف شام به بيرون مي رويد، او از شما انتظار دارد كه لباس هاي مناسب و آراسته اي به تن كنيد، اما در عين حال بايد در نظرداشته باشيد كه در بقيه ی ساعات بيشتر از حس مردانگي شما لذت مي برد .
هرچند اين امكان وجود دارد كه هرگز به اين موضوع اعتراف نكند.هميشه لازم نيست شيک ترين لباس ها را به تن كنيد و درهاي مختلف را پيش از او برايش باز كنيد،فقط كافي است كه آروغ هاي بعد از نوشيدني را در زمان مناسب و هنگامي كه با دوستانتان هستيد بزنيد.

2-نه گفتن


شما بايد تصميماتي را كه به ذهنتان مي رسد ، انجام دهيد و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور مي دهد، عمل كنيد؛ حتي اگر اين كار سبب عصباني شدن خانم شود.آقايون تصور مي كنند كه دخترخانم ها به دنبال نامزدهايي مي گردند كه او را بتوانند روي يک انگشت خود بچرخانند و هر چه كه مي گويند انجام دهد. اگر بخواهيد هميشه مطابق آنچه به شما ديكته مي شود، عمل كنيد، ديري نخواهد گذشت كه رابطه تان كسل كننده و ملال آور مي شود.خانم ها به دنبال مردي هستند كه چيزي براي ارائه كردن در دست داشته باشد و بتواند عقايد و ملاحظات شخصي خود را در بحث ها وارد كند. آنها به دنبال مردي هستند كه شخصيت منحصر بفردي داشته باشد.اگر تمام زندگي يک مرد را تنها "همسرش"تشكيل دهد، آن گاه ديگر چيزهاي زيادي براي گفتن ندارد و برايش سورپرايزهاي زيادي باقي نمي ماند كه بتواند در مواقع ضروري آنها را رو كند.حتي اگر همسر شما از آن دست خانم هايي باشد كه دوست دارند قدرت و كنترل خانواده را به دست بگيرند، باز هم بدش نمي آيد كه گه گاه با شما قدرت آزمايي و جدلي برابر داشته باشد.بنابراين اگر تا به حال تصور مي كرديد كه بايد كنترل تمام امور را به دست او بسپاريد، بهتر است از اين به بعد دست از اين كار برداريد؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نبايد خودتان را به يک خدمتكار خانگي دست آموز تبديل كنيد.

3-رابطه ي صحیح


كاملاً روشن است كه اگر يک رابطه، تنها به برقراري روابط جنسي محدود شود، طرف مقابل احساس مي كند كه مورد سوء استفاده قرار مي گيرد؛ اما از سوي ديگر بايد اين امر را نيز در نظر گرفت كه يک خانم زماني كه مي بيند شوهرش در مقابل او كنترل خود را از دست مي دهد و ابراز علاقه مي كند انگاردنيا را به وي داده اند.اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از يک روز سخت كاري و سرو كله زدن با ارباب رجوع و همكاران او را در خانه مي بينيد هيچ چيز جز معاشقه نمي تواند او را خوشحال كند؛ اين امر سبب مي شود كه او خودش را در رأس تمام شادي هاي جهان قرار دهد.اگر او شغل حساس و با ارزشي دارد و در سمت مهمي قرار دارد،بهتر است شما شروع كننده ی ارتباط جنسي باشيد.اين امر به او اجازه مي دهد كه با خيال راحت از رابطه ی خود لذت ببرد.

4-مستقل بودن


شايد هميشه خانم ها به اين دليل كه همسرشان ادعا مي كنند سرشان بيش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه كافي مبذول نمي دارند، وقت زيادي را در محل كار خود سپري مي كنند و يا با دوست هاي خود خوش گذراني مي كنند، ناراحت مي شوند.بايد توجه داشته باشيد كه اگر مي خواهيد همسرتان در كنارتان باقي بماند، بايد مانند يک پرنسس با او رفتار كنيد؛ اما از طرف ديگر، همواره در نظر داشته باشيد كه اگر سرگرمي، تفريح و كارهاي ديگري براي انجام دادن نداشته باشيد، ممكن است خانم احساس كند كه در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه كه شما در رابطه نياز به فضا داريد، خانم ها نيز از آزادي خود لذت مي برند و شديداً به آن محتاج هستند.يک مرد مستقل و متكي به نفس در نظر خانم ها از جذابيت بيشتري برخوردار مي باشد. يک مرد محتاج و بدون آرزو هاي بزرگ، براي بيشتر خانم ها هيچ گونه جذابيتي ندارد. بنابراين شما مجاز هستيد كه با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذاريد و شغل و سرگرمي مخصوص به خودتان را داشته باشيد.

5-حسود بودن


حسادت يكي از احساسات قوي به شمار مي رود.هرچند انسان ها نمي توانند ميزان دقيق حسادت خود را كنترل نمايند، اما مقدار كمي حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقي، به راحتي مي تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزايش دهد. اگر شما نسبت به مردهايي كه با اوصحبت مي كنند، هيچ گونه عكس العملي از خود نشان ندهيد،او تصور مي كند كه به هيچ وجه برايش ارزش قائل نيستيد، به همين دليل به دنبال كسي مي رود كه اين خلأ را برايش پر كند. اگر او در مورد يک همكارمذكرو يا مربي اش خيلي صميمي است،او را بازخواست نماييد، شايد در ظاهر به شما غربزند، اما در باطن لبخندي بر لب هايش نقش خواهد بست.توجه:زماني كه نوبت به حسادت مي رسد، مقدار كمي از آن مي تواند مثمرثمر واقع شود، پس در خرج كردن آن به شدت صرفه جويي كنيد.از قدرت فوق العاده آن با خبر شويد:او مي تواند عاشق مردي شود كه نسبت به دارايي هاي شخصي او حساس بوده و از آنها محافظت كند.

6-آسيب پذيري گاه به گاه


هر انساني دوست دارد كه احساس كند ديگران به وجود او نيازمند هستند و از آنجايي كه كمتر اتفاق مي افتد يک خانم بتواند از شوهر خود محافظت كند، بد نيست كه به او اجازه دهيد اين كار را از طريق روش هاي ديگر به شما اثبات كند. براي مثال بد نيست كه به او اجازه دهيد تا به شما گوشزد كند نياز به جوراب هاي بيشتري داريد، يا اين كه هميشه يادتان مي رود رخت ها را به خشک شويي ببريد، و براي بستن كروات خود به كمک او احتياج داريد.شايد احمقانه به نظر برسد اما گاهي اوقات همين موارد ساده و پيش پا افتاده سبب مي شود كه او احساس بهتري نسبت به خودش پيدا كند و بيش از پيش جذب شما شود.البته اين امر بدان معنا نيست كه سعي كنيد از او براي خود يک مادر بسازيد هر چند او از اين كار بدش نمي آيد ، اما اين امر شايد جزء آخرين چيزهايي باشد كه او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زماني كه نياز به كمک داشتيد و احساس مي كرديد كه او مي تواند به شما كمک كند،از او درخواست همكاري كنيد.با اين كار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد.اغلب مردها تصور مي كنند كه براي كشاندن خانم ها به سمت خود بايد ازخودشان يک قهرمان دست نيافتني بسازند، اما اين امر صحت ندارد.مقداري نيازمندي و كمک خواستن سبب مي شود كه شما در نظر او تا حدي آسيب پذير جلوه كنيد، و در چنين موقعيتي تمام خانم ها حاضر ايستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما كمک كنند.

7-پنهان كردن احساسات


شايد او هميشه اعتراض مي كند كه چرا نبايد بداند كه شما در حال فكر كردن به چه موضوعي هستيد.شايد دوست داشته باشد بداند كه در طول روز و در محل كار براي ما چه اتفاقاتي رخ داده، شايد هميشه از شما بخواهد تا در مورد همه چيز با او صحبت كنيد، و به اصطلاح سفره دلتان را براي او باز كنيد تا بتواند به عميق ترين نقطه از احساساتتان دسترسي پيدا كند.شما مي دانيد كه خانم ها با دوست هاي دختر در مورد جزييات تمام مسائل به خصوص در مورد نگراني هاي خود، صحبت مي كنند.به همين دليل اگر بخواهيد تمام احساسات خود را در مقابل او بازگو كنيد، خيلي راحت مي تواند به شما نمره دهد.در برخي مواقع اگر كمي از او دوري كنيد و خود را كمي اسرار آميز جلوه دهيد، او علاقه ی بيشتري به شما پيدا خواهد كرد.نكته جالب اينجاست كه خودش به شخصه براي پيدا كردن حقيقت تلاش مي كند.خانم ها لذت مي برند تا بدون اينكه شما به آنها چيزي بگوييد، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بياورند. شايد آن قدرها هم كه شما تصور مي كنيد از اين كار متنفر نباشد.

8-سرتاپاي او را وارسي كنيد


خانم ها به اندازه ی آقايون دوست دارند كه ديگران آنها را به خاطر توانايي هاي ذهني و عملي شان تحسين كنند، و زماني كه كاري را درست انجام دادند مورد تشويق قرار بگيرند؛ آنها در چنين حالتي انتظار ترفيع رتبه و تشويقي نيز دارند.اگر يک خانم با حالت جذابي صحبت مي كند دلش مي خواهد مورد توجه قرار بگيرد.البته اين امر به شرايط و كساني كه به او توجه مي كنند هم بستگي دارد.اما زماني كه نوبت به مردي مي رسد كه خانم دوستش مي دارد، با كمال ميل به او اجازه مي دهد كه كليه متعلقاتش را چک كند.خانم ها هم مانند آقايون از تعريف و تمجيد لذت مي برند.اگر به او توجه كنيد او واقعاً خوشحال مي شود و اين خوشحالي شما را به هر كجا كه بخواهيد خواهد رساند.

هميشه بهترين رفتارهايتان را رو نكنيد


هر چند خانم ها در بيشتر موارد، زماني كه غر زدن هايشان را شروع مي كنند كاملاً جدي هستند، (به ويژه زماني كه آشغال غذاهاي خود را روي ميز بگذاريد و يا جوراب هايتان را برنداريد)اما بايد اين امر را هم در نظر داشته باشيد كه اگر بخواهيد هميشه با او موافقت كنيد و مطابق خواسته هايش رفتار كنيد، او دلش براي خود واقعي شما تنگ خواهد شد.اين دست رفتارها به دو قسمت تقسيم مي شوند:آنهايي كه خود واقعي شما را نمايان مي سازند و آن دسته اي كه شما را به او نشان مي دهند.از آنجايي كه ما كاملاً واقف هستيم كه خانم ها نيازمند توجه هستند و همين توجه باعث جذب خانم ها به آقايون مي شود، اين احتمال وجود دارد كه برخي رفتارهاي منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را برروي لب هاي او بنشاند و در وجود او جذابيت بيشتري نسبت به شما ايجاد نمايد.بنابراين هيچ گاه نبايد به ظاهر صحبت هاي او توجه كنيد؛ در بيشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست مي دارد.
منبع:jashn.anzaliblog.com

مردان،بی احساس های احساساتی

مردان،بی احساس های احساساتی
چرا مردها نباید گریه کنند؟!


تحقیقات جدید نشان می‌دهد که زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است اما در اغلب موارد این امر از مردان و هم چنین از زنان پوشیده باقی می‌ماند.
با این که احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار می‌رود ، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی می‌شوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف می‌کنند. در یک بررسی در رابطه با هوش عاطفی 500 هزار فرد بالغ ، ثابت شد که هوش عاطفی مردان به اندازه زنان است. مطالعاتی که بر روی زوج‌ها صورت گرفته نشان می‌دهد که مردان هم به اندازه زنان با میزان استرس همسرشان هماهنگ‌اند و به همان اندازه قادر به حمایت از آنها هستند.
مردان و زنان آه می‌کشند ، گریه می‌کنند ، شادی می‌کنند ، خشمگین می‌شوند و داد و فریاد راه می‌اندازند ، اما شیوه پردازش و ابراز احساسات در آنها متفاوت است.
دکتر کلمن، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: « احساسات در زندگی مردان در پشت سر و در زندگی زنان در پیش رو قرار دارند.» هورمون تستوسترون بر احساسات مردان تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود آنها بیشتر به طبقه‌بندی و تفکر منطقی بپردازند. به نظر می‌رسد زنان طبیعتاً با عواطف خود بیشتر در تماس هستند ، در حالی که مردان باید روی این قضیه کار کنند و اگر این کار را بکنند شرایط کاملا برابر می‌شود. آنها دارای روابط شادتر و زندگی سعادتمندانه‌تری خواهند بود.
چرا بسیاری از مردان از نظر احساسی ضعیف هستند؟ خوب این تقصیر مغزمردانه است. دکتر دیوید پاول، رییس مرکز بین‌المللی مطالعات سلامت می‌گوید: « سیم‌کشی مغز مردان متفاوت است.» او توضیح می‌دهد که ارتباط بین نیم‌کره چپ مغز، جایگاه منطق، و نیم‌کره راست مغز، محل عواطف و احساسات، در زنان قوی‌تر است: «ارتباط بین دو نیم‌کره در زنان شبیه یک بزرگراه است، بنابراین می‌توانند به راحتی بین دو نیم‌کره حرکت کنند. اما در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث می‌شود دسترسی به احساسات برای ما مردها چندان آسان نباشد.»
این می‌تواند توضیحی برای نتایج 125 مورد مطالعه در فرهنگ‌های مختلف باشد: در این بررسی‌ها مشاهده شد که مردها و پسرها همواره در تفسیر پیام‌های غیرکلامی نهفته در ژست بدن، حالت صورت و لحن صدا دقت کمتری دارند.
هم‌چنین واکنش مردان نسبت به احساسات ضعیف ‌تر است و زودتر هم آنها را فراموش می کنند. در آزمایشی که در دانشگاه استانفورد انجام گرفت، عکس‌هایی از صحنه‌های تکان‌دهنده یا ناراحت‌کننده باعث تحریک بخش گسترده‌تری در مغز زنان شد. پس از سه هفته، زنان در مقایسه با مردان جزییات بیشتری از این تصاویر را به خاطر داشتند. به همین صورت محققان گمان می‌کنند که یک زن ممکن است به خاطر بگو مگو یا بی‌اعتتنایی کوچکی که شوهرش مدت‌هاست فراموش کرده هم‌چنان ناراحت و عصبانی باشد.
پسرها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی کمتری برقرار می‌کنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان می‌دهند تا چهره انسان‌ها. هم پدرها و هم مادرها با پسران‌شان کمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت می‌کنند (به جز خشم)، و دایره لغات ذهن پسرها شامل تعداد کمتری از واژه‌های مربوط به احساسات می‌شود.
در زمین بازی اگر نه در خانه پسرها یاد می‌گیرند که جلوی اشک‌شان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. چهره آنها، که زمانی به اندازه دختران نشان دهنده احساس‌شان بود، با رسیدن به سنین دبستان جدی تر می‌شود.
در سنین بزرگ‌سالی مردان از کلمات کمتری استفاده می‌کنند و صحبت کردن را حداقل در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود می‌دانند، برعکس خانم‌ها که برای نزدیکی به دیگران با آنها وارد صحبت می‌شوند. مردان حتی هنگام صحبت با دوستان‌شان هم در حال تبادل اطلاعات در مورد خرید ، ورزش، ماشین یا کامپیوتر هستند.

چرا مردان منفجر می‌شوند؟


اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی می‌شوند ، اما خشم هم‌چنان یک ویژگی مردانه به حساب می‌آید. دکتر کنث دیلیو کریستین، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: «خشم به این علت به وجود می‌آید که شخص به علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید می‌شود با این وجود این کاری است که مردان انجام می‌دهند، چون می‌ترسند که اگر کمی به احساسات‌شان بها بدهند دیگر کنترل آن از دست‌شان خارج می‌شود. اگر شما همه ابعاد وجودتان را رشد ندهید اگر یاد نگرفته باشید که چه‌طور با احساسات‌تان کنار بیایید، تبدیل به سایه‌ای می‌شوید که فقط بخش کوچکی از شخصیت‌تان را نشان می‌دهد و طولی نمی‌کشد که این بنای سستی که از خود ساخته‌اید فرو می‌ریزد.»
برای آنکه احساسات بیشتر در زندگی آقایان وارد شود ، رعایت این نکات توصیه می گردد:

آقایان اینها را امتحان کنید!


«مردانی که بیش از همه احساسات‌شان را پنهان می‌کنند احتمالا حساس‌ترین مردها هستند!»
با این حال شما آقایان می‌توانید بدون گریه و زاری راه انداختن، احساسات‌تان را ابراز کنید.
خوب، چرا شروع نمی‌کنید:

یک خروجی خلاقانه برای خودتان ایجاد کنید.


سرگرمی‌هایی مثل نقاشی یا هر هنر مورد علاقه تان ، می‌تواند ابزار خوبی برای غلبه احساسات یک مرد باشد. یادتان باشد که بسیاری از آثار برجسته هنری و ادبی جهان توسط جنسی خلق شده‌اند که گفته می‌شود احساس ندارد!

استرس و خشم خود را از طریق ورزش تخلیه کنید.


وستوور می‌گوید: « وقتی به جایی می‌رسید که فقط می‌خواهید سرتان را به دیوار بکویید ، یک وقفه 10دقیقه‌ای برای آرام کردن شما کافی است.»
می توانید مواقعی که دچار احساسات شدید می‌شوید ، جایی پیدا کنید و روی زمین شروع به شنا زدن کنید.

سعی کنید « یک کمی » از احساسات‌تان را بروز دهید.


کلمن پیشنهاد می‌کند: این روش را با احساساتی آغازکنید که می‌توانید کنترل‌شان کنید ، یک گوش شنوا پیدا کنید و از عبارت « یک کمی» استفاده کنید گفتن اینکه «یک کمی» ناراحتید یا «یک کمی» می‌ترسید ، بی‌خطرتر از این به نظر می‌رسد که بخواهید آسیب‌پذیری خود را کاملا بیان کنید.
وقتی به جایی می‌رسید که فقط می‌خواهید سرتان را به دیوار بکویید ، یک وقفه 10دقیقه‌ای برای آرام کردن شما کافی است.

به سمت ناراحتی‌های‌تان بروید.


به‌جای اینکه از احساساتی که نمی‌دانید چه‌طور با آنها کنار بیایید اجتناب کنید ، بیشتر به آنها بپردازید. شما به زمان و تلاش نیاز دارید تا یاد بگیرید چگونه احساسات‌تان را کنترل کنید ، چرا که باید مغزتان دوباره آموزش ببیند. اما نگران نباشید، به مرور زمان این کار برای‌تان آسان‌تر می‌شود.

خانم‌ها ، حواس‌تان باشد!


در اینجا روش‌هایی وجود دارد که شما خانم‌ها می‌توانید از آنها استفاده کنید تا همسرتان بتواند با احساساتش راحت‌تر برخورد کند.
برای صحبت کردن در کنار همسرتان باشید تا او احساس کند در کنار اوهستید نه در مقابلش.
روان‌شناسان معتقدند وقتی رودر روی یک مرد قرار می‌گیرید باعث می‌شوید او احساس رقابت یا مقابله کند ،به جای اینکه از آن سوی میز به او خیره شوید ، در یک سمت در کنار شوهرتان بنشینید.

با هم به یک فعالیت فیزیکی بپردازید.


وقتی با شوهرتان پیاده‌روی می‌کنید ، سد دفاعی او شکسته می‌شود. بگذارید موضوع صحبت خود به خود پیش بیاید هرگز یک مرد را مجبور نکنید در مورد چیزی حرف بزند.

هرگز یک مرد را برای حرف زدن راجع به یک روز بد تحت فشار قرار ندهید.


اگر مرد شما روزی طاقت‌فرسا را پشت سر گذاشته، شاید بخواهد از رنج و ناراحتی آن رها باشد. چه فایده‌ای دارد که تمام شب را در احساس بدبختی بگذرانید وقتی این کار گره‌ای از کارتان را باز نمی‌کند؟

نشان دهید ، فقط حرف نزنید.


صحبت کردن شاید برای یک زن محبوب‌ترین شکل عشق ورزیدن باشد ، اما مردان رابطه زناشویی را نوعی وسیله برقراری ارتباط می‌دانند. مردان بخش عظیمی از احساسات خود را به صورت فیزیکی ابراز می‌کنند. به جای اینکه مرد را مجبور کنید احساسش را در قالب کلمات ترجمه کند ، به زبان خودش صحبت کنید.
بگذارید مردتان بداند که به چه نوع حمایت عاطفی نیاز دارید.
مردان نیز مانند زنان می‌توانند از لحاظ عاطفی نسبت به همسرشان حساس و حمایت‌گر باشند ، اما اغلب وقت آنها کفایت نمی‌کند. مردان به این مسایل بی‌توجه نیستند ، اما شما خانم‌ها باید به آنها فرصت دهید تا بدانند چه می‌خواهید و در چه زمانی به آن نیاز دارید.

از همسرتان نظرخواهی کنید.


در یک روز آرام از شوهرتان بپرسید: آیا من تا به حال کاری کرده‌ام که فکر کنی دیگر مثل روزهای اول به تو احترام نمی‌گذارم و تحسینت نمی‌کنم؟ به او بگویید که چقدر از داشتن او خوشحالید و اینکه متاسف هستید که در اغلب موارد نمی‌گذارید او این را بداند. اینجاست که همسرتان دهانش باز می‌ماند!!
منبع:آیین همسر داری - مجله شادکامی

امان از مردان بدبین!

امان از مردان بدبین!
بعضی مردها به بیمارى بدگمانى و سوءظن‏ مبتلا هستند. بى‏جهت نسبت‏به همسرانشان بدبین هستند و درباره آنان‏احتمال خیانت می دهند.
هر مردی كه بدین بیمارى خانمان سوز مبتلا شد زندگى را به خودش و خانواده‏اش تلخ می كند. ایراد و بهانه‏جویى می كند.نسبت‏به اعمال وحركات همسرش به نظر بدبینى نگاه می كند و مانند سایه او را تعقیب ‏می نماید.چون سوءظن دارد ، از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا می كند.
‏خانواده‏ای كه به مرض بدگمانى مبتلا شوند ، آسایش وخوشى ندارند.آب خوش از گلوى هیچ كدامشان پایین نمى‏رود. مرد همانند یك پلیس مخفى دائما از اعمال و حركات همسرش مراقبت می نماید. زن‏بیچاره هم ناچار است همانند یك متهم بیگناه همواره در شكنجه و عذاب‏روحى و در حال محدودیت و تحت نظر زندگى كند.بنیاد چنین خانواده‏اى‏همواره در معرض خطر قرار دارد .
مرد باید تعصبهاى غلط و توهمات بیجا را از خویش دور گرداند وبر طبق موازین عقل و وجدان رفتار كند. نسبت‏خیانت‏به كسى دادن‏موضوع بسیار دشوار و پر مسؤولیتى است.تا موضوع خیانت‏با دلیل وشاهد قطعى به اثبات نرسد نمى‏توان كسى را متهم كرد.
خداوند متعال درقرآن میفرماید:
اى كسانی كه ایمان آورده‏اید از بسیارى از گمانهاى بداجتناب كنید زیرا بعضی گمانها گناه است (1) .
‏خانواده‏ای كه به مرض بدگمانى مبتلا شوند ، آسایش وخوشى ندارند.آب خوش از گلوى هیچ كدامشان پایین نمى‏رود.مرد همانند یك پلیس مخفى دائما از اعمال و حركات همسرش مراقبت می نماید. زن‏ بیچاره هم ناچار است همانند یك متهم بیگناه همواره در شكنجه و عذاب‏روحى و در حال محدودیت و تحت نظر زندگى كند . بنیاد چنین خانواده‏اى‏همواره در معرض خطر قرار دارد .
آقای محترم !
همسر شما اگر از مردى تعریف كرد دلیل آن نمى‏شود كه به او دلبسته است.
اگر كمتر از سابق اظهار محبت می كند دلیل آن نیست كه نسبت ‏به ‏دیگرى دلبسته است.شاید از شوهرش دلخورى داشته باشد.
شاید غم وغصه‏اى به دل داشته باشد ، شاید بیمار باشد.شاید در اثر بى‏توجهى و عدم‏اظهار محبت ‏شوهرش، نسبت‏به زندگى دلسرد شده باشد.
آقاى محترم!
دست از سوءظن ‏بردار.مانند یك قاضى با انصاف در محكمه داورى بنشین و ادله و شواهد احیانا خیانت همسرت را با دقت و انصاف بررسى كن و مقدار دلالت آنها رابسنج و ببین آیا قطعى هستند یا ظنى یا احتمالى؟
من نمی گویم بى‏غیرت باش بلكه می گویم:
به هر دلیلى به‏مقدار دلالتش ترتیب اثر بده نه زیادتر.چرا براى بعضى توهمات بیجا و شواهد پوچ زندگى را به خودت و خانواده‏ات تنگ می كنى؟ اگر كسى باهمین قبیل شواهد خیالى خودت را متهم سازد چه حالى پیدا می كنى؟ چراانصاف و وجدان ندارى؟
مواظب‏باش در غیر موضع غیرت، غیرت به خرج ندهى.زیرا این عمل افراد صحیح‏را به سوى فساد و افراد پاكدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت .
چرا آبروى خودت و همسرت را میریزى؟
حضرت على علیه السلام به فرزندش امام حسن فرمود: مواظب ‏باش در غیر موضع غیرت، غیرت به خرج ندهى. زیرا این عمل افراد صحیح‏را به سوى فساد و افراد پاكدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت (2) .
اگر نسبت‏به همسرت بدبین هستى مطلب را با هر كس در میان‏نگذار زیرا ممكن است در اثر دشمنى یا نادانى یا تظاهر به خیرخواهى،بدون دقت و بررسى،عقیده ی تو را تایید نمایند بلكه شواهد بى‏اساس دیگرى‏را بدان بیفزایند و سوءظنت را به مرحله یقین برسانند و بدین وسیله دنیا وآخرتت را تباه سازند.
اگر خواستى از راهنماییهاى دیگران استفاده كنى بادوستان عاقل و با تجربه و خیرخواه و عاقبت‏اندیش مشورت كن.بهتر ازهمه این كه نسبت‏به هر یك از اعمال و رفتار همسرت بدبین هستى مطلب را با صراحت با خودش در میان بگذار و توضیح بخواه.لیكن منظورت‏این نباشد كه مطلب را به اثبات برسانى.

پی نوشت :


1-سوره حجرات آیه 12.
2-بحار جلد 103 ص 252

 

تفاوت افسردگی در زنان و مردان

تفاوت افسردگی در زنان و مردان
پیشینیان،” افسرده جانی “ را یک مرض زنانه می پنداشته . ممكن است این باور دیرین ، برخی مردم را از تشخیص نشانه ها و انتخاب روش درمانی مناسب باز دارد.
در واقع، افسرده دلی، هر دو جنس زن و مرد را مبتلا می سازد، پیوندها را می گسلد و مانع كار و فعالیت های روزانه آن ها می شود. علایم شوریده حالی در آنان همسان است، و به طرز متفاوتی بیان می شود.
شایع ترین نشانه های افسرده دلی عبارتند از:
اعتماد به نفس اندك،
اندیشه ی خودكشی،
بی میلی به تلاش های معمولاً دلپذیر،
خستگی،
تغییر اشتها،
آشفتگی خواب،
بی احساسی و مشكلات جنسی مشتمل بر كاهش تمایل به آن.
بنا به دلایل متعدد، معمولاً علامت های افسردگی مردها را نمی توان باز شناخت. مردان ناراحتی های خویش را انكار می كنند، زیرا تصور همگان بر این است كه اینان جنس قوی تری هستند.
بیان احساس، عمدتاً جزء خصلت زنان شمرده می شود. در نتیجه مردان به جای این كه نشانه های وابسته به هیجانات را بر زبان جاری سازند، به احتمال زیاد از علایم جسمی افسردگی شان، هم چون احساس خستگی سخن می رانند. افسرده حالی در تمایل جنسی و عمل كرد آن اثر می نهد. مردها غالباً نمی خواهند كاستی های قوای جنسی خود را بپذیرند و به اشتباه حس می كنند كه اشكالات موجود از این بابت، به جنسیت آنان بستگی د ارد، به خصوص زمانی كه با یك اختلال پزشكی رو به رو می شوند.
نشانه های آشكار افسردگی زنانه را بهتر از افسردگی مردانه می توان دریافت، مردها كمتر علامت های ویژه ی دل افسردگی همانند گریه، اندوه باری و بی میلی به كارهای دلنشین قبلی را بیان داشته، یا به طور زبانی افكار مربوط به خودكشی را به گوش مخاطب می رسانند. در عوض مردها به احتمال زیاد احساسات شان را پنهان می كنند، لكن ممكن است تحریك پذیرتر و پرخاشگرتر باشند.
بنابه همین دلایل، بسیاری از مردان و نیز پزشكان و سایر كارشناسان و مراقبان بهداشت از تشخیص بیماری افسردگی درمی مانند. برخی از متخصصان بهداشت روانی نظر بر این دارند كه اگر نشانه های افسرده تنی گسترش می یافت و شامل خشم، سرزنش و ناسزاگری می شد، امكان تشخیص افسردگی مردان میسر می شد .
افسرده حالی مردها، پیامدهای فراوانی دارد. براساس گزارش مركز پیشگیری و مهار بیماری ها، سی دی سی ـ واقع احتمال خودكشی مردان آمریكایی چهار برابر بیش از زنان این سرزمین است.این آمار تكان دهنده حكایت از آن دارد كه 80% كسانی كه به این عمل مبادرت می ورزند، مردان هستند. هرچند شمار زنانی كه در این وادی گام می نهند كم نیست، ولی بیشتر مردها هستند كه به این وسیله به زندگی شان پایان می دهند. شاید علت این باشد كه مردان برای پرداختن به چنین عملی، به شیوه های خطرناك دست می زنند یعنی مثلاً به جای مصرف زیاده تر از حد دارو ، به كاربرد سلاح متوسل می شوند.

و اما چرا افسردگی مردان متفاوت است؟


آگاهی از طرز پرورش و رفتار مردها در جامعه، در تشخیص و مداوای افسردگی شان اهمیت به سزایی دارد. پریشان حالی اینان اغلب از انتظارات فرهنگی شان سرچشمه می گیرد. همه می پندارند كه مردان كامیاب اند. آن ها باید جلوی هیجانات خود را بگیرند و تحت نظر باشند. این گونه فرهنگ قادر است برخی از علایم واقعی افسردگی را پنهان ساخته و در عوض پرخاشگری و خشم را (كه رفتار پسندیده تر به نظر می آید) پیشه كنند.
افزون بر این، معمولاً برای مردها، از عهده ی نشانه های افسردگی برآمدن، طاقت فرساست. ایشان ترجیح می دهند كه با علایمی از این دست، مردانه برخورد كنند. این نگرش، هنوز بر بسیاری از نهادهای مرد سالار نظیر ارتش و ورزش حكم فرماست. در محیط های ارتشی و ورزشی به مردها می آموزند كه سختی و پایداری به مفهوم برتافتن و كنار آمدن با درد جسمی بوده و تسلیم پریشانی عاطفی شدن، جزء محرمات است. مردها به جای یاری جویی كه به زعم آنان، نمایانگر ضعف و زبونی است، بیشتر به خودكشی روی می آورند تا، به این خیال خام بر افسردگی چیره شوند.

آیا افسردگی مردان، درمان پذیرست؟


افزون بر 80% مردان و زنان افسرده خاطر را می توان به طور موفقیت آمیزی با داروهای ضد افسردگی و روان درمانی یا توأماً معالجه كرد.

تأثیر مصیبت و داغدیدگی در افسردگی


برداشت مردان از مرگ، با زنان متفاوت است. امكان دارد این موضوع به باور آنان مربوط باشد كه می پندارند باید در صورت بروز مصیبت دل قوی داشته باشند و دیگر این كه هیجان نمایی، نشانه ی ضعف و ناتوانی است.
مردها تمایل دارند مسئولیت كامل داغدیدگی را به عهده گیرند و غم و اندوه شان را فرو نشانند، پژوهش ها حاكی از آنند كه این سركوبی و پنهان سازی زمان غمناكی را افزون ساخته و به عوارضی مانند تشدید غضبناكی، پرخاشجویی و سوی استعمال موادمخدر می انجامد. نشانه های جسمی احتمالاً شامل افزایش میزان كلسترول، زخم ها، پرفشاری خون و پریشان احوالی است. از آن جا كه بسیاری از مردان در بیان آشكار احساسات شان ناتوانند، بنابراین با پرداختن به فعالیت های بیشتر مثل اضافه كاری كردن یا به سفرهای كاری رفتن، می توانند اوقات زندگی خود را سپری كنند.
ایشان ممكن است به رفتارهای مخاطره جویانه هم چون ورزش های خطرناك دست برنند. پاره ای رفتارهای اعتیادآور چون باده نوشی یا سوی مصرف موادمخدر، در نتیجه ی اندوه نهان، شدت می یابند.
منبع: www.motaharfamily.com

جور دیگر باید دید

جور دیگر باید دید
در این مقاله قصد داریم تا شما را با چندین نكته از زندگی مردان آشنا كنیم.
مردان از قبول بسیاری از رفتارهای خود گاهی سر باز می‌زنند و حتی تعبیر و تفسیر این‌گونه برخوردها و بازتاب‌ها در مقابل همسرانشان، اندكی برایشان سخت و دشوار جلوه‌گر می‌شود! حال چطور می‌توان مردان را مجاب ساخت تا بپذیرند آن چه را كه نمی‌دانند و یا نمی‌خواهند كه بدانند، و این مقوله‌ای است كه همیشه ذهن همسران این مردها را به خود معطوف داشته است. یقینا پذیرفتن برخی رفتارهای غیراصولی و غیرعلمی مردان، می‌تواند به آنان در جهت داشتن یك رابطه زناشویی زیباتر كمك نماید. اما یكی از پرسش‌هایی كه می‌تواند در این راستا مطرح شود، این است كه چرا مردها از اشتباه كردن بیزار و گریزانند؟
زنان باید كاملا دقت كنند كه هنگام گفتگو درباره مشكلات و مسائل «احساس اشتباه را در مردان» به وجود نیاورند.
برای این‌كه پی ببریم چرا مردان از اشتباه كردن بیزار و گریزانند باید به یك واقعیت مهم و اساسی اشاره كنیم و آن این است كه وقتی مردی اشتباهی را مرتكب می‌شود، احساس گناه می‌كند، زیرا پی می‌برد كه نتوانسته، آن طور كه باید، كارش را به خوبی و درستی به انجام برساند. اما آن چه در این بین مهم است این‌كه گفتن واژه متاسفم یا ببخشید یا پوزش می‌خواهم، برای این مردان بسیار سخت و دشوار است! به عبارت دیگر، عنوان كردن متاسفم به معنای پذیرفتن اشتباه و پذیرفتن اشتباه به معنای شكست آنان تلقی می‌شود! این نگرشی است كه مردان برای خود در ذهن خویش خلق کرده‌اند. برای حل این مشكل زنان باید كاملا دقت كنند كه هنگام گفتگو درباره مشكلات و مسائل «احساس اشتباه را در مردان» به وجود نیاورند. باید به این نكته توجه كنید كه مردان از این‌كه مورد سرزنش و انتقاد قرار بگیرند، بیزارند. مرد به زنی نیاز دارد كه اشتباهاتش را به روی او نیاورد!
چنین زنی او را یاری و كمك می‌كند و مرد متوجه می‌شود كه جایگاه ویژه‌ای در نزد همسرش دارد، زن می‌خواهد مرد مورد علاقه‌اش در انجام برخی كارها كمكش كند، اما تصور مرد بر این است كه شاید من توانایی انجام چنین كاری را ندارم! بنابراین معمولا مرد اشتباهات خود را نخواهد پذیرفت، چون فكر می‌كند با پذیرفتن و قبول كردن اشتباه خود، همسرش دیگر او را دوست نخواهد داشت. اما واقعیت امر این است كه زن، مردی را بیشتر دوست دارد كه اشتباهاتش را می‌پذیرد و به آنها پی می‌برد.
یكی دیگر از پرسش‌هایی كه معمولا برای خانم‌ها مطرح می‌شود، این است كه چرا مردها از نصیحت بیزارند؟
اساسا مرد نیاز دارد احساس كند كه از عهده حل گرفتاری‌ها و مشكلاتش برمی‌آید. برای مرد بحث درباره مشكل فردی با دیگران به معنای تحمیل باری بر دوش آنهاست! او حتی بهترین دوستش را با طرح مشكل خود به دردسر نمی‌اندازد، مگر این‌كه فكر كند، دوستش راه حل بهتری دارد.
عنوان كردن متاسفم برای برخی مردان به معنای پذیرفتن اشتباه و پذیرفتن اشتباه به معنای شكست آنان تلقی می‌شود!

توصیه مهم به خانم‌ها


هرگز تا زمانی كه مرد (شوهرتان) تقاضا نكرده، او را نصیحت نكنید. به او بگویید كه به توانایی او در حل مسایل و مشكلاتش اطمینان كامل دارید! این مسأله مطابق همان نیاز مرد است که می خواهد مورد تایید قرار بگیرد.
وقتی زن تلاش می‌كند تا مرد را وادار به صحبت درباره احساس یا مشكلش كند، یقینا مقاومت از جانب مرد دو دلیل می‌تواند داشته باشد:
1- مرد چنین برخوردی را از سوی همسرش انتقاد و سرزنش برای خود تلقی می‌كند.
2- مرد تصور می‌كند كه زنش او را فردی ناتوان شمرده و می‌خواهد راه‌حل بهتری به او ارایه نماید.
در واقع هدف زن، كمك به مرد برای رسیدن به احساسی بهتر می‌باشد. برای زن نصیحت كردن، نوعی ایجاد اعتماد و اطمینان در رابطه زناشویی است و به عنوان نشانه‌ای از ضعف و سستی مرد تلقی نمی‌شود. بنابراین با توجه به آن چه گفته شد لازم است تا آن دسته از آقایان که این گونه می اندیشند تغییراتی را در نوع نگرش و تفکرات خود بوجود آورند. بدون شك همه زنان دوست دارند كه رابطه خوب و خوشایندی با مردان خود خلق كنند و بتوانند از آن لذت ببرند، نه این‌كه خواستار پیدایش یك رابطه نامعقول و آزاردهنده باشند. هرگز تا زمانی كه مرد (شوهرتان) تقاضا نكرده، او را نصیحت نكنید. به او بگویید كه به توانایی او در حل مسایل و مشكلاتش اطمینان كامل دارید!

و كلام آخر این‌كه:


اگر مردان در تنهایی خویش اندكی تفکر کنند، پی خواهند برد كه آن چه همسرانشان از آنان می‌خواهند دلیل بر این نیست كه آنان دچار ایراد و یا اشكالی هستند. تداوم و ماندگاری یك رابطه زناشویی پایدار در كنار یكدیگر شكل خواهد گرفت و زن و مرد به عنوان یك زوج در سایه‌سار عشق، همدلی، محبت، وفاداری و صداقت به دور از هرگونه حسادت و انتقاد، خواهند توانست روزهایی سرشار از شادكامی و صمیمیت را با هم سپری سازند و خاطرات خوب با هم بودن در افكار و زندگیشان نقش ببندد و جاویدان بماند.
«زندگی یعنی: تقسیم دل‌تنگی‌های همیشه و هنوز با هم و برای هم».
منبع: فصل نامه خانواده سبز

چگونه مي توانيد براي همسرتان شوهري ايده آل باشيد؟

چگونه مي توانيد براي همسرتان شوهري ايده آل باشيد؟

يکي از مهارتهاي اجتماعي در بهتر زيستن ما که نقش اساسي در خانواده داشته و به عهده مردان مي باشد، شوهر خوب بودن براي همسر مي باشد. زندگي شغلي شما آقايان ارتباط مستقيمي با زندگي شخصي و خصوصيات دارد. هر چه در خانه شادتر باشيد و ارتباط بهتري با همسرتان داشته باشيد، انرژي بيشتري داريد تا صرف کارتان کنيد. ارتباط غلط با همسرتان، نيرويي را که براي موفق شدن در کارتان لازم است از وجودتان دور مي کند و شما احساس مي کنيد که دست به هر کاري مي زنيد و وارد هر شغلي که مي شويد دچار شکست مي گرديد. عقيده بر اين است که براي بهتر زيستن در کانون گرم خانواده و ارتباطات اجتماعي در بين افراد خانواده بيشترين نقش را آقايان دارند. به همين خاطر لازم است آقايان با توجه به مشغله هاي فراوان در محيط خارج از خانه، فشار روحي براي کار بيشتر، توصيه زير را براي بهتر بودن و بهتر زيستن به کار برند.
شوهران دوست دارند بدانند که چگونه مي توانند خانه شان را نسبت به خودشان متعهد و علاقه مند نگه دارند. با رشد آگاهي شماست که متوجه مي شويد نيازها و خواسته هاي زنان ممکن است با شما متفاوت باشد. با ياد گرفتن و اجراي فنون زير شما داراي همسري شاد و دوست داشتني، حامي، علاقمند و وفادار مي گرديد و تغييرات معجزه آسايي را در زندگيتان پديد مي آوريد.

1. همسرتان را با افراد ديگر مقايسه نکنيد:


هيچ زماني همسرتان را با ديگري، به ويژه نزديکانتان مقايسه نکنيد.
با اين اعمال، شما عدم امنيت را در جايي که نبايد باشد، ايجاد مي کنيد. به طور مثال مردي که مي خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوي دردسر مي رود. به خاطر داشته باشيد همسرتان مي خواهد در زندگي شما مقدم ترين فرد باشد. وقتي شما الگويي را مثال مي زنيد مانند مادرتان، همسرقبلي تان، دخترخاله تان، آن طور احساس کردن براي او خيلي سخت است، او باور مي کند که بايد دقيقا عين آن الگو عمل کند و از آن پيروي کند. هر زني دوست دارد بابت توانايي هاي خودش مورد تحسين قرار گيرد. به او اجازه دهيد همان زن شايسته اي باشد که هست.

2. عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنيد:


زنان هميشه انتظار دارند که شوهرشان عشقشان را به صورت محسوس و ملموس نشان دهند. در واقع، عشق را هر روز و از راههاي کوتاه بايد بر زبان آورد و نشان داد. خريد هديه هاي کوچک و تقديم آن به شکلي خوشايند مي تواند جالب و زيبا باشد. مثلا شما مي توانيد يک بسته شکلات بزرگ بخريد و به آن يادداشتي ضميمه کنيد، بدين مضمون، «تقديم به همسر بي نظيرم که هميشه به من خوبي و عشق مي دهد». هديه هايي که خانم ها دوست دارند شوهرشان به آن ها تقديم کند بدين قرارند: گل، کارت پستالهاي زيبا، همراه با نامهاي با دست خط خودتان، عطر، جوهرات، مجسمه هاي زيبا، کيف، لباس، بسته هاي شکلات و غيره. اگر امکان پيچيدن هديه هست، حتما آن را با کادوهاي رنگي زيبا بسته بندي کنيد.
منبع: کتاب مهارتهاي زندگي